جامعه آذربایجان که سالها در میان تأثیرات مختلف خارجی و فرآیندهای سیاسی زندگی کرده بود، اکنون وارد مرحله جدیدی شده است. با نگاهی به تاریخ، به وضوح دیده میشود که مردم آذربایجان در آن دوران از امکان تعیین مستقل سرنوشت خود محروم بودهاند. این کشور که ابتدا تحت تأثیر سیاستهای امپراتوری و سپس ۷۰ سال حکومت شوروی زندگی میکرد، تنها در اواخر قرن بیستم توانست استقلال دولتی خود را بازیابد. اما سالهای اولیه استقلال نیز آسان نبود. مشکلات سیاسی، اقتصادی و نظامی، چالشهای جدی برای کشور ایجاد کرد. مراکز نفوذ خارجی نیز با استفاده از این وضعیت، تلاش کردند منافع خود را در آذربایجان تقویت کنند.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آذربایجان عملاً با یک محیط سیاسی جدید روبرو شد. این کشور، اگرچه مستقل بود، اما با خطر باقی ماندن در حوزه نفوذ قدرتهای بزرگ منطقه مواجه شد. آذربایجان، به ویژه به دلیل منابع انرژی خود که از اهمیت استراتژیک برخوردار است، وارد دایره منافع دولتهای مختلف شد. نیروهایی که میخواستند بر فرآیندهای اقتصادی و سیاسی آذربایجان به عنوان یک کشور نفتی تأثیر بگذارند، از ابزارهای مختلفی استفاده کردند. صندوقها، سازمانها، پروژهها و مؤسسات مختلف، ابزاری برای تحقق این منافع بودند.
همه اینها منجر به شکلگیری کلیشههای خاصی در جامعه شده بود. به ذهن مردم القا میکردند که در این کشور همه چیز ممکن است و قانون و مقررات هرگز کارساز نخواهد بود. عبارت «اینجا آذربایجان است، اینجا همه چیز ممکن است» با گذشت سالها گویی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده بود. جالبترین نکته این است که بیشترین کسانی که از این ایده استفاده میکنند، افرادی هستند که دوران شوروی را تجربه کرده و به سیستم مدیریتی آن دوره عادت کردهاند.
در واقع، این عبارت بیش از آنکه یک واقعیت باشد، یک کلیشه و نتیجه طرز فکری است که سالها شکل گرفته است. مردم به این دلیل چنین فکر میکنند که مدتها دیدهاند قوانین کار نمیکنند و گاهی اوقات قوانین جنبه صوری دارند. اما زمان تغییر میکند و دولتها نیز تغییر میکنند. آذربایجان نیز یکی از کشورهای در حال تغییر است.
امروز باید یک سوال پرسید: آیا در آذربایجان رشوه وجود دارد؟ برخی ممکن است با شنیدن این سوال به طور خودکار پاسخ دهند «بله». آیا واقعیتی وجود دارد؟ این سوال بیپاسخ خواهد ماند.

بیایید به حوزههای خاص نگاه کنیم. در آموزش، چه کسی میتواند با پرداخت پول وارد دانشگاه شود، یا امتحان بدهد؟ آیا دانشجویی هست که برای گرفتن نمره در دانشگاه پول بدهد؟ در بیمارستانها، چه کسی میتواند با پرداخت پول به پزشک، خدمات خارج از نوبت دریافت کند؟ چه کسی با پرداخت پول بازنشستگی جعلی میگیرد؟ کدام رئیس اجرایی با پرداخت پول به مقام رسیده است؟ کدام وزیر با پرداخت پول وزیر شده است؟ کدام نماینده با پرداخت پول به کرسی نمایندگی دست یافته است؟
پاسخ این سوالات در واقع چیزهای زیادی را توضیح میدهد. زمانی افراد زیادی ادعا میکردند که چنین مواردی رخ میدهد. اما امروز سیستم کاملاً متفاوت است. اصلاحات انجام شده در مدیریت دولتی، اجرای خدمات الکترونیکی و افزایش شفافیت، به طور جدی از وقوع چنین مواردی جلوگیری کرده است.
