در بحبوحه تأثیرات جدی جنگ اوکراین بر اقتصاد روسیه و در شرایطی که ایالات متحده قبلاً گامهای مختلفی برای تضعیف روسیه برداشته بود، حمایت معینی که مسکو در درگیری کنونی مربوط به ایران به این کشور ارائه میدهد، به عنوان یک استراتژی پاسخ غیرمستقیم علیه واشنگتن ارزیابی میشود. به طور کلی، برخی کارشناسان که تنشها در ایران را مرحله جدیدی از رقابت ژئوپلیتیکی روسیه-آمریکا توصیف میکنند، این وضعیت را به عنوان برابری 1:1 در درگیری آمریکا-روسیه ارزیابی میکنند. به طوری که کسانی نیز هستند که روسیه را به عنوان طرفی که قبلاً به نتیجه مشخصی دست یافته است، معرفی میکنند.
در اظهاراتی به Modern.az، مفسر سیاسی روفیض حافیظاوغلو اظهار داشت که میتوان شباهتهای خاصی بین جنگ روسیه-اوکراین و جنگ آمریکا-اسرائیل-ایران قائل شد:
“بعید نیست که حمایت امروز روسیه از جنگ بین ایران و اسرائیل و آمریکا، پاسخی غیرمستقیم و متناسب به حوادث اوکراین باشد. در عین حال، در نظر داشته باشیم که ممکن است اینطور هم نباشد. زیرا حمایت کنونی روسیه از ایران، در مقایسه با حمایت چین از ایران، بسیار ناچیز و نامحسوس است. از سوی دیگر، روسیه و چین نیز به نوبه خود از ایالات متحده آمریکا و اسرائیل خواستهاند که عاقلانهتر رفتار کنند و با خونسردی بیشتری به حوادث نگاه کنند. یعنی این درگیری هنوز وارد داغترین فاز خود نشده است. این نظر من است و ممکن است اشتباه باشد.
بله، میتوانند حمله ایران به اهداف اسرائیل و حوادثی که پریروز در شهر دیمونا رخ داد را مثال بزنند. البته، اینها طبیعی است. در پسزمینه همه این حوادث، فراموش نکنیم که همزمان یک جنگ اطلاعات نادرست نیز توسط ایران و آمریکا در جریان است. یعنی من قاطعانه مخالف قائل شدن شباهتها هستم. میتوان شباهت قائل شد، اما فراموش نکنیم که نه روسیه، نه ایران، نه اسرائیل بازیگر اصلی در این درگیری نیستند. در اینجا دو بازیگر اصلی وجود دارد: چین و آمریکا. نکته اصلی که در ریشه این مسئله قرار دارد، همین است. اما این موضوع آنقدر عمیق است که در پسزمینه درگیری چین و ایالات متحده آمریکا، حوادث مهم دیگری نیز در حال وقوع است. میتوان به درگیری افغانستان-پاکستان که در آن آتشبس موقت مربوط به رمضان حاصل شد، و همچنین به حادثهای که متأسفانه در رسانههای ما چندان مورد توجه قرار نگرفت – یعنی تمایل هند به اسرائیل با جدا شدن از محور اصلی در پسزمینه حوادث جاری، یعنی سفر مودی به اسرائیل و دیدارهای انجام شده در آنجا، تامین تسلیحات، و سپس حتی نامزدی یک نظامی سابق اسرائیلی برای پست نخستوزیری در خود ارمنستان – اشاره کرد. همه این نکات، حقایقی هستند که از دید پنهان ماندهاند، اما بسیار جالب توجهاند. با در نظر گرفتن همه اینها، میتوان با اطمینان کامل گفت که جنگ در منطقه به فاز فعال خود نرسیده است. این هم به ایران و هم به موج جدید جنگی که خاورمیانه را فرا خواهد گرفت، مربوط میشود”.

مفسر سیاسی معتقد است که از سوی دیگر، مسئله درگیر شدن ترکیه و کشورهای عربی در این جنگ در دستور کار قرار دارد:
“در این باره مذاکرات پشت پرده در جریان است. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در ریاض اظهاراتی داشته است. این اظهارات مربوط به ایران، با اظهارات قبلی متفاوت بود. در این سخنرانیها گفته شد که چرا کشورهای مسلمان بمباران میشوند؟ اگر مشکل تو با اسرائیل است، باید به آن حمله کنی. حمله به عربستان سعودی، قطر، آذربایجان و سایر کشورها تا چه حد منطقی است؟ حتی اگر جنگ تمام شود، ایران مجبور خواهد بود در برابر جهان اسلام و کشورهای مسلمان پاسخگو باشد. سازمان همکاری اسلامی و همچنین سایر بلوکهای مسلمان از ایران گزارش خواهند خواست. جهان پس از جنگ ایران با منظرهای بسیار متفاوت روبرو خواهد شد. من فکر میکنم که حتی تجزیه و تقسیم ناتو، اگرچه در آینده نزدیک نباشد، اما در دهههای آینده جزو احتمالات است”.