Modern.az

واردانیانا روزنامه نگار آذربایجانی نامه ای نوشت

مورد توجه

11 فوریه 2026, 12:36

وردانیان، نمی‌دانم نامه‌ام را با چه کلمه‌ای آغاز کنم. سلام دادن و احوالپرسی کردن رسم ماست.
وقتی می‌خواهی حال تو را بپرسی، فکر آدم خشک می‌شود، نمی‌تواند این کلمه را به زبان بیاورد.

ما آذربایجانی‌ها رسم دیگری هم داریم، صرف نظر از هویت فرد، به کسی که در زندان است می‌گویند: «خدا درهایش را باز کند.» حتی اگر دشمن باشد، گفتن این جمله را وظیفه خود می‌دانند. این از بزرگی ملت ما و توانایی دیدن انسان به عنوان انسان نشأت می‌گیرد.

اما وقتی نوبت به تو می‌رسد، آن دعا بر لب‌ها یخ می‌زند، زیرا وقتی نام خدا را می‌بری، باید از بنده‌ای که او آفریده است سخن بگویی.

اگر دشمن بودی، تو را به عنوان دشمن می‌پذیرفتم و باز هم آن کلمات را می‌گفتم. تو در جلد انسان، وحشی‌ای گرگ‌صفت هستی. تو از معماران اشغالگری، نامت را همچون نماد ویرانی بر خرابه‌ها نوشته‌ای.

نمی‌دانم به یاد داری یا نه، در طول جنگ ۴۴ روزه میهن، مرا در پلتفرم X خود مسدود کرده بودی. شاید خودت این کار را نکرده بودی، شاید کسانی که رسانه‌های اجتماعی را مدیریت می‌کردند این کار را کرده بودند، اما قطعاً خبر داشتی.
زیرا تو از سؤال می‌ترسیدی. من با زبان انسان و واقعیت از تو سؤال می‌پرسیدم. اما تو زبان قدرت، پول و دستکاری را می‌دانستی. به همین دلیل سعی می‌کردی جایی را که حقیقت در آن به صدا درمی‌آمد، ساکت کنی.

1499130
اکنون خودت در دادگاه زمان بر کرسی نشسته‌ای و بهای کارهایت را می‌پردازی.
آیا حس کردی، آیا پذیرفتی که تاریخ ممکن است به تأخیر بیفتد، عدالت ممکن است کند باشد، اما حق الهی در نهایت حرف خود را می‌زند...

وقتی شنیدم در جریان محاکمه از محمد فضولی و حسین جاوید شعر خواندی، دلم به درد آمد. به زبان آوردن نام آن نوابغ کار تو نیست.
باید آنها را از قبل می‌خواندی. دیر شده است، وردانیان... خیلی دیر شده است...

برای خواندن فضولی، باید فریاد خاک را شنید. برای درک جاوید، باید جرأت رویارویی با شیطان درون انسان را داشت.
اما تو وطن آن نوابغ را ویران کرده‌ای و سپس می‌خواهی به ابیات آنها پناه ببری. حیله‌ات کارساز نیست، وردانیان...
آیا قطعه «پادشاه ملک» فضولی را هم خواندی، وردانیان؟ آیا در آنجا کسی را با تفکر فئودالی و حریص ثروت دیدی؟ آیا فهمیدی که آن شخص تو هستی.
 
آیا با خواندن این ابیات فهمیدی که وقتی حق می‌آید، نه لشکری می‌ماند و نه
کشوری؟

آیا فهمیدی که جنگ‌های ناعادلانه خوشبختی نمی‌آورند؟ برای تو هم نیاورد، وردانیان...

سی سال راه خانه مرا بستید.
سی سال حسرت کوه‌های کلبجر را کشیدیم.
سی سال صدای پای ما در خیابان‌های شوشا شنیده نشد.
سی سال پرچم بیگانه در خانکندی به اهتزاز درآمد.
من ۳۰ سال به عنوان روزنامه‌نگار می‌نوشتم، اما در درونم ناله کودکی آواره زندگی می‌کرد.

در سال ۲۰۲۰، تاریخ دوباره نوشته شد...

