Modern.az

دختر امین ثابت‌اوغلو برای اولین بار بزرگترین راز او را فاش کرد - مصاحبه با رئیس دانشگاه

دختر امین ثابت‌اوغلو برای اولین بار بزرگترین راز او را فاش کرد - مصاحبه با رئیس دانشگاه

مصاحبه

10 آوریل 2026, 09:30

جیران محمودووا، دختر امین ثابت‌اوغلو، آهنگساز مشهور آذربایجان و رئیس دانشگاه فرهنگ و هنر آذربایجان، مصاحبه مفصلی با وب‌سایت Modern.az انجام داده است. در گفتگوی ما با جیران محمودووا، از ریشه‌های خانوادگی گرفته تا آثار آهنگساز برجسته امین ثابت‌اوغلو، دنیای موسیقی و ویژگی‌های شخصی او، و همچنین مشکلات حوزه فرهنگ و هنر در دوران معاصر صحبت کردیم. در طول مصاحبه، جیران محمودووا به موضوعات مهمی مانند فعالیت‌های خود به عنوان رئیس دانشگاه، نوآوری‌های اجرا شده در سیستم آموزشی، چالش‌های پیش روی دانشجویان و تأثیر هوش مصنوعی بر هنر نیز پرداخت.


"مادربزرگم که از نسل خان ایروان بود، تمام اسناد را به آرشیو دولتی تحویل داده بود"


- خانم جیران، مادربزرگ امین ثابت‌اوغلو، یعنی مادربزرگ بزرگ شما، افشان خانم، از نمایندگان نسل خان ایروان بوده است. نظرات شما در مورد ریشه‌های عمیق خانواده‌تان جالب است. مادربزرگتان را چگونه به یاد می‌آورید؟

- بله، مادربزرگ من از نسل خان ایروان است. نام خانوادگی دوشیزگی او ایروانسکی بود. پس از ازدواج با محمود بیگ محمدبیگوف، که از نسل بیگ بود، نام خانوادگی او به محمدبیگوا تغییر یافت. اما برای من، او فقط مادربزرگ بزرگ ما بود. وقتی او فوت کرد، من 18-19 ساله بودم. ما او را به عنوان مادربزرگ بزرگ، کسی که از کودکی به ما توجه و محبت نشان می‌داد و همیشه در کنار ما بود، می‌پذیرفتیم.

برای من، اینکه مادربزرگم از نسل خان ایروان بود، هیچ ویژگی خاصی نداشت. زیرا آن دوران، دوران شوروی بود. در آن دوران، صحبت از خان‌ها و بیگ‌ها مد نبود. در واقع، ما حتی به آن تأکید نمی‌کردیم. نه به این دلیل که می‌ترسیدیم. در دهه 80، دیگر آن ترس وجود نداشت و صحبت در این مورد آزادتر بود. اما حتی اگر او از نسل خان هم نبود، من او را به همان اندازه دوست داشتم. زیرا وقتی انسان چشم باز می‌کند و مادربزرگ و پدربزرگ خوبی دارد، او را به عنوان مادربزرگ و پدربزرگ واقعی درک می‌کند، یا فرزندی که والدینش آهنگساز، نویسنده یا نقاش هستند، او را به عنوان والدین می‌پذیرد، نه به عنوان یک شخص مشهور. به همین دلیل، برای من، البته، مادربزرگ بزرگم یکی از بهترین مادربزرگ‌ها بود. او با وجود اینکه از نسل خان بود، انسان بسیار ساده‌ای بود و هرگز خود را به عنوان کسی که باید در جایگاه‌های بالا بنشیند، معرفی نمی‌کرد. 

- اشاره کردید که 18-19 ساله بودید. حتماً خاطراتی که مادربزرگتان با شما و خانواده‌تان به اشتراک گذاشته است را به یاد دارید. می‌توانید برخی از آنها را برای ما نیز تعریف کنید؟

- او از زندگی خود صحبت می‌کرد، خاطراتش را به اشتراک می‌گذاشت. از خانه‌هایشان در ایروان، از رفتن به ییلاق با کالسکه، از گذراندن تمام تابستان در خانه‌های باغی در منطقه دره‌چیچک صحبت می‌کرد. مادربزرگ بزرگم پس از ازدواج - در سال 1918 - به باکو نقل مکان کرده بود. زیرا پدربزرگ بزرگم محمود بیگ، اولین مهندس راه‌آهن آذربایجان بود که در پترزبورگ تحصیل کرده بود. از آنجا که کار او مربوط به راه‌آهن بود، آنها به باکو نقل مکان کرده و در آنجا زندگی کردند. متأسفانه، پدربزرگ بزرگم زود فوت کرد و مادربزرگ بزرگم در 35 سالگی با سه فرزند بیوه شد. 

- مادربزرگتان در آن دوران نیز تحصیل کرده بود...

- او حتی قبل از ازدواج، همراه با خواهرش در مدرسه دخترانه تقی‌اف تحصیل کرده بود. دو سال در آنجا تحصیل کرد. مادربزرگم تعریف می‌کرد که در عید قربان و عید فطر، دانش‌آموزان را به صف می‌کردند و حاجی زین‌العابدین تقی‌اف به هر یک از آنها سکه‌های طلای نیکلای را به مناسبت عید هدیه می‌داد. من در آن زمان به ماهیت این اعیاد زیاد توجه نمی‌کردم، زیرا کودکی بودم که پیشاهنگ-کمونیست بودم. مادربزرگم به من گفته بود که خانه‌مان در ایروان را ویران کرده‌اند. خانه پدری او در دهه‌های 70 و اوایل 80 ویران شده بود. تقریباً پس از سال 1918، تمام خانواده مادربزرگم به باکو نقل مکان کرده بودند.

- آیا کتاب‌ها و اسناد مربوط به خان بودن مادربزرگتان را دیده بودید؟

- مادربزرگم به طور کلی تمام اسنادی را که داشت به آرشیو دولتی تحویل داده بود. به عنوان مثال، این روزها خانم فریده صفی‌اوا، رئیس گروه در دانشگاه ما، یکی از فعالان جامعه آذربایجان غربی و رئیس جامعه ایروان، در حال کار بر روی کتاب بعدی خود است که به آذربایجان غربی اختصاص دارد و در هر دو کتاب اول و دوم او اطلاعاتی در مورد شجره‌نامه خانواده ما گنجانده شده است. او به آرشیو رفته و موادی را که مادربزرگ بزرگم در گذشته در مورد خانواده ما تحویل داده بود، پیدا کرده است. مادربزرگم در آن زمان به مادرش، یعنی مادربزرگ بزرگم، می‌گفت که آرشیوها را در خانواده نگه دارد، اما مادربزرگ بزرگم آنها را به دولت سپرد.  


