Modern.az

حجاب را کنار بگذارید، به سوی تحصیل بشتابید - به دنیا بنگریم 

حجاب را کنار بگذارید، به سوی تحصیل بشتابید - به دنیا بنگریم 

کشور

23 ژانویه 2026, 13:45

در جوامع مدرن، توسعه تنها با شاخص‌های اقتصادی سنجیده نمی‌شود، بلکه سطح تحصیلات، مشارکت زنان در زندگی اجتماعی و قدرت نهادهای اجتماعی از عوامل اصلی آن هستند. در این زمینه، مسئله نقش نمادهای دینی، به ویژه حجاب، در فضای عمومی دیگر صرفاً موضوعی مربوط به باور فردی نیست و سؤالات جدی در مورد توسعه اجتماعی ایجاد می‌کند.
 
اگرچه بحث‌ها در مورد حجاب در آذربایجان سال‌هاست که در سطح احساسی انجام می‌شود، اما با تحلیل خونسردانه این مسئله در بستر توسعه، تصویر روشن‌تر می‌شود. اگرچه حجاب به عنوان یک فرم پوشش ارائه می‌شود، اما گسترش آن اغلب نتیجه انتخاب آزادانه زن نیست، بلکه نتیجه فشار اجتماعی، کنترل پدرسالارانه و تأثیرات دینی رادیکال است. این به طور مستقیم یکی از عواملی است که توسعه سرمایه انسانی را تضعیف می‌کند.
 
وضعیت در آذربایجان متفاوت است و این یک مزیت مهم است. در این کشور، حجاب در سطح سیاست دولتی اجباری نیست و دسترسی زنان به آموزش نسبتاً بالاست. اما این به معنای عدم وجود خطر نیست. تبدیل حجاب به یک نماد ایدئولوژیک، به ویژه اعمال آن بر دختران خردسال و ارائه آن به عنوان “معیار اخلاق”، خطرات بلندمدتی برای جامعه ایجاد می‌کند. این رویکرد طرز فکری را تقویت می‌کند که زن را نه به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان یک شیء کنترل می‌بیند.
 
زمینه تاریخی نیز نشان می‌دهد که حجاب هرگز صرفاً یک ارزش معنوی نبوده است. در دوره‌های مختلف، از آن به عنوان ابزاری برای نشان دادن وضعیت اجتماعی، کنترل جنسی و اینکه زن “متعلق به چه کسی است” استفاده شده است. در حالی که در سیستم‌های حقوقی مدرن، همه زنان آزاد و در برابر قانون برابر هستند، حفظ اجباری این نماد دیگر منطق خود را از دست می‌دهد. امروز حجاب نه اخلاق زن را تعیین می‌کند و نه ارزش اجتماعی او را. برعکس، در بسیاری از موارد، به نشانه‌ای از عدم اختیار کامل زن بر زندگی خود تبدیل می‌شود.
 
خطرناک‌ترین نکته این است که حجاب اغلب نقش نمادی را ایفا می‌کند که موانع اصلی توسعه، آموزش ضعیف، وابستگی اقتصادی و تفکر پدرسالارانه را می‌پوشاند. مشکل در خود حجاب نیست، بلکه در تبدیل آن به یک هنجار، اجبار و ابزار ایدئولوژیک است. هر جا که زن نتواند انتخاب کند، توسعه نیز پایدار نخواهد بود.


 
هنگام بحث در مورد نگرش به دین، هویت دینی و اشکال ظهور اجتماعی آن در آذربایجان، ابتدا روشن کردن یک نکته مهم ضروری است. کمیته دولتی آمار هیچ آمار رسمی در مورد اعتقادات دینی مردم، به طور خاص اینکه به کدام دین تعلق دارند، اعمال عبادی، پوشیدن حجاب یا سطح دینداری انجام نمی‌دهد.

