Modern.az

چرا غرب با قوی‌تر شدن ترکیه عصبانی می‌شود؟

چرا غرب با قوی‌تر شدن ترکیه عصبانی می‌شود؟

تحلیل

6 فوریه 2026, 09:44

روزنامه “ینی شفق” ترکیه، نظر قابل توجه تام باراک، سفیر سابق آمریکا در ترکیه را در تیتر خود برجسته کرد: اروپا می‌خواهد ترکیه از اروپا محافظت کند، اما نمی‌خواهد ترکیه بهترین تجهیزات نظامی را داشته باشد. این جمله چیزی فراتر از یک نقل قول است. این یک تشخیص آشکار از روابط اروپا و ترکیه است.

اروپا سال‌هاست که ترکیه را به عنوان سپر جنوب شرقی ناتو می‌بیند. این ترکیه است که جلوی امواج مهاجرت را می‌گیرد، هرج و مرج در خاورمیانه را بر دوش خود نگه می‌دارد و در خط مقدم تعادل امنیتی دریای سیاه و مدیترانه شرقی قرار دارد. بار واقعی امنیت اروپا را بروکسل به دوش نمی‌کشد، بلکه آنکارا است. اما یک ارتش قدرتمند تنها با تعداد سربازان اندازه‌گیری نمی‌شود. یک ارتش قدرتمند به معنای صنعت دفاعی مستقل، فناوری، اطلاعات و مهم‌تر از همه، آزادی تصمیم‌گیری است. دقیقاً در این نقطه است که استانداردهای دوگانه اروپا آشکار می‌شود.

اروپا می‌خواهد ترکیه در عملیات ناتو در خط مقدم باشد، اما از برنامه F-35 کنار گذاشته شود. ترکیه نقش سپر در برابر روسیه را بازی کند، اما به دلیل خرید S-400 با تحریم مواجه شود. ترکیه مهاجران را نگه دارد، اما وقتی سیستم دفاع هوایی خود را می‌سازد، این “نگرانی” ایجاد کند. این رویکرد، اتحاد نیست، بلکه یک مدل بهره‌برداری کارکردی است. ماهیت پیامی که تام باراک سال‌ها پیش داد، دقیقاً همین است. امنیت ترکیه، امنیت اروپاست، اما رویکردی که می‌خواهد ترکیه را ضعیف نگه دارد، از نظر استراتژیک پوچ است. اگر اروپا واقعاً یک متحد استراتژیک می‌خواهد، باید ترکیه را نه به عنوان یک قدرت ناقص، بلکه به عنوان یک بازیگر کامل نظامی-سیاسی بپذیرد. گام‌هایی که ترکیه در سال‌های اخیر در صنعت دفاعی برداشته است، نتیجه این واقعیت است. بایراکتار، آنکا، کیزیل‌الما، موشک‌های ملی و پلتفرم‌های دریایی نه علیه اروپا، بلکه در پاسخ به روابط غیرصمیمانه اروپا پدید آمده‌اند. آنکارا دیگر بازیگری نیست که منتظر اجازه باشد، بلکه بازیگری است که امنیت خود را خودش طراحی می‌کند.

در روابط غرب با ترکیه، مشکل عاطفی نیست، بلکه ساختاری است. مشکل در اردوغان نیست، در سیاست خاصی نیست، حتی در لفاظی‌های دموکراسی هم نیست. مشکل اینجاست که هرچه ترکیه قوی‌تر می‌شود، نقشی که غرب برای آن در نظر گرفته بود، از بین می‌رود. برای غرب، ترکیه ایده‌آل سال‌ها اینگونه تصور می‌شد: کشوری که بار امنیت را به دوش می‌کشد، اما استراتژی نمی‌سازد؛ سرباز می‌دهد، اما تصمیم نمی‌گیرد؛ پلی است، اما مسیر انتخاب نمی‌کند. یعنی یک بازیگر کارکردی، اما با حاکمیت محدود. این مدل دیگر کار نمی‌کند.

