Modern.az

نسل‌کشی 31 مارس در قلم نویسندگان مهاجر

نسل‌کشی 31 مارس در قلم نویسندگان مهاجر

مورد توجه

31 مارس 2026, 17:52

بانی، نوه مهاجر میلیونر آذربایجانی، چه چیزی او را نیمه‌شب وحشت‌زده کرد و واداشت تا شب را در خانه همسایه بگذراند؟

«...برق قطع شده بود، خانه و شهر در تاریکی عمیقی فرو رفته بود. این تاریکی را گلوله‌های سوت‌کشان که معلوم نبود از کجا شلیک می‌شوند، می‌شکافتند. از دور صدای تیراندازی مسلسل نیز شنیده می‌شد. ما هر لحظه انتظار داشتیم که «داشناق‌ها» (نام حزب ملی‌گرای ارمنی چنین بود) به خانه بریزند، خانه‌مان را ویران کنند و ما را نیز قتل‌عام کنند. تلفن نیز قطع شده بود، اطراف خانه‌مان به جزیره‌ای پر از خطر شباهت داشت.»

این سطور هیجان‌انگیز از رمان «روزهای قفقاز» اثر ام‌البنون (نام ادبی: بانی)، نوه میلیونرهای مشهور آذربایجانی، شمسی اسدالله‌یف و موسی ناغی‌یف، و دختر میرزا اسدالله‌یف، یکی از وزرای جمهوری دموکراتیک آذربایجان و میلیونر، است که در سال ۱۹۴۶ در پاریس منتشر شد. بانی در رمان خودزندگی‌نامه‌اش با درد عمیقی به یاد می‌آورد که با طلوع صبح، از پنجره خانه‌ای که در همسایگی پنهان شده بودند، شاهد غارت ارامنه بوده است، خانه‌شان نیز توسط ارامنه غارت شده بود و تمام وسایل خانه – از چنگال و قاشق گرفته تا فرش و قالیچه، شمعدان‌ها، لباس‌ها و حتی اسباب‌بازی‌های مورد علاقه‌اش – با کامیون بارگیری می‌شدند و او با اندوه این صحنه را تماشا می‌کرد. بانی، نویسنده فرانسوی آذربایجانی‌تبار، در رمان «نامی» (۱۹۴۲) نیز به وحشیگری‌های ارامنه که در سال ۱۹۱۸ در باکو رخ داد، می‌پردازد. نامی در دفتر خاطرات خود می‌نویسد که هدف ارامنه ایجاد هرج‌ومرج و استفاده از آن برای قتل‌عام آذربایجانی‌ها بود. یادداشت‌های نامی در دفتر خاطراتش این صحت را تأیید می‌کند: «هنوز دقیقاً معلوم نبود که گروه‌های مسلح ارمنی هستند یا بلشویک‌ها، شاید هم هر دو می‌توانستند در هر لحظه وارد خانه شوند.» این سخنان علاوه بر بازتاب تصویر واقعی آن دوره، از بسیاری مسائل خبر می‌دهد و نشان می‌دهد که روس‌ها نیز در سازماندهی این حوادث دست داشته‌اند.