"پدرم نیز مانند همه هنرمندان، انسان پیچیده‌ای بود"


- پدرتان امین ثابت‌اوغلو یکی از چهره‌های خاص فرهنگ آذربایجان بوده است. او حدود 600 آهنگ و موسیقی برای حدود 40 فیلم ساخته است. برخی می‌گویند که پدرتان از نظر شخصیتی زیاد صحبت نمی‌کرد و به جای او همیشه موسیقی‌هایش صحبت می‌کردند. به نظر شما، در کدام اثر امین ثابت‌اوغلو دنیای درونی او واضح‌تر احساس می‌شود؟

- من اینطور فکر نمی‌کنم. او دوستان زیادی داشت. او انسان بسیار اجتماعی بود. من او را انسان گوشه‌گیری نمی‌دانم. پدرم نسبت به مردم گشاده‌رو بود. گوشه‌گیر کسی است که نمی‌خواهد با کسی ارتباط برقرار کند، افکار خود را با دیگران به اشتراک نمی‌گذارد. پدر من هرگز اینطور نبود. او همیشه در محاصره دوستان و آشنایانش بود. با تعداد زیادی از خوانندگان و شاعران کار کرده بود و به نظر من، به طور کلی، برای درک هر هنرمندی، باید آثار او را دید، خواند و گوش داد. اما موسیقی پدرم بسیار متفاوت بود. 

هر یک از ما چندین جنبه داریم - غمگین، شاد. انسان موجود بسیار پیچیده‌ای است. پدرم نیز مانند همه هنرمندان، انسان پیچیده‌ای بود. وقتی به موسیقی غمگین او گوش می‌دهید، فکر می‌کنید که این انسان چقدر غمگین بود. به عنوان مثال، وقتی به آهنگ‌های "جزیره سبز دور"، "چشم‌آهو" گوش می‌دهید، تأثیر یک انسان غمگین را می‌دهد، اما وقتی به آهنگ‌های شاد دیگر او گوش می‌دهید، فکر می‌کنید که این مرد چقدر شاد و خوش‌بین بوده که چنین آهنگ‌هایی نوشته است. 

اگر در مورد یک اثر موسیقی خاص صحبت می‌کردیم، موسیقی‌ای که در دنیای من او را توصیف می‌کند، والس او برای فیلم "معلم جبیب ما" بود. من اینطور احساس می‌کنم. شاید این درست نباشد. شاید اگر از خودش می‌پرسیدید، او می‌توانست پاسخ متفاوتی بدهد.



- آیا امین ثابت‌اوغلو آهنگی را "شاهکار" خود می‌نامید، و در عین حال شما به عنوان یک موسیقیدان و دختر او، کدام اثر او را بهترین می‌نامیدید؟

- احتمالاً می‌توان دو اثر او را به طور خاص ذکر کرد. یکی از آنها موسیقی فیلم "دده قورقود" و دیگری موسیقی فیلم "روز گذشت" است. هر دو اثر، هم آهنگ‌ها و هم قطعات موسیقی، از برجسته‌ترین نمونه‌های آثار او هستند.

- امین ثابت‌اوغلو را می‌توان انیو موریکونه آذربایجان نامید. زیرا آهنگسازی هست که برای کلمه‌ای موسیقی می‌سازد، و آهنگسازی هم هست که یک فیلم یک و نیم ساعته یا دو ساعته را در یک موسیقی خلاصه می‌کند. به عنوان مثال، انیو "خوب، بد، زشت" و امین ثابت‌اوغلو "اگر بمیرم، ببخش"، "پارک" را توانستند با یک موسیقی بیان کنند. به نظر شما، این رویکرد متفاوت و ویژگی‌های اصلی سبک او را چگونه می‌توان توضیح داد؟

- او علاقه زیادی به سینما داشت. زیرا برای نوشتن موسیقی برای این همه فیلم، طبیعتاً باید علاقه به سینما وجود داشته باشد. اگر علاقه نداشت، در این زمینه کار نمی‌کرد. هر آهنگسازی نمی‌تواند در زمینه سینما کار کند. ثانیاً، پدرم از کنسرواتوار دولتی مسکو در رشته آهنگسازی فارغ‌التحصیل شد و اولین محل کار او به عنوان ویراستار موسیقی در استودیوی فیلم دولتی آذربایجان بود. من فکر می‌کنم که علاقه او به سینما تا حدی از فعالیت کاری او نیز نشأت گرفته است. اما این علاقه در عین حال ژنتیکی است، زیرا پدربزرگم ثابت رحمان در گذشته دوره‌های عالی فیلمنامه‌نویسی را در مسکو به پایان رسانده بود. او نه تنها نویسنده-نمایشنامه‌نویس بود، بلکه فیلمنامه‌نویس تعدادی از فیلم‌ها نیز بود. از جمله، ثابت رحمان فیلمنامه‌نویس فیلم "آرشین مال آلان" بود که در سال 1945 ساخته شد. به همین دلیل، علاقه به سینما هم به صورت ژنتیکی منتقل شده و هم بعدها با اولین محل کار او در استودیوی فیلم بیشتر شکل گرفته است. او فعالیت خود را با نوشتن موسیقی برای فیلم‌های مستند و منظره آغاز کرد و به تدریج به سینمای بزرگ، فیلم‌های بلند روی آورد.
 

"پدرم با هیچ کس دشمنی نداشت"


- زمرد داداش‌زاده در خاطرات خود می‌نویسد که روزی امین ثابت‌اوغلو در خانه آنها بود و مادرش به صفحه موسیقی فرانسیس لی گوش می‌داد و سپس با فکر گفت: "اگر می‌توانستم چنین موسیقی‌ای بنویسم، خودم را خوشبخت می‌دانستم." همچنین او نینو روتا، آهنگساز موسیقی فیلم "پدرخوانده" را بسیار دوست داشت. اما امین ثابت‌اوغلو از آهنگسازان آذربایجانی، از معاصران خود، چه کسی را الگوی خود می‌دانست؟

- پدرم آثار همه آهنگسازان آذربایجانی را بسیار دوست داشت. الگو برای همه اوزیر بیگ بود. صحبت از الگو و ستاره بعدها به وجود آمد. در دورانی که پدرم زندگی می‌کرد و آثارش توسعه می‌یافت، چنین صحبت‌هایی وجود نداشت. وقتی شوکت الکبروا زنده بود، هیچ کس او را ستاره و ملکه صحنه ما نمی‌نامید. او فقط شوکت الکبروا بود و دوست داشته می‌شد و شناخته می‌شد. در آن دوران کسی رشید بهبودوف را ستاره نمی‌نامید. اما او به معنای واقعی کلمه یک ستاره بود.

به همین دلیل آن دوران متفاوت است. طبیعتاً اوزیر بیگ یکی از آهنگسازان مورد علاقه پدرم بود. قارا قارایف، فکرت امیروف، توفیق قولیف، رئوف حاجیف، و همچنین بسیاری از آهنگسازان دیگری که در آن دوران زندگی می‌کردند، از آهنگسازان مورد علاقه پدرم بودند. او آثار دیگر آهنگسازان را نیز به خوبی می‌دانست، اجرا می‌کرد و می‌شناخت. علاقه او فقط به آثار خودش، فقط به موسیقی نبود. از کودکی بسیار مطالعه کرده بود. وقتی به 40 سالگی رسید، تمام ادبیات کلاسیک را خوانده بود. ادبیات معاصر - تمام کتاب‌هایی که در آن دوران منتشر می‌شدند را می‌خواند. 

