ایران در حال حاضر یکی از عمیقترین بحرانهای ساختاری دهههای اخیر را تجربه میکند. اعتراضات گسترده از مرحله نارضایتی اجتماعی محلی فراتر رفته و به بحران مشروعیت سیاسی تبدیل شده است. این روند تنها سرنوشت داخلی ایران را تعیین نمیکند، بلکه به یکی از عوامل اصلی تعیینکننده آینده ژئوپلیتیک خاورمیانه نیز تبدیل میشود.
محرک اصلی اعتراضات در ایران، فروپاشی اقتصاد کلان است. ارزش ریال، واحد پول ملی، به پایینترین حد تاریخی خود رسیده، تورم از ۵۰ درصد فراتر رفته، و قیمت مواد غذایی، دارو و انرژی از کنترل خارج شده است. طبقه متوسط رو به زوال رفته و فقر گسترده شده است.
توازن مشروعیت موجود بین دولت و جامعه برهم خورده است. در مرحله اول، اعتراضات با مطالبات اقتصادی آغاز شد. شعارهایی مانند حقوق، یارانه، بیکاری و غیره سر داده شد. اما در مدت کوتاهی، این روند به یک بسیج سیاسی ضد سیستمی تبدیل شد. اکنون، مطالبه اصلی تغییر رژیم است.
طبیعتاً، مداخله خارجی نیز در وقایع جاری مشهود است. دونالد ترامپ، رهبر ایالات متحده، بارها اعلام کرده است که در کنار معترضان است و در صورت شلیک به آنها، به ایران حمله خواهد کرد. به نظر میرسد ایالات متحده قصد دارد ایران را تحت کنترل خود درآورد. نزدیکترین کشور متحد ایران، روسیه است. رسانهها اخباری مبنی بر پرواز تعدادی هواپیمای روسی به ایران منتشر کردهاند.
نحوه حمایت روسیه از ایران، نکته قابل توجهی است.
سرگئی مارکوف، تحلیلگر سیاسی روس، در اظهاراتی به Modern.az بیان کرد که روسیه از ایران به عنوان یک کشور دوست و شریک سیاسی حمایت میکند، اما این حمایت در وهله اول در سطح دیپلماتیک خود را نشان میدهد:
"مسکو از کشورهای غربی میخواهد که به مداخله در امور داخلی ایران پایان دهند. این موضع کاملاً با منافع ایران نیز مطابقت دارد. زیرا یکی از اصلیترین نگرانیهای تهران رسمی، دقیقاً دخالت نیروهای خارجی – به ویژه عامل ایالات متحده، کشورهای اروپایی و اسرائیل – در امور داخلی ایران، و تلاش برای سرنگونی رژیم با ایجاد ناآرامیها و شورشها در داخل کشور است.
در عین حال، این رویکرد با اصول اساسی سیاست خارجی روسیه – اصل احترام به حاکمیت دولتها – مطابقت دارد. برخی ممکن است ادعا کنند که روسیه در بحبوحه بحران اوکراین به این اصل پایبند نبوده است، اما از دیدگاه روسیه، اینگونه نیست.
روسیه همچنین آماده است تا در زمینههای حیاتی برای اقتصاد ایران، از تهران حمایت کند. اگر در ایران کمبود بنزین یا مواد غذایی ایجاد شود و این امر ثبات اقتصادی را تهدید کند، مسکو فوراً آمادگی خود را برای ارائه کمک اقتصادی اعلام میکند. به طور کلی، اقتصاد ایران یک سیستم خودکفا است. این کشور سالهاست که تحت شرایط تحریم زندگی میکند و از این نظر، یکی از موفقترین کشورها با تجربه انطباق با تحریمها محسوب میشود.
در سالهای اخیر، سیستمهایی که ایران در زمینه پهپادها ایجاد کرده، توجه ویژهای را به خود جلب کرده است. این پهپادها در روسیه نیز به طور فعال مورد استفاده قرار میگیرند و کارایی بالای خود را اثبات کردهاند. آنها به نمونهای جذاب برای بسیاری از کشورها تبدیل شدهاند."