دوران جدیدی در آذربایجان آغاز شده است. یکی از مهمترین نقاط عطف این دوره، جنگ ۴۴ روزه میهن بود. پیروزی به دست آمده در سال ۲۰۲۰ یک نقطه عطف سیاسی و روانشناختی بود. بازگرداندن تمامیت ارضی آذربایجان، آغاز مرحلهای کاملاً جدید در کشور بود.
این پیروزی اعتماد به نفس را در جامعه آذربایجان افزایش داد. مردم دیدند که دولت قدرتمند است و توانایی حفاظت از منافع ملی را دارد. این پیروزی همچنین منجر به تضعیف برخی از مکانیسمهای نفوذ خارجی شد که سالها ادامه داشتند. آذربایجان اکنون شروع به شکلگیری به عنوان دولتی کرده است که تصمیمات خود را مستقلتر میگیرد.

امروز در آذربایجان یک محیط سیاسی و اجتماعی جدید در حال شکلگیری است. در مدیریت دولتی، منافع ملی در اولویت قرار دارد. به صفر رساندن وابستگی به تأثیرات خارجی، امکان اتخاذ تصمیمات مستقلتر را در سیاست داخلی کشور فراهم میکند.
با این حال، هنوز بقایای طرز فکر قدیمی در جامعه باقی مانده است. به ویژه نسل مسنتر گاهی اوقات در پذیرش واقعیتهای جدید مشکل دارد. این یک فرآیند طبیعی است. زیرا آنها سالها در سیستمی متفاوت زندگی کردهاند. مدل مدیریتی و طرز فکر دوران شوروی بخش جداییناپذیری از زندگی آنها بوده است.
این افراد از آمریکا یا کشورهای دیگر نیامدهاند. آنها پدران و پدربزرگهای ما هستند. فقط محیطی که در آن شکل گرفتهاند متفاوت بوده است. آنها به یک سیستم عادت کردهاند و همچنان با قوانین همان سیستم فکر میکنند.
اما نسل جدید کاملاً متفاوت فکر میکند. امروز جوانان در دنیایی بازتر زندگی میکنند. آنها از طریق اینترنت به فضای اطلاعاتی جهانی متصل میشوند. فناوریهای جدید، ایدههای جدید و رویکردهای جدید، طرز فکر جوانان را تغییر میدهد.
امروز همه میدانند که بدون درس خواندن در دانشگاه نمیتوان نمره گرفت. با این وجود، برخی افراد هنوز به دنبال راههای قدیمی هستند. آنها فکر میکنند روشهایی مانند تماس با کسی، درخواست از کسی، یا استفاده از یک «آشنایی» کارساز است. وقتی چنین راههایی پیدا نمیکنند، بلافاصله شروع به شکایت میکنند. عباراتی مانند «آدمی ندارم»، «دیگران انجام میدهند» دوباره شنیده میشود. در واقع، این عبارات بیشتر برای ایجاد آرامش روانی استفاده میشوند.
وضعیت مشابهی در بیمارستانها نیز مشاهده میشود. امروز سیستم بیمه درمانی اجرا میشود و خدمات بر اساس قوانین مشخصی ارائه میگردد. سیستم نوبتدهی وجود دارد و همه باید منتظر نوبت خود باشند. اما برخی افراد باز هم تلاش میکنند خدمات خارج از نوبت دریافت کنند. اگر نتوانند به این هدف برسند، باز هم همان عبارت را به کار میبرند: «آدمی ندارم». در حالی که مسئله بسیار ساده است. سیستم دیگر متفاوت کار میکند و روشهای قدیمی معتبر نیستند.