- نزدیکترین دوستان پدرتان انار، واقیف سمداوغلو، آراز داداش‌زاده بودند. آیا هنرمندانی هم بودند که با آنها کنار نمی‌آمد؟

- راسیم اوجاقوف نیز یکی از نزدیکترین دوستان او بود. در مورد افرادی که با آنها کنار نمی‌آمد، پدرم با هیچ کس دشمنی نداشت. به طور کلی، او انسانی بود که از درگیری‌ها متنفر بود. هیچ کس را رقیب خود نمی‌دید. با هیچ کس بحث و دعوا نمی‌کرد. با هیچ کس کاری نداشت. هیچ ادعایی برای تصدی هیچ پستی نداشت. در جریان خلاقیت خود زندگی می‌کرد. 

- در فیلم‌هایی مانند "پارک"، "تهمینه"، "هفت روز پس از قتل"، "اگر بمیرم، ببخش"، موضوع عشق نافرجام با موسیقی امین ثابت‌اوغلو به شکلی بسیار تأثیرگذار بیان شده است. بار عاطفی این آثار به اندازه کافی قوی است. به نظر شما، آیا انرژی و موضوعات این فیلم‌ها تأثیر خاصی بر دنیای درونی و ناخودآگاه او داشت؟ به طور کلی، آیا چنین تعاملی بین خلاقیت و زندگی شخصی امکان‌پذیر است؟ 

- می‌دانید، این ارتباط مستقیم نیست. انسان فکر می‌کند که اگر کسی در زندگی خود عشق نافرجامی داشته باشد، حتماً اثری در مورد عشق نافرجام خواهد ساخت، تابلویی خواهد کشید یا شعری خواهد نوشت. این ساده‌سازی خلاقیت است. به عنوان مثال، اولین اتفاق غم‌انگیز در زندگی پدرم، فوت پدرش بود. پدربزرگم وقتی فوت کرد، 60 ساله بود. پدرم در آن زمان 34 ساله بود. اما یک سال قبل از آن، در سال 1969، برای فیلم "معلم جبیب ما" آهنگ بسیار غمگینی نوشته بود. 


"برای باکو بسیار دلتنگ بود، مادرش، ما اینجا بودیم"
 

1512235

- ما بیشتر آهنگ‌هایی مانند "امان جدایی" و "بیا به درناها بپیوندیم" را با صدای خود امین ثابت‌اوغلو شنیده‌ایم و در این اجراها صمیمیت، غم و حتی نوعی حس "افسوس" عمیق احساس می‌شود. گویی برای تأثیرگذار بودن این آهنگ‌ها، تجربیاتی مانند جدایی ضروری بوده است. شما چه فکر می‌کنید، آیا امین ثابت‌اوغلو در زندگی خود غم زیادی داشته است؟

- او در محافل دوستانه، هر جا که پیانو بود، پشت آن می‌نشست و خودش اجرا می‌کرد. اما هرگز خود را خواننده نمی‌دانست. ما هنرمندانی داریم که هم آهنگساز و هم خواننده هستند، مثلاً پولاد بلبل‌اوغلو - هم آهنگساز بزرگی است و هم یکی از بهترین خوانندگان آهنگ‌های خود. من هم آهنگ‌های او را بیشتر با صدای خودش دوست دارم. اما پدرم ادعای خوانندگی نداشت. به عنوان مثال، آهنگ "بیا به درناها بپیوندیم" در سال‌های آخر عمر او، زمانی که در ترکیه زندگی می‌کرد، نوشته شد. اشعار آن متعلق به انار است، موسیقی آن را پدرم ساخته و این آهنگ اصلاً برای انتشار گسترده در نظر گرفته نشده بود. در آن دوران، شبکه‌های اجتماعی مانند امروز وجود نداشت. با این حال، برخی از اجراهای او در تلویزیون دولتی آذربایجان ضبط شده است. در برنامه‌هایی که به شاعران اختصاص داشت، از او خواسته می‌شد که آهنگ‌هایی را که با اشعار آن شاعران ساخته بود، خودش اجرا کند. او نیز نه به عنوان خواننده، بلکه صرفاً به عنوان مؤلف، آهنگ‌های خود را اجرا می‌کرد. این ویدئوها در آرشیو AzTV نگهداری می‌شوند و در حال حاضر در یوتیوب نیز موجود هستند.
همانطور که قبلاً اشاره کردم، آهنگ "بیا، به درناها بپیوندیم" را در سال‌های آخر عمر خود، در ترکیه اجرا کرد. افرادی که خارج از وطن زندگی می‌کنند، اغلب حس نوستالژی دارند. پدرم در سال‌هایی که در ترکیه کار می‌کرد، در دانشگاه فنی استانبول فعالیت می‌کرد. در کنار دانشگاه، کنسرواتوار موسیقی مردمی وجود داشت و او از سال 1994 تا 2000، تا پایان عمرش، شش سال در آنجا کار کرد. احترام و توجه زیادی به پدرم نشان داده می‌شد، او یک اتاق کار جداگانه داشت. حتی 10-15 سال پس از فوت او، تابلویی با نام او بر روی آن اتاق باقی مانده بود. او در آنجا دانشجویان زیادی را تربیت کرد و امروز برخی از همان دانشجویان در همان دانشگاه تدریس می‌کنند. ترکیه همیشه برای ما کشوری بسیار عزیز بوده است. اما برای باکو بسیار دلتنگ بود. مادرش، ما اینجا بودیم. 


"امین ثابت‌اوغلو دو وارث قانونی دارد: من و همسر دومش خدیجه عباسوا"


- خانم جیران، اشاره کردید که در دوران زندگی امین ثابت‌اوغلو پلتفرم‌هایی مانند "یوتیوب" وجود نداشت و امروز این موسیقی‌ها به صورت عمومی منتشر می‌شوند. آیا در این زمینه با مشکل حقوقی مواجه شده‌اید؟ 

- آثار امین معلم دو وارث قانونی دارد. یکی از آنها من هستم و دیگری همسر دوم او خدیجه عباسوا. این حقوق در حال حاضر متعلق به هر دوی ماست. من به طور خاص با کارهای ثبت حقوقی مربوط به "یوتیوب" مشغول نشده‌ام. راستش، نتوانسته‌ام برای این کار وقت بگذارم. اگرچه فعلاً به این مسائل مشغول نیستم، اما در آینده چنین احتمالی بعید نیست.

