ابزار ایدئولوژیکی که در ارمنستان تحت عنوان «نسلکشی ارامنه» ارائه میشود، سالهاست که به عنوان یکی از ابزارهای اصلی سیاست منطقهای مورد استفاده قرار میگیرد. در مرکز این روایت، «یادبود نسلکشی ارامنه» ساختگی قرار دارد که در ایروان واقع شده و نام رسمی آن «Tsitsernakaberd» است. این یادبود در سال 1967، در دوران اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد. این تاریخ به طور تصادفی انتخاب نشده و دارای یک زمینه سیاسی جدی است.
دهه 1960 دورهای بود که کنترل ایدئولوژیک بر جمهوریهای ملی در اتحاد جماهیر شوروی با مکانیسمهای جدید تقویت میشد. مسکو برای حفظ قدرت مرکزی خود، سیاست حکمرانی را از طریق تروماهای تاریخی دنبال میکرد. هدایت ناسیونالیسم ارمنی نیز بخشی از همین استراتژی بود. ایده «نسلکشی» ساختگی توسط اتحاد جماهیر شوروی به ایدئولوژی دولتی تبدیل شد. هدف ایجاد اهرم فشاری علیه ترکیه بود.
این واقعیت را نیکول Paşinyan، نخستوزیر کنونی ارمنستان نیز به طور غیرمستقیم در سخنرانیهای مختلف خود اعتراف کرده است. Paşinyan اظهار داشته است که موضوع «نسلکشی» سالها به عنوان ابزاری برای نفوذ سیاسی خارجی استفاده شده است. این اعتراف ماهیت ایدئولوژیکی این یادبود را به وضوح آشکار میکند. «یادبود Tsitsernakaberd» یک نماد سیاسی است و به عنوان یکی از منابع اصلی تنش در روابط ترکیه و ارمنستان باقی میماند.
پس از کسب استقلال ارمنستان در سال 1991، این خط ایدئولوژیک بیشتر سختگیرانه شد. هر ساله مراسم رسمی در سطح دولتی در اطراف این یادبود برگزار میشود. در این مراسم، لفاظیهای ضد ترکیه جایگاه اصلی را دارد. در نتیجه، روانشناسی تقابل در منطقه شکل میگیرد.
با گذشت زمان، بازیگران بینالمللی نیز از این روایت برای منافع خود استفاده میکنند. به ویژه ایالات متحده و برخی محافل غربی این موضوع را به مکانیزم فشار سیاسی تبدیل کردهاند. ایالات متحده آمریکا ادعاهای «نسلکشی» را بیشتر برای دستور کار ژئوپلیتیکی خود در دستور کار قرار میدهد تا منافع مستقیم ارمنستان. در واقع، ارمنستان در این فرآیند نقش ابزار را ایفا میکند.
در این زمینه، تماسهای سطح بالای ایالات متحده در ارمنستان قابل توجه است. بر اساس گزارش رسانههای ارمنی، J.D.Vens، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، در چارچوب یک سفر رسمی به ایروان آمده است. در طول این سفر، او از «یادبود نسلکشی ارامنه» ساختگی نیز «بازدید» کرده است. در این «بازدید»، همسرش Uşa Vens او را همراهی کرده است.
این اقدام در داخل ارمنستان به عنوان یک ژست سیاسی ارائه میشود. اما در زمینه منطقهای، این «بازدید» تصویری کاملاً متفاوت ایجاد میکند.
چنین اقداماتی به روند عادیسازی روابط بین ترکیه و ارمنستان ضربه میزند. به زبان دیپلماتیک، این اقدامات مغایر با اعتماد متقابل است.
در دورهای که گشایش کانالهای ارتباطی در منطقه مورد بحث است، چنین اقدامات نمادینی تنش را افزایش میدهد.
به ویژه، تلاشها برای گشودن صفحهای جدید در روابط ترکیه و ارمنستان تضعیف میشود. این فرآیند علاوه بر ضربه زدن به روابط بیندولتی، بر روابط بیناجتماعی نیز تأثیر منفی میگذارد.
