Modern.az

ایران اوکراین می‌شود، ایالات متحده و اسرائیل روسیه می‌شوند

ایران اوکراین می‌شود، ایالات متحده و اسرائیل روسیه می‌شوند

تحلیل

7 مارس 2026, 09:19

سومین دهه قرن بیست و یکم به عنوان دوران رویارویی‌های ژئوپلیتیکی جدید در مقیاس جهانی در حال ثبت شدن در تاریخ است. سیستم روابط بین‌الملل معاصر از ثبات فاصله گرفته و وارد مرحله‌ای شده است که در آن توازن‌های قدرت جدید در حال شکل‌گیری است. یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این فرآیند، جنگ گسترده‌ای است که بین روسیه و اوکراین آغاز شده است. بر همگان آشکار است که این جنگ مدت‌هاست از وضعیت یک رویارویی نظامی بین دو کشور فراتر رفته است. در واقع، این میدان نبرد بزرگ ژئوپلیتیکی است که منافع استراتژیک قدرت‌های جهانی در آن با یکدیگر برخورد می‌کنند.

جنگ گسترده بین روسیه و اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد. در همان روز، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، با حضور در تلویزیون خطاب به مردم، “عملیات نظامی ویژه” را اعلام کرد. بلافاصله پس از آن، ارتش روسیه عملیات تهاجمی گسترده‌ای را به خاک اوکراین آغاز کرد. این حمله به طور همزمان از چندین جهت انجام شد. از شمال، پیشروی به سمت کی‌یف از طریق خاک بلاروس آغاز شد. از شرق، درگیری‌ها در منطقه دونباس گسترش یافت. و از جنوب، حمله از سمت شبه‌جزیره کریمه صورت گرفت. آنچه اتفاق افتاد نشان می‌داد که این عملیات نتیجه یک طرح نظامی گسترده و از پیش آماده شده بود.

طرفی که اولین ضربه جنگ را وارد کرد، روسیه بود. مسکو تصور می‌کرد که این عملیات در مدت کوتاهی به پایان خواهد رسید. رهبری روسیه ادعا می‌کرد که اوکراین به زودی تسلیم خواهد شد. بر اساس اطلاعات تحلیلی مختلف، کرملین محاسبه کرده بود که کی‌یف ظرف چند روز تصرف خواهد شد. حتی در برخی برنامه‌ها، احتمال سرنگونی دولت اوکراین ظرف یک هفته پیش‌بینی شده بود. اما روند حوادث نشان داد که این محاسبات کاملاً اشتباه بوده است.

اوکراین مقاومتی بسیار فراتر از انتظار نشان داد. ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، کشور را ترک نکرد و با ماندن در پایتخت، کی‌یف، رهبری مقاومت را بر عهده گرفت. این تصمیم انگیزه بزرگی در جامعه اوکراین ایجاد کرد. ارتش و مردم اوکراین به سرعت بسیج شدند. کشورهای غربی نیز بلافاصله شروع به ارائه حمایت سیاسی و نظامی به اوکراین کردند. ایالات متحده میلیاردها دلار کمک نظامی به اوکراین اختصاص داد. اتحادیه اروپا تحریم‌های اقتصادی گسترده‌ای را علیه روسیه اعمال کرد. کشورهای ناتو نیز شروع به ارسال سیستم‌های تسلیحاتی مختلف به ارتش اوکراین کردند.

بدین ترتیب، عملاً دو بلوک ژئوپلیتیکی بزرگ در جبهه اوکراین رو در روی یکدیگر قرار گرفتند. در یک طرف روسیه ایستاده بود. در طرف دیگر نیز ایالات متحده و کشورهای اروپایی به همراه اوکراین قرار داشتند. اگرچه ناتو به طور رسمی مستقیماً وارد جنگ نشد، اما تأثیر جدی بر روند آن گذاشت. جنگ به بخشی از مبارزه استراتژیک قدرت‌های بزرگ تبدیل شد.