- به هر حال، آیا با خانم خدیجه، همسر دوم امین معلم، ارتباطی داشته‌اید و اگر داشته‌اید، آیا هنوز هم ادامه دارد؟  

- ما روابط عادی و انسانی داریم. وقتی یکدیگر را می‌بینیم، "سلام و احوالپرسی" می‌کنیم. همین. باید در نظر داشت که او در ترکیه زندگی می‌کند و من اینجا.

- امین ثابت‌اوغلو 1 سمفونی، 3 پوئم سمفونیک و 3 کانتات دارد، اما این آثار تقریباً در پلتفرم‌های عمومی موجود نیستند. آیا برنامه‌ای برای رساندن آنها به مخاطبان گسترده‌تر دارید؟

- آن سمفونی در هشتادمین سالگرد تولد پدرم در فیلارمونیک دولتی آذربایجان با اجرای ارکستر سمفونیک دولتی و رهبری رئوف عبدالله‌یف به صدا درآمد. پوئم او برای ویولن و ارکستر نیز اجرا شد. این آثار در آن زمان برای دومین بار در باکو اجرا می‌شدند. اولین بار سال‌ها پیش ارائه شده بودند. آنها در صندوق تلویزیون دولتی آذربایجان هستند. من برای رساندن آنها به مخاطبان گسترده‌تر کاری نکرده‌ام. راستش، نتوانسته‌ام برای این کار وقت بگذارم. به طور خاص، فرصت نداشته‌ام که به این زمینه بپردازم. فعلاً در این راستا قدمی برنداشته‌ام، اما در آینده ممکن است به آن بپردازم.

- برای شما مهم است که به عنوان دختر امین ثابت‌اوغلو معرفی شوید یا به عنوان جیران محمودووا در یادها بمانید؟

- مدتی است که وظایف رسمی خود را انجام می‌دهم. طبیعتاً هرگز فراموش نمی‌کنم که پدر و مادرم چه کسانی بوده‌اند. اما در عین حال، تعهدات رسمی‌ای دارم که باید انجام دهم. در درون به عنوان یک شخصیت، البته، مسئولیت خانواده‌ام را بر عهده دارم. اما به عنوان یک شخصیت رسمی، از سال 2018 رئیس دانشگاه هستم. این برای من هیچ تضادی ایجاد نمی‌کند. هر دو یکدیگر را تکمیل می‌کنند.

"برای دانشجویان یک آدرس ایمیل ویژه به نام "نامه به رئیس دانشگاه" باز کرده‌ام"


- پس به فعالیت‌های شما بپردازیم. هشت سال است که رئیس دانشگاه فرهنگ و هنر هستید و این زمان، هم از نظر اصلاحات و هم از نظر ارزیابی کلی، زمان بسیار زیادی است. در طول این سال‌ها چه تغییراتی در دانشگاه ایجاد کرده‌اید؟

- من قبل از اینکه به عنوان رئیس دانشگاه منصوب شوم، یک سال به عنوان رئیس دانشکده موسیقی کار کرده بودم. در آن زمان که رئیس دانشکده بودم، دانشگاه وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شده بود. رئیس قبلی کارهای بسیار مفیدی در جهت تغییر و نوسازی محیط دانشگاه انجام داده بود. من نیز پس از انتصاب به عنوان رئیس دانشگاه توسط جناب رئیس جمهور در سال 2018، با وظیفه ادامه و توسعه این کارها مواجه شدم.

اینکه چقدر موفق بوده است، برای من دشوار است که بگویم، بگذارید دیگران آن را ارزیابی کنند. اما ما تلاش کرده‌ایم تا محیطی شفاف، عادلانه و خلاق در دانشگاه ایجاد شود. من به عنوان رئیس دانشگاه، اهمیت ویژه‌ای به دسترسی دانشجویان می‌دهم. من اغلب با آنها ملاقات می‌کنم. تقریباً هر سال یا هر دو سال یک بار، با نمایندگان کلاس‌های تمام گروه‌های دانشگاه، دانشکده به دانشکده، جلساتی برگزار می‌کنم. در این جلسات فقط من و دستیارم شرکت می‌کنیم - معاونان رئیس، رؤسای دانشکده‌ها حضور ندارند تا دانشجویان بدون هیچ ترسی بتوانند نظرات و مشکلات خود را به صراحت بیان کنند.

در این جلسات، دانشجویان شکایات یا پیشنهادات خود را در مورد مسائل مختلف به اشتراک می‌گذارند و من این ارتباط مستقیم را بسیار مفید می‌دانم. علاوه بر این، تقریباً پنج سال است که یک آدرس ایمیل ویژه به نام "نامه به رئیس دانشگاه" دارم. این ایمیل را شخصاً من بررسی می‌کنم. آدرس در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده و به دانشجویان، به ویژه نمایندگان کلاس‌ها، ارائه شده است. هر دانشجویی می‌تواند در مورد هر درخواستی به آنجا بنویسد.
یک نکته را نیز به طور خاص ذکر کنم که در درخواست‌های دریافتی از دانشجویان، محرمانه بودن آنها به طور کامل حفظ می‌شود. من هرگز نام خاصی را ذکر نمی‌کنم. در مورد موضوع، فقط در سطح دوره یا گروه اطلاعات می‌دهم. بنابراین، هنگام انجام تحقیقات، هویت دانشجوی درخواست‌کننده فاش نمی‌شود و امنیت او تضمین می‌شود. این تنها یک نوآوری خاص من نیست. ما هر هفته روزهای پذیرش داریم. هم دانشجویان، هم والدین و هم افرادی که از خارج درخواست می‌کنند، برای پذیرش ثبت نام می‌کنند و من آنها را می‌پذیرم. اگر کسی سؤالی، مشکلی، شکایتی یا درخواستی داشته باشد، گوش می‌دهیم و در حد امکان سعی می‌کنیم آن را حل کنیم. این از نظر ایجاد بازخورد بسیار مهم است.

- حوزه فرهنگ کاملاً خاص است. در این صورت، آیا با سایر مؤسسات آموزش عالی فعال در آذربایجان در زمینه فرهنگ و هنر همکاری دارید؟

- البته، ما دائماً در رویدادهای یکدیگر شرکت می‌کنیم، پروژه‌های مشترک و نمایشگاه‌هایی داریم. چندین سال است که جشنواره نمایش‌های دانشجویی "پله" برگزار می‌شود و امسال برای چهارمین بار برگزار خواهد شد. این جشنواره بین دانشجویان بازیگری دانشکده هنرهای نمایشی برگزار می‌شود. هر سال تقریباً 60 دانشجو پذیرفته می‌شوند، اما دانشجویان سال اول در این جشنواره شرکت نمی‌کنند. عمدتاً دانشجویان سال سوم و چهارم شرکت می‌کنند و در مجموع بیش از 100 دانشجو نمایش‌های خود را ارائه می‌دهند.

