ساختار قدرت در ایران به گونهای طراحی شده است که با وجود تزلزلهای مکرر رژیم، همچنان پابرجا بماند. حکومت فعلی ایران با در نظر گرفتن این مرحله، چنین سیستمی را آگاهانه بنا نهاده است.
Modern.az به نقل از رسانههای خارجی گزارش میدهد که ایران برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی در سال 1979، با چنین مرحله جدی روبرو است.
در نتیجه حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل که از تاریخ 28 فوریه 2026 آغاز شد، رهبر عالی آیتالله علی خامنهای و تعدادی از فرماندهان عالیرتبه نظامی کشته شدند و تعداد کشتهشدگان به بیش از 1200 نفر رسید. تعداد مجروحان به 12000 نفر بالغ شده است. همچنین زیرساختهای کشور آسیب دیده است.
آمریکا و اسرائیل اعلام کردهاند که هدفشان تغییر رژیم است و از ایرانیان خواستهاند تا دولت خود را سرنگون کنند.
سیستم حکومتی ایران چه تفاوتی با ساختار حکومتی سایر کشورهای خاورمیانه دارد؟
سباستین بوسوا، پژوهشگر خاورمیانه در موسسه ژئوپلیتیک اروپا در بلژیک، چنین سازماندهی حکومت ایران را “ساختار هیدرا (اژدهای چندسر)” نامیده است.
این سیستم نهادهای دولتی تحت کنترل شدید، تبلیغات ایدئولوژیک، وحدت طبقه نخبه و اپوزیسیون پراکنده را در هم میآمیزد.
انتظار میرود که رهبر عالی جدید، مجتبی خامنهای، سیاستهای سختگیرانه پدرش را ادامه دهد.
کارشناسان اظهار میدارند که برخلاف کشورهایی مانند تونس، مصر و سوریه، حکومت در ایران در برابر تزلزلهای خارجی مقاومتر است. دلیل این امر، سیستم ساختارهای امنیتی آن است که بر انگیزه ایدئولوژیک استوار است.
برنارد اورکاد، مدیر موسسه فرانسوی، در زمینه مطالعات ایران اظهار داشته است که یک دیکتاتوری معمولاً حول یک رهبر متمرکز است، اما در ایران برعکس، “پلیدیکتاتوری” (دیکتاتوری چندگانه) فعال است. این به معنای اتحاد حامیان اسلام سیاسی با حامیان ملیگرایی سختگیرانه ایرانی است.
قدرت بین چندین مرکز تقسیم شده است — نهادهای مذهبی، نیروهای مسلح و بخشهای بزرگ اقتصادی. به همین دلیل، سرنگونی این سیستم در مقایسه با دیکتاتوری تکرهبر دشوارتر است.
یکی از نهادهای مهم، شورای نگهبان قانون اساسی است. این شورا میتواند قوانین را مسدود کرده و نامزدها را از انتخابات حذف کند. این امر احتمال به چالش کشیدن جدی دولت توسط هر گروهی را کاهش میدهد.
اگرچه ایران یک دولت اقتدارگرا محسوب میشود، اما به شهروندان در سطح نمادین امکان رأی دادن در انتخابات، از جمله انتخابات ریاستجمهوری، داده میشود. با این حال، این فرآیند به شدت کنترل میشود: نامزدها توسط شورای نگهبان قانون اساسی بررسی میشوند و کسانی که به اندازه کافی به جمهوری اسلامی وفادار نیستند، رد صلاحیت میشوند.
در ایران، نهادهای دولتی «استخوانهای» رژیم و ساختارهای مسلح «عضلات» آن محسوب میشوند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان نظامی است که نیروی غالب محسوب میشود. این سازمان برنامههای موشکی و پهپادی را مدیریت کرده و عملیاتهای اصلی منطقهای را انجام میدهد.
این سازمان نظامی همچنین دارای نفوذ سیاسی و اقتصادی قدرتمندی است. از طریق نیروهای نظامی داوطلب موسوم به بسیج، در حوزه کسبوکار و نفوذ نیز صاحب قدرت است.
