حادثهای که امروز در دبیرستان ادراک رخ داد، بازتاب جدی در جامعه داشته است. تیراندازی دانشآموز به معلم تنها به عنوان یک حادثه جنایی تلقی نمیشود. این نشانهای از مشکلات عمیقتر اجتماعی، روانشناختی و آموزشی است. تفاوت سنی و جایگاه شرکتکنندگان در این حادثه، حساسیت ویژهای را به این موضوع میطلبد. جوان بودن معلمی که مورد اصابت گلوله قرار گرفته، واکنش عمومی را تشدید کرده است. همچنین، ۱۵ ساله بودن فردی که اسلحه را به سمت او نشانه رفته، ابعاد خطر را گسترش میدهد.
متخصصان از زوایای مختلفی به این حادثه مینگرند. برخی روانشناسان نقض احتمالی اخلاق در روابط معلم–دانشآموز را رد نمیکنند. به عقیده آنها، تحقیر دانشآموز توسط معلم در کلاس یا در میان همسالان میتواند آسیب جدی به روان نوجوان وارد کند. در مقابل، کارشناسان دیگر بر ارزیابی حادثه در بستر عاطفی و عاشقانه تأکید دارند. بیجواب ماندن رابطه عاطفی شکلگرفته در نوجوان نسبت به معلم میتواند به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود.
در این نقطه، سؤال اصلی مطرح میشود: یک نوجوان ۱۵ ساله چگونه و چرا توانست به اسلحه دسترسی پیدا کند؟ در اینجا نمیتوان عامل خانواده را نادیده گرفت. ضعف نظارت درون خانواده و کمبود ارتباط در روابط والدین و فرزندان از دلایل اصلی چنین حوادثی محسوب میشود. عادیسازی خشونت در محیط اجتماعی نیز بر رفتار نوجوانان بیتأثیر نیست. به ویژه، محتوای پرخاشگرانهای که در شبکههای اجتماعی و رسانهها منتشر میشود، عامل خطر را افزایش میدهد.
سیستم آموزشی نیز باید در این حادثه به طور جداگانه تحلیل شود. رسمی بودن خدمات روانشناختی در مدارس مدتهاست که مورد انتقاد قرار گرفته است. سازوکارهای کافی برای تشخیص به موقع وضعیت عاطفی نوجوانان وجود ندارد. آمادگی روانشناختی معلمان و توانایی آنها در مدیریت موقعیتهای بحرانی نیز زیر سؤال است. سازوکارهای حل تعارضات در مراحل اولیه در مؤسسات آموزشی ضعیف عمل میکنند.
جامعهشناسان نیز این حادثه را در بستر اجتماعی گستردهتری ارزیابی میکنند. افزایش تنش در جامعه، احساس بیعدالتی اجتماعی و ترس از آینده، پرخاشگری را در نوجوانان تقویت میکند. محدودیت فرصتهای ابراز وجود برای جوانان نیز در این فرآیند نقش دارد. این حادثه نشان میدهد که مدرسه، آنگونه که در دوران شوروی درک میشد، تنها مکانی برای انتقال دانش نیست، بلکه فضایی است که بسیاری از خطرات در آن مدیریت میشوند. به ویژه در زمان کنونی، که رسانههای اجتماعی در همه جا حضور دارند و در هر جهتی تأثیر میگذارند، مدرسه باید هوشیارتر باشد. البته، هوشیاری مدرسه از مسئولیت والدین نمیکاهد.
در نتیجه، این رویداد که در دبیرستان ادراک رخ داده است، نباید به عنوان یک جنایت فردی تحلیل شود، بلکه باید به عنوان تجلی یک مشکل سیستمی مورد بررسی قرار گیرد. در اینجا، تنها مقصر دانستن دانشآموز و معلم رویکرد صحیحی نیست. این حادثه یک سیگنال هشدار برای جامعه است. اگر خانواده، مدرسه و ساختارهای دولتی این سیگنال را به موقع نشنوند، موارد مشابه ممکن است تکرار شوند. به همین دلیل، بررسی این حادثه علاوه بر سطح حقوقی، باید در مراحل اجتماعی و روانشناختی نیز انجام شود.
در هر صورت، رویداد رخ داده نگرانی بسیار جدی ایجاد میکند. زیرا گلولهای که به یک معلم شلیک میشود، به آموزش عمومی ما آسیب میرساند.
النور امیروف