در سالهای اخیر، تغییرات ساختاری که در راستای بهینهسازی سیستم حکومتداری دولتی در آذربایجان انجام شده، وارد مرحله جدیدی شده است. به ویژه در دو سال اخیر، لغو تعدادی از نهادهای دولتی در جمهوری خودمختار نخجوان، سازماندهی مجدد فعالیت برخی سازمانها، و همچنین تعدیلها در مناطق مختلف کشور و شرکتهای دولتی استراتژیک، متروی باکو، کشتیرانی دولتی خزر آذربایجان، و نهادهای اجرایی، نشاندهنده ماهیت سیستماتیک این فرآیند است. به موازات آن، عمل ادغام برخی نهادهای دولتی فعال در پایتخت و سادهسازی مکانیزمهای مدیریتی آغاز شده است.
اگرچه این تغییرات در نگاه اول تنها بهینهسازی دستگاه اداری و کاهش هزینههای بودجه به نظر میرسد، اما در واقع دامنه تأثیر آنها گستردهتر است. تعدیلها و تغییرات ساختاری انجام شده در بخش دولتی، تأثیر مستقیمی بر تعادل بازار کار، سطح بیکاری و همچنین دسترسی کادرهای متخصص به فرصتهای شغلی جدید دارد.

در رابطه با این موضوع، ووقار بایراموف، عضو کمیته سیاست اقتصادی، در اظهاراتی به Modern.az بیان کرد که هدف اصلی در اصلاحات ساختاری، بهینهسازی هزینهها نیست، بلکه تضمین چابکی مدیریت است:
“در نتیجه، ایجاد سیستمی چابکتر که تصمیمات در آن سریعتر اجرا میشوند، هم یک چالش و هم یک نیاز دوران معاصر است. از یک سو، چابکی افزایش خواهد یافت و از سوی دیگر، ایجاد فرصتهای شغلی جدید در بخش خصوصی اولویت دارد.”
این نماینده مجلس اظهار داشت که بر اساس آمارهای رسمی، تعداد فرصتهای شغلی ایجاد شده در بخش خصوصی در دورههای اخیر، در مقایسه با بخش دولتی، بیشتر است. در یک سال اخیر، شاهد ثبت قراردادهای کاری بیشتری در بخش خصوصی هستیم:
“در این زمینه، افزایش سهم بخش خصوصی هم در ایجاد فرصتهای شغلی جدید و هم در تأمین اشتغال کادرهای متخصص، و در عین حال تضمین چابکی در ساختار دولتی، از نکات مهم است.
“ما نه تنها شاهد تعدیلها در بخشهای دولتی هستیم، بلکه ایجاد نهادهای جدید را نیز مشاهده میکنیم. زیرا بر اساس چالشها و الزامات مدرن، نیاز به ایجاد نهادهای جدید یا تشکیل بخشهای جدید در داخل نهادهای موجود احساس میشود و این امر در حال اجرا است” – او در اظهارات خود این نکته را بیان کرد.

اما اکرم حسنوف، حقوقدان و اقتصاددان، ادغام نهادها را به وجود تعداد زیادی نهاد با وظایف مشابه در آذربایجان مرتبط دانست:
“تعداد کارکنان در دستگاههای دولتی بیش از حد افزایش یافته است. پستها و کارکنان غیرضروری وجود دارند. این امر بار اضافی برای بودجه دولت ایجاد میکند.”
او خاطرنشان کرد که تعدیلها در نهادهای دولتی هم جنبههای مثبت و هم منفی دارد:
“از یک سو، بودجه دولت از بار اضافی رها میشود، از سوی دیگر، ممکن است افراد بیکار شوند یا حقوقشان کاهش یابد. برای جلوگیری از این مشکل، لازم است کارآفرینی و بخش خصوصی توسعه یابد.”

خالد کریملی، اقتصاددان، در اظهارات خود به وبسایت ما تأکید کرد که نیازی به این حجم بزرگ از ساختارهای دولتی نیست:
“در اینجا تصمیم اشتباه با ایجاد نهادهای بیاهمیت یا رشد بیش از حد نهادها گرفته شده است. حداقل تا یک سال پیش، سهم دولت در ساختار اشتغال 50 درصد بود. پس از تعدیلها، این شاخص به 48.6 درصد کاهش یافته است. کارفرمای اصلی دولت بود که اگر از اقتصاد بازار صحبت میکنیم، این رویکرد اشتباه است. اگر به کشورهای همسایه نگاه کنیم، این رقم در بخش دولتی تقریباً 20 درصد و در بدترین حالت 30 درصد است.”
به گفته این اقتصاددان، در صورت اتخاذ گامهای سختتر، صدها هزار نفر از بخش دولتی تعدیل خواهند شد:
“برای جلوگیری از بیکاری در کشور، فرصتهای شغلی ایجاد شده توسط دولت بیشتر بوده است. اکنون کارهایی در جهت اصلاح اشتباهات در حال انجام است. فکر میکنم اگر گامهای سختتری برداشته شود، چند صد هزار نفر از بخش دولتی تعدیل خواهند شد. اما با توجه به تأثیر این امر بر بیکاری و مشکلات اجتماعی، این فرآیند به تدریج اجرا میشود. به ویژه، توسعه هوش مصنوعی و گسترش فناوریها منجر به انجام کارهای بیشتر توسط افراد کمتر خواهد شد. یکی از دلایل اصلی تعدیلها نیز کاهش درآمدهای نفتی است. به همین دلیل، برای کاهش بار بر بودجه، آمادگی برای این فرآیند به تدریج در حال انجام است” – این اقتصاددان تأکید کرد.
خ. کریملی اظهار داشت که دلیل اجرای مرحلهای این فرآیند این است که بخش خصوصی نیز بتواند به این فرآیند بپیوندد:
“به عنوان یک نتیجه اقتصادی، تا کنون سهم کارکنان بخش دولتی و بخش خصوصی تقریباً یکسان بود و این رویکرد صحیحی نیست. حتی دولت با پرداخت حقوق بالاتر از بخش خصوصی، کارمند جذب میکرد که این امر وضعیت نادرستی در بازار کار ایجاد میکرد.”
در مراحل اولیه، افرادی که از بخش دولتی کنار گذاشته میشوند، ممکن است در بخش خصوصی حقوق کمتری دریافت کنند:
“با کوچک شدن بخش دولتی، بخش خصوصی رشد خواهد کرد. ممکن است در مرحله اولیه، سرعت افزایش حقوق چندان سریع نباشد و سطح معینی از بیکاری ایجاد شود. نتایج این امر باید با سیاستهای اجتماعی، کمکهزینههای بیکاری و سایر مکانیزمها حل شود. در مجموع، از آنجا که این فرآیند مرحلهای است، به یک مشکل جدی برای اقتصاد تبدیل نخواهد شد. اما این گامی بود که ما باید مدتها پیش برمیداشتیم. فرآیند کنونی مرحله اولیه است و فکر میکنم پس از این، با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت.”