این وضعیت تنها در حوزه آموزش و بهداشت خود را نشان نمیدهد، بلکه در سایر حوزهها نیز مشاهده میشود. مردم گاهی اوقات نمیخواهند واقعیت در حال تغییر را بپذیرند. آنها سعی میکنند تجربیاتی را که در گذشته داشتهاند، امروز نیز به کار ببرند.
زمان تغییر کرده، گذشته در گذشته مانده است. امروز دیروز نیست. آذربایجان وارد مرحله جدیدی شده است. امروز در کشور یک مدل مدیریتی مبتنی بر منافع ملی در حال شکلگیری است. یکی از اولویتهای اصلی دولت، افزایش رفاه شهروندان است. توسعه اقتصادی، پروژههای اجتماعی و برنامههای زیرساختی در خدمت این هدف هستند.
در عین حال، فرصتهای جدیدی برای توسعه جوانان ایجاد میشود. برنامههای بینالمللی در حوزه آموزش گسترش مییابد. اکوسیستم استارتاپی در حال شکلگیری است. اقتصاد دیجیتال در حال توسعه است.
جوانان آذربایجان مشارکتکنندگان فعال این فرآیندها هستند. آنها انعطافپذیرتر، مبتکرتر و خلاقترند. جوانان نه تنها در داخل کشور، بلکه در سطح بینالمللی نیز به موفقیتهایی دست مییابند.
برای این جوانان، عشق به میهن اهمیت ویژهای دارد. در طول جنگ ۴۴ روزه، تمام دنیا این را دید. هزاران جوان برای میهن به پا خاستند و تاریخ ساختند.

امروز همین جوانان آینده کشور را میسازند. آنها ایدههای جدیدی ارائه میدهند، پروژههای جدیدی را اجرا میکنند و برای تبدیل آذربایجان به دولتی قدرتمندتر تلاش میکنند.
آذربایجان در حال تبدیل شدن به یکی از مراکز مهم سیاسی و اقتصادی منطقه است. کریدورهای حمل و نقل، پروژههای انرژی و برنامههای همکاری بینالمللی، اهمیت استراتژیک کشور را بیش از پیش افزایش میدهد.
همه اینها نشان میدهد که آذربایجان در مرحله جدیدی قرار دارد. این مرحله، مرحله دولتسازی ملی است که در آن توسعه کشور علاوه بر شاخصهای اقتصادی، با تقویت آگاهی ملی نیز سنجیده میشود.
مردم باید از عباراتی مانند «اینجا آذربایجان است، اینجا همه چیز ممکن است» دست بردارند. زیرا این ایده واقعیت را منعکس نمیکند. در آذربایجان همه چیز بر اساس قوانین انجام میشود. قوانین کار میکنند، نهادها فعالیت دارند و مدیریت دولتی شفافتر میشود.
دیدن و پذیرش این تغییرات مهم است. زیرا توسعه علاوه بر زیرساختهای فیزیکی، بیشتر به طرز فکر وابسته است.
بله، اینجا آذربایجان است. آذربایجانی که تمامیت ارضی خود را بازگردانده، مهمترین پیروزی تاریخ خود را به دست آورده و هویت ملی و آداب و رسوم خود را حفظ میکند.
ما وارد مرحله جدیدی شدهایم، این مرحله، مرحله آذربایجان مدرن، قدرتمند و مستقل است. آذربایجان از هیچ کشوری عقب نمیماند و با پتانسیل خود به یکی از کشورهای پیشرو منطقه تبدیل میشود.
جوانان آذربایجان، جوانانی میهندوست، کوشا و مسئولیتپذیر هستند. آنها به آینده کشور ایمان دارند و برای ساختن این آینده تلاش میکنند. آذربایجان در حال تغییر و توسعه است. دیدن، ارج نهادن و حفاظت از این تغییرات وظیفه هر شهروند است.
بله، اینجا آذربایجان است، آذربایجانی کاملاً جدید...
النور امیروف