Modern.az

تحلیلگر سیاسی بریتانیایی: توافق بلندمدت با ایران ممکن است

تحلیلگر سیاسی بریتانیایی: توافق بلندمدت با ایران ممکن است

تحلیل

8 آوریل 2026, 14:28

پس از توافق آتش‌بس ۲ هفته‌ای حاصل شده بین ایالات متحده آمریکا (آمریکا) و ایران، طرفین تلاش خواهند کرد تا توافق صلح را نهایی کنند. این نتیجه‌گیری از واکنش‌های مقامات به دست آمده است.
طرفین در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان که میانجی‌گری آتش‌بس را بر عهده داشت، گرد هم خواهند آمد. ایران خواستار لغو تحریم‌ها و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است.

در مذاکرات ۱۰ آوریل بین آمریکا و ایران که در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان برگزار خواهد شد، هیئت آمریکایی را معاون رئیس‌جمهور، جی.دی. ونس رهبری خواهد کرد.  به گزارش ایسنا، هیئت ایرانی را رئیس مجلس شورای اسلامی ایران (پارلمان)، محمدباقر قالیباف رهبری خواهد کرد.

رسانه‌های ایرانی گزارش می‌دهند که «در چارچوب طرح ۱۰ ماده‌ای پیشنهادی ایران، نه تنها برنامه هسته‌ای و امنیت منطقه‌ای، بلکه تحریم‌های اولیه و ثانویه اعمال شده علیه ایران در ۴۵ سال گذشته نیز مورد بحث قرار خواهد گرفت».

 نیل واتسون، تحلیلگر سیاسی بریتانیایی، در تفسیر توافق آتش‌بس به Modern.az اظهار داشت که آتش‌بس دو هفته‌ای گامی به سوی صلح پایدار نیست:

نیل واتسون، تحلیلگر سیاسی انگلیسی، در اظهارات خود به وب‌سایت ما بیان کرد که اگر مذاکرات برگزار شود، اساس آن‌ها را نه بیانیه‌های عمومی، بلکه چهار نکته اصلی تشکیل خواهد داد:

«اولاً، من این آتش‌بس را نه یک توافق صلح، بلکه پنجره‌ای برای کاهش تنش تاکتیکی ارزیابی می‌کنم. گزارش‌ها تأیید می‌کنند که این یک وقفه دو هفته‌ای مرتبط با بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات است. این مدت ممکن است برای جلوگیری از گذار فوری به یک جنگ منطقه‌ای گسترده و ایجاد چارچوب مذاکرات کافی باشد، اما در صورتی که تضمین‌های امنیتی، مسئله هسته‌ای، رژیم تحریم‌ها و قواعد رفتاری در خلیج فارس مورد توافق قرار نگیرد، دو هفته برای دستیابی به صلح پایدار کافی نیست. به عبارت دیگر، این «صلح» نیست، بلکه آتش‌بسی تحت فشار بازارها، خستگی نظامی و میانجی‌ها است.

اگر مذاکرات برگزار شود، اساس آن‌ها را نه بیانیه‌های عمومی، بلکه چهار نکته اصلی تشکیل خواهد داد: هرمز، تضمین‌های امنیتی، تحریم‌ها و برنامه هسته‌ای. ایران پیش‌شرط‌های خود را از جمله توقف تحریم‌ها، تضمین‌هایی در برابر حملات آتی و پرداخت غرامت اعلام کرده است. ترامپ نیز همزمان اعلام کرده است که هرگونه توافق آتی باید مسئله مواد هسته‌ای ایران را «ببندد». این بدان معناست که رژیم ناوبری در هرمز، برگشت‌ناپذیری آتش‌بس، رفع انسداد دارایی‌ها و سطح قابل قبول غنی‌سازی و نظارت بر زیرساخت‌های هسته‌ای در دستور کار غالب خواهد بود. علاوه بر این، مسئله برنامه موشکی غیررسمی ایران و شبکه‌های نیابتی آن ناگزیر مطرح خواهد شد، زیرا بدون آن، بخشی از دولت اسرائیل و آمریکا هیچ توافقی را جامع تلقی نخواهند کرد».

این تحلیلگر سیاسی همچنین درباره امتیازات آمریکا و ایران صحبت کرد:

«بارزترین نشانه امتیاز آمریکا، امتناع آن از گذار فوری به موج جدیدی از حملات گسترده علیه زیرساخت‌های ایران است. عنصر دوم، توصیف آشکار پیشنهاد ایران توسط ترامپ به عنوان «مبنای عملیاتی» است، یعنی این یک پایه و اساس برای مذاکرات آتی تشکیل می‌دهد. از سوی دیگر، واشنگتن عملاً با جستجوی راه حل نه تنها از طریق اولتیماتوم‌ها، بلکه از طریق قالب میانجی‌گری نیز موافقت کرده است. اما این نباید اغراق شود، زیرا آمریکا در حالی که خواسته‌های اصلی خود را در مورد هرمز، برنامه هسته‌ای و محدود کردن تهدیدات حفظ کرده است، به امتیازات عملیاتی و نه استراتژیک روی آورده است.

