اعتراضات گستردهای که در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ در ایران آغاز شد، اگرچه در عرض چند هفته شهرهای اصلی کشور را دربرگرفت، اما در حال حاضر مشاهده میشود که فاز فعال این روند فروکش کرده است. تهران رسمی اعلام کرده است که در جریان این حوادث تقریباً ۳ هزار نفر کشته شدهاند. در حالی که منابع غیررسمی ادعا میکنند که تلفات بین ۱۲–۲۰ هزار نفر بوده است. این حوادث همچنان در کانون توجه جامعه بینالمللی قرار دارد.
واکنش بینالمللی و موضع ایالات متحده
در بحبوحه اعتراضات، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اظهارات تندی علیه ایران مطرح کرده بود. او اعلام کرده بود که در صورت استفاده از سلاح علیه معترضان، واشنگتن از اعمال زور دریغ نخواهد کرد و سپس با یادآوری تعلیق احکام اعدام صادر شده برای بیش از ۸۰۰ معترض، لحن خود را نسبتاً ملایمتر کرده بود.
همزمان با این، ایالات متحده حضور نظامی خود را در مسیر ایران افزایش میدهد. اعزام هواپیماهای نظامی اضافی، کشتیهای جنگی و گروههای ناو هواپیمابر به منطقه نشان میدهد که اظهارات سیاسی واشنگتن با نمایش واقعی قدرت همراه است.
انتظار اصلی جهان از ایران
خواسته اصلی کشورهای غربی، به ویژه ایالات متحده، از ایران، انصراف کامل از برنامه هستهای است. واشنگتن معتقد است که پتانسیل هستهای ایران منبع اصلی خطر برای امنیت منطقهای و جهانی است. ایالات متحده همچنین آرزو دارد که در ایران یک مدل حکومتی نزدیکتر به خود و باز برای همکاری با غرب شکل گیرد. این رویکرد با نظم سیاسی موجود تا زمان سرنگونی رژیم شاه ایران مقایسه میشود.
برای اسرائیل، این مسئله ماهیتی وجودیتر دارد. تلآویو رسمی به تغییر رژیم کنونی که ایران را به عنوان یک دولت به رسمیت نمیشناسد و نابودی آن را هدف ایدئولوژیک خود اعلام کرده است، علاقهمند است. اسرائیل نیز تشکیل یک حکومت دوست یا حداقل غیردشمن در ایران را برای امنیت منطقهای حیاتی میداند.
موضع اروپا: بین فشار و دیپلماسی
در تنشهای ایجاد شده پیرامون ایران، کشورهای اروپایی اگرچه لفاظیهای به تندی ایالات متحده را نشان نمیدهند، اما از نظر خواستهها علیه تهران، در موضعی مشابه واشنگتن قرار دارند. فرانسه، بریتانیای کبیر و آلمان برنامه هستهای ایران را خطری مستقیم برای امنیت اروپا میدانند و به صراحت اعلام میکنند که عقبنشینی در این زمینه غیرقابل قبول است.
فرانسه رسماً اعلام میکند که باید از دستیابی ایران به سلاح هستهای “به هر وسیلهای” جلوگیری شود. پاریس معتقد است که برنامه موشکی بالستیک ایران و حمایت آن از گروههای مسلح در منطقه، بیثباتی در خاورمیانه را عمیقتر میکند.
بریتانیای کبیر اما بیشتر از منظر امنیتی عمل میکند. لندن اعلام میکند که برنامههای هستهای و موشکی ایران تهدیدی است که تا اروپا گسترش مییابد. مقامات بریتانیایی تأکید میکنند که ایران در منطقه “تلاش میکند وضعیت موجود را به زور تغییر دهد” و امنیت اسرائیل را یکی از مسائل اولویتدار برای اروپا معرفی میکنند.
آلمان به طور سنتی خط مشی محتاطانهتر و دیپلماتیکتری را دنبال میکند. برلین احیای توافق هستهای را راهی ممکن میداند، اما در عین حال میپذیرد که ایران در سالهای اخیر عملاً به تعهدات خود عمل نکرده است. آلمان همچنین نقض حقوق بشر، احکام اعدام و مداخله شدید علیه معترضان را به صراحت مورد انتقاد قرار میدهد و این موارد را مانع اصلی عادیسازی روابط با تهران میداند.