با طولانی شدن درگیری، هر دو طرف متحمل خسارات زیادی شدند. بسیاری از شهرهای اوکراین ویران شدند. زیرساخت‌های انرژی آسیب دید. میلیون‌ها نفر مجبور به ترک خانه‌های خود شدند. صدها هزار سرباز اوکراینی و روسی کشته شدند. در واقع، بزرگترین قربانی این جنگ، مردم اوکراین هستند. زیرا شهرهای ویران شده در خاک اوکراین قرار دارند. اقتصاد ویران شده، اقتصاد اوکراین است. بخش بزرگی از کشته‌شدگان شهروندان اوکراینی هستند. از سوی دیگر، سربازان روسی نیز قربانی این جنگ می‌شوند.

در این جنگ، به معنای کامل کلمه، طرف پیروزی وجود ندارد. روسیه نتوانست به پیروزی سریع برنامه‌ریزی شده خود دست یابد. اوکراین نیز با ویرانی‌ها و خسارات سنگینی روبرو شد. بسیاری از تحلیلگران می‌گویند که روسیه در باتلاق اوکراین گرفتار شده است. مسکو نمی‌تواند از این باتلاق خارج شود. روسیه تحت تحریم‌های اقتصادی قرار دارد. اوکراین نیز به شدت به کمک‌های غرب وابسته شده است.

نتیجه این جنگ برای توازن ژئوپلیتیکی جهانی اهمیت زیادی دارد. اگر اوکراین شکست بخورد، این یک شکست سیاسی جدی برای ایالات متحده و اروپا محسوب خواهد شد. زیرا غرب منابع سیاسی و نظامی زیادی را در اوکراین سرمایه‌گذاری کرده است.

از سوی دیگر، اگر روسیه شکست بخورد، این تنها شکست مسکو نخواهد بود. این ضربه جدی برای شرکای ژئوپلیتیکی روسیه نیز خواهد بود. چین نیز در میان این شرکا قرار دارد. ایران نیز عضو مهمی از همین بلوک ژئوپلیتیکی است. کره شمالی نیز از جمله کشورهایی است که از روسیه حمایت می‌کند. هند نیز اگرچه سیاست متعادلی را دنبال می‌کند، اما از این موضوع آگاه است که تضعیف روسیه می‌تواند بر سیاست آسیا تأثیر بگذارد.

پیش از پایان جنگ اوکراین، جهان با رویارویی جدید و خطرناک‌تری مواجه شد. خاورمیانه بار دیگر به یکی از مراکز اصلی سیاست جهانی تبدیل شد. تنش بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران به سرعت شروع به افزایش کرد.

ریشه‌های این رویارویی به دهه‌ها قبل بازمی‌گردد. در سال ۱۹۷۹، انقلاب اسلامی در ایران رخ داد. پس از این انقلاب، ایران اسرائیل را به عنوان یک دولت دشمن پذیرفت. اسرائیل نیز برنامه هسته‌ای ایران را خطری جدی برای امنیت خود تلقی کرد. این رویارویی سال‌ها به شکل جنگ‌های نیابتی ادامه یافت.

حوادث اخیر وضعیت را بیش از پیش متشنج کرد. رویارویی نظامی آشکار بین ایالات متحده و اسرائیل با ایران آغاز شد. این جنگ اکنون هشتمین روز خود را سپری می‌کند. واقعیت این است که منطقه وارد مرحله رویارویی نظامی آشکار شده است.

ایران مقاومت جدی نشان می‌دهد. این مقاومت توسط بسیاری از تحلیلگران با مقاومت اوکراین مقایسه می‌شود. ایران نیز به تنهایی مبارزه نمی‌کند. قدرت‌های ژئوپلیتیکی بزرگی پشت ایران ایستاده‌اند. در رأس این قدرت‌ها، چین و روسیه قرار دارند.

برای چین، ایران از نظر انرژی و تجارت یک شریک حیاتی است. ایران همچنین بخش مهمی از پروژه “یک کمربند، یک راه” چین است. به همین دلیل، تضعیف ایران یک مشکل استراتژیک جدی برای پکن ایجاد خواهد کرد. روسیه نیز با ایران همکاری نظامی و اقتصادی دارد. به همین دلیل، شکست کامل ایران برای آن بلوک مطلوب نیست.

