اعتراضات جاری در ایران مورد توجه تمام جهان است. اگرچه پیشبینیهای متفاوتی درباره سرانجام این حوادث مطرح میشود، اما دلایل اولیه آن افزایش قیمت مواد غذایی و سوخت در ایران و کاهش شدید ارزش ریال، واحد پول ملی، در برابر دلار عنوان شده است.
Modern.az یادآور میشود که در میان دلایل اصلی دامنزننده به اعتراضات اجتماعی، عامل دیگری نیز وجود دارد که از توجه دور مانده است - عامل آب.
دانشمندان ایرانی حداقل از سال ۲۰۱۳ هشدار میدادند که کشور به زودی با کمبود آب مواجه خواهد شد. تقریباً تمام کارشناسان جهانی با این احتمال موافق هستند. وضعیت در سه سطح در حال توسعه است: جهانی - تغییرات اقلیمی در جهان؛ منطقهای - جنگ سرد بر سر منابع آب در خاورمیانه و آسیای غربی؛ و محلی - سیاستهای دولت ایران. و در هر سه سطح، پیشبینی معتبر و برای ایران بسیار وحشتناک است.
تغییرات اقلیمی جهانی. در ۱۰ سال اخیر تمام رکوردهای دمایی شکسته شده است. گرمایش جهانی یکی از دلایل اصلی خشکسالی بیسابقه پنج ساله در ایران است. و این دیگر یک ناهنجاری نیست، بلکه «هنجار جدید» است. یخچالهای طبیعی ایران که در مناطق کوهستانی البرز و زاگرس قرار دارند، به سرعت در حال کوچک شدن هستند. به جای برف زمستانی (که کمتر میبارد) که در تابستان به آرامی ذوب شده و رودخانهها را تغذیه میکرد، بارانهای شدید رخ میدهد. این بارانها باعث سیل میشوند، اما به خاک نفوذ نمیکنند و یا حوضههای آبی را پر نمیکنند. یکی از دلایل آن سفت شدن خاک و عدم امکان نفوذ آب است.

در سطح منطقهای. در خاورمیانه و آسیای غربی یک جنگ واقعی بر سر آب در جریان است و بازیگر اصلی در این جنگ ترکیه است. این کشور یک سیستم سد و مخازن آب در سرچشمه سه رودخانه اصلی خاورمیانه - فرات، دجله و ارس - ایجاد کرده و در حال حاضر جریان این آبها را کنترل میکند. ترکیه خود را با آب تأمین میکند، اما عراق و سوریه با بحران آب مواجه هستند. خشک شدن تالابهای عراق باعث طوفانهای گرد و غبار در ایران شده است. سدهای بالادست رودخانه ارس بر تأمین آب استانهای غربی ایران تأثیر میگذارد.
پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، این گروه با استناد به نیازهای خود شروع به ساخت سدها و محدود کردن جریان رودخانه هیرمند به ایران کرد. (در نیمه اول سال ۲۰۲۵، ایران تقریباً ۱۰ برابر کمتر از آبی که طبق قرارداد با افغانستان باید دریافت میکرد، آب دریافت کرده است.) روابط ایران با ترکیه و افغانستان در مورد جریان آب سرد است. از آنجایی که رودخانههایی که به ایران میریزند، هم از خاک ترکیه و هم از خاک افغانستان سرچشمه میگیرند، ایران این امتیاز را ندارد که شرایط را دیکته کند.
در سطح محلی. اما این هنوز فروپاشی نیست. ایران، هرچند با دشواری زیاد، ذخایر آب کافی برای تأمین نیازهای جمعیت خود را دارد. اما ایران در وضعیت جنگ با آمریکا و اسرائیل قرار دارد و انرژی هستهای را توسعه میدهد. برنامه هستهای منجر به تحریمهای شدید شد. رژیم ملاها نیز در این شرایط تصمیم گرفت بدون تجارت خارجی، خود را از نظر مواد غذایی تأمین کند. و این برنامه کشور را نابود میکند. ۹۰ درصد آب در ایران صرف کشاورزی (که تنها ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد)، عمدتاً برای آبیاری میشود. اما این اقدام استفاده بسیار ناکارآمد از آب است. زیرا برای جلوگیری از هدر رفت آب باید سیستم آبیاری قطرهای اجرا شود و برای این منظور کل سیستم آبیاری باید تغییر یابد. تلفات زیاد آب در نهایت منجر به کمبود آب میشود. به همین دلیل مردم برای دستیابی به آب چاه حفر میکنند. تعداد این چاهها در کشور میلیونها است. از آنجایی که حفاریها بدون کنترل انجام میشود، در بسیاری از مناطق ذخایر آب از بین رفته و زمین سالانه ۲۰-۲۵ سانتیمتر نشست میکند، مخازن آب زیرزمینی تخریب میشوند و دیگر جایی برای جمع شدن آب باران باقی نمیماند.

بنابراین، محدود کردن کشاورزی ناکارآمد ضروری است، اما این اتفاق نمیافتد. طرفی که بیشترین سود را از تأمین مواد غذایی (از جمله صادرات محصولاتی که نیاز آبی زیادی دارند مانند هندوانه و پسته) میبرد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (SEPAH) است. این نهاد نظامی نیز قصد ندارد کشاورزی تحت انحصار خود را از دست بدهد. ایران میتواند با کنار گذاشتن برنامه هستهای، تحریمها را لغو کند، بهترین متخصصان آبیاری و بازیافت آب جهان را از اسرائیل جذب کند و تولیدات کشاورزی را کاهش دهد. اما برای وقوع این امر، یک سیستم سیاسی باز، منطقی و آماده مذاکره باید شکل گیرد.
بنابراین، امروز دیگر سؤال این نیست که آیا رژیم سقوط خواهد کرد یا خیر، بلکه این است که چه زمانی سقوط خواهد کرد. این ممکن است در سال ۲۰۲۶ اتفاق بیفتد. مخازن آب تهران در حال حاضر تقریباً ۸-۱۰٪ پر هستند. و به نظر میرسد که تا بهار پر نخواهند شد: منبع اصلی آب برف است و امسال تقریباً برفی وجود ندارد. اگر رژیم به طور معجزهآسایی در سال ۲۰۲۶ دوام بیاورد، وضعیت در سال ۲۰۲۷ بدتر خواهد شد. آب در حوضههای آبی در حال کاهش است.
ایران دیگر «در آستانه» فاجعه زیستمحیطی نیست، بلکه در عمق آن قرار دارد. رژیم ملاها هیچ راه حل یا برنامهای برای خروج از این فاجعه ندارد. بدون رفع بحران آب، حفظ تعادل و وضعیت موجود در جامعه امکانپذیر نیست. در صورتی که نتواند نیاز اساسی مانند آب را تأمین کند، خشم مردم ایران در مقایسه با کاهش ارزش پول یا افزایش قیمت مواد غذایی، ابعادی کاملاً متفاوت و ویرانگر به خود خواهد گرفت.