رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، مصرانه خواهان الحاق گرینلند، جزئی از دانمارک، است. در همین راستا، طرح لازم توسط یکی از سناتورهای جمهوریخواه به سنا ارائه شده است. از سوی دیگر، برخی کشورهای غربی قصد دارند نیرو به گرینلند اعزام کنند.
بحثها در مورد اینکه مداخله نظامی آمریکا میتواند به فروپاشی ائتلاف نظامی ناتو منجر شود، رو به افزایش است.
همچنین، مسئله جنگ آمریکا با هر یک از اعضای ناتو نیز در زمره احتمالات جدی قرار دارد که این به منزله نقض ماده 5 پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است.
بر این اساس، طبق ماده 5 اساسنامه ناتو، حمله به یک کشور عضو ناتو به منزله حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی میشود.
در اظهاراتی به **Modern.az**، تحلیلگر سیاسی **ناتیق میری** اظهار داشت که ارائه هرگونه طرحی از سوی یک سناتور در مورد الحاق به کنگره غیرقانونی است:
«برای جنگ علیه کشورهای خارجی یا انجام هرگونه عملیات نظامی، تصویب قطعنامه توسط مجلس نمایندگان (مجلس سفلی کنگره) و همچنین سنا کاملاً ضروری است. الحاق یک رویه قانونی است. برای الحاق هر سرزمینی، ابتدا به رضایت مردم آن منطقه نیاز است. این امر از طریق همهپرسی امکانپذیر میشود. آغاز روند الحاق در سنا، پیش از برگزاری هرگونه رأیگیری توسط مردم محلی در گرینلند، خود غیرقانونی است. درست است که این هنوز به نظر میرسد مسئلهای است که توسط یک سناتور مطرح شده است. اما این صرفاً ادعای یک سناتور نیست، بلکه از قبل با دونالد ترامپ توافق شده است، هرچند غیرقانونی است. دانمارک، که گرینلند رسماً و از نظر حقوقی به آن تعلق دارد، به طور قاطع با این اقدام مخالفت میکند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا که دانمارک نیز عضو آن است، با روند الحاق مخالفت میکنند.»

این تحلیلگر سیاسی تأکید کرد که الحاق گرینلند به معنای پایان ناتو خواهد بود:
«این کشورها، از جمله دانمارک و آمریکا، عضو ناتو هستند. ایجاد چنین وضعیتی در داخل ناتو به معنای فروپاشی این ائتلاف نظامی است. از قبل هم نظرات مشخصی وجود دارد مبنی بر اینکه ناتو کارایی ندارد و به پایان خود رسیده است. جنگ روسیه و اوکراین نیز این واقعیت را آشکار میکند که ناتو یک مکانیسم عملیاتی نیست. دونالد ترامپ بارها اظهاراتی مبنی بر بیفایده بودن ناتو داشته است. بنابراین، چنین حمله و روند الحاقی، دیگر «بیمعنا» خواهد بود. پس از این، حفظ ناتو و انتقال آن به آینده غیرممکن خواهد شد. حتی اگر به ظاهر پابرجا بماند، جدی تلقی نخواهد شد که این یک رسوایی بزرگ برای ناتو، سازمان نظامی منطقه یورو-آتلانتیک، است. ارائه چنین طرحی به سنا نشان میدهد که دونالد ترامپ برای این روند الحاق آماده است. پیش از این، دونالد ترامپ اعلام کرده بود که در آینده نزدیک ممکن است بین انتخاب «ناتو یا گرینلند» قرار گیرد. در چنین صورتی، او به نفع گرینلند تصمیم خواهد گرفت. این به معنای پایان ناتو است. در عین حال، به نظر من، این یک رویداد بسیار جدی برای به خود آمدن اتحادیه اروپا خواهد بود. اگر ناتو فرو نپاشد، اتحادیه اروپا خود یک ارتش مشترک ایجاد نخواهد کرد. اتحادیه اروپا که پس از جنگ جهانی دوم تأسیس شد، خود را تحت چتر امنیتی آمریکا راحت و در بهشت میدانست و نتوانست نه یک ارتش جدی و نه یک مجتمع صنایع نظامی ایجاد کند. در حالی که جنگ روسیه و اوکراین «درهای ناتو را میکوبد»، اتحادیه اروپا هنوز نمیتواند این تصمیمات استراتژیک را در سطح لازم به صورت مشترک اتخاذ کند. تا کجا میتوان این اتحاد دروغین را ادامه داد؟ دونالد ترامپ بارها با بیان این موضوع، ضعف و بیکفایتی اتحادیه اروپا را اعلام میکند. او اظهار میدارد که آمریکا مجبور نیست از چنین مرکز بیکفایتی دفاع کند.»