از سوی دیگر، ایالات متحده و اسرائیل در تلاشند تا نفوذ منطقه‌ای ایران را تضعیف کنند. یکی از اهداف اصلی این جنگ نیز محدود کردن قابلیت‌های ژئوپلیتیکی ایران است. بدین ترتیب، منطقه به میدان رویارویی قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شود.

بزرگترین قربانی این جنگ نیز مردم عادی خواهند بود. مردم ایران پیامدهای سنگین جنگ را تجربه خواهند کرد. رژیم ملاها نیز به مسیر سیاسی خود ادامه می‌دهد.

تصویر اولیه یک موازی‌سازی ژئوپلیتیکی جالب ایجاد می‌کند. در اوکراین، روسیه در باتلاق دست و پا می‌زند. در ایران نیز ایالات متحده و اسرائیل ممکن است با خطر مشابهی روبرو شوند. گویی نقش‌ها در صحنه ژئوپلیتیک در حال تغییر است. در این تصویر، ایران تا حدی شبیه نقش اوکراین است. ایالات متحده و اسرائیل نیز مانند روسیه، سرنوشت یک جنگ طولانی‌مدت را تجربه خواهند کرد.

اگر روسیه در اوکراین پیروز شود، این ضربه استراتژیک جدی برای غرب خواهد بود. اگر ایالات متحده و اسرائیل در ایران پیروز شوند، این شکست ژئوپلیتیکی جدی برای چین و روسیه خواهد بود. به همین دلیل، عقب‌نشینی طرفین آسان به نظر نمی‌رسد. نیروهای درگیر تمام توان خود را برای جلوگیری از شکست بسیج می‌کنند.

زیرا شکست در این جنگ‌ها به معنای از دست دادن بسیار جدی است. چنین شکستی برای قدرت‌های بزرگ غیرقابل قبول تلقی می‌شود. این امر خطر تشدید تنش را افزایش می‌دهد. کارشناسان معتقدند که چنین وضعیتی خطر هسته‌ای را نیز افزایش می‌دهد. زیرا شکست استراتژیک، دولت‌های بزرگ را به برداشتن گام‌های رادیکال سوق می‌دهد.

این تصویر، نمای جدید و خطرناک ژئوپلیتیکی جهان است. سرنوشت انسان، خون و ممنوعیت برای قدرت‌های بزرگ اهمیتی ندارد. برای ایالات متحده، این فرآیند به معنای مبارزه برای رهبری جهانی است. برای اسرائیل، این جنگ مسئله امنیت منطقه‌ای است. برای چین، این رویارویی حلقه اصلی مسیرهای انرژی و تجارت است. و برای روسیه، این حوادث بخشی از مبارزه ژئوپلیتیکی مداوم با غرب است.

در پس‌زمینه تمام این محاسبات، یک حقیقت تغییرناپذیر باقی می‌ماند. هر جنگی دشمن بشریت است و مطلوب نیست.

تاریخ بارها نشان داده است که بدترین صلح بهتر از جنگ است. امروز جهان مجبور است همین حقیقت را دوباره به یاد آورد. زیرا طولانی شدن جنگ‌ها خطرات بزرگتری را برای بشریت به همراه دارد.

چه جنگ اوکراین و چه رویارویی‌های رخ داده در خاورمیانه نشان می‌دهد که جهان وارد مرحله ژئوپلیتیکی جدید و نامشخصی شده است. در این مرحله، مفهوم پیروزی نسبی می‌شود. در پایان جنگ‌ها، تمام بشریت بازنده است و تنها بخش بسیار کوچکی برنده می‌شود.

 
النور امیروف

Youtube
Kanalımıza abunə olmağı unutmayın!
Keçid et
Rusiyadan Xameneinin oğluyla bağlı XƏBƏRDARLIQ - Ona bir şey olsa...