این رویکرد مستقیماً با مبانی قانون اساسی کشور مرتبط است. قانون اساسی جمهوری آذربایجان مدل دولت سکولار را در آذربایجان تثبیت می‌کند. طبق قانون اساسی، دین از دولت جداست و دولت هیچ ایدئولوژی دینی را در موقعیت برتر قرار نمی‌دهد. در عین حال، آزادی وجدان تضمین شده است. دقیقاً به همین دلیل، اعتقاد دینی در کشور ما به عنوان یک انتخاب فردی پذیرفته می‌شود و موضوع آمار رسمی نیست.


 
تنظیم مسائل دینی در کشور و اجرای سیاست دولتی در این زمینه در صلاحیت کمیته دولتی امور نهادهای دینی است. این کمیته در جهت ثبت جوامع دینی، سازماندهی فعالیت‌های آنها در چارچوب قانونی، حفظ روابط بین‌مذاهب و جلوگیری از تأثیرات دینی رادیکال فعالیت می‌کند. این کمیته نیز هیچ آماری در مورد استفاده از حجاب جمع‌آوری نمی‌کند.


 
یکی از نهادهایی که نقش نهادی مهمی در زندگی دینی آذربایجان ایفا می‌کند، اداره مسلمانان قفقاز است. این نهاد با ریشه‌های تاریخی خود، وظیفه حفظ سنت‌های دینی در منطقه را بر عهده دارد. اداره مسلمانان قفقاز اگرچه یک ساختار دولتی نیست، اما با نفوذ عمومی و مشروعیت تاریخی خود در زمینه دینی متمایز است. اما این نهاد نیز سازمانی برای تنظیم این مسئله نیست.

 1494606
فاضل مصطفی، رئیس کمیته انجمن‌های عمومی و نهادهای دینی مجلس ملی، اظهار می‌دارد که اگرچه مسئله دین و حجاب سال‌هاست که در آذربایجان موضوع بحث بوده است، اما هرگز وضعیتی در سطح یک مشکل جدی اجتماعی در این زمینه ایجاد نشده است.

به گفته وی، درگیری‌های شدید و اختلافات عمیق اجتماعی که در سایر کشورها مشاهده می‌شود، در آذربایجان تجربه نشده است و منبع اصلی نگرانی‌های موجود داخلی نیست.

“مشکل را عمدتاً گروه‌های فرقه‌گرا و رادیکال دینی که از خارج کنترل می‌شوند، سعی در ایجاد آن دارند. این گروه‌ها سال‌هاست که تلاش می‌کنند این مسئله را به عنوان یکی از مشکلات جدی آذربایجان معرفی کنند. در حالی که در ماهیت، این موضوع هرگز تا به امروز به سطح نگران‌کننده‌ای نرسیده است”.
 
رئیس کمیته تأکید کرد که پوشاندن سر زنان در دین اسلام با مناسک دینی مرتبط است، اما این مفهوم نباید به طور خودکار با حجاب یکسان تلقی شود. به گفته وی، حجاب بیشتر یک مسئله فرهنگی است و در ملت‌های مختلف به اشکال متفاوتی ظاهر می‌شود. اشکال پوشش در فرهنگ‌های عربی، فارسی، ترکی و سایر فرهنگ‌ها متفاوت است. اما شکل پوشش مطابق با سنت‌های ملی مردم آذربایجان هرگز در کشور مشکلی ایجاد نکرده است.

“تبلیغ حجاب یا چادر به عنوان نماد ایدئولوژیک یک کشور خاص، از چارچوب مناسک دینی خارج شده و معنای سیاسی-ایدئولوژیک پیدا می‌کند و این امر نارضایتی به حقی را در جامعه ایجاد می‌کند. پوشاندن سر زنان با کلاغایی ساده یا روسری معمولی همیشه در آذربایجان عادی تلقی شده است. مشکل تنها زمانی پدیدار می‌شود که این موضوع سیاسی شده و به شکل تبلیغاتی هدایت‌شده از خارج درآید”.
 
