اعتراضات اخیر در ایران دیگر از چارچوب نارضایتیهای صرفاً اجتماعی-اقتصادی خارج شده و به نشانهای از مشکلات عمیقتر سیاسی و ساختاری تبدیل شده است. افزایش بیاعتمادی بین حکومت و جامعه، مشکلات در حکمرانی و تنشهای اجتماعی انباشته شده در طولانی مدت، کشور را به وضعیت بحران دائمی سوق داده است.
در این زمینه، سرنوشت هموطنان ما که در ایران زندگی میکنند، و مسئله استقلال نیز مطرح میشود.
صابر رستمخانلی، شاعر ملی و نماینده سابق، در اظهاراتی به Modern.az خاطرنشان کرد که در پسزمینه اعتراضات جاری در ایران، تاکنون هدف مشخص و نیروی اصلی هدایتکننده این روند به وضوح دیده نمیشود:
“یعنی مسئله فقط مربوط به فرآیندهای داخلی نیست، بلکه به رویدادهایی در بستر روابط اقتصادی جهانی و روابط ایران با کشورهای مختلف، از جمله کشورهای اروپایی، نیز مربوط میشود.
اما در اینجا یک نکته مهم نیز نباید از نظر دور بماند. همانطور که مطبوعات جهانی نیز نوشتهاند، اساس این روند را نارضایتی داخلی مردم تشکیل میدهد. این نارضایتی همواره در ایران وجود داشته است. نارضایتیهایی با زمینه ملی علیه مدل حکومتی فارسمحور وجود دارد، همچنین مشکلات جدی در زمینه اقتصادی و حقوق بشر نیز موجود است. در عین حال، تنشهای مداوم در روابط حکومت ایران با جهان متمدن نیز مشاهده میشود. علاوه بر این، مسائل زیستمحیطی - به ویژه خشکاندن مصنوعی حوضههای آبی و دریاچهها، از جمله دریاچه ارومیه - به عنوان یک فاجعه بزرگ ارزیابی میشود و مردم مدتهاست به این دلیل اعتراض میکنند.
در مرحله کنونی، افراد نسبتاً بیشتری در اعتراضات شرکت میکنند. با این حال، باز هم باید خاطرنشان کرد که گروههای قومی و سیاسی مختلفی در ایران وجود دارند و شکل اعتراض و مطالبات هر یک متفاوت است. برخی گروههای فارس، از جمله ناراضیان از رژیم ملاها، با نمادها و پرچمهای رضا پهلوی به تظاهرات میپردازند. اما تصویر کلی نشان میدهد که بخش بزرگی از مردم حکومت موجود را نمیپذیرند.”
ص. رستمخانلی اظهار داشت که پراکنده بودن - تکهتکه و در جهات مختلف پیش رفتن - این روند نشان میدهد که درگیریهای شدیدی رخ میدهد و تلفات انسانی افزایش مییابد:
“گزارش شده است که از هر دو طرف - هم مردم و هم نیروهای حکومتی - کشته و زخمی شدهاند.
در کنار این، احتمال میرود که نیروهای ذینفع و خارجی نیز در اینجا نقش ایفا میکنند. ادعا میشود که گروههایی وجود دارند که از نارضایتیها سوءاستفاده میکنند، حمایت مالی ارائه میدهند، شرایط را برای خرید سلاح فراهم میکنند و فعالیتهای تروریستی را تشویق میکنند.
در عین حال، به وضوح دیده میشود که مداخله خارجی میتواند در داخل ایران نتیجه معکوس داشته باشد. به این ترتیب، اگر هرگونه مداخله آشکاری رخ دهد، این میتواند اقوام مختلف و نیروهای مخالف ساکن در داخل کشور را تحت عنوان “منافع شهروندی” متحد کند. دقیقاً به همین دلیل، طبق برخی گزارشها، حتی طرف اسرائیلی نیز پیامهایی به آمریکا ارسال کرده است مبنی بر اینکه مداخله مناسب نیست. تجربه نشان میدهد که در زمان مداخله خارجی، اپوزیسیون به حاشیه میرود.”
نماینده سابق افزود که در چنین شرایطی، موضع جامعه آذربایجان و به ویژه هموطنان ما که در آذربایجان جنوبی زندگی میکنند، نیز در کانون توجه قرار دارد:
“ترکهای آذربایجان با شعارهای خود مواضعشان را به وضوح بیان میکنند، و روابط خود را با رژیم ملاها اعلام میدارند. اما منافع آذربایجان متفاوت است و در چارچوب استراتژیک گستردهتری ارزیابی میشود.
اگر این روند برای مدت طولانی ادامه یابد، موج اعتراضات با زمینه قومی گسترش یابد و خطر تجزیه داخلی در ایران ایجاد شود، آذربایجان میتواند با تکیه بر تجربه تاریخی خود، موضعش را تعیین کند. در چنین حالتی، آذربایجان جنوبی میتواند از حق تعیین سرنوشت خود استفاده کند. اما با در نظر گرفتن عوامل خارجی و احتمال خونریزی، این سناریو مطلوب تلقی نمیشود و آذربایجان به این فرآیندها، حتی در جنوب، با نهایت احتیاط برخورد میکند.”
او همچنین تاکید کرد که هموطنان ما که در ایران زندگی میکنند، و در عین حال، مسئله موضع هموطنان ما در مورد استقلال، جدید نیست و بارها مطرح شده است:
“اگر به تاریخ نگاه کنیم، میبینیم که نیروهایی که برای استقلال مبارزه کردهاند، هر بار توسط قدرتهای خارجی فریب خوردهاند. چه در دوران رژیم شاه و چه در دوران حکومت ملاها، نه کشورهای اروپایی و نه دیگر قدرتهای بینالمللی موضع صادقانهای در قبال ترکهای آذربایجان نشان ندادهاند.
پس از جنگ جهانی دوم، در دورهای که سازمان ملل متحد تأسیس شد، مسئله آذربایجان جنوبی یکی از اولین موضوعات مورد بحث بود، اما به صدای اعتراض مردم توجه کافی نشد. سرنوشت هزاران هموطن ما به خاطر منافع بینالمللی نادیده گرفته شد. بنابراین، این تجربیات باید در نظر گرفته شوند.
دقیقاً به همین دلیل، آذربایجان اکنون تجربه سیاسی و تاریخی کافی دارد. امروز - اگر مردم آذربایجان برای استقلال و آزادی خود به پا خیزند، به عنوان صاحب اموال و ثروتهای از دست رفته در ایران طی سالیان متمادی، به پا خواهند خاست.” ص. رستمخانلی سخنان خود را اینگونه به پایان رساند.