پس از توافق آتشبس ۲ هفتهای حاصل شده بین ایالات متحده آمریکا (آمریکا) و ایران، طرفین تلاش خواهند کرد تا توافق صلح را نهایی کنند. این نتیجهگیری از واکنشهای مقامات به دست آمده است.
طرفین در اسلامآباد، پایتخت پاکستان که میانجیگری آتشبس را بر عهده داشت، گرد هم خواهند آمد. ایران خواستار لغو تحریمها و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است.
در مذاکرات آمریکا و ایران که در تاریخ ۱۰ آوریل در اسلامآباد، پایتخت پاکستان برگزار خواهد شد، هیئت آمریکایی را جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور، رهبری خواهد کرد. بر اساس گزارش ایسنا، هیئت ایرانی را محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران (پارلمان)، رهبری خواهد کرد.
رسانههای ایرانی گزارش میدهند که «در چارچوب طرح ۱۰ مادهای پیشنهادی ایران، نه تنها برنامه هستهای و امنیت منطقهای، بلکه تحریمهای اولیه و ثانویه اعمال شده علیه ایران در ۴۵ سال گذشته نیز مورد بحث قرار خواهد گرفت».
هرگونه پیشرفت در جنگ آمریکا و ایران برای اوکراین نیز مهم تلقی میشود. زیرا تحلیلهای مشخصی در مورد تأثیرات منفی جنگ آمریکا و ایران بر اوکراین، که ۴ سال است با روسیه در جنگ است، انجام میشود. به طوری که برخی تحلیلگران ادعا میکنند که حمایت آمریکا از اوکراین کاهش یافته و این درگیری به پسزمینه رفته است.
استانیسلاو ژلیخوفسکی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی اوکراینی، در اظهاراتی به Modern.az بیان کرده است که آتشبس دو هفتهای اعلام شده توسط دونالد ترامپ نباید به عنوان راهی به سوی صلح پایدار، بلکه بیشتر به عنوان یک مکانیسم تاکتیکی کاهش تنش ارزیابی شود:
«وضعیت همچنین با این پیچیدهتر میشود که هم واشنگتن و هم تهران آشکارا «پیروزی» اعلام میکنند. این امر انتظارات را افزایش داده و فرصتهای سازش را محدود میکند. در پسزمینه تنشهای مداوم در اطراف تنگه هرمز و خواستههای ایران مبنی بر غرامت و لغو تحریمها، مدت دو هفته برای حل مشکلات ساختاری بسیار کوتاه به نظر میرسد.
در واقع، این به نوعی نقش «پنجره خنککننده» را برای بررسی سازگاری ایفا میکند. به ویژه در بستر انتخابات میاندورهای آتی در آمریکا، این مدت کوتاه، فوریت سیاسی را نیز منعکس میکند. دولت ترامپ تلاش میکند تا به سرعت نتایج قابل مشاهدهای به دست آورد، که این امر آتشبس را از نظر سیاسی مفید، اما از نظر استراتژیک شکننده میسازد.
انتظار میرود مذاکرات عمدتاً حول محور امنیت دریایی، محدود کردن تشدید تنش و کاهش تدریجی تحریمها جریان یابد.
اما هر دو طرف با پیشنهادهای گستردهای وارد مذاکرات میشوند. طرح ۱۰ مادهای ایران و چارچوب چندبندی آمریکا وجود دارد که این امر به یک فرآیند توافق پیچیده اشاره میکند. ایران خواستار غرامت، لغو تحریمها و ایجاد یک رژیم رسمی در تنگه هرمز است، در حالی که آمریکا در وهله اول به کاهش تنش و ناوبری ایمن اولویت میدهد.
مانع اصلی اما مسئله توالی خواهد بود: چه کسی اولین گام را برمیدارد و اجرای تعهدات چگونه راستیآزمایی خواهد شد؟ فشار سیاسی در واشنگتن میتواند روند را تسریع کند، اما این امر خطر توافقات سطحی را نیز افزایش میدهد.
آمریکا با موافقت با آتشبس بدون پیششرطهای سخت و مشارکت در چارچوب مذاکراتی که تا حدی منعکسکننده پیشنهادهای ایران است، نشان داده که امتیازاتی داده است.
تأکید آشکار ترامپ بر اظهارات ملایمتر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و کنار گذاشتن لفاظیهای تندتر، نشاندهنده یک استراتژی آگاهانه برای کار از طریق کانالهای نرمتر است.
اما این امتیازات ماهیت تاکتیکی دارند. آمریکا عدم قطعیت استراتژیک خود را در مورد حملات احتمالی یا تشدید تنش در صورت نقض توافق حفظ میکند. این «رویکرد دوگانه»، یعنی سرسختی عمومی و انعطافپذیری رویهای، همچنین با انگیزههای سیاسی داخلی در آستانه انتخابات میاندورهای مشروط میشود.
با توجه به پویایی موجود، آمادگی ایران برای پیوستن به مذاکرات، پذیرش چارچوب کلی و بحث در مورد عبور ایمن از طریق تنگه هرمز، نشاندهنده امتیازاتی است. اما این اقدامات بیشتر باید به عنوان تنظیمات تاکتیکی ارزیابی شوند.
تهران از خواستههای استراتژیک اصلی خود مانند لغو تحریمها، غرامت و نفوذ منطقهای عقبنشینی نمیکند. تفاوت بین لحن ملایمتر وزارت امور خارجه و لفاظیهای حداکثری نهادهای امنیتی، بیشتر یک سیگنال داخلی است تا یک سازش واقعی. ایران با حفظ اهرمهای اصلی نفوذ خود، تلاش میکند زمان بخرد.»
