رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ اعلام کرده است که توافق آتشبس دو هفتهای با ایران حاصل شده است. در این مدت، طرفین تلاش خواهند کرد تا توافق صلح را نهایی کنند. طرفین در اسلامآباد، پایتخت پاکستان که میانجیگری آتشبس را بر عهده دارد، گرد هم خواهند آمد. ایران لغو تحریمها و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه را میخواهد.
در این دو هفته، اینکه آیا طرفین به صلح نهایی دست خواهند یافت یا خیر، جای سوال دارد.
در اظهاراتی به Modern.az، وزیر امور خارجه سابق، توفیق ذوالفقاروف، اظهار داشت که آمریکا تاکتیک خود را تغییر داده است:
«اولاً، باید اشاره کرد که در اینجا سوال "چه کسی برد، چه کسی باخت" بیمورد است. زیرا به طور قطع، توازن قدرت در سمت آمریکاست. اکنون ما باید به یک مسئله توجه کنیم. این نکته نیز مربوط به تغییر تاکتیک آمریکا است. به عنوان مثال، آمریکا پس از عملیات نظامی در عراق، لبنان و افغانستان از تاکتیک تغییر حکومت استفاده میکرد. اما طرف آمریکایی پس از مشاهده اینکه این روش طولانیمدت و از نظر مالی بسیار پرهزینه است، تاکتیک جدیدی را انتخاب کرده است. به عنوان مثال، میتوان به نمونه ونزوئلا اشاره کرد. در آنجا، اگرچه نیکلاس مادورو دستگیر شد، اما تمام افرادی که در سیستم مدیریتی او فعالیت میکردند، در جای خود باقی ماندند. صرفاً، آنها به گفتههای ترامپ گوش میدهند. صادرات نفت در حال حاضر تحت کنترل آمریکاست. من این را رد نمیکنم که به شکلی غیرمستقیم، مسائل در ایران نیز به همین ترتیب مدیریت خواهد شد. یعنی برای آمریکا فرقی نمیکند چه کسی کشور را اداره کند. صرفاً، جالب است که آیا ادارهکنندگان تابع اراده سیاسی آنها هستند یا خیر. انتظار میرود که تاکتیک آمریکا به همین شکل ادامه یابد. با در نظر گرفتن این مسئله، ایران و نخبگان سیاسی بازمانده آن اکنون از نظر تبلیغاتی برای بازگرداندن نفوذ سیاسی خود از پیروزی سخن خواهند گفت. اما عملاً مشخص است که در مذاکرات دو هفتهای، مسئله به طور قطع به شکلی که گفتم، حل و فصل خواهد شد.»

ت. ذوالفقاروف همچنین اشاره کرد که نباید انتظار داشت که این به معنای رفع کامل تنشها باشد.
اما دیپلمات سابق، نصیب نصیبلی، خاطرنشان کرد که دستیابی به آتشبس هنوز به معنای پایان جنگ نیست:
«در طول این ۱۲ روز، مردم با تماشای تلویزیون یا وبسایتهای اینترنتی، با نفسهای حبس شده، پیگیر خواهند بود که حوادث در چه جهتی پیش خواهد رفت. آتشبس دو هفتهای هنوز پایان جنگ نیست و هر لحظه ممکن است نقض شود. به نظر من، پایان جنگ برای هر دو طرف مفید است. ترامپ ساعت ۰۳:۰۰ بامداد آماده حمله به اهداف حیاتی ایران بود. او آماده حمله به تأسیسات نفت و گاز، پلها و نیروگاههای برق بود. به گفته ترامپ، این به معنای بازگشت ایران به ساختار جامعه بدوی بود. البته این عبارت شرطی بود. اما باز هم، دستیابی به نتیجهای فراتر از این ممکن نبود. یعنی، حتی اگر اهداف و زیرساختهای مورد نظر ترامپ مورد حمله قرار میگرفت و ایران بدون صنعت میماند، هدف اصلی رژیم و حکومت نبود، بلکه مردم عادی بودند. مردم نیز در وضعیت بسیار ناامیدی قرار میگرفتند. پیشبینی اینکه مردم ناامید چگونه با آمریکا رفتار خواهند کرد، دشوار است. در مورد طرف ایرانی، واقعاً ادامه جنگ و کشاندن کشور به فاجعهای بزرگتر از این، معنایی ندارد. ترامپ گفته است که شرایط خاصی را برای مذاکرات پذیرفته است. شاید، وقتی این شرایط مورد بحث قرار گیرد، بر سر آنها توافق نکنند. به نظر من، آن شرایط نه به خواستههای آمریکا و نه به خواستههای اسرائیل پاسخ نمیدهد. اما در هر صورت، نشستن پشت میز و انجام مذاکرات بر سر شرایط خاص بهتر از ادامه جنگ است. پذیرش شرایط ایران توسط آمریکا و اسرائیل ممکن نیست. همزمان، کشورهای عربی در زمان جنگ با ایران دچار اختلاف شدند. آنها نیز با این شرایط موافقت نخواهند کرد. در هر حال، اولین تماسها در تاریخ ۱۰ ماه آغاز خواهد شد. پیگیری میکنیم و خواهیم دید.»