نمایش‌های منتخب در چارچوب جشنواره به نمایش گذاشته می‌شوند. من هیچ مشارکتی در این انتخاب ندارم، در هیئت داوران نیستم، ارزیابی نمی‌کنم، فقط در مرحله اهدای جوایز شرکت می‌کنم. در مراسم افتتاحیه و اختتامیه شرکت می‌کنم. این یک محیط خلاق قوی برای دانشجویان ایجاد می‌کند، آنها با یکدیگر رقابت می‌کنند، کارهای یکدیگر را می‌بینند و این یک انگیزه جدی برای آنهاست.

چندین سال است که در داخل دانشگاه چنین علاقه‌ای در بین دانشجویان ایجاد شده است: "امسال نمایش چه کسی به جشنواره راه پیدا می‌کند؟" در دو سال اخیر، مقیاس جشنواره نیز گسترش یافته است. سال گذشته به تمام مؤسسات آموزش عالی آذربایجان مراجعه کردیم و 10 دانشگاه در جشنواره شرکت کردند. دانشگاه دولتی باکو، دانشگاه پداگوژی، دانشگاه زبان‌ها، دانشگاه دولتی لنکران، دانشگاه دولتی نخجوان و سایر مؤسسات آموزش عالی شرکت کردند. آنها با دانشجویان ما رقابت نمی‌کنند، زیرا دانشجویان ما آموزش بازیگری حرفه‌ای می‌بینند. آن دانشگاه‌ها با یکدیگر رقابت می‌کنند. به عنوان مثال، سال گذشته مقام اول را نمایش دانشگاه دولتی باکو کسب کرد. برندگان جوایز دریافت کردند و رؤسای دانشگاه‌ها نیز به مراسم اختتامیه دعوت شده بودند. امسال نیز جشنواره برگزار خواهد شد. کسانی را که در مورد حال و آینده تئاتر آذربایجان نظرات بدبینانه دارند، دعوت می‌کنیم که بیایند و نمایش‌های دانشجویی را ببینند. زیرا دانشجویان ما کارهای بسیار باکیفیتی ارائه می‌دهند. در چهار سال اخیر، 44 فارغ‌التحصیل ما در تئاترهای دولتی آذربایجان استخدام شده‌اند که این یک موفقیت بزرگ برای دانشگاه است.

- به طور کلی از دانشجویان راضی هستید؟ 

- ما جوانان خلاق بسیار قوی داریم. فارغ‌التحصیلان ما در زمینه سینما نیز موفق هستند، فیلم‌های آنها نه تنها در آذربایجان، بلکه در خارج از کشور نیز به نمایش گذاشته می‌شود و در جشنواره‌ها جوایز کسب می‌کند. فارغ‌التحصیلان دانشگاه در کشورهای خارجی تحصیلات کارشناسی ارشد را دنبال می‌کنند. ما بازیگران، کارگردانان و فیلمبردارانی داریم که در ایالات متحده و کشورهای مختلف اروپا تحصیلات خود را ادامه می‌دهند. این نشان می‌دهد که در دانشگاه آموزش باکیفیتی ارائه می‌شود و ما نسل جدیدی قوی را تربیت می‌کنیم.


"دانشگاه ما به سالن‌های بزرگ نیاز دارد"


- اشاره کردید که دانشجویان می‌توانند مستقیماً به شما شکایت کنند. اگر این شکایات را به چند دسته تقسیم کنیم، به چه نتایجی می‌توانیم برسیم؟

- یکی از خواسته‌های اصلی دانشجویان مربوط به سالن‌ها است. ما به سالن‌های بزرگ نیاز داریم، هم وزارتخانه و هم مدیریت از این وضعیت آگاه هستند. ما در تلاشیم تا این مشکل را برطرف کنیم. ساختمانی که در حال حاضر از آن استفاده می‌کنیم، زمانی یک هنرستان انرژی بوده و بعدها دانشگاه در اینجا مستقر شده است. قبلاً فقط در ساختمانی که نزدیک ایستگاه مترو "ساحل" قرار داشت، درس می‌دادیم. در حال حاضر، سه ساختمان ما فعال است: ساختمان اصلی، ساختمان نقاشی در حیاط و ساختمان سوم در بلوار زردابی. با این وجود، ما می‌خواهیم سالن‌های بزرگتری داشته باشیم.
به همین دلیل، سال‌هاست که برنامه پذیرش خود را افزایش نمی‌دهیم، ظرفیت دانشگاه محدود است. در حالی که تعداد متقاضیان بیشتر است و اگر امکان داشته باشد، می‌توانیم دانشجویان بیشتری را پذیرش کنیم.
سایر مسائل بیشتر جنبه آکادمیک و اجتماعی دارند. به عنوان مثال، مواردی از رد شدن در امتحانات وجود دارد که این دیگر عادی تلقی می‌شود. دانشجویان با سیستم بولونیا سازگار شده‌اند و می‌دانند که می‌توان کسری را بعداً جبران کرد و این مانع ادامه تحصیل نمی‌شود.
مشکلات مالی نیز وجود دارد. در این زمان، ما سعی می‌کنیم از دانشجویان حمایت کنیم. تعداد مکان‌های سفارشی دولتی افزایش می‌یابد، در عین حال سیستم وام تحصیلی دانشجویی فعال است و با بهره کم فرصت‌های بزرگی را ایجاد می‌کند. در صورت لزوم، تخفیف‌های فردی نیز در داخل دانشگاه اعمال می‌شود و به دانشجویان امکان داده می‌شود تا پرداخت‌های خود را پس از مدت معینی تکمیل کنند. در حد امکان، ما سعی می‌کنیم از دانشجویان هم از نظر آکادمیک و هم از نظر اجتماعی حمایت کنیم.

"ما صلاحیت استخدام فارغ‌التحصیلان خود را نداریم"


- وقتی به "رتبه‌بندی اشتغال فارغ‌التحصیلان" نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که 57 درصد از فارغ‌التحصیلان ADMIU شغل پیدا کرده‌اند، اما اکثر آنها در رشته خود کار نمی‌کنند. به نظر شما، برای جلوگیری از چنین مواردی، چه تعهداتی بر عهده دانشگاه است و در این راستا، دانشگاهی که شما رئیس آن هستید، چه کارهایی انجام می‌دهد؟

- دانشگاه یک نهاد استخدام‌کننده نیست، یک مؤسسه آموزشی است و وظیفه اصلی ما آموزش است. گاهی می‌گویند جوانان، بازیگران بیکارند - دانشگاه کجا را نگاه می‌کند؟ وظیفه دانشگاه تربیت کادر حرفه‌ای است.
در این مرکز آموزشی که از سال 1923 فعالیت می‌کند، ابتدا به عنوان مدرسه تئاتر باکو آغاز شد، سپس به مؤسسه و بعداً به دانشگاه تبدیل شد، هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است که تمام فارغ‌التحصیلان یک دوره بازیگران موفقی باشند. اگر از هر هنرمند مردمی یا هنرمند شایسته‌ای بپرسید، خواهد گفت که در دوره‌های آنها فقط چند نفر انتخاب شده‌اند، بقیه نه. این به طبیعت خود هنر مربوط می‌شود. بله، در میان فارغ‌التحصیلان ما جوانان بسیار با استعدادی وجود دارند و اینکه آنها نمی‌توانند جایگاه خود را پیدا کنند، من را نیز نگران می‌کند. اما باید در نظر داشت که تعداد تئاترهای دولتی محدود است و نمایندگان نسل‌های مختلف در آنجا فعالیت می‌کنند. بازیگر نیز باید روی صحنه باشد یا فیلمبرداری شود.

