سناتور شلدون وایتهاوس (Sheldon Whitehouse, متولد 1955) در سالهای اخیر به عنوان یکی از سرسختترین منتقدان فساد و دسیسههای “مالی تاریک” در سیاست واشنگتن شناخته میشود. سخنرانیهای او بر شبکههای مالی جهانی، تأثیر سرمایه الیگارشی بر سیاست و میزان آسیبپذیری نهادهای دموکراتیک در برابر این تأثیر متمرکز است. اگرچه گاهی اوقات در رسانهها عباراتی مانند “باند جنایتکار بینالمللی را افشا کرد” به کار میرود، اما ماهیت موضوع پیچیدهتر است. وایتهاوس بیشتر از اینکه یک مافیای خاص را افشا کند، یکی از سیاستمدارانی است که تلاش میکند نشان دهد اکوسیستم جهانی مالی-فساد چگونه کار میکند.
یکی از موضوعاتی که سناتور حزب دموکرات، فارغالتحصیل افسانهای دانشگاه ییل، دادستان فدرال سابق و دادستان کل سابق، مکرراً مطرح میکند، احتمال خدمت برخی شرکتهای حقوقی، شرکتهای لابیگر و واسطههای مالی در سیستم مالی ایالات متحده و اروپا به سرمایه الیگارشی کشورهای اقتدارگرا است. به عقیده او، این ساختارها گاهی اوقات نقش واسطه را در ورود پولهای فساد به سیستم مالی غرب ایفا میکنند. وایتهاوس هنگام توضیح این پدیده، اغلب از مفهوم “شبکه جهانی دزدسالاری” استفاده میکند. این اصطلاح به مکانیسم مالی فراملی اشاره دارد که نخبگان دولتی و تجاری پولهای کلان را از طریق ساختارهای فراساحلی، بازار املاک و مستغلات و صندوقهای مختلف پنهان میکنند.
پس از حمله روسیه به اوکراین، وایتهاوس چندین بار اظهار داشته است که سیستم مالی غرب سالها نقش پناهگاه امنی برای سرمایه الیگارشهای روس ایفا کرده است. به عقیده او، برای جلوگیری از این وضعیت، قوانین مالی سختگیرانهتر و استانداردهای شفافیت بالاتری لازم است. موضوع دیگر سناتور، مشکل تأمین مالی ناشناس، یعنی “پول تاریک” در سیاست ایالات متحده است. او ادعا میکند که برخی از صندوقهای بزرگ و شبکههای اهداکننده میتوانند از طریق تأمین مالی پنهان بر شکلگیری تصمیمات سیاسی تأثیر بگذارند.
دقیقاً در همین زمینه، وایتهاوس با ایراد یک سخنرانی مفصل تقریباً 48 دقیقهای در سنا، توجه را به موضوع جدیدی جلب کرد. او سه نام را به عنوان گوشههای یک مثلث سیاسی در کنار هم قرار داد: دونالد ترامپ، جفری اپستین و ولادیمیر پوتین. به عقیده سناتور، این نامها رسواییهای جداگانه نیستند، بلکه عناصری هستند که جنبههای مختلف یک سیستم ارتباطی نیازمند تحقیق را نشان میدهند.
وایتهاوس در سخنرانی خود این تز را مطرح کرد: روابط ترامپ–روسیه، ترامپ–اپستین و اپستین–روسیه نباید به عنوان رویدادهای جداگانه، بلکه به عنوان بخشهایی از یک ساختار احتمالی مورد بررسی قرار گیرند. سناتور با اشاره به اسناد اپستین که در سال 2026 منتشر شد و شامل میلیونها سند است، خاطرنشان کرد که جفری اپستین ممکن است تنها یک سرمایهدار نباشد، بلکه شخصیتی باشد که ارتباطات بین نخبگان سیاسی و مالی را فراهم میکرده است. به گفته او، ماهیت این شبکهها هنوز کاملاً روشن نیست و نیازمند تحقیقات جدی است.
سناتور در سخنرانی خود ده تصمیم سیاسی را نیز برشمرد که به عقیده او در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ به نفع روسیه بوده و ادعا کرد که این تصمیمات از نظر منافع استراتژیک ایالات متحده مشکلساز هستند. با این حال، سناتور بیش از آنکه اتهام مستقیمی مطرح کند، سؤالاتی را مطرح کرد. او این احتمال را به بحث گذاشت: اگر کمپرومات، روابط مالی و روابط شخصی به ابزاری برای نفوذ در سیاست بینالملل تبدیل شوند، این دیگر تنها یک رسوایی فردی نیست، بلکه میتواند یک مکانیسم ژئوپلیتیکی باشد.
دلایل متعددی برای بازتاب گسترده این سخنرانی وجود دارد. این ویدئو میلیونها بازدید در رسانههای اجتماعی به دست آورد و در فضای سیاسی سال انتخابات در ایالات متحده، موضوع بلافاصله به یک بحث جدلی تبدیل شد. محافل جمهوریخواه این را یک حمله سیاسی ارزیابی کردند، در حالی که دموکراتها این موضوع را به عنوان سؤالات جدی نیازمند تحقیق مطرح کردند. با این حال، نکته مهم این است که وایتهاوس در سخنرانی خود شواهد قطعی در مورد ارتباطات جنایی خاص ارائه نکرد. سخنرانی او بیشتر با هدف جلب توجه به زنجیرهای از روابط سیاسی و مالی بود که نیاز به بررسی دارد.
در سیاست واشنگتن، گاهی اوقات یک سخنرانی تنها یک بیانیه سیاسی نیست؛ بلکه سرنخهایی از یک نقشه سایه بزرگتر را نشان میدهد. سخنرانی وایتهاوس نیز دقیقاً اینگونه تلقی شد. زیرا اپستین سالها شخصیتی بود که در میان نخبگان مالی، سیاستمداران و میلیاردرها در رفت و آمد بود و شبکه او هنوز هم نقاط تاریک ناگشودهای دارد.
اما سؤال اصلی سناتور بسیار سنگین است: اگر شبکههای مالی و مکانیسمهای کمپرومات بتوانند بر تصمیمات سیاسی تأثیر بگذارند، این دیگر تنها یک رسوایی نیست، بلکه تبدیل شدن به ابزاری در مبارزه جهانی برای قدرت است. برای بسیاری در واشنگتن، این فقط یک بحث جدلی در سال انتخابات است. اما دیگران این را به عنوان ردپای یک سیستم بزرگتر میبینند.
تاریخ نشان میدهد که رسواییهای بزرگ سیاسی اغلب ابتدا به صورت شایعه به نظر میرسند، اما سپس با آشکار شدن اسناد و تحقیقات، نحوه عملکرد سیستم را نشان میدهند. به همین دلیل، سؤالی که در مرکز بحث امروز قرار دارد، باز میماند: آیا این فقط یک لفاظی انتخاباتی است، یا سرنخهایی است که دریچهای به شبکههای مالی و سیاسی جهانی میگشاید؟
سیاست ایالات متحده در حال حاضر دقیقاً به دنبال پاسخ این سؤال است…