ف. مصطفی به ویژه بر اهمیت موضع اصولی در مورد کودکان خردسال تأکید کرد. به گفته وی، پوشاندن اجباری سر کودکان خردسال، چه در مدارس و چه در سایر مکان‌ها، غیرقابل قبول است. در آذربایجان سن بلوغ 14 سال تعیین شده است و اعمال اجباری هرگونه مناسک دینی بر کودکان تا این سن صحیح نیست. در کنار این، می‌توان با اعتقادات و آزادی انتخاب افرادی که به سن بلوغ رسیده‌اند و انتخاب‌های خود را درک می‌کنند، به طور عادی برخورد کرد.
 
این نماینده مجلس افزود که این مسئله باید بدون کشیده شدن به سطح احساسی و سیاسی، در چارچوب قوانین موجود، سنت‌های ملی و مناسک دینی مورد بحث قرار گیرد. او تأکید کرد که رویکردهایی مانند “سرم را باز نمی‌کنم” هنگام گرفتن عکس گذرنامه غیرقابل قبول است و چنین مواردی باید حتماً مطابق با قوانین تعیین شده توسط دولت حل و فصل شود.

1494607
 
آقا حاجی‌بیگلی، الهی‌دان، می‌گوید که به ویژه پس از دوره استقلال، افزایش احساسات اعتقادی دینی در مناطق مختلف آذربایجان مشاهده شده است.

به گفته وی، مردم همانطور که به ریشه‌های ملی خود بازگشته‌اند، به ارزش‌های دینی خود نیز روی آورده‌اند و این روند در انتخاب پوشش زنان نیز خود را نشان داده است.

“سال‌هاست که دین در چارچوبی کاملاً آزاد در کشور وجود دارد. هر کس که خواسته نماز خوانده، هر کس که خواسته روزه گرفته، و زنان نیز به هر شکلی که خواسته‌اند حجاب پوشیده‌اند و این هرگز موضوع ممنوعیت نبوده است. گاهی اوقات در این زمینه تصور محدودیت‌های مصنوعی ایجاد می‌شود، اما این ممنوعیت‌هایی نیست که از قانون اساسی نشأت گرفته باشد، بلکه رویکردهای اشتباهی است که خود مردم شکل داده‌اند”.

این الهی‌دان تأکید کرد که این تصور که دختران محجبه نباید به مدرسه بروند، واقعیت را منعکس نمی‌کند. تعداد کافی از دختران محجبه در مدارس آذربایجان تحصیل می‌کنند و دولت آذربایجان دولت شهروندان محجبه و غیرمحجبه است. به گفته وی، هدف اصلی مؤسسات آموزشی، ایجاد محدودیت بر اساس پوشش دینی نیست، بلکه تربیت جوانان باسواد و روشنفکر است. نه حجاب مانع تحصیل است و نه بی‌حجابی برتری: مدارس مغز دولت محسوب می‌شوند و مغزهای آینده دقیقاً در آنجا شکل می‌گیرند.

“همچنین مهم است که مفاهیم حجاب و نقاب از یکدیگر متمایز شوند. نقاب بیشتر یک فرم پوشش خاص خانواده پیامبر بوده است، در حالی که برای عموم امت عمدتاً حجاب پذیرفته شده است. اگرچه حجاب فرمان خداست، اما در طول تاریخ به عنوان اجبار ارائه نشده است و زنی که حجاب می‌پوشد، در واقع به فضای معنوی خود بازمی‌گردد”.

او افزود که ماهیت حجاب با حفاظت از زن و تضمین کرامت او مرتبط است. آقا حاجی‌بیگلی با مقایسه این مفهوم با نظم عمومی در کیهان، اظهار داشت که در کیهان هیچ چیز بدون پوشش و محافظ نیست. بدن انسان، طبیعت، حتی در سطح اتم نیز مکانیسم حفاظتی وجود دارد و حجاب نیز در این معنا به عنوان مفهومی برای حفاظت از زن ارزیابی شده است.

 1494609

اما ویسال ممدوف، روزنامه‌نگار، اظهار داشت که تاریخ پوشاندن سر به دوران بسیار پیش از اسلام بازمی‌گردد. در بین‌النهرین باستان، هخامنشیان، و حتی در دولت‌های یونان و روم باستان، زنان متعلق به خانواده‌های نجیب و طبقات بالا سر خود را می‌پوشاندند تا متمایز شوند.

