روز گذشته یک موشک بالستیک که از ایران به سمت حریم هوایی ترکیه در حرکت بود، شناسایی شد. در بیانیه وزارت دفاع ملی ترکیه آمده است که موشکهای بالستیک شناسایی شده توسط نیروهای دفاع هوایی و موشکی ناتو مستقر در شرق دریای مدیترانه خنثی شدهاند.
در ارتباط با این حادثه، ابتدا هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، با همتای ایرانی خود، عباس عراقچی، تماس گرفت. در طول مکالمه تلفنی، آقای فیدان از ایران خواست تا از اقداماتی که میتواند درگیری را تشدید کند، خودداری نماید.
سپس رئیسجمهور ترکیه به این موضوع واکنش نشان داد و اعلام کرد که به ایران هشدار داده شده است تا حوادث مشابه تکرار نشود.
رئیسجمهور تأکید کرد که امنیت مرزها و حریم هوایی هرگز به شانس واگذار نمیشود. همانند حادثه صبح امروز، بلافاصله با همکاری متحدان ناتو مداخله و اقدامات لازم انجام میشود. هشدارهای صریح و قاطع برای جلوگیری از تکرار حوادث مشابه ابلاغ شده است. اردوغان افزود که اراده و توانایی برای تضمین امنیت کشور و مردم در بالاترین سطح قرار دارد و در ۲۳ سال گذشته از این قاطعیت عقبنشینی نکردهاند.
در اظهاراتی به Modern.az در مورد وقایع رخ داده، کارشناس امنیتی ترکیه عبدالله آغار اظهار داشت که ترکیه برای ایران مانند کشورهای عربی، یک کشور جبههای نیست:
"اگر ایران به حضور آمریکا در ترکیه حمله کند، این امر ترکیه را وارد درگیری خواهد کرد و علاوه بر آن، درگیری را گسترش خواهد داد. ترکیه عضو ناتو است و همچنین دارای مرز زمینی مستقیم و روابط با ایران است. در عین حال، ترکیه با روسیه و چین نیز ارتباط برقرار کرده و روابط خود را توسعه داده است، و همزمان دارای پویایی روابط چندوجهی و پیشرفته با جهان عرب است. با تمام این ویژگیها، ترکیه بازیگری با بالاترین پتانسیل برای ایجاد تعادل و میانجیگری منطقهای و جهانی است.
به همین دلایل، حمله ایران به ترکیه، خطر فعال شدن خودکار ناتو و گشایش خط دریای سیاه-قفقاز-آسیای مرکزی را به همراه دارد. به همین دلایل، به چنین نقاطی حمله نمیشود. علاوه بر این، این حملات احتمالی نمیتوانند سیستم را فرو بپاشند، بلکه برعکس، منجر به سختتر شدن آن خواهند شد."
این کارشناس تأکید کرد که ایران میداند در صورت حمله به ترکیه، آنکارا را به سمت محور آمریکا-اسرائیل سوق خواهد داد:
"روابط بین ترکیه و ایران از لحاظ تاریخی با روابط بین ایران و جهان عرب بسیار متفاوت است. از زمان امضای معاهده قصر شیرین در سال ۱۶۳۹، مرز تغییر نکرده و جنگ مستقیمی وجود نداشته است. اما رقابت، اصطکاک و تنش وجود دارد، هرچند اینها سیستم را مختل نمیکنند. ایران میداند که هدف قرار دادن ترکیه، آنکارا را به سمت محور آمریکا-اسرائیل سوق خواهد داد. این یک کابوس استراتژیک برای ایران خواهد بود. آستانه تنش خاموش بین ترکیه و ایران شکسته خواهد شد و تنش نفوذ استراتژیک شروع به افزایش خواهد کرد.