    لازم به ذکر است که بازتاب هنری و ژورنالیستی فاجعه ۳۱ مارس همواره از موضوعاتی بوده که مهاجران به آن توجه ویژه‌ای داشته‌اند. در مجله «آذربایجان» که توسط انجمن فرهنگی آذربایجان در سال ۱۹۵۲ در آنکارا منتشر شد، مقالات منظمی درباره ماهیت حوادث، دلایل وقوع و نتایج وحشتناک آن‌ها ارائه و مطالب تحقیقاتی منتشر گردید. یکی از فعال‌ترین نویسندگان در این زمینه نیز میرزا بالا محمدزاده بود. مقاله مفصل میرزا بالا محمدزاده با عنوان «به مناسبت چهلمین سالگرد اعلام استقلال کشورهای قفقاز» که در شماره‌های ۲ و ۳ مجله در ماه‌های مه و ژوئن ۱۹۵۸ منتشر شد، از نظر بازتاب واقعی حوادث تاریخی، اهمیت تاریخی زیادی دارد. م. ب. محمدزاده با ارائه توصیفی واقعی از وحشیگری‌های ارامنه در مقاله خود می‌نویسد که پس از این قتل‌عام، تخریب و غارت که به شهادت ده‌ها هزار ترک منجر شد، در دولت ۱۱ نفره شورای باکو که در ۲۵ آوریل تشکیل شد، ۵ ارمنی، ۳ روس، ۱ گرجی و تنها ۲ آذربایجانی حضور داشتند که یکی از آن‌ها بلشویک بود. در پایان مقاله که نویسنده با استناد به منابع تاریخی نوشته است، ذکر شده است که: «پس از فروپاشی کنفدراسیون قفقاز، آذربایجانی‌ها در تاریخ ۴ ژوئن ۱۹۱۸ با ترکیه قراردادی امضا کردند و به لطف کمک نظامی که طبق ماده ۴ این قرارداد دریافت کردند، دشمنی را که تا دروازه‌های گنجه پیشروی کرده بود، به عقب راندند و موفق شدند جنگ خونین را که از آوریل تا ۱۵ سپتامبر ادامه داشت، با پیروزی به پایان برسانند. این پیروزی آذربایجانی‌ها، تمام قفقاز را از قرار گرفتن در معرض وحشیگری شوروی نجات داد.»

     مجله «آذربایجان» که در آنکارا منتشر می‌شد، همواره در صفحات خود جایگاه ویژه‌ای به فاجعه ۳۱ مارس اختصاص داده و مطالب و عکس‌هایی مربوط به نسل‌کشی منتشر کرده است. هدف اصلی، نیت و مقصود مقالات و عکس‌های منتشر شده در مجله، انتقال این فاجعه به نسل‌های آینده، عبرت گرفتن از نتایج آن و آگاه‌سازی نسل‌های آتی بود.

     در شماره ۳۱ روزنامه «استقلال» که در تاریخ ۱ آوریل ۱۹۳۳ در برلین منتشر شد، دو مقاله مفصل با موضوع نسل‌کشی به چاپ رسید: «پانزدهمین سالگرد یک قتل‌عام» و «۳۱ مارس». نویسنده مقاله «پانزدهمین سالگرد یک قتل‌عام»، میرزا بالا محمدزاده، فجایعی را که ارامنه در سال ۱۹۱۸ با تحریک و کمک بلشویک‌ها در باکو و سایر مناطق آذربایجان مرتکب شدند، با رنگ‌های واقع‌گرایانه به تصویر می‌کشد: «با این قتل‌عام، در عرض ۳ روز خون ۱۵ هزار آذربایجانی بی‌گناه ریخته شد، اموال و خانه‌ها با خاک یکسان گشت و همه جا غرق در خون بود. تمام ۳ روز و ۳ شب، بمب و خمپاره از زمین، آسمان و دریا بر باکو بارید. این قتل‌عام به باکو محدود نشد، «قهرمانان طلایی» شاومیان، آواکیان، آراکلیان، آمازارس و لالایان، به تعبیر خودشان، پس از «شکستن جبهه باکو ترکیه»، به سمت شمال – قوبا، غرب – شیروان و جنوب – مغان و لنکران حرکت کرده و ده‌ها هزار آذربایجانی را از دم تیغ گذراندند. جمهوری آذربایجان شرقی سراسر در آتش می‌سوخت. در شماخی، امیروف، در سالیان، مغان، لنکران و آستارا، لالایف و گروه‌هایشان «خانه به خانه می‌گشتند و بی‌شرمانه‌ترین اعمال را مرتکب می‌شدند، مردم را از دم تیغ می‌گذراندند و زنان و دختران را شکنجه می‌کردند.»