“در آشور نیز با همین منطق، زن شوهردار حتماً باید سر خود را می‌پوشاند. منطق بسیار ساده است. اگر زن برای استفاده جنسی باشد، کاربر بالقوه باید امکان دیدن و پسندیدن او را داشته باشد. به همین دلیل در بسیاری از تمدن‌های باستان، پوشاندن سر برای زنانی که برای استفاده جنسی در نظر گرفته شده بودند، ممنوع بود. یعنی حتی اگر می‌خواستند هم نمی‌توانستند بپوشانند”.

او اشاره کرد که همه اینها قبل از اسلام بوده است. اسلام نیز با پیروی از همین منطق، وضعیت را چندان تغییر نداد.
“به عنوان مثال، در آیه 59 سوره احزاب آمده است: “به همسرانت، دخترانت و زنان مؤمنان بگو که (هنگام خروج از خانه، برای اینکه شبیه کنیزان نباشند، بدن خود را از سر تا پا بپوشانند) پوشش‌های خود را بر خود فرو افکنند. این برای آن مناسب‌تر است که شناخته شوند (که کنیز نیستند، بلکه زنان آزادند) و مورد آزار قرار نگیرند”.
 
از اینجا روشن می‌شود که حجاب بیشتر مسئله‌ای مربوط به وضعیت اجتماعی است تا دینی-اخلاقی: برای تمایز زن آزاد از زن غیرآزاد. اما مفهوم “زن آزاد” در اسلام با آنچه امروز می‌فهمیم متفاوت است. در آن دوران، منظور از “زن آزاد” زنی بود که برای استفاده جنسی در نظر گرفته نشده بود. “زن غیرآزاد” نیز به معنای زنی بود که می‌توانست به طور کامل برای مقاصد جنسی مورد استفاده قرار گیرد”.

اکنون وضعیت کاملاً متفاوت است. اکنون به لطف سیستم حقوقی که توسط انسان‌ها ایجاد شده، نه خدا، کنیزی وجود ندارد و همه زنان آزادند:

“دیگر نیازی به تمایز بین زن آزاد و کنیز نیست. بنابراین، شرایط و منطقی که حجاب را ضروری می‌ساخت، کاملاً از بین رفته است. امروز حجاب هیچ چیز را بیان نمی‌کند، نه وضعیت اجتماعی زن را، نه درجه آزادی او را، و نه به ویژه اخلاق او را. در برخی موارد، حتی کاملاً بر خلاف منطق کلاسیک، حجاب نشان‌دهنده این است که زن از نظر حقوق بشر مدرن آزاد نیست، زیرا بسیاری از زنان سر خود را تحت فشار یا تأثیر روانی مردان خانواده می‌پوشانند. من زنان زیادی را می‌شناسم که پس از رسیدن به بلوغ و کسب آزادی نسبی، سر خود را باز کرده‌اند”.
 
“در مورد مراسم رسمی و ادارات دولتی، استفاده از پوشش سر را غیرقابل قبول می‌دانم. پس از دانستن آنچه تاکنون در مورد اینکه حجاب واقعاً چیست، از کجا، با چه هدفی، چگونه و چرا به وجود آمده است، این صرفاً شرم‌آور است. زنی که حجاب می‌پوشد، با این کار چه پیامی به اطراف می‌دهد؟ “احزاب، 59” آیه 59 سوره احزاب گفته شده است، آیا می‌خواهد نشان دهد که کنیز نیست؟ این واقعاً ننگ‌آور است”- او در پایان خاطرنشان کرد.