امتیازاتی که ایران نشان داده است، عمدتاً تاکتیکی هستند و نه استراتژیک. مهمترین نکته این است که تهران موقتاً با کاهش تنش موافقت کرده و اجازه عبور ایمن از تنگه هرمز را داده است. ایران این گام را برداشته است، با وجود اینکه خلیج هرمز تحت هماهنگی نظامی خود قرار دارد. این نیز نشان‌دهنده خروج از استراتژی محدودسازی کامل ترافیک جهانی است. علاوه بر این، ایران با وجود اتخاذ موضع سخت‌گیرانه‌تر تا کنون که بر توقف فوری حملات بدون ترتیبات موقت متمرکز بود، به طور مؤثر سودمندی کانال مذاکرات را پذیرفته است. اما این اقدامات فعلاً نمی‌توانند به عنوان امتیازات استراتژیک توصیف شوند. زیرا ایران از خواسته‌های خود در مورد لغو تحریم‌ها، تضمین‌های امنیتی، غرامت یا نفوذ بر مسیرهای دریایی دست نکشیده است. بنابراین، توصیف آن به عنوان یک «تعدیل تاکتیکی» با هدف کسب زمان و تقویت مواضع مذاکراتی، صحیح‌تر است».

کارشناس بریتانیایی همچنین در مورد اینکه آیا مذاکرات به صلح پایدار تبدیل خواهد شد یا خیر، اظهار نظر کرد:

«این احتمال وجود دارد. اما، فکر می‌کنم این احتمال چندان بالا نیست. هر دو طرف به نقطه‌ای رسیده‌اند که جنگ بسیار پرهزینه شده است. بازارها، متحدان و میانجی‌ها همگی در تلاش برای کاهش تنش هستند – این به طور عینی انگیزه‌ای برای یک توافق رسمی‌تر ایجاد می‌کند. اما تفاوت قابل توجهی بین آتش‌بس موقت و صلح نهادینه وجود دارد: این امر مستلزم توافق بر سر مکانیسم‌های راستی‌آزمایی، تحریم‌ها، قوانین تنگه هرمز، محدودیت‌های هسته‌ای و مکانیسم‌های اجرایی است. در این مرحله، حتی روایت‌ها نیز متفاوت است، زیرا ترامپ از یک وقفه دو هفته‌ای صحبت می‌کند، در حالی که ایران بر نیاز به صلح پایدار تحت شرایط خاص تأکید دارد. بنابراین، شانس یک توافق بلندمدت واقعی است، اما این به این بستگی دارد که آیا این وقفه به یک سیستم تضمین ساختاریافته تبدیل می‌شود یا صرفاً آمادگی برای مرحله بعدی درگیری است».

این مفسر سیاسی همچنین در مورد اینکه آیا بازیگران منطقه‌ای مانند اسرائیل، ترکیه، روسیه و پاکستان بر این روند تأثیر خواهند گذاشت یا خیر، صحبت کرد:

«تأثیر این کشورها قابل توجه است، اما از نظر ماهیت با یکدیگر متفاوت هستند. اسرائیل عامل اصلی محدودکننده هرگونه توافق بیش از حد نرم است: نتانیاهو تنها پس از اطمینان از تأیید اهداف استراتژیک گسترده‌تر در مورد فعالیت‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای ایران، از این وقفه حمایت کرده است. این بدان معناست که اگر اسرائیل معتقد باشد که نتیجه، ایران را بیش از حد قدرتمند می‌کند، می‌تواند هم از مذاکرات حمایت کند و هم دایره سازش را محدود سازد. ترکیه در حال حاضر نقش تقویت‌کننده دیپلماتیک را در چارچوب میانجی‌گری ایفا می‌کند، با بازیگران منطقه‌ای هماهنگ می‌شود و به طور بالقوه مذاکرات را تسریع می‌بخشد. از سوی دیگر، روسیه تمایل خود را برای ایفای نقش متعادل‌کننده خارجی و در صورت لزوم، شکل‌دهی به چارچوب بین‌المللی و دشوار ساختن اجرای شرایط آمریکا نشان داده است. این بدان معناست که نقش روسیه بیش از دستیابی به صلح، تأثیرگذاری بر محیط استراتژیکی است که آن کشور در آن قرار دارد».

Sizə yeni x var
Keçid et
TƏCİLİ! İranda partlayış səsləri - Xameneinin yaxın adamı ÖLDÜRÜLDÜ