ن. میری معتقد است که اتحادیه اروپا محرک آمریکاست:
«یعنی در واقع، آنچه این واقعیت را آشکار میکند و آمریکا را به این سمت سوق میدهد، بیکفایتی، اتحاد دروغین و ناتوانی اتحادیه اروپا در اتخاذ تصمیمات چابک است. در اینجا، طرفی که باید سرزنش شود، کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا هستند. حقیقت این است که اتحادیه اروپا، که خود را به نام دموکراسی دروغین و حقوق بشر، تحت چتر آمریکا، با لکهدار کردن این و آن، به عنوان یک قدرت جهانی معرفی میکند، در واقع هیچ کارایی ندارد و اکنون این حقیقت آشکار میشود. اگر واقعاً یک مرکز قدرت جهانی بود، آیا آمریکا میتوانست چنین گامی بردارد؟ آمریکا حتی نمیتواند چنین گامی را علیه کره شمالی کوچک بردارد. زیرا مطمئن است که با مقاومت روبرو خواهد شد و نگران است. اما از اتحادیه اروپا، به جز حرفهای پوچ و جمع شدن و پراکنده شدن، هیچ اتحاد، ساختار و تصمیمات متفاوتی وجود ندارد. رهبر آمریکا و دولت او نیز این را میدانند. به همین دلیل، اتحادیه اروپا را به شدت مورد انتقاد قرار میدهند.»
اما کارشناس نظامی **عدالت وردیف** تأکید کرد که پس از آغاز جنگ اوکراین، اختلافات، تفرقه و شکافها در داخل ناتو به میزان قابل توجهی افزایش یافته است:
«اگرچه آمریکا تقویت روسیه و چین در منطقه و دستیابی آنها به دریاهای جدید را بهانه میکند، اما هدف اصلی تضمین حضور خود در قطب شمال است. در حال حاضر، در گرینلند تنها سیستمهای رادار هشدار زودهنگام آمریکا وجود دارد. این سیستمها نه برای انجام عملیات رزمی، بلکه برای فراهم آوردن امکانات نظارت بر حریم هوایی و آبهای سرزمینی دریایی نصب شدهاند. آمریکا قصد دارد اقدامات زیادی برای گسترش قابلیتهای کنترل خود بر تمامی قارهها، دریاها و اقیانوسها انجام دهد. اولین برنامه از این طرحها نیز الحاق گرینلند خواهد باشد. در حال حاضر، آمریکا در اقیانوس آرام از قابلیتهای بسیار زیادی برخوردار است. روسیه و چین نیز در اقیانوس دسترسی دارند. اما پایگاههای بسیار بزرگی از آمریکا در فیلیپین و ژاپن وجود دارد. در ایران، چین و روسیه در توازن قدرت در برابر آمریکا عقب میمانند. اما در مورد اقیانوس اطلس، روسیه میتواند از طریق دریای سیاه به آن دسترسی پیدا کند. با این حال، در مورد قطب شمال، آمریکا به جز ایستگاه رادار، هیچ امکان دیگری در اختیار ندارد.»

این کارشناس تأکید کرد که روسیه و چین برای تقویت خود در آن منطقه اقدامات بسیار جدی انجام میدهند:
«برای جلوگیری از این اقدامات، میتوان از هر راهی، از طریق مذاکرات، پرداخت وجوه مالی، یا استفاده از زور به این هدف دست یافت. اما در ناتو نیز نیرویی برای جنگ با آمریکا وجود ندارد. آمریکا به دنبال بهانههایی برای خروج از ناتو است. بیانیههایی صادر خواهد شد، اما هیچکس علیه آمریکا اعلام جنگ نخواهد کرد، زیرا این به نتیجه خوبی منجر نخواهد شد. جنگ با آمریکا بسیار خطرناک است.»