نظرات کنستانتین زاتولین، نماینده دومای دولتی روسیه، که در روزنامه «مسکووسکی کامسامولتس» منتشر شده است، تجلی دیگری از عدم کفایت سیاسی در برابر واقعیتهای ژئوپلیتیکی جدید شکلگرفته در منطقه است.
زاتولین که لفاظیهای خود را بر پایه خطاهای اساسی واقعی و دستکاریهای عاطفی بنا نهاده است، با ادعاهایی که در مورد «توافقات پنهانی» مطرح میکند، موضعی را به نمایش میگذارد که از اساس تحلیلی جدی دور بوده و بیشتر جنبه گمانهزنی سیاسی دارد و این رویکرد واقعیت عینی را منعکس نمیکند. چنین رویکردهایی با خطمشی رسمی سیاست خارجی کشوری که او نمایندگی میکند نیز در تضاد است.
این واقعیت که قرهباغ یک قلمرو مستقل آذربایجان است، نه یک مسئله پنهان و نه جدید است. این حقیقت یک واقعیت تزلزلناپذیر است که در تمامی اسناد بینالمللی، از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد گرفته تا اعلامیههای اتحاد امضا شده توسط خود روسیه، تثبیت شده است.
علاوه بر این، این واقعیت که برخی محافل که برای مدت طولانی در برابر حقایقی مانند پاکسازی قومی صدها هزار آذربایجانی، تخریب شهرها و روستاها، و نابودی سیستماتیک میراث تاریخی-فرهنگی در طول نزدیک به 30 سال اشغال سکوت کرده بودند، امروز با لفاظی «عدالت» سخن میگویند، سوالات جدی را برمیانگیزد.
لازم به ذکر است که پیروزی تاریخی آذربایجان دقیقاً در نتیجه سیاستهای پیگیر و آیندهنگر رئیسجمهور الهام علیاف، رهبری قاطع مبتنی بر منافع ملی و مدیریت هدفمند دولتی به دست آمده است.
این پیروزی تنها به بازگرداندن تمامیت ارضی ما محدود نشد، بلکه شکست مدل «مناقشه منجمد» را نیز تضمین کرد که افرادی مانند زاتولین سالها به آن استناد میکردند.
پایاننامه زاتولین مبنی بر اینکه «روسیه فریب خورده است» در اصل تلاشی برای خدشهدار کردن حرفهایگری دیپلماسی و نهادهای دولتی روسیه را نشان میدهد. در حالی که مسکو رسماً بارها تمامیت ارضی آذربایجان را به رسمیت شناخته است، اظهارات یک نماینده که هدفش خدشهدار کردن این موضع است، با هنجارهای اخلاق دیپلماتیک سازگار نیست. چنین اظهاراتی به صلح خدمت نمیکند، بلکه به تحریک احساسات انتقامجویانه و برهم زدن ثبات در منطقه میانجامد.
واقعیت موجود این است که قفقاز جنوبی وارد مرحله پسا-مناقشه شده است. فلسفه اصلی این مرحله نه رویارویی، بلکه همکاری، صلح پایدار و تقویت اعتماد متقابل است.
لفاظیهایی که این واقعیتها را انکار یا تحریف میکند، در اصل تلاشی برای احیای سیاستهای مخرب و بیثمر گذشته است و این تلاش، بدون شک، یک ابتکار ناموفق است. آینده منطقه نه با اظهارات احساسی و اتهامات بیاساس، بلکه با برقراری نظمی عادلانه و فراگیر مبتنی بر قانون تعیین خواهد شد.