ما سعی می‌کنیم فرصت‌های دانشجویان خود را گسترش دهیم. به عنوان مثال، رؤسای تئاترهای مختلف و تهیه‌کنندگان را به نمایش‌های گروه‌های "صباح" دعوت می‌کنیم. نمایندگان مؤسساتی مانند تئاتر ملی درام آکادمیک، تئاتر تماشاگران جوان، تئاتر موزیکال، تئاتر درام روسی در این رویدادها شرکت می‌کنند. همین رویکرد را در جشنواره "پله" نیز اعمال می‌کنیم. این کار را به این دلیل انجام می‌دهیم که رؤسای تئاترها هستند که بازیگر را استخدام می‌کنند. دانشگاه نمی‌تواند به هیچ تئاتری دیکته کند که این فارغ‌التحصیل را استخدام کند. این در صلاحیت ما نیست. وظیفه ما ارائه آموزش خوب و تربیت کادر با استعداد است. به عنوان مثال، امسال در گروه‌های "صباح" فارغ‌التحصیلان بسیار قوی داریم، تقریباً یک دوره 10-12 نفره بسیار خوب فارغ‌التحصیل می‌شود. اما زندگی کاری بعدی آنها دیگر خارج از حوزه تأثیر ماست.
با این حال، در سال‌های اخیر بیش از 30 فارغ‌التحصیل ما در دانشگاه استخدام شده‌اند، از جمله تعداد اساتید جوان و کادر آموزشی کمکی ما که فارغ‌التحصیلان ما هستند، سال به سال افزایش می‌یابد.

- در حالی که تعداد تئاترهای دولتی محدود است، آیا هر سال به این تعداد بازیگر فارغ‌التحصیل نیاز است؟ به نظر شما، آیا باید تعداد مکان‌های خالی در ADMIU کاهش یابد؟

- برنامه پذیرش در دانشگاه ما تقریباً به طور کامل پر می‌شود، تقریباً 94 درصد. یعنی ما مشکل مکان خالی نداریم. برعکس، رقابت زیادی وجود دارد. به عنوان مثال، وقتی من به عنوان رئیس دانشگاه منصوب شدم، تقریباً 65-66 نفر برای 60 مکان درخواست می‌دادند، اما سال گذشته تقریباً 300 درخواست برای 60 مکان وجود داشت. حتی سال گذشته برنامه پذیرش را به 50 مکان کاهش داده بودیم، با این وجود علاقه هنوز هم بسیار زیاد بود.

- آیا این ناشی از علاقه به حوزه‌های فرهنگی است یا ناشی از پایین بودن نمرات قبولی؟

- در دانشگاه ما، آزمون استعداد یکی از شرایط اصلی پذیرش است. به عنوان مثال، سال‌هاست که خانم شفیقه ممدووا، هنرمند مردمی، ریاست آزمون‌های استعداد در رشته بازیگری را بر عهده داشته است. او معلم دانشگاه نیست، از خارج دعوت می‌شود و در این زمینه هنرمندی بسیار معتبر است. صرف نظر از نمره قبولی، اگر داوطلب استعدادی در هنر، تئاتر، بازیگری نداشته باشد، نمی‌تواند این آزمون را پشت سر بگذارد. فرقی نمی‌کند با 500 امتیاز بیاید. این صرفاً یک مسئله استعداد است. همین امر در مورد سایر رشته‌ها نیز صدق می‌کند. کسی که صدا ندارد چگونه می‌تواند در آزمون آواز قبول شود؟ کسی که نمی‌تواند ساز بنوازد چگونه می‌تواند موفق شود؟ این غیرممکن است. به همین دلیل، آزمون‌های استعداد در دانشگاه ما مرحله‌ای بسیار مهم و تعیین‌کننده است. به طور خاص می‌خواهم اشاره کنم که من هیچ دخالتی در این آزمون‌ها ندارم. من عضو کمیسیون نیستم و در روند آن دخالت نمی‌کنم. اعضای کمیسیون ارزیابی را کاملاً مستقل انجام می‌دهند. در طول این سال‌ها حتی یک بار هم نشده است که در مورد هیچ داوطلبی دستوری داده شود. این را با مسئولیت کامل می‌گویم، در آزمون‌های استعداد هیچ تأثیر خارجی یا دستوری وجود ندارد. 
 

"در زمینه هوش مصنوعی شروع به کار کرده‌ایم"


- خانم جیران، در حال حاضر یکی از مسائل اصلی مورد بحث، تأثیر هوش مصنوعی بر حوزه‌های مختلف است. در این راستا، حوزه‌های خلاقانه به ویژه مورد توجه قرار می‌گیرند. برای از بین بردن تأثیر منفی هوش مصنوعی بر حوزه‌های فرهنگ و هنر، به عنوان دانشگاه چه برنامه‌هایی دارید؟

- ما قبلاً در این زمینه شروع به کار کرده‌ایم. ما با جدیت تلاش می‌کنیم تا دستورات جناب رئیس جمهور در مورد هوش مصنوعی را در سطح بالایی اجرا کنیم. سال گذشته کنفرانس بین‌المللی با عنوان "هوش مصنوعی و هنر" برگزار کردیم. این رویداد در کتابخانه آکادمی علوم برگزار شد و نمایندگانی از پنج کشور در آن شرکت کردند. این کنفرانس را با همکاری دانشگاه فنی آذربایجان و مؤسسه فناوری اطلاعات وزارت علوم و آموزش برگزار کردیم. لازم به ذکر است که من نیز یکی از مبتکران این پروژه بودم.
فعالیت ما در این راستا به همین جا محدود نمی‌شود. قبل از آن، ما از آکادمیسین راسیم علی‌قلی‌یف به دانشگاه خود دعوت کرده بودیم. او با اعضای شورای علمی ملاقات کرد و بحث گسترده‌ای در مورد تأثیر هوش مصنوعی بر هنر، فرصت‌های ایجاد شده و خطرات احتمالی آن انجام داد.