      در همان شماره «استقلال»، مقاله دیگری با عنوان «۳۱ مارس» که با امضای «و. نوح اوغلو» ارائه شده بود، در روشن ساختن ماهیت نسل‌کشی مارس که توسط ارامنه انجام شد و در درک وقایع آن دوره، اهمیت زیادی دارد: «در ۲۲ مارس ۱۹۱۸، سالن باشکوه ساختمان «اسماعیلیه» باکو با صدای موسیقی ملی، رقص، قهقهه و شادی می‌لرزید... ملت در حال استقبال از عید نوروز بود. اما یک هفته بعد، در ۳۱ مارس، آن ساختمان تاریخی، این کاخ کهن که محل استقرار تمامی انجمن‌ها و سازمان‌های سیاسی، علمی، ادبی، هنری، اقتصادی و اجتماعی آذربایجان، کتابخانه‌ها، قرائت‌خانه‌ها و یتیم‌خانه‌ها بود، به صورت جسمی خشکیده در ماتم فرو رفته بود. به آتش کشیده شده بود. تنها «اسماعیلیه» نبود که به آتش کشیده شد: تمامی چاپخانه‌ها، ادارات مطبوعاتی، ساختمان‌های تئاتر ملی، مدارس، بیمارستان‌ها، مساجد و مؤسسات ملی-فرهنگی متعلق به ترک‌ها با خاک یکسان شده بودند.»

     
     برای افزایش تأثیرگذاری نوشته، نویسنده به خاطرات خارجیانی که در آن دوره در باکو کار می‌کردند و شاهد این فاجعه بودند، رجوع می‌کند. نوشته‌های یک خارجی به نام م. کولکا را نمی‌توان با آرامش خواند: «سربازان ارمنی وارد محله‌های مسلمان‌نشین شده، مردم را می‌کشتند، با شمشیر تکه‌تکه می‌کردند، با سرنیزه سوراخ‌سوراخ می‌کردند، کودکان را به داخل آتش می‌انداختند و زنده زنده می‌سوزاندند، و نوزادان شیرخوار سه چهار روزه را به سرنیزه‌های خود می‌آویختند.»

      م. کولکا، خارجی‌ای که وحشیگری ارامنه را با چشمان خود دیده بود، اشاره می‌کند که ارامنه موهای زنان مسلمانی را که نکشته بودند، به هم می‌بستند و آن‌ها را برهنه در خیابان‌ها می‌کشیدند، با قنداق تفنگ به بدنشان ضربه می‌زدند، کودکان را بی‌رحمانه می‌کشتند و بدون رحم به هیچ‌کس، خشونت‌های وحشتناکی مرتکب می‌شدند: «یک نوزاد آذربایجانی دوست‌داشتنی مانند فرشته به دیوار باکو میخکوب شده بود. میخ درست بالای قلب نوزاد فرو رفته بود؛ توده‌ای از اجساد کودکان دختر و پسر، بر روی آن‌ها سگ‌های چوپان بزرگ، یکی از آن‌ها نوزادی معصوم را می‌جوید، زنی برهنه در حالت مرده بر زمین افتاده بود و توله‌ای پستان‌های خشکیده این جسد مرده را می‌مکید.»

       مقاله مفصل میرزا بالا محمدزاده، یکی از نویسندگان برجسته مطبوعات مهاجر، با عنوان «به مناسبت چهلمین سالگرد اعلام استقلال کشورهای قفقاز» که در شماره‌های ۲ و ۳ مجله در ماه‌های مه و ژوئن ۱۹۵۸ منتشر شد، می‌تواند به عنوان یک اثر تحقیقاتی ارزشمند در این زمینه ارزیابی شود و از نظر بازتاب واقعی حوادث تاریخی، اهمیت تاریخی زیادی دارد.

       یکی از شخصیت‌های اصلی که موضوع نسل‌کشی ۳۱ مارس را در مطبوعات مهاجر روشن ساخت، م. ا. رسول‌زاده بود. در مقاله او با عنوان «از روزهای بزرگ ترک‌گرایی (به مناسبت ۱۵ سپتامبر)» آمده است: «۳۱ مارس ۱۹۱۸ برای مسلمانان باکو عاشورایی جدید و وطنشان کربلایی دیگر شده بود. حزب داشناکسوتیون با بلشویک‌ها متحد شده و محله‌های ترک‌نشین شهر را سه شبانه‌روز مورد قتل‌عام قرار داده و بیش از ده هزار نفر از مردم بی‌دفاع را به گلوله بست. پس از مجازات مرکز جنبش ملی آذربایجان، قتل‌عام در شماخی، قوبا، لنکران، سالیان و سایر مناطق ادامه یافت.»