با قدرتمندتر شدن ترکیه، اولین چیزی که شکسته شد، سلسله مراتب امنیتی بود. در ناتو یک قانون نانوشته وجود داشت: فناوری از غرب می‌آید، عملیات به میدان منتقل می‌شود. ترکیه این دوره را به پایان رساند. وقتی شروع به تولید پهپادها، موشک‌ها و پلتفرم‌های دریایی خود کرد، مسئله فقط سلاح نبود. مسئله پایان وابستگی بود. وقتی وابستگی به پایان می‌رسد، مکانیسم اطاعت نیز فرو می‌ریزد. اولین دلیل عصبانیت غرب همین است: یک متحد غیرقابل کنترل.

دلیل دوم عمیق‌تر است: ترس از الگو. ترکیه نشان داد که می‌توان با غرب همکاری کرد و در عین حال تحت دیکته غرب نبود. می‌توان عضو ناتو بود و به موازات آن با روسیه، اوکراین و خاورمیانه گفتگو کرد. منطق اروپا که می‌گوید “یا با ما هستی، یا علیه ما”، در این نقطه شکست می‌خورد. این مدل فقط برای ترکیه کار نمی‌کند. این به یک نقشه راه جایگزین برای بالکان، حوضه دریای سیاه، قفقاز و خاورمیانه تبدیل می‌شود. دقیقاً در اینجاست که اعصاب اروپا به هم می‌ریزد.

دلیل سوم، وزن ژئوپلیتیکی است. ترکیه دیگر تنها به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، بلکه با تصمیماتش نیز بازی را تغییر می‌دهد. در فرآیندهای از قره‌باغ تا دریای سیاه، از اوکراین تا مدیترانه شرقی، آنکارا یک ناظر بیرونی نیست. این ادعای اروپا را مبنی بر اینکه تنها مرکز هنجاری در منطقه است، تضعیف می‌کند. به همین دلیل، هرچه ترکیه قوی‌تر می‌شود، همان سناریو تکرار می‌شود. تهدیدها افزایش می‌یابد، لفاظی‌های تحریم تسلیحاتی تقویت می‌شود، و مکانیسم‌های فشار سیاسی تحت عنوان دموکراسی به کار گرفته می‌شوند. اینها مسائل اصولی نیستند. اینها واکنش‌های کنترلی هستند. اتحادیه اروپا ترکیه را برای امنیت خود لازم می‌داند، اما نمی‌خواهد که این کشور به یک قدرت کامل تبدیل شود. زیرا ترکیه با قدرت کامل دیگر در حاشیه نیست، بلکه در یک مرکز موازی قرار دارد.

در داخل ناتو نیز همین پارادوکس وجود دارد. ترکیه بار ائتلاف را به دوش می‌کشد، اما به محض اینکه ابتکار عمل استراتژیک نشان می‌دهد، “متحد ناسازگار” اعلام می‌شود. غرب می‌خواهد ترکیه را به عنوان یک قدرت ناقص نگه دارد، زیرا این راحت است. اما تاریخ نشان می‌دهد که دولت‌هایی که می‌خواهند ناقص نگه داشته شوند، یا فرو می‌پاشند یا راه جدیدی پیدا می‌کنند. ترکیه اکنون این راه جدید را پیدا کرده است. همکاری نظامی-استراتژیک عمیق‌تر با آذربایجان و پاکستان، گفتگوهای امنیتی که از خاورمیانه تا آسیای جنوبی گسترش می‌یابد، و تلاش‌ها برای هماهنگی با عربستان سعودی نشان می‌دهد که آنکارا قصد ندارد تنها به معماری امنیتی وابسته به غرب بسنده کند. این یک بلوک علیه کسی نیست، بلکه جستجوی قدرتی خودکفا است. نتیجه روشن است. هرچه ترکیه قوی‌تر می‌شود، غرب عصبانی‌تر می‌شود، زیرا ترکیه قدرتمند از نظمی که غرب به آن عادت کرده بود، خارج می‌شود. اما این عصبانیت ترکیه را متوقف نمی‌کند. برعکس، آن را به سمت سیاستی مستقل‌تر، قاطع‌تر و چندجانبه‌تر سوق می‌دهد. اینکه اروپا این را بپذیرد یا نه، دیگر مشکل آنکارا نیست.

البی حسنلی،
زوریخ

Instagram
Gündəmdən xəbəriniz olsun!
Keçid et
Rusiyada PROSES BAŞLADI! - Azərbaycanlılar vətəndaşlıqdan çıxarılır - Xəbəriniz Var?