لازم به ذکر است که ایدئولوژی شهادت در یگانهای نظامی نفوذ قدرتمندی دارد.
در سلسلهمراتب فرماندهی، تا سه سطح پایینتر، فرماندهان مستقل (در شرایط ضروری) منصوب میشوند تا تداوم مدیریت تضمین شود.
پیشبینی میشود که اگر رژیم پابرجا بماند، اختیارات این سازمان بیش از پیش افزایش خواهد یافت.
بخش بزرگی از اقتصاد ایران تحت کنترل نهادهای مرتبط با دولت، از جمله بنیادهای خیریه، قرار دارد. با گذشت زمان، این بنیادها به ساختارهای بزرگی تبدیل شدهاند که مالک هزاران شرکت در بخشهای مختلف اقتصادی هستند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در سیستم اقتصادی نقش تجاری دارد.
اگرچه تحریمهای غرب به طور کلی ضربه جدی به اقتصاد ایران وارد کرده است، اما به عقیده کارشناسان، چنین ساختارهایی به حفظ نخبگان و علاقهمند نگه داشتن آنها به بقای سیستم موجود کمک میکند.
عوامل مذهبی نیز در حفظ قدرت در کشور نقش مهمی ایفا میکنند.
انقلاب یک شبکه مستحکم از نهادهای مذهبی، سیاسی و آموزشی ایجاد کرده است و این نهادها همچنان ایدئولوژی دولتی را شکل میدهند.
اپوزیسیون ایران به صورت پراکنده وجود داشته است.
اپوزیسیون شامل اصلاحطلبان، سلطنتطلبان، گروههای چپگرا، جنبشهای دیاسپورا (مانند شورای ملی مقاومت ایران) و سازمانهای قومی مختلف است.
پس از انقلاب، به دلیل جنگ ایران و عراق (1980–1988)، ایجاد احزاب سیاسی به حاشیه رفت، عمدتاً
در سالهای اخیر، تعدادی اعتراضات در کشور رخ داده است:
جنبش سبز سال 2009
تظاهراتی که در سال 2022 با مرگ مهسا امینی آغاز شد
اما این اعتراضات فاقد رهبری واحد بودند و توسط حکومت به شدت سرکوب شدند.
موج قدرتمندی از اعتراضات سال گذشته و امسال رخ داد. ادعاهایی وجود دارد که پسر آخرین شاه از خارج به تخصصها دامن زده است.
حکومت کنترل شدیدی بر اینترنت اعمال میکند. با استفاده از سیستمهای ردیابی مبتنی بر هوش مصنوعی و واحدهای سایبری، فعالان خارج از کشور را تحت تعقیب قرار میدهد.
سالهاست که ایرانیان به دلیل مشاهده نتایج مداخلات نظامی آمریکا در افغانستان و عراق، از مطالبه تغییر رژیم میترسیدند. حوادث “بهار عربی” نیز این احتیاط را افزایش داد.
اما اکنون بسیاری از ایرانیان معتقدند که دولت در تأمین نیازهای اساسی (شغل، آب پاک) ناکافی است و برای سرکوب اعتراضات به طور فزایندهای از زور سخت استفاده میکند.
سرکوب بیرحمانه موج جدید اعتراضات در ماه ژانویه، با کشته شدن هزاران معترض، این نارضایتی را بیش از پیش تقویت کرده است.
تحلیلگران خاطرنشان میکنند که رژیمهای اقتدارگرا معمولاً زمانی به پایان میرسند که سه شرط به طور همزمان رخ دهد:
بسیج گسترده مردمی؛
تجزیه نخبگان حاکم؛
پیوستن ساختارهای مسلح به سمت اپوزیسیون.
در گذشته، ایران اغلب با عامل اول روبرو بوده است، اما به گفته کارشناسان، دو عامل دیگر تقریباً مشاهده نشدهاند.
اما پایان این جمهوری اسلامی اجتنابناپذیر تلقی میشود. اگر چنین وضعیتی در نتیجه مداخله نظامی خارجی رخ دهد، پیامدها میتواند حتی وخیمتر باشد. اما در آینده نزدیک انتظار نمیرود.