به عقیده این تحلیلگر سیاسی، چشمانداز توافق بلندمدت محدود باقی میماند:
«لفاظیهای متقابل «پیروزی»، پیشنهادهای حداکثری و فشارهای سیاسی در داخل آمریکا نشان میدهد که این فرآیند بیشتر به توافقات موقت منجر خواهد شد.
سناریوی واقعبینانهتر، مدل «بیثباتی مدیریتشده» است. در این مدل، تشدید تنش تحت کنترل نگه داشته میشود، اما به طور کامل حل نمیشود. توافق پایدار نیازمند ضمانتهای منطقهای گستردهتر و سازوکارهای نهادی است که در حال حاضر موجود نیستند.
ضمناً، بازیگران منطقهای نقش تعیینکنندهای ایفا خواهند کرد. اگر اسرائیل توافق را به اندازه کافی محدودکننده برای ایران نداند، میتواند به عنوان یک عامل محدودکننده عمل کند. ترکیه با قرار گرفتن در جایگاه میانجی، تلاش میکند نفوذ ژئوپلیتیکی خود را افزایش دهد. روسیه نیز از بیثباتی بلندمدت که توجه غرب را از اوکراین منحرف میکند، بهره میبرد.
این پویایی نشان میدهد که حتی اگر آمریکا و ایران به پیشرفتهایی دست یابند، بازیگران خارجی قادر خواهند بود نتیجه را به طور جدی شکل دهند یا آن را بر هم زنند.»

این تحلیلگر سیاسی اظهار داشت که تصورات مبنی بر اینکه جنگ آمریکا و ایران، جنگ اوکراین را از دستور کار جهانی خارج کرده، رو به افزایش است و این تا حدی صحیح است:
«همانطور که ولودیمیر زلنسکی خود نیز اعتراف کرده است، به ویژه در زمانی که منابع نظامی، سیاسی و اقتصادی به خاورمیانه هدایت میشوند، اوکراین دیگر در کوتاهمدت اولویت اصلی واشنگتن نیست. بارزترین تأثیر، ماهیت عملی دارد. اوکراین با خطر دریافت کمتر ابزارهای حیاتی مانند سامانههای دفاع هوایی «پاتریوت» مواجه است، در حالی که همزمان زنجیرههای تأمین جهانی به دلیل درگیری در خاورمیانه تحت فشار قرار میگیرند. علاوه بر این، افزایش قیمت نفت ناشی از بیثباتی در اطراف تنگه هرمز از نظر اقتصادی به روسیه سود میرساند و تواناییهای آن را برای ادامه جنگ تقویت میکند.
با این حال، اوکراین قربانی منفعل این تغییرات نیست. کییف فعالانه تلاش میکند تا موقعیت خود را در واقعیت ژئوپلیتیکی جدید بازسازی کند. این کشور تجربه رزمی خود را، به ویژه در زمینه مبارزه با پهپادهای ساخت ایران، هم به آمریکا و هم به کشورهای خلیج فارس پیشنهاد میدهد و بدین ترتیب تجربه جنگی خود را به سرمایه استراتژیک تبدیل میکند. این تلاشی است برای حفظ اهمیت و جایگاه خود، حتی اگر توجه جهانی به سمت دیگری معطوف شود.
آتشبس دو هفتهای حاصل شده بین آمریکا و ایران، با کاهش موقت خطرات تشدید تنش در خاورمیانه و امکان بازگشایی جزئی مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز، از نظر دیپلماتیک یک پنجره کوتاهمدت ایجاد میکند.
این برای اوکراین نیز حائز اهمیت است، زیرا تشدید تنش اخیر در خاورمیانه عملاً تلاشهای میانجیگری تحت رهبری آمریکا را متوقف کرده بود. اکنون، کاهش موقت تنشها، فرصتهای سیاسی و دیپلماتیک گستردهتری را برای واشنگتن فراهم میکند تا در مسیر روسیه-اوکراین دوباره فعال شود. این امر در برنامههای مربوط به سفر احتمالی مذاکرهکنندگان اصلی آمریکا – استیو ویتکوف، جرد کوشنر و لیندسی گراهام – به کییف نیز منعکس شده است و هدف آن احیای مذاکرات صلح به بنبست رسیده است.»
اس. ژلیخوفسکی تأکید کرد که واقعیت عمیقتر پیچیدهتر است:
«آتشبس، ارتباط ساختاری بین این دو درگیری را از بین نمیبرد. برعکس، نشانههایی وجود دارد که روسیه در تلاش است از این ارتباط بهرهبرداری کند. به عنوان مثال، گزارش شده است که پیشنهادهایی مبنی بر کاهش حمایت از ایران در ازای امتیازاتی در مورد اوکراین مطرح شده است. این نشان میدهد که خاورمیانه و اوکراین به طور فزایندهای به صحنههای مذاکراتی مرتبط با یکدیگر تبدیل میشوند.
علاوه بر این، حتی اگر مذاکرات از سر گرفته شود، موانع اصلی بدون تغییر باقی میمانند: اختلافات ارضی، تضمینهای امنیتی و اهداف جنگی اساساً ناسازگار کییف و مسکو. دورهای قبلی مذاکرات در ژنو قبلاً نشان دادهاند که پیشرفت در این مسائل چقدر دشوار است.
بنابراین، آتشبس میتواند دیپلماسی را از نظر رویهای از «وضعیت یخزده» خارج کند، اما از نظر ماهوی این را تضمین نمیکند. خطر اصلی این است که از سرگیری مذاکرات ممکن است بدون پیشرفت واقعی، تنها جنبه ظاهری داشته باشد. به ویژه اگر این فرآیند ناشی از تقویم سیاسی در واشنگتن باشد و بر اساس همگرایی واقعی مواضع طرفین نباشد.»