در سالهای اخیر، «جوان شدن» تشخیصهای جدی مانند سکته مغزی و حمله قلبی، به عنوان یک مسئله جدی که هم پزشکان و هم جامعه را نگران میکند، تمام دنیا را نگران کرده است. تناقض این است که از یک سو، امکانات پزشکی گسترش مییابد، روشهای تشخیص زودهنگام و درمان توسعه مییابد، و از سوی دیگر، مشکلاتی که در سیستم و رفتارهای بیماران منتظر حل شدن هستند، همچنان باقی میمانند.
روز گذشته در کنفرانس بینالمللی علمی-عملی چندرشتهای سکته مغزی و در مورد آن که در مرکز سلامت باکو برگزار شد، این مسائل به طور گسترده مورد بحث قرار گرفت. پس از سخنرانی متخصصان خارجی و داخلی، به یک نتیجهگیری رسیدیم. در واقع، این نکتهای است که همه ما میدانیم. پیش از همه پزشکان، انسان باید خود پزشک خویش باشد.
به طور خاص، هر انسانی باید نگهبان سلامتی خود باشد و در مورد مسائل پیش آمده، به موقع اقدامات پیشگیرانه انجام دهد.
مدیر اجرایی مرکز سلامت باکو، دانشمند آذربایجانی، جراح عمومی، آسیمان حسناف در مورد مشاهده بیماریهایی مانند سکته مغزی و حمله قلبی در سنین پایینتر و دلایل آن به Modern.az توضیحاتی داده است.
آ. حسناف تأیید کرد که امروزه یکی از جدیترین بیماریهایی که نیاز به مداخله و خدمات پزشکی فوری دارد، سکته مغزی است:
«سکته مغزی در میان بیماریهای قلبی-عروقی، پس از انفارکتوس میوکارد، از نظر شاخصهای مرگ و میر و عوارض در ردههای اول قرار دارد. همچنین، تعداد اختلالات عصبی دائمی و موارد عوارض ناشی از سکته مغزی نیز به اندازه کافی بالاست. سکته مغزی عمدتاً دارای انواع سکته مغزی هموراژیک و ایسکمیک است. توضیح کوتاهی از این بیماریها برای جامعه را میتوان اینگونه ارائه داد.
سکته مغزی هموراژیک با نشت خون به بافتهای مغزی در نتیجه آسیب یا پارگی دیواره رگ خونی مشخص میشود. این نوع، تقریباً 15-20 درصد موارد سکته مغزی را تشکیل میدهد. یکی از شایعترین اشکال نیز سکته مغزی ایسکمیک است. در این حالت، در نتیجه انسداد یا ترومبوز رگهای خونی با کالیبر متوسط یا کوچک که مغز را تغذیه میکنند، تأمین خون و تغذیه بافت مغز در آن ناحیه مختل میشود. ایسکمی توسعه مییابد و در نهایت، انفارکتوس جزئی بافت مغز رخ میدهد. یکی از روشها و جهتگیریهای درمانی که حل آن در مبارزه با سکته مغزی در جهان بسیار دشوار است، ایجاد مراکز سکته مغزی است. دقیقاً به همین دلیل، در کشورهای توسعهیافته، مراکز سکته مغزی با برنامهریزی خاصی مستقر میشوند تا اطمینان حاصل شود که بیمار به موقع به بیمارستان منتقل میشود.»
همصحبت ما خاطرنشان کرد که آگاهیبخشی به مردم یکی از مهمترین مراحل این فرآیند است:
«در زمان بروز علائم مشابه سکته مغزی، رویکردهایی مانند «چیزی نیست» یا «کمی استراحت کند» غیرقابل قبول است. در چنین مواردی، باید فوراً اورژانس فراخوانده شود یا بیمار به نزدیکترین بیمارستان منتقل شود. یک بار دیگر میخواهم تأکید کنم که انجام کارهای آگاهیبخشی در این زمینه از اولویتهاست. تشخیص و درمان سکته مغزی کار یک پزشک یا یک بخش نیست. یک تیم چندرشتهای شامل خدمات اورژانس، بخش پذیرش و اورژانس، تشخیص رادیولوژی، نورولوژی، مراقبتهای ویژه، رادیولوژی تهاجمی و مراحل توانبخشی بعدی در این فرآیند مشارکت دارند.