1494610

تعدادی از تحقیقات بین‌المللی به ما امکان بررسی این مسئله را می‌دهند.  بر اساس اطلاعاتی که از “مرکز تحقیقات پیو”، یک مرکز تحقیقاتی رسمی و معتبر در سطح بین‌المللی که در ایالات متحده فعالیت می‌کند، به دست آورده‌ایم، در کشورهایی که نابرابری درآمد بالا است، احتمال اینکه مردم دین را “بسیار مهم” بدانند، بیشتر است. برعکس، در کشورهایی که برابری اجتماعی-اقتصادی نسبتاً بالاتر است، وزن دین در زندگی روزمره کاهش می‌یابد. بر اساس میانگین جهانی، در اکثر کشورها تقریباً 53 درصد از جمعیت دین را در زندگی خود “بسیار مهم” می‌دانند.

1494611

آذربایجان در این تصویر در گروه کشورهایی قرار می‌گیرد که اهمیت اجتماعی نسبتاً کمی به دین می‌دهند. در نمودار، سهم کسانی که دین را در زندگی خود “بسیار مهم” می‌دانند، در آذربایجان بین 35 تا 40 درصد ارائه شده است. این شاخص هم از میانگین جهانی و هم از بسیاری از کشورهای با اکثریت جمعیت مسلمان به طور قابل توجهی پایین‌تر است.
جالب توجه است که آذربایجان از این نظر در یک راستا با برخی کشورهای پسا‌شوروی و اروپای شرقی، ارمنستان، گرجستان، بوسنی و هرزگوین قرار دارد. در این کشورها نیز دین به عنوان یک عنصر فرهنگی و هویتی وجود دارد، اما به عنوان عامل اصلی هدایت‌کننده زندگی روزمره عمل نمی‌کند. از سوی دیگر، تفاوت آشکاری بین آذربایجان و کشورهایی مانند پاکستان، نیجریه، سنگال، اتیوپی که هم نابرابری درآمد و هم اهمیت دینی بالایی دارند، شکل می‌گیرد.
 
مرکز تحقیقات همچنین همبستگی منفی آشکاری بین مدت تحصیل و فراوانی شرکت در مناسک دینی نشان می‌دهد. به این ترتیب، هر چه افراد مدت زمان بیشتری تحصیل کنند، سطح مشارکت هفتگی آنها در مراسم دینی (کلیسا، مسجد و غیره) کاهش می‌یابد. یعنی، به ندرت یک فرد تحصیل‌کرده، دیندار متعصب می‌شود. این نشان می‌دهد که تحصیل و پوشش‌های دینی اجباری با یکدیگر نسبت معکوس دارند.

در چشم‌انداز جهانی، بر اساس میانگین، 38 درصد از جمعیت در اکثر کشورها اعلام می‌کنند که به صورت هفتگی در مناسک دینی شرکت می‌کنند. اما این میانگین با تفاوت‌های فاحشی بین کشورها همراه است. در کشورهای آفریقایی و برخی کشورهای آسیایی که مدت زمان تحصیل در مدارس متوسطه و عالی کوتاه است، مشارکت در مناسک دینی بین 60 تا 90 درصد متغیر است. در کشورهایی مانند اتیوپی، نیجریه، تانزانیا، زامبیا، هم سال‌های تحصیل کم است و هم دین به عنوان یکی از عناصر مرکزی زندگی اجتماعی باقی می‌ماند.

1494612

در این زمینه، آذربایجان توجه ویژه‌ای را به خود جلب می‌کند. در نمودار، آذربایجان در گروه کشورهایی قرار می‌گیرد که میانگین مدت تحصیل آنها تقریباً 11 سال است. این شاخص در همان سطح بسیاری از کشورهای اروپای شرقی و فضای پسا‌شوروی است. مشارکت هفتگی در مناسک دینی نیز در بازه 5-10 درصد نشان داده شده است که به طور قابل توجهی پایین‌تر از میانگین جهانی است.
آذربایجان از این نظر در یک راستا با کشورهای اروپایی دارای شاخص‌های آموزشی بالا مانند آلمان، فرانسه، بلژیک، استونی، جمهوری چک قرار دارد. برای مقایسه، لازم به ذکر است که در پاکستان و افغانستان، که به دلیل هویت دینی خود به عنوان کشورهای مسلمان شناخته می‌شوند، مدت تحصیل کوتاه‌تر و مشارکت در مناسک دینی به طور قابل توجهی بالاتر است. 
 