س. مارکوف تأکید کرد که با وجود همکاریهای سیاسی و نظامی بین روسیه و ایران، هیچ اتحاد نظامی رسمی بین آنها وجود ندارد:
"در مورد همکاریهای سیاسی و نظامی، روسیه و ایران از یکدیگر حمایت میکنند، اما هیچ اتحاد نظامی رسمی بین آنها وجود ندارد. روسیه در صورت حمله نظامی مستقیم از سوی کشورهای خارجی به ایران، تعهدی برای ارائه کمک نظامی به آن ندارد. با این حال، کمکهایی که میتوان به ایران ارائه داد، میتواند حوزههای دیگری را نیز در بر گیرد.
زیرا مشکلات ایران تنها به عوامل خارجی مربوط نمیشود. یکی از مشکلات اصلی، نارضایتی مردم از وضعیت سیاسی داخلی و همچنین برخی اقدامات سیاست خارجی دولت – به ویژه فعالیتها در سوریه و لبنان – است. بسیاری از ایرانیان این اقدامات را بیشتر نتیجه جاهطلبیهای سیاست خارجی میدانند تا منافع ملی.
در عین حال، جمعیت ساکن در شهرهای بزرگ ایران به شدت از محدودیتهای اقتصادی سخت و به ویژه از هنجارهای سختگیرانه مذهبی مربوط به پوشش زنان خسته شدهاند. در سال ۲۰۱۶، مرگ یک زن در نتیجه حادثهای مربوط به پوشش زنان، به اعتراضات طولانیمدت و گستردهای منجر شده بود.
روسیه چه توصیههایی میتواند به ایران بدهد؟ بیشتر در زمینه اقتصادی، مشاورهها ممکن به نظر میرسد. اما در مورد هنجارهای مذهبی، روسیه نمیتواند نمونه باشد، زیرا روسیه یک کشور مسیحی است، در حالی که ایران یک دولت مسلمان است. با وجود این، محافل سیاسی روسیه معتقدند که رهبری ایران باید برای کاهش تنشهای اجتماعی، برخی محدودیتهای سختگیرانه را به تدریج کاهش دهد. اما تاکنون اطلاعاتی مبنی بر رعایت این توصیهها توسط رهبری ایران وجود ندارد.
در عین حال، باید در نظر داشت که در میان سناریوهای ممکن، تلاشهایی برای وارد آوردن ضربات هماهنگ علیه رهبری ایران، سیستم حکومتی و نیروهای امنیتی نیز میتواند وجود داشته باشد. هدف، همگامسازی شورشهای داخلی و تضعیف کشور است."
این تحلیلگر سیاسی همچنین به آذربایجانیهای ساکن در آذربایجان جنوبی اشاره کرد:
"تنوع قومی در ایران نیز یک عامل خطر ویژه است. در این کشور عمدتاً فارسها، آذربایجانیهای ساکن در آذربایجان جنوبی، و همچنین اعراب و کردها حضور دارند. در صورت تجزیه احتمالی ایران، فرآیندهای ژئوپلیتیکی جدی بین این گروههای قومی میتواند رخ دهد.
برای آذربایجانیهای ساکن در آذربایجان جنوبی، این سناریوها میتواند گزینههای به ویژه پیچیدهای ایجاد کند: ماندن در ترکیب ایران، ایجاد یک دولت مستقل، پیوستن به جمهوری آذربایجان، یا تشکیل یک اتحاد سیاسی-دیپلماتیک موقت با آذربایجان. اینها مسائل فوقالعاده پیچیده و حساسی هستند.
با توجه به احتمال توسعه بسیار سریع وقایع، مناسب است که آذربایجان برای این فرآیندها آماده باشد و از پیش بر روی سناریوهای سیاسی و دیپلماتیک مختلف فکر کند. اگر ایران وضعیت کنونی خود را حفظ کند، تجزیه شود یا درگیریهای داخلی عمیقتر شود، آذربایجان ممکن است مجبور شود در مسئله دفاع از هموطنان خود در آذربایجان جنوبی، موضع فعالتری اتخاذ کند.
در این زمینه، یک نکته روشن است: روسیه به حمایت از تمامیت ارضی و حاکمیت ایران ادامه خواهد داد و با تمام ابزارهای ممکن تلاش خواهد کرد تا ایران یکپارچه بماند."