جمهوری اسلامی ایران از زمان قرار گرفتن در معرض حملات هوایی اسرائیل و آمریکا، تعداد زیادی از مقامات ارشد خود را در رهبری از دست داده است. به عبارت دیگر، پس از ۲۸ فوریه، اکثر مقامات ارشد رهبری ایران کشته شدهاند. رهبر عالی کشور، سید علی خامنهای، در همان روز اول جنگ خنثی شد.
امروز نیز علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، کشته شد. او پس از کشته شدن خامنهای، عملاً به عنوان رهبر رژیم ایران فعالیت میکرد.
گفته میشود که رهبر عالی جدید منتخب کشور، مجتبی خامنهای، زخمی شده و در حال حاضر در روسیه تحت درمان است. در حال حاضر مشخص نیست که اداره ایران در دست کیست. رئیسجمهور مسعود پزشکیان، که بر اساس قوانین ایران اختیارات چندان زیادی ندارد، از نفوذ بالایی برخوردار نیست. در این شرایط، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه) برجسته میشود.
جالب است که در حال حاضر چه کسی ایران را اداره میکند؟
Modern.az-ا در اظهاراتی به تحلیلگر سیاسی الخان شاهیناوغلو بیان کرد که قدرت در ایران در حال حاضر در دست گروهی از ژنرالهای سپاه است:
«تصمیمات را نیز آنها میگیرند. اختیارات رئیسجمهور کم است، و اطلاعاتی مبنی بر زخمی شدن رهبر عالی وجود دارد. حتی اگر رهبر عالی سالم هم باشد، او تجربه و نفوذ پدرش را ندارد. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز کشته شده است. بدین ترتیب، کنترل در ایران به طور کامل به دست گروهی از ژنرالهای سپاه افتاده است. این وضعیت ایران را خطرناکتر میکند. زیرا این ژنرالها بدون توجه به عواقب، حملاتی را به چپ و راست انجام میدهند. آنها تلاش میکنند تا شعلههای آتش را به کشورهای اطراف گسترش دهند. یعنی در ایران عملاً یک خلاء قدرت وجود دارد. پیش از جنگ نیز قدرت از چند مرکز اداره میشد. در قدرت، رهبر عالی، رئیسجمهوری بدون اختیارات، دبیر شورای عالی امنیت ملی و ژنرالهای سپاه حضور داشتند. از آنجا که دیگران خنثی و بیاثر شدهاند، قدرت در دوران جنگ در دست ژنرالهای سپاه متمرکز شده است. اما بخشی از آنها نیز کشته شدهاند. و به جای آنها افسران با رتبههای پایینتر آمدهاند. حتی اگر جنگ امروز متوقف شود، در آینده در ایران یک خلاء قدرت بسیار جدی و هرج و مرج ایجاد خواهد شد. نشانههای آن هماکنون نیز دیده میشود.»
این تحلیلگر سیاسی همچنین درباره پیامدهای هرج و مرج صحبت کرد:
«پس از پایان جنگ، اگر رژیم شرایط آمریکا را نپذیرد، موج جدیدی از اعتراضات آغاز خواهد شد. عادیسازی وضعیت اقتصادی ممکن نخواهد بود و ایران قادر به فروش نفت، تنها منبع درآمد خود، نخواهد بود. این نیز به تنشهای اجتماعی منجر خواهد شد. دلیل عدم وجود تنشهای اجتماعی در حال حاضر، ادامه جنگ است. پس از پایان جنگ، اگر ژنرالهای سپاه در مدیریت باقی بمانند، هرج و مرج و تمایلات گریز از مرکز تقویت خواهد شد. در این صورت، احتمال تجزیه ایران افزایش خواهد یافت.»