تحقیقات نشان می‌دهد که بین طول عمر و فراوانی مشارکت هفتگی در مناسک دینی رابطه معکوس وجود دارد. روند کلی این است که در کشورهایی که مردم عمر کوتاه‌تری دارند، دین به عنوان عنصر مرکزی‌تری در زندگی روزمره عمل می‌کند، در حالی که با افزایش طول عمر، شدت اعمال دینی کاهش می‌یابد.
در کشورهایی مانند نیجریه، موزامبیک، زامبیا، چاد، جمهوری دموکراتیک کنگو که در قسمت بالا سمت چپ نمودار قرار دارند، میانگین طول عمر حدود 50-60 سال است و 70-90 درصد از جمعیت این کشورها اعلام می‌کنند که به صورت هفتگی در مناسک دینی شرکت می‌کنند. به عنوان مثال، در نیجریه، امید به زندگی نوزادان تازه متولد شده 52 سال است و تقریباً 89 درصد از جمعیت بزرگسال به طور منظم در مراسم دینی شرکت می‌کنند.

1494614

در کشورهایی که طول عمر بین 70-75 سال است - دولت‌هایی مانند پاکستان، اندونزی، فیلیپین، مصر، بنگلادش دینی ayinlərdə həftəlik iştirak 40-60 faiz diapazonuna enir.

در این تصویر، آذربایجان با شاخص مشارکت دینی پایین و طول عمر بیشتر متمایز می‌شود. در نمودار، آذربایجان در گروه کشورهایی قرار می‌گیرد که میانگین طول عمر آنها تقریباً 72-73 سال است. به موازات آن، سهم شرکت‌کنندگان هفتگی در مناسک دینی کمتر از 5 درصد نشان داده شده است. آذربایجان از این نظر نیز در یک راستا با کشورهای دارای طول عمر بالا و اعمال دینی پایین مانند آلمان، فرانسه، هلند، دانمارک قرار می‌گیرد.


 
نمودار بالا رابطه ساختاری بین نرخ رشد جمعیت و اهمیت دین در زندگی مردم را نشان می‌دهد. روند کلی این است که در کشورهایی با رشد سریع جمعیت، دین از اهمیت اجتماعی و فردی بالاتری برخوردار است، در حالی که در کشورهایی با جمعیت رو به کاهش یا ثابت، نقش دین در زندگی روزمره تضعیف می‌شود.
بر اساس میانگین جهانی، در اکثر کشورها 54 درصد از جمعیت دین را در زندگی خود “بسیار مهم” می‌دانند. اما این شاخص مستقیماً با پویایی جمعیتی مرتبط است. در کشورهایی مانند نیجر، اتیوپی، سنگال، بورکینافاسو، اوگاندا، چاد که در قسمت بالا سمت راست نمودار قرار دارند، رشد جمعیت بالا است و سهم کسانی که دین را “بسیار مهم” می‌دانند، بین 80 تا 90 درصد متغیر است.

در این زمینه، آذربایجان در گروه کشورهایی با اهمیت دینی پایین و رشد جمعیت محدود قرار می‌گیرد. در نمودار، آذربایجان در میان کشورهایی نشان داده شده است که نرخ رشد جمعیت آنها پایین است و در عین حال سهم کسانی که دین را “بسیار مهم” می‌دانند، تقریباً در سطح 35 درصد باقی می‌ماند.


 
در نموداری که رابطه مستقیم بین سطح تحصیلات زنان مسلمان و شاخص‌های توسعه اقتصادی کشور را نشان می‌دهد، به ویژه میانگین مدت تحصیل زنان مسلمان در رده سنی 25-34 سال با افزایش سطح تولید ناخالص داخلی سرانه کشورها افزایش می‌یابد. یعنی با گسترش فرصت‌های اقتصادی، دسترسی زنان به آموزش نیز به طور سیستماتیک افزایش می‌یابد.

