“با تشدید تهدیدات دونالد ترامپ مبنی بر اعمال زور علیه ایران، این دیدگاه که جنگ آمریکا و ایران در آستانه است، تقویت میشود. اما در کاخ سفید، اختلافات نظری بین کسانی که از مزایای مداخله نظامی علیه ایران دفاع میکنند و استراتژیستهایی که مشکلات احتمالی را پیشبینی میکنند، حاکم است”.
این سخنان را آقشین کریموف، تحلیلگر سیاسی، در اظهاراتی به Modern.az بیان کرد.
وی خاطرنشان کرد که در داخل ایران نیز تردیدهایی بین آمادگی برای رویارویی نظامی با آمریکا و انجام مذاکرات با واشنگتن به موازات آن مشاهده میشود. اما در شرایط کنونی، ایران ترجیح میدهد توافقات با آمریکا را در اولویت قرار دهد:
“اولاً، ایران به دلیل مواضع ژئوپلیتیکی ضعیف شده در سناریوی جنگ احتمالی، از توانایی مانور مطلوب برخوردار نخواهد بود. ایران میتواند به هرگونه حمله آمریکا با حمله به اسرائیل، همچنین پایگاههای نظامی آمریکا و سایر اهداف در منطقه پاسخ دهد. اما محور مقاومت که پاسخ مسلحانه ایران را بر پایه ایدئولوژیک تکمیل میکرد و حمایت قدرت اضافی به تهران میداد، از بین رفته است. این محدود کردن بردار چندوجهی است که استراتژی ایران را مشخص میکند.
ثانیاً، گشایش ژئوپلیتیکی هدف آمریکا ممکن است به عراق مربوط باشد، زیرا ایران هنوز در عراق دست قوی دارد. با این حال، آمریکا از دولت عراق میخواهد که مبارزهای قابل اعتماد و آشکار علیه نیروهای نیابتی ایران انجام دهد. ایران نیز از وارد کردن جنبشهای شیعه تحت کنترل خود در عراق به خطرات درگیری احتمالی احتیاط میکند، زیرا این میتواند برای تهران یک تله محسوب شود.
ثالثاً، عبور ایران از یک دوره حساس، از جمله مواجهه با موج حمله خارجی پیش از فروکش کردن نتایج اعتراضات سراسری که کشور را درگیر کرده است، مشکلات دروننخبهای برای تهران ایجاد خواهد کرد. این امر اساساً میتواند در بستر اختلافات بین کسانی که در داخل ایران مذاکره با آمریکا را ترجیح میدهند و کسانی که روابط با روسیه را تقویت میکنند، ارزیابی شود. از این منظر، دیدگاه مراکز قدرت جهانی در مورد اعتراضات در ایران ممکن است با هدف مداخله در محاسبات نخبگان ایرانی و هدایت آنها نیز باشد. از سوی دیگر، تمرینات آمادگی برای دوران پس از سید علی خامنهای در ایران، مشکلاتی برای رژیم ایجاد میکند.
رابعاً، احتمال تحمیل تحریمهای جدید بر اقتصاد ایران است که میتواند وضعیت را به سمت فاجعهبارتری سوق دهد”.
این تحلیلگر سیاسی معتقد است که اکنون ایران برای گذار از این مشکلات در حال مانور است و نخبگان روحانی در ایران، به رهبری سید علی خامنهای، به شدت به پایگاه ایدئولوژیک خود چسبیدهاند. یافتن همخوانی بین روایتها برای هدایت مخاطبان داخلی با زبان مقاومت در برابر مداخله خارجی، برای ایدئولوگها و استراتژیستهای ایرانی خاص است:
“از منظر آمریکا، خطراتی که حملات علیه ایران میتواند ایجاد کند، تحلیل میشود. دونالد ترامپ بیشتر از زمان گذار بین نتایج پس از اعتصابات سراسری در ایران و احتمال اعمال نیروی نظامی استفاده میکند. این دوره، توانایی آمریکا را برای تدوین طرحی جدید علیه ایران شکل میدهد.
از سوی دیگر، آمریکا محاسبه میکند که حمله نظامی علیه ایران میتواند عزم پایگاه حمایتی بزرگ رژیم در داخل کشور را تقویت کند. حداقل، اقدامات حمایتی گسترده از رژیم به عنوان یک ضدحمله در برابر اعتراضات، نکتهای است که کاخ سفید به آن توجه دارد. این امر موانعی برای حمله ویرانگر و همهجانبه آمریکا به ایران ایجاد میکند. برای آمریکا، حفظ تهدیدات نظامی در گردش و آغاز فاز شورش مسلحانه از داخل ایران علیه رژیم، ممکن است گزینه مقبولتری باشد. این مرحله زمانی است که آمریکا و اسرائیل میتوانند از عامل کرد و بلوچ بهرهبرداری کنند.
عوامل ذکر شده به هر دو طرف بهانههایی برای اجتناب از جنگ میدهند، اما مهمترین آن مبارزه برای دسترسی به 408 کیلوگرم اورانیوم غنیشده توسط ایران برای دستیابی به سلاح هستهای است. در این مبارزه، مشخص نیست که آمریکا، روسیه، اسرائیل و چین دقیقاً چه روایت استراتژیکی دارند. اما عامل هستهای بر شدت و سرعت مبارزه تأثیر میگذارد. به دلیل این تأثیرات، دیدار مقامات آمریکا و ایران قابل پیشبینی است، هرچند ترامپ تلاش میکند این برنامه را رد کند”، - تحلیلگر سیاسی گفت.