ن. نصیبلی همچنین درباره وضعیتی که در صورت عدم دستیابی به هرگونه نتیجه در مذاکرات ممکن است پیش آید، صحبت کرد:
«در صورت عدم دستیابی به توافق بر سر شرایط، ادامه موج جدید جنگ یکی از گزینههای ممکن است. یعنی، دستور ترامپ مبنی بر حمله به اهداف غیرنظامی – نیروگاههای برق، پلها و تأسیسات نفتی – که امروز صبح ساعت ۰۳:۰۰ صادر شد، ممکن است به اجرا درآید. به نظر من، این میتواند فاجعهای بزرگتر برای ایران باشد. مذاکرات بر سر برخی مسائل ادامه خواهد یافت. همانطور که در سند نوشته شده است، پذیرش تمام شرایط ایران توسط آمریکا و اسرائیل ممکن نیست. ممکن است آتشبس مرحله به مرحله تمدید شود.»
زرتشت علیزاده، رئیس سابق حزب سوسیال دموکرات و تحلیلگر سیاسی، عدم توانایی ترامپ در وارد آوردن ضربات وحشتناکتر را به عنوان یک اتفاق خوشحالکننده ارزیابی کرد:
«ترامپ که از حد خود فراتر رفته بود، نتوانست ضربات وحشتناکتری به ایران وارد کند. ترامپ که قلباً این را میخواست، شاید از سوی دیگر از برداشتن این گام میترسید. خلاصه، چاره دیگری برای او نمانده بود، زیرا ایران اولتیماتومهای او را رد میکرد. مردم ایران عزم و قاطعیت بزرگی از خود نشان دادند. مردم به خیابانها ریختند و گفتند: «اگر میزنی، ما را بزن.» یعنی این یک جنایت جنگی بود. ترامپ با دستور حمله به ایران، حماقت خود را ثابت میکرد. ظاهراً، در لحظه آخر، برخی افراد عاقلتر در کنار او توضیح دادند که بالا گرفتن تنشها، نه برای آمریکا، نه برای اسرائیل و نه برای کل غرب، پایان خوبی نخواهد داشت. بدین ترتیب، ترامپ مجبور به یک امتیاز دو هفتهای شد. در طول این دو هفته چه اتفاقی خواهد افتاد؟ خواسته ایران روشن است، این کشور آتشبس نمیخواهد، بلکه توقف حملات نظامی آمریکا و اسرائیل را میخواهد. برای این کار، تضمینهای قاطع لازم است.»

به گفته این تحلیلگر سیاسی، تضمینها را تنها سه کشور - چین، روسیه و هند - میتوانند ارائه دهند:
«این تضمینها را چین، هند و روسیه میتوانند ارائه دهند. هر سه کشور دارای سلاح هستهای هستند. تضمینها باید به گونهای تعریف شوند که پس از آن نه اسرائیل و نه آمریکا نتوانند به ایران حمله کنند. از سوی دیگر، در این توافق اولیه، پایان تجاوز اسرائیل به لبنان نیز منعکس شده است. ایران نه تنها به خود، بلکه به جنبشهای مسلمانان نیز میاندیشد. طبیعتاً، تنگه هرمز تحت کنترل ایران باقی خواهد ماند. صرفاً ایران اجازه خواهد داد که کشتیها به آرامی و در ازای پرداخت مبالغی مشخص از آنجا عبور کنند. این یک ضرر بزرگ نیست. مهم این است که کنترل خلیج هرمز در دست ایران باقی میماند. گفته میشود که آمریکا نه تنها تعهد به توقف تجاوز نظامی را پذیرفته، بلکه مسئول اجرای مکانیزمی برای جبران خسارات وارده نیز خواهد بود. این مکانیزم نیز تنها میتواند کنترل ایران و عمان بر خلیج هرمز باشد. الحمدلله که کشتارهای بزرگی رخ نداد. مردم ایران پیش از این نیز متحمل خسارات و ویرانیهای بزرگی شده بودند. آمریکا یک بار دیگر ثابت کرد که یک دولت صرفاً امپریالیستی است.»