سپس به دعوت راسیم معلم، ما به مؤسسه فناوری اطلاعات رفتیم و در آنجا یک جلسه مشترک شورای علمی برگزار کردیم. این جلسه به طور رسمی پروتکل‌نویسی شده و اسناد امضا شده است. دو سال است که در دانشگاه ما درس "هوش مصنوعی و هنر" نیز تدریس می‌شود. به همین دلیل، موضوع هوش مصنوعی برای ما جدید نیست. بخش روابط عمومی و بازاریابی دانشگاه به طور منظم مواد، کلیپ‌ها، ویدئوها و تبریکات تعطیلات مختلفی را که با استفاده از هوش مصنوعی تهیه شده‌اند، به اشتراک می‌گذارد. کارکنان این بخش در دوره‌های محلی و بین‌المللی مربوط به هوش مصنوعی شرکت می‌کنند و دانش خود را ارتقا می‌دهند. یعنی این فناوری قبلاً به بخشی از فعالیت‌های روزمره ما تبدیل شده است. من این جهت را بسیار مهم می‌دانم و دستورات جناب رئیس جمهور در مورد هوش مصنوعی را نیز بسیار ارزشمند می‌دانم. تبدیل این حوزه به اولویت در سطح دولتی، فرصت‌های اضافی برای ما ایجاد می‌کند. تعامل هوش مصنوعی و هنر نیز، به نظر من، یکی از موضوعات مهم و جالب است.



"دانشگاه ما نمی‌تواند از پایتخت به منطقه منتقل شود"


- انتقال دانشگاه‌ها به مناطق مختلف نیز هر از گاهی مورد بحث قرار می‌گیرد. در این راستا، نظر شما در مورد انتقال دانشگاه دولتی فرهنگ و هنر آذربایجان از پایتخت چگونه خواهد بود؟

- در دانشگاه ما تقریباً 2500 دانشجو تحصیل می‌کنند و از این نظر، ما یکی از کم‌تعدادترین مؤسسات آموزش عالی در کشور هستیم. در عین حال، بخش قابل توجهی از کادر آموزشی ما به طور موازی در تئاتر، تلویزیون، موزه‌ها و رسانه‌ها فعالیت می‌کنند. تدریس هنرمندان مردمی و شایسته ما برای ما مهم است، زیرا وظیفه ماست که اطمینان حاصل کنیم بهترین متخصصان به دانشجویان آموزش می‌دهند.
به همین دلیل، قرار گرفتن دانشگاه در پایتخت یک عامل مهم است. بسیاری از معلمان ما روزانه به فعالیت‌های تئاتری مشغول هستند و در عین حال تدریس می‌کنند. در مناطق، حفظ این ریتم دشوار خواهد بود. از طرف دیگر، دانشجویان و معلمان ما عمدتاً از حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند و فعالیت ما مستقیماً با محیط فرهنگی، تئاترها، موزه‌ها، سالن‌های نمایشگاهی ارتباط تنگاتنگی دارد.

با این حال، اگر تصمیم دولت باشد، ما آماده‌ایم در هر منطقه‌ای فعالیت کنیم. با کمال میل می‌توانیم در شکی، قبله، نخجوان، خانکندی و سایر مناطق نیز کار کنیم. زیرا در سراسر آذربایجان جوانان با استعداد وجود دارند و در دانشگاه ما نیز تقریباً از تمام مناطق دانشجو تحصیل می‌کند.

- خانم جیران، برنامه MBA (مدیریت کسب و کار) تخصصی در زمینه فرهنگ و هنر در آذربایجان در ADMIU برگزار شده است. شما این برنامه را تا چه حد موفق می‌دانید؟

- من آن را بسیار موفق می‌دانم. زیرا بسیاری از افرادی که در زمینه فرهنگ به سازماندهی مشغول هستند، تحصیلات خاصی در این زمینه ندارند. وقتی برنامه MBA را افتتاح کردیم، این نیاز به وضوح خود را نشان داد. حتی رؤسای مؤسسات فرهنگی با ما تماس می‌گرفتند و تشکر می‌کردند. در ابتدا قرار بود برنامه MBA به صورت ماژولار تدریس شود. سپس با تصمیم وزارت آموزش و پرورش، این برنامه به دانشکده فرهنگ‌شناسی واگذار شد. اگرچه این تغییر ابتکار ما نبود، اما ما تصمیم گرفته شده را اجرا می‌کنیم و پیشنهادات خود را نیز ارائه کرده بودیم. به نظر شخصی من، سیستم ماژولار به ویژه برای برنامه MBA مناسب‌تر است. زیرا متخصصانی که در این برنامه تدریس می‌کنند، اغلب در پروژه‌ها شرکت می‌کنند و به طور مکرر در مأموریت هستند. سیستم ماژولار امکان می‌دهد تا دروس در مدت زمان کوتاهی گذرانده شده و با امتحان به پایان برسد و سپس به فعالیت کاری ادامه یابد. اما هر مدلی که مناسب‌تر تشخیص داده شود، ما نیز آن را اجرا می‌کنیم.

- مسئله تعمیر ساختمان دیگر هر از گاهی مطرح می‌شود. آیا انتظار می‌رود در سال‌های آینده تعمیر شود؟ 

- در مورد ساختمان دیگر نمی‌توانم بگویم که ساختمان کاملاً در وضعیت نامناسبی قرار دارد. این ساختمان قبلاً خوابگاه بوده و ما به طور منظم در داخل آن کارهای نوسازی انجام می‌دهیم، تقریباً هر سال تعمیر می‌شود، رنگ‌آمیزی می‌شود، روشنایی بررسی می‌شود. دوربین‌های مداربسته نصب شده‌اند، پنجره‌ها و در دو سال اخیر درها تعویض شده‌اند. اما بازسازی کامل ساختمان دیگر در صلاحیت من نیست. البته، من نیاز به این کار را درک می‌کنم. 

- شما نیز اشاره می‌کنید که یافتن کادر آموزشی در زمینه فرهنگ دشوارتر است. در این راستا، به نظر شما، حقوق و ساعات تدریس کادر علمی-آموزشی فعال در ADMIU آنها را راضی می‌کند؟

- حقوق معلمان ما در مقایسه با بسیاری از دانشگاه‌ها پایین نیست، در سطح متوسط است و در برخی موارد بالاتر است. این یک مسئله داخلی دانشگاه است و در تصویر کلی رقابتی محسوب می‌شود. ثانیاً، مراقبت فقط به حقوق محدود نمی‌شود. ما یک تیم بسیار خوب داریم و محیط همکاری در داخل دانشگاه شکل گرفته است. دانشکده‌ها با یکدیگر همکاری نزدیکی دارند: در نمایش‌های دانشجویی، هنرمندان لباس طراحی می‌کنند، موسیقیدانان شرکت می‌کنند، فیلمبرداران فیلمبرداری می‌کنند. یعنی تمام امکانات لازم برای هنر در داخل دانشگاه موجود است. طبیعتاً، مانند هر تیمی، نارضایتی‌هایی نیز وجود دارد. اما به طور کلی فکر می‌کنم که در دانشگاه هم محیط خلاق و هم محیط کاری سالم شکل گرفته است.