در کشورهایی مانند سومالی، افغانستان، نیجر، مالی، چاد، اتیوپی که در قسمت پایین سمت چپ نمودار قرار دارند، تولید ناخالص داخلی سرانه بین 500 تا 1000 دلار است و میانگین مدت تحصیل زنان مسلمان جوان در این کشورها بین 1 تا 3 سال متغیر است. در اینجا هم ضعف اقتصادی و هم محدودیت‌های اجتماعی-نهادی، فرصت‌های آموزشی زنان را به شدت محدود می‌کند.

در کشورهای با درآمد متوسط - دولت‌هایی مانند پاکستان، بنگلادش، هند، اندونزی، مصر، مراکش با افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه، میانگین مدت تحصیل زنان به سطح 4-8 سال افزایش می‌یابد. در این مرحله، آموزش دیگر یک استثنا نیست، اما هنوز به عنوان یک هنجار اجتماعی جهانی شده شکل نگرفته است.

در این زمینه، آذربایجان در نمودار در موقعیت قابل توجهی قرار دارد. آذربایجان در گروه کشورهایی نشان داده شده است که تولید ناخالص داخلی سرانه آنها تقریباً 7-8 هزار دلار است. بر این اساس، میانگین مدت تحصیل زنان مسلمان 25-34 ساله تقریباً 10 سال است. این شاخص به طور قابل توجهی بالاتر از بسیاری از کشورهای با اکثریت جمعیت مسلمان است و یک موقعیت انتقالی بین اروپای شرقی و آسیا ایجاد می‌کند.
آذربایجان از این نظر در یک خوشه با کشورهایی مانند آلبانی، کوزوو، روسیه، بلغارستان قرار دارد. در این کشورها، اگرچه هویت دینی وجود دارد، اما آموزش زنان به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از توسعه اقتصادی پذیرفته شده و در سطح سیاست دولتی ترویج می‌شود. از سوی دیگر، کشورهای با درآمد بالاتر مانند ایالات متحده، بریتانیا، آلمان، قطر، کویت  در قسمت بالا سمت راست نمودار قرار دارند و در آنجا میانگین مدت تحصیل زنان مسلمان به محدوده 11-14 سال می‌رسد.
 
تحقیقات نشان می‌دهد که در کشورهایی که سطح تحصیلات پایین، فرصت‌های اقتصادی محدود، نهادهای سیاسی ضعیف هستند و دین به شکل رادیکال به مرکز زندگی اجتماعی کشیده می‌شود، شاخص‌های توسعه اجتماعی به طور سیستماتیک عقب می‌مانند.



به ویژه در کشورهایی که ایدئولوژی دینی مستقیماً در سیاست دولتی ادغام شده، حجاب اجباری بر زنان تحمیل می‌شود و فرصت‌های آنها برای تحصیل، بازار کار و مشارکت در زندگی اجتماعی محدود می‌گردد، توسعه سرمایه انسانی به شدت با مانع مواجه می‌شود. سرکوب پتانسیل زنان در این جوامع تنها به یک مشکل برابری جنسیتی تبدیل نمی‌شود، بلکه نقش مانعی ساختاری را ایفا می‌کند که از رشد اقتصادی، نوآوری و رفاه اجتماعی جلوگیری می‌کند. عدم وجود زنان تحصیل‌کرده، شاغل و مشارکت‌کننده در تصمیم‌گیری‌های عمومی، سرعت توسعه جامعه را به طور کلی کاهش می‌دهد. این وضعیت در خانواده نیز صادق است. به طور کلی خود را در جامعه نشان می‌دهد.

از این منظر، تصادفی نیست که در کشورهایی با هنجارهای دینی رادیکال غالب، سطح فقر بالا، میانگین طول عمر کوتاه، و سیستم‌های بهداشتی و آموزشی ضعیف است. دین در اینجا از حوزه باور فردی خارج شده و به ابزاری برای کنترل اجتماعی و اجبار تبدیل می‌شود. در نتیجه، روابط اجتماعی انعطاف‌پذیری خود را از دست می‌دهد، توانایی سازگاری با واقعیت‌های جهانی در حال تغییر کاهش می‌یابد و توسعه وارد مکانیزم خودبازدارنده می‌شود.