ملت آذربایجان با گرد هم آمدن و تحت رهبری رهبر خود، سرزمین‌هایش را از اشغال آزاد کرد...
تو و امثال تو باید به موقع می‌فهمیدید که ملت آذربایجان هرگز سرزمین خود را به کسی هدیه نخواهد داد.
این سرزمین‌ها با خون شهدا عجین شده‌اند، وردانیان...
این سرزمین با دعای مادران محافظت شده است، وردانیان...
 
آیا «ابلیس» حسین جاوید را خواندی، وردانیان؟ آیا در آنجا دیدی که خالق جنگ شیطان نیست، بلکه نفس انسان است؟ آیا پاسخی برای سؤال «ابلیس کجاست؟» پیدا کردی؟ آیا فهمیدی که آن ابلیس در درون تو، در طمع تو بود...
 
شاید فضولی و جاویدی که اکنون می‌خوانی، پشیمانی دیرهنگامی برایت آورده‌اند. شاید سایه سیاه نام خودت را در میان ابیات دیده‌ای. اما دیوارهای خانه‌های ویران شده با شعر بازسازی نمی‌شوند. اذان از مناره‌های مساجد سوخته با نقل قول‌ها بلند نمی‌شود.

وردانیان، مجازاتی که به تو داده خواهد شد را حقوقدانان تعیین خواهند کرد. قانون سخن خواهد گفت، دادگاه حکم صادر خواهد کرد.
اما من می‌خواهم مجازات تو کاملاً متفاوت باشد.  
تو و دوستانت را باید به سرزمین‌های آزاد شده برد.
باید خانه‌هایی را که سوزانده‌اید به شما نشان داد.
باید شما را در مقابل قبرهایی که ویران کرده‌اید، نگه داشت.
باید شما را در محل آثار تاریخی-فرهنگی ملتی که به خاکستر تبدیل کرده‌اید، نگه داشت.
سپس باید به تو و دوستانت شهرهای بازسازی شده، روستاها و آذربایجانی‌هایی را که به خانه‌های خود در قره‌باغ و زنگزور شرقی بازگشته‌اند، نشان داد.
باید به شما موسیقی نواخته شده در شوشا را شناند.
باید به شما شادی کودکان مدرسه‌رو در خانکندی را حساند.
باید به شما اشک‌های خانواده‌هایی را که به خانه‌هایشان در کلبجر بازگشته‌اند، نشان داد.
باید شما را تمام عمر در آن سرزمین‌ها گرداند تا با اعمال خود روبرو شوید. باید چنین مجازاتی به شما داد.

دنیا در حال تغییر است. کسانی که تو را تحریک کرده و به خانکندی فرستادند، اکنون در باتلاق‌های اوکراین دست و پا می‌زنند. نقشه سیاست هر روز دوباره ترسیم می‌شود.

ای وردانیان، کاش «پادشاه ملک» را به موقع می‌خواندی، «ابلیس» را به موقع درک می‌کردی.

و من، به عنوان یک روزنامه‌نگار که روستایش سی سال تحت اشغال بود و خانه‌اش با خاک یکسان شد، می‌نویسم. اکنون پاسخی برای سؤالاتی که قبلاً از تو پرسیدم نمی‌خواهم. سؤالاتی که در پاسخ به آنها مرا در پلتفرم X خود مسدود کرده بودی.


وردانیان، حکم نهایی دادگاه که به تو داده خواهد شد، هنوز اعلام نشده است.
اما به نظر من، این حکم را تاریخ از پیش صادر کرده است. آن حکم نام تو را به عنوان نماد ویرانی در تاریخ ثبت کرده است.
حکم تاریخ هرگز پاک نمی‌شود.

ضمناً، این را هم بدان... بدان که بنای یادبود به اصطلاح «نسل‌کشی ارامنه» نیز دیگر وجود نخواهد داشت.
روز گذشته، جیمز دیوید ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا که به ایروان آمده بود، عکسی مربوط به آن بنای یادبود را در حساب کاربری خود در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت.
سپس آن عکس را حذف کرد.
آیا پیام سیاسی این را فهمیدی، اگر نفهمیدی، من توضیح می‌دهم..
آن بنای یادبود که بر پایه دروغ بنا شده است نیز دقیقاً سرنوشت تو را خواهد داشت.

Youtube
Kanalımıza abunə olmağı unutmayın!
Keçid et
Xameneiyə qarşı gizli plan - Şok detallar üzə çıxdı