در عین حال، هنگامی که ایران به کشورهای عربی حمله میکند، فضایی برای ایجاد فشار و دستکاری از طریق جوامع شیعه باز میکند. این امر توانایی برهم زدن ثبات داخلی پادشاهیهای خلیج فارس را دارد. در ترکیه، حتی اگر ایران از طریق برخی رسانهها و سایر حوزههای نفوذ خود پتانسیل تاکتیکی داشته باشد، تأثیرات فضایی-جمعیتی و مفهومی-مذهبی مانند جهان عرب عمل نمیکند. جامعه ترکیه همگنتر است و واکنشهای دولت سختتر است. به عبارت دیگر، محاسبات مذهبی-جامعهشناختی ایران در ترکیه کارساز نخواهد بود؛ بلکه برعکس، مقاومت متقابل ایجاد خواهد کرد.
از سوی دیگر، عامل جمعیت را نمیتوان دست کم گرفت. عملیات نظامی آشکار علیه ترکیه، واکنشهای ملیگرایانه داخلی را برمیانگیزد، شکافهای داخلی در رژیم را عمیقتر میکند و در عین حال ترکیه را به بازیگری طبیعی در سناریوهای پس از رژیم تبدیل میکند. حمله خارجی به ترکیه منجر به یکپارچگی سریع داخلی خواهد شد. در پادشاهیهای عربی، واکنش پراکندهتر است. تهران این را میداند و این تفاوت در محاسبات استراتژیک ایران تعیینکننده است."
آ. آغار اظهار داشت که موقعیت جغرافیایی ترکیه بیمه ایران است:
"یعنی، ترکیه برای ایران تنها "نقطه تعادل" نیست، بلکه تأمینکننده انرژی، شریان تجاری به غرب، خط انتقال انرژی و مالی، فضایی برای دور زدن غیرمستقیم تحریمها، و خط نجات در سناریوی احتمالی انزوا است. اگر ایران با ترکیه بحران داشته باشد، صادرات انرژی، کریدور شمالی و جریانهای مالی جایگزین آن کاهش خواهد یافت. این امر یک خطر بزرگ اقتصادی و استراتژیک ایجاد میکند. بیایید در اینجا تفاوت مهم دیگری را مطرح کنیم. هدف اصلی ایران، ترکیه نیست، بلکه تعیین موقعیت ترکیه است. افزایش روابط ترکیه با آمریکا، موضع سختگیرانه آن در ناتو، نزدیکی با اسرائیل و اتخاذ موضع آشکار در بلوک ضدایرانی، یک تهدید مرگبار برای ایران خواهد بود. بنابراین، استراتژی ایران ممکن است جلوگیری از پیوستن ترکیه به خط مقدم بدون درگیر کردن آن در درگیری باشد. این را میتوان نه با یک استراتژی منفعل، بلکه با یک حرکت فعال متعادلسازی که نیازمند تنظیم دقیق است، توضیح داد."
در پایان، عبدالله آغار خاطرنشان کرد که یکی از مهمترین و عمیقترین دلایلی که ایران نمیخواهد ترکیه را کاملاً دشمن خود کند، این است که جمعیت ترکزبان در داخل ایران یک جزء بسیار بزرگ را تشکیل میدهد:
"فقط صحبت از ۳۰-۳۵ میلیون ترک آذربایجانی جنوبی نیست. در اینجا، صحبت از ۲-۳ میلیون ترک قشقایی، ۱.۵-۲ میلیون ترک خراسانی، ۲.۵-۳ میلیون ترک ترکمنستان، ۵۰-۱۰۰ هزار ترک خلج، ۳۰۰-۴۰۰ هزار ترک شاهسون، و ۲۰۰-۳۰۰ هزار ترک صحرا است. اینها در داخل سیستم هستند. توانایی ترکیه برای ایفای نقش در سناریوهای پس از ایران بسیار بالاست. چه کسانی که علیه ترکیه هستند و چه کسانی که به ترکیه علاقه دارند، هیچکس نمیخواهد ابتکار عمل احتمالی ترکیه را مختل کند. زیرا اگر در داخل رژیم ایران شکافی ایجاد شود، آنکارا میتواند به یک بازیگر حیاتی تبدیل شود."