با خواندن این تصویر به موازات روند بالا، روشن می‌شود که توسعه نه با تضعیف دین، بلکه با جلوگیری از رادیکالیزه شدن آن مرتبط است. با افزایش تحصیلات و رفاه اقتصادی، دین وضعیت اجبار اجتماعی خود را از دست می‌دهد. در حالت برعکس، با تقویت چارچوب‌های دینی رادیکال، تحصیلات و توسعه اقتصادی سرکوب می‌شوند. در اینجا یک تأثیر متقابل وجود دارد. توسعه ضعیف رویکردهای دینی رادیکال را تقویت می‌کند، و رویکردهای دینی رادیکال نیز فرصت‌های توسعه را بیشتر محدود می‌سازند.

1494624

تنظیم این روند بسیار دشوار است. زیرا صحبت تنها از قانون‌گذاری یا اصلاحات نهادی نیست. رادیکالیزه شدن دینی از ترس‌های اجتماعی، عدم قطعیت اقتصادی، بحران هویت و مشکلات مشروعیت سیاسی تغذیه می‌کند. مکانیسم‌های اجباری که بر پوشش زنان بنا شده‌اند، دقیقاً به نماد قابل مشاهده این مشکلات ساختاری عمیق تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی، تصمیمات اداری رویکردهای رادیکال را تضعیف نمی‌کنند، بلکه گاهی اوقات آنها را سخت‌تر نیز می‌کنند.

در نتیجه، خط اصلی که تحقیقات نشان می‌دهد، این است. هر جا که تحصیلات، توسعه اقتصادی و ثبات نهادی قوی باشد، دین در سطح انتخاب فردی باقی می‌ماند، و هر جا که دین به یک هنجار خشونت‌آمیز و ابزار اجبار تبدیل شود، توسعه متوقف می‌شود. این دو جهت موازی نیستند، بلکه فرآیندهایی هستند که به طور متقابل یکدیگر را شکل می‌دهند. متعادل کردن آنها نیازمند استراتژی‌های بلندمدت، چندوجهی و فراگیر است که تمام اقشار جامعه را در بر گیرد.

در نهایت، به وضوح مشخص است که جامعه آذربایجان در این زمینه مشکلی ندارد. خود خانم‌ها نیز درک می‌کنند که پوشش‌های دینی اجباری از خرافات نشأت می‌گیرد. گاهی اوقات نیز مردان با پوشاندن حجاب به همسران خود اعتماد می‌کنند. با در نظر گرفتن زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم و چالش‌های آن، این بسیار غیرمنطقی به نظر می‌رسد. در هر حال، انتخاب آزاد در اینجا مهم است. پوشیدن حجاب برای نمایش، در واقع با دین سازگار نیست. با احترام به انتخاب هر فرد، باید یک نکته را حتماً تأکید کنیم. هیچ کس با پوشیدن حجاب باادب، بااخلاق یا دیندار نمی‌شود. یا برعکس. هیچ کس با پوشیدن حجاب قابل اعتماد هم نمی‌شود. مهمترین چیز باسواد، تحصیل‌کرده و باهوش بودن است. هم یک خانواده و هم یک جامعه همیشه به این نیاز دارند. قدرت یک کشور از وجود مادران تحصیل‌کرده می‌گذرد. کثرت مادران محجبه به این امر کمک نمی‌کند. خوشبختانه، اکنون در جامعه آذربایجان، خانم‌ها می‌خواهند علمی و تحصیل‌کرده، باهوش و کوشا باشند. آینده در علم و تحصیل، باهوش و کوشا بودن است.

Facebook
Dəqiq xəbəri bizdən alın!
Keçid et
Televiziyalarda TƏMİZLƏMƏ ƏMƏLİYYATI - Onların kitabı bağlanır!