      مقاله م. ا. رسول‌زاده که در سال ۱۹۲۴ با امضای «آذری» و تحت عنوان «۳۱ مارس ۱۹۱۸» منتشر شد، از نظر کسب اطلاعات گسترده‌تر و مفصل‌تر درباره قتل‌عام‌های جمعی که با قساوت خاصی توسط گروه‌های مسلح داشناک-بلشویک تحت فرمان شورای باکو در ماه‌های مارس و آوریل ۱۹۱۸ انجام شد، و همچنین از نظر درک ماهیت، دلایل وقوع و ابعاد این جنایت که با حروف خونین در تاریخ و سرنوشت ملت ما نگاشته شده است، اهمیت دارد. در این مقاله، نویسنده ۳۱ مارس را به عنوان «یکی از غم‌انگیزترین و خونین‌ترین تاریخ‌ها» که در تاریخ تشکیل جمهوری آذربایجان ثبت خواهد شد، ارزیابی می‌کند: «در آن روزها، محله‌های مسلمان‌نشین شهر توسط ارامنه «به آتش کشیده شد، بازار مسلمانان غارت گردید، مناره‌های مسجد تازه‌پیر با گلوله سوراخ‌سوراخ شد، بدن‌های برهنه زنان با سینه‌های بریده و اجساد بی‌جان نوزادان شیرخوار به خیابان‌ها انداخته شد.»

      در مقاله هم‌نامی که این روزنامه‌نگار بزرگ در سال ۱۹۲۵ منتشر کرد، اطلاعات مفصلی درباره سیاست کثیف روسیه شوروی در قفقاز در آستانه فاجعه مارس، اجرای نقشه‌های پلید س. شاومیان در باکو مطابق با دستورات و. ا. لنین، از جمله فعالیت‌های او در جهت استقرار و نگهداری تعداد زیادی از سربازان مسلح روس و ارمنی بازگشته از جبهه در شهر، و همچنین درباره جغرافیا، بی‌رحمی و نتایج قتل‌عام مارس ارائه شده است.

      یکی از مقالات م. ا. رسول‌زاده در مورد نسل‌کشی ۳۱ مارس، مقاله «مسئله ارمنی» است که با امضای «آذری» در ۱۵ مه ۱۹۲۴ در مجله «قفقاز جدید» منتشر شد. این مقاله هم از نظر شیوه برخورد با مسئله، هم از نظر ملاحظات جالب نویسنده درباره پیدایش این سیاست کثیف، ریشه‌های تاریخی آن و فرآیندی که به قتل‌عام‌های مارس منجر شد، و هم از نظر تحلیل عمیق و عینی و ارزیابی آن، جلب توجه می‌کند. م. ا. رسول‌زاده اشاره می‌کند که تاریخ و ماهیت «مسئله ارمنی» که صفحات مطبوعات را اشغال کرده است، برای همه معلوم نیست و همان‌طور که به جهان ترک آسیب رسانده، برای ارامنه نیز وسیله‌ای برای فاجعه بوده است: «یعنی تاریخ تکرار می‌شود. مهاجران ارمنی که زمانی توسط تزاریسم اسکان داده شده بودند، اکنون نیز توسط بلشویسم حمایت می‌شوند. تزاریسم تنها به ایجاد شهرک ارمنی در استان دون بسنده نکرده بود، بلکه ارمنی‌گرایی در ماورای قفقاز را نیز تقویت کرده بود. ارمنی‌های مهاجر از ترکیه را در این مناطق اسکان داده بود. ملتی که تزاریسم در قفقاز به آن تکیه می‌کرد، ارامنه بودند. رهبران سرمایه‌داری روسیه و استعمار روسیه، اشراف ارمنی و محتکران ارمنی بودند.»

      آیا نیاز است که هر سال روز نسل‌کشی ۳۱ مارس را به یاد آوریم؟ این سؤال تنها یک پاسخ دارد: تاریخ فراموشی را دوست ندارد و به شدت مجازات می‌کند!

اسمیرا اسماعیلووا،
دکترای فلسفه در رشته فیلولوژی، دانشیار

Youtube
Kanalımıza abunə olmağı unutmayın!
Keçid et
TƏCİLİ! İranda partlayış səsləri - Xameneinin yaxın adamı ÖLDÜRÜLDÜ