در نتیجه، نسل جوان در ارمنستان با رویکردی یکجانبه به تاریخ تربیت میشود. این به معنای کاشت سیستماتیک بذر دشمنی است.
دولت Paşinyan باید بداند که ارائه گزینشی حقایق تاریخی، نتایج خطرناکی برای نسلهای آینده به همراه دارد.
لازم به تأکید است که این وقایع در آذربایجان نیز با نارضایتی جدی مواجه میشود. زیرا روایت «نسلکشی» مستقیماً علیه آذربایجان نیز استفاده میشود.
به ویژه، زمانی که سرزمینهای ما تحت اشغال بود، این ایدئولوژی به ابزاری دستکاریکننده تبدیل شده بود و امروز نیز کسانی هستند که به این موضوع از همین منظر نگاه میکنند. بنابراین، با این «بازدید» مقام آمریکایی که ادعا میکند صلح را به منطقه میآورد، محیط صلح و همکاری منطقهای خراب میشود.
قفقاز جنوبی وارد مرحلهای از واقعیتهای ژئوپلیتیکی جدید شده است. پس از سال 2020، توازن قوا در منطقه تغییر کرده است. خطوط ارتباطی جدید و فرصتهای همکاری اقتصادی مطرح شدهاند. در چنین مرحلهای، حفظ یادبودهای ایدئولوژیک قدیمی، به بیان ملایم، مخرب است.
در این نقطه، مسئولیت نیکول Paşinyan باید به طور ویژه مورد تأکید قرار گیرد. Paşinyan اغلب از مفهوم «ارمنستان واقعی» صحبت میکند. اما ارمنستان واقعی نباید بر اساس اسطورهها بنا شود، بلکه باید بر اساس سیاست عقلانی شکل گیرد. بنابراین، از این منظر، «یادبود Tsitsernakaberd» باید دوباره ارزیابی شود.
ارامنه باید بدانند که وجود این یادبود به آینده ارمنستان خدمت نمیکند. برعکس، آن را به گروگان گذشته تبدیل میکند.
اگر رویکرد تحلیلی داشته باشیم، به عنوان راه حلی برای این مسئله، این یادبود باید تخریب شود و به جای آن یک یادبود دوستی که نماد آشتی منطقهای است، ساخته شود. این گام میتواند آغاز مرحلهای جدید در روابط با ترکیه و آذربایجان باشد.
Paşinyan باید چنین تصمیمی را پس از انتخابات بگیرد. این یک آزمون واقعی برای اراده سیاسی او خواهد بود. اگر این گام برداشته نشود، ایدئولوژی دشمنی ادامه خواهد یافت. ارمنستان قادر به خروج از انزوای منطقهای نخواهد بود.
زیرا صلح تنها با ژستهای نمادین حاصل نمیشود، بلکه با تصمیمات واقعی امکانپذیر است. برای آشتی تاریخی، دست کشیدن از اسطورهها ضروری است. در غیر این صورت، دوره تنش در قفقاز جنوبی طولانی خواهد شد. این به نفع هیچ یک از طرفین نیست. وجود این یادبود به اندازه ادعای ارضی ارمنستان علیه ترکیه هیستریک است.
بر اساس حقایق فوق، میتوان گفت که «یادبود نسلکشی ارامنه» ساختگی، محصول دستکاری سیاسی دور از حقیقت تاریخی است. این سنگ افترا که در دوران اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شد، بعدها توسط غرب به ابزاری تبدیل گشت. وجود آن در روابط ترکیه و ارمنستان سردی ایجاد میکند و روانشناسی دشمنی را در میان نسلهای جدید عمیقتر میسازد.
اگر Paşinyan واقعاً میخواهد ارمنستان جدیدی بسازد، باید خود و کشورش را از این بار آزاد کند. تنها در این صورت میتوان گامی واقعی به سوی صلح پایدار در منطقه برداشت.
Elnur ƏMİROV