به طور کلی، موضع اتحادیه اروپا این است: ایران باید به طور کامل از برنامه هستهای خود دست بکشد، قابلیتهای موشکهای بالستیک خود را محدود کند و نفوذ نظامی خود را در منطقه کاهش دهد. در غیر این صورت، اروپا نیز آماده است تا با هماهنگی ایالات متحده، تحریمهای جدید و سیاست انزوای سیاسی را تقویت کند.
علاوه بر این، کشورهای اروپایی از این بیم دارند که تغییر ناگهانی و کنترلنشده قدرت در ایران میتواند در منطقه هرج و مرج ایجاد کند. به همین دلیل، اولویت اصلی برای بروکسل، پاریس و برلین، یک انتقال کنترلشده یا تغییر رفتار حکومت موجود است.
موضع کشورهای همسایه: نمونه ترکیه
ترکیه به این حوادث عمدتاً رویکردی بیطرفانه و عملگرایانه دارد. اگرچه رئیسجمهور رجب طیب اردوغان همدردی آشکاری با رژیم ملاها ندارد، اما روابط اقتصادی نزدیکی بین آنکارا و تهران و منافع مشترکی در برابر عامل کرد وجود دارد.
دقیقاً در همین زمینه، گزارش شده است که اطلاعات ترکیه، دادههای مربوط به شاخه پکک، پژاک، که در مناطق غربی ایران فعال است را به تهران رسمی منتقل کرده است. در نتیجه، ساختارهای امنیتی ایران توانستهاند این تهدیدات را خنثی کنند. آنکارا همچنین خطراتی را که تغییر احتمالی قدرت در ایران میتواند در نقشه سیاسی خاور نزدیک و میانه ایجاد کند، با دقت بررسی میکند.
به طور کلی، کشورهای اطراف ایران در بحبوحه تنشهای موجود، حفظ روابط منطقی را ترجیح میدهند.
روابط پرتنش با پاکستان
روابط ایران و پاکستان نیز در حال حاضر پایدار نیست. حملات هوایی متقابل و وجود نیروهای مخالف ایران در پاکستان، روابط را بیش از پیش متشنج میکند. علاوه بر این، سنی بودن پاکستان و شیعه بودن ایران، عامل مذهبی را نیز به عنوان یک عامل تنشزا برجسته میکند. تنها نقطه همگرایی در مسئله مبارزه با جداییطلبی بلوچ مشاهده میشود.
تضعیف پایههای منطقهای ایران
در سالهای اخیر، مکانیسم نفوذ منطقهای ایران که به “کمربند مقاومت” معروف است، ضربات جدی خورده است. تغییر قدرت در سوریه منجر به خروج نیروهای ایرانی از این کشور شده است. این امر به تضعیف روابط با سازمان رادیکال “حزبالله” در لبنان انجامیده است. گزارش شده است که پتانسیل رزمی “حزبالله” که در نتیجه حملات پیدرپی اسرائیل متزلزل شده است، در سطح قبلی خود نیست.
از سوی دیگر، نفوذ ایران در عراق همچنان قوی باقی مانده است. پس از شکست داعش، گروههای مسلح شیعه خلع سلاح نشدهاند و قابلیتهای تأثیرگذاری جدی بر قدرت سیاسی کشور را حفظ کردهاند. از این منظر، نقطه اتکای اصلی ایران در منطقه دقیقاً عراق باقی میماند. به وضوح مشاهده میشود که ایالات متحده و متحدانش نیز به تضعیف این پایهها علاقهمند هستند.
خواستههای اصلی و سناریوی ممکن
خواسته اصلی از ایران، دست کشیدن از فناوریهای موشکهای بالستیک است که در طول جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل کارایی مشخصی از خود نشان دادهاند، از دست دادن وضعیت تهدید نظامی منطقهای و توقف کامل برنامه هستهای است. اگرچه برنامه هستهای در طول جنگ اخیر ضرباتی خورده است، اما گزارش شده است که ایران در تلاش برای بازسازی این پتانسیل است.
ایالات متحده و غرب در این مرحله از تهران انتظار یک انتخاب قاطع دارند: یا انصراف کامل از برنامه هستهای، یا خطر تشدید نظامی. در محافل تحلیلی، امکان تغییر قدرت در ایران در سالهای آینده به طور فزایندهای آشکارا مورد بحث قرار میگیرد. نارضایتیهای داخلی موجود و فشارهای خارجی این سناریو را به عنوان یک احتمال واقعی در دستور کار نگه میدارد.
گروه تحلیل و پژوهش مدرن