"مشکلاتی در سالن‌های نمایش ما وجود دارد"


- سطح آموزش و زیرساخت‌ها در کالج‌های وابسته به دانشگاه‌ها نیز از مسائل اصلی مورد بحث در جامعه است. کالج علوم انسانی وابسته به ADMIU در این راستا در چه سطحی قرار دارد؟ آیا در اینجا مشکلاتی در مورد سطح دانش معلمان و زیرساخت‌ها و تجهیزات ساختمان کالج وجود دارد؟

- کالج چندین سال است که به دانشگاه ما واگذار شده است. در آن زمان، سطح آموزش در آنجا بالا نبود و علاوه بر این، رشته‌هایی وجود داشت که با پروفایل دانشگاه ما مطابقت نداشتند. به عنوان مثال، تربیت بدنی، بیمه، آموزش پیش‌دبستانی و غیره. از آنجا که این رشته‌ها به حوزه ما مربوط نبودند، به مرور زمان یا بسته شدند یا به مؤسسات آموزشی با پروفایل مناسب هدایت شدند.

اصل ما این است که هر مؤسسه آموزشی باید در حوزه خود فعالیت کند. امروز، اکثریت قریب به اتفاق رشته‌های باقی‌مانده در کالج، تقریباً 80-90 درصد، با رشته‌های تدریس شده در دانشگاه ما همخوانی دارند. به عنوان مثال، دانشجویان در رشته‌هایی مانند خلاقیت هنری، بازیگری، موزه‌داری، فیلمبرداری تربیت می‌شوند و برخی از آنها بعداً تحصیلات خود را در دانشگاه ما ادامه می‌دهند.

در حال حاضر، سطح آموزش در کالج من را راضی می‌کند. فارغ‌التحصیلان کالج در حوزه ما موفق هستند، زیرا این حوزه به استعداد خاصی نیاز دارد. اگر دانشجو استعداد و علاقه داشته باشد، چه در بازیگری و چه در هنر عاشیق، در دانشگاه نیز با موفقیت ادامه می‌دهد. به عنوان مثال، عاشیق‌های با استعدادی که در کالج تربیت می‌شوند، بعداً در گروه مربوطه ما تحصیل می‌کنند.

- در ADMIU در آینده نزدیک شاهد چه نوآوری‌هایی از نظر روش‌شناختی و سازمانی خواهیم بود؟

- بحث‌هایی در مورد دوره تحصیلی سه ساله در آینده نزدیک وجود دارد. نظراتی در مورد اینکه برخی رشته‌ها ممکن است در آینده به این مدل منتقل شوند، مطرح می‌شود. نمی‌خواهم نام رشته‌های خاصی را ببرم تا جنبه جنجالی نداشته باشد. من کسی نیستم که چنین تصمیماتی را بگیرم. هنگام تصمیم‌گیری، طبیعتاً نظر ما نیز پرسیده می‌شود و ما موضع خود را اعلام می‌کنیم. اما نمی‌توان از قبل گفت که تصمیم نهایی چگونه خواهد بود. لازم به ذکر است که در تعدادی از دانشگاه‌های غربی، دوره تحصیلی برای برخی رشته‌ها سه سال است. اگر چنین مدلی در کشور ما نیز مناسب تشخیص داده شود، ما نیز طبق آن تصمیم عمل خواهیم کرد. 

همچنین علاوه بر سالن‌های سخنرانی، ما مشکلاتی در مورد سالن‌های نمایش خود نیز داریم. دانشجویان ما به دلیل کمبود فضا در فرآیندهای تمرین با مشکل مواجه هستند. بسیار خوشحال‌کننده است که این مشکل نیز در آینده نزدیک حل خواهد شد. به این ترتیب، در حال حاضر ساخت تئاتر آموزشی دانشگاه توسط ساختارهای مربوطه وزارت علوم و آموزش در حال انجام است و در آینده نزدیک ساختمان در اختیار دانشجویان قرار خواهد گرفت. در آنجا یک سالن ویژه برای نمایش‌ها و یک استودیوی فیلمبرداری وجود خواهد داشت. ما امیدواریم که ساخت و بهره‌برداری از تئاتر آموزشی نیز سهم جدیدی در فرآیند آموزشی دانشگاه ما باشد.


"نه تحصیلات دخترم به فرهنگ مربوط است و نه کارش"


- خانم جیران، شما در تلویزیون دولتی نیز فعالیت مجری‌گری داشته‌اید. به طور کلی، در روزهای اخیر بحث‌های گسترده‌ای در مورد مجریان تلویزیون به راه افتاده است. هم به عنوان یک مجری حرفه‌ای و هم به عنوان رئیس ADMIU، چگونه فکر می‌کنید، این فرآیند چگونه باید تنظیم شود؟ چگونه باید از ورود افرادی که معیارهای مشخصی برای مجری‌گری ندارند، به تلویزیون جلوگیری کرد؟

- نه تنها تلویزیون، بلکه به طور کلی رسانه‌های جمعی تأثیر بسیار زیادی بر مردم دارند. گاهی اوقات خود مردم نیز درک نمی‌کنند که کلامی که می‌گویند، فکری که می‌نویسند یا محتوایی که ارائه می‌دهند، تا چه حد بر جامعه تأثیر می‌گذارد.

انسانی که این مسئولیت را درک می‌کند، با دقت بیشتری برخورد می‌کند. زیرا او مخاطبانی دارد - خانواده‌ها، کودکان، نوجوانان - و با افکار خود بر ذهن آنها تأثیر می‌گذارد. اینکه این تأثیر در چه جهتی است، بسیار مهم است: آیا به جامعه، دولت و آینده سود می‌رساند یا ضرر؟
به نظر من، هر کسی که توانایی گفتن، نوشتن و انتشار کلام را دارد، باید مسئولیت این قدرت را عمیقاً درک کند و با احتیاط فراوان به فعالیت خود بپردازد. زیرا هر کلامی که امروز گفته می‌شود، بر مردم تأثیر می‌گذارد.

- آیا شما فکر می‌کنید که خلاقیت از پدر به پسر، دختر یا از مادر به فرزند منتقل می‌شود؟

- خیر. پدربزرگم نویسنده بود. پدرم آهنگساز است. خاله‌ام نقاش بود. من نه آهنگسازم، نه نویسنده، نه نقاش. من موسیقی‌شناس هستم. تأثیر در این بوده که مادرم نیز معلم موسیقی بود. من از کودکی در خانه صدای موسیقی را شنیده‌ام. دوستان خلاق پدرم به خانه ما می‌آمدند، آن محیط نیز بر من تأثیر گذاشته است.

- در این راستا، آیا دخترتان این سنت را ادامه می‌دهد؟

- خیر، دخترم هیچ فعالیتی در زمینه فرهنگ ندارد. فرهنگ، موسیقی، سینما را دوست دارد، اما نه تحصیلاتش به فرهنگ مربوط است و نه کارش.

Facebook
Dəqiq xəbəri bizdən alın!
Keçid et
TƏCİLİ! İranda partlayış səsləri - Xameneinin yaxın adamı ÖLDÜRÜLDÜ