در مرحله اولیه، نوع سکته مغزی باید به دقت تعیین شود. در سکته مغزی ایسکمیک، ترومبولیز یا ترومبکتومی ممکن است اعمال شود. در سکتههای مغزی هموراژیک، مشاهده دینامیک، در موارد ضروری، ترپناسیون و تخلیه هماتوم انجام میشود. اثربخشی درمان در مواردی که این اقدامات به موقع انجام شود، مستقیماً به محل، قطر و اندازه سکته مغزی، و همچنین مدت زمان سپری شده از وقوع آن بستگی دارد.»

به گفته مدیر کل، در کشورهای توسعهیافته، موارد مرگ و میر پس از سکته مغزی به میزان قابل توجهی کاهش یافته است:
«علاوه بر موارد مرگ و میر، پس از سکته مغزی ممکن است در بیماران کما، بیماری بستری، برخی اختلالات فیزیولوژیکی بلع، مشکلات ادراری-دفعی و مشکلات تنفسی ایجاد شود. همه این موارد به شدت کیفیت زندگی بیمار را کاهش میدهد، توانایی کار را مختل میکند و میتواند منجر به ناتوانی شود. علاوه بر این، نیاز به بهترین مراقبت در بیمارستان یا در منزل دارد. این نیز باعث افزایش اشغال تختها در بیمارستانها میشود و بار اجتماعی و روانی اضافی برای اعضای خانواده ایجاد میکند. در نتیجه، منجر به افزایش هزینههای سیستم بهداشتی میشود.
مرکز سلامت باکو در طول سالهای فعالیت خود، صدها بیمار سکته مغزی را پذیرفته است. در میان آنها، کسانی بودهاند که به موقع مراجعه کردهاند و کسانی که در مراحل دیرتر مراجعه کردهاند. باید به صراحت دانست که در صورت مراجعه دیرهنگام، اثربخشی درمان کاهش مییابد و شاخصهای بهبودی کامل نیز در سطح پایینی قرار میگیرد.
با این حال، در بسیاری از بیمارانی که سکته مغزی ایسکمیک یا هموراژیک را تجربه کردهاند، نتایج مثبت و مؤثری نیز به دست آمده است. در برخی موارد، بیماران بدون هیچ گونه اختلال عملکردی - بدون نقص در گفتار، بلع، حافظه، عضلات و اعصاب - به طور کامل بهبود یافته و به خانهها، مشاغل و زندگی عادی خود بازگشتهاند. از این نظر، وجود مراکز سکته مغزی به عنوان یکی از شاخصهای کیفیت سیستم بهداشتی، مورد توجه ویژه سازمان جهانی بهداشت و نهادهای بینالمللی قرار دارد.»
آ. حسناف همچنین به این نکته اشاره کرد که تشخیص زودهنگام و پیشگیری از سکته مغزی و حمله قلبی در پرتو امکانات پزشکی مدرن در چه سطحی قرار دارد:
«سکته مغزی و حمله قلبی، هر دو حوادثی هستند که با آسیب یا انسداد رگهای خونی تغذیهکننده اندام مرتبط هستند. در سکته مغزی هموراژیک نیز، در نتیجه آسیب دیواره رگ خونی، خون از رگ خارج شده و به بافتهای مغزی نشت میکند. درمان تشخیصی همه اینها از مسائل مهم است. در اکثر کشورهای در حال توسعه نیز معمولاً مراکز کاردیولوژی در ابتدا بیشتر فعالیت میکنند. در کشور ما، خدمات کاردیولوژی - مراکز جراحی قلب، مراکز تشخیصی، کاردیولوژیستهایی با مهارت کار با جدیدترین تجهیزات تکنولوژیکی - به طور گستردهتری توسعه یافتهاند. اما وضعیت موجود در سازماندهی خدمات مربوط به سکته مغزی هنوز در سطح مطلوب ما نیست. دلیل اصلی این امر آن است که سکته مغزی نیازمند رویکردی چندرشتهای و هماهنگ است. کار هماهنگ و گروهی خدمات اورژانس، بخشهای پذیرش و اورژانس بیمارستانها، بخشهای تشخیصی و نورولوژی، مراکز سکته مغزی، رادیولوژی تهاجمی، بخشهای مراقبتهای ویژه و بخشهای توانبخشی پس از درمان با یکدیگر ضروری است. در سالهای اخیر، در کشور ما نیز در رابطه با این مسئله، فعالیتهای مشخصی مشاهده میشود.»
آسیمان حسناف با تأکید بر پیشرفتهای جدی حاصل شده در زمینه بهداشت و درمان تحت رهبری رئیسجمهور کشور، اظهار داشت که این حوزه همواره مورد توجه است:
«در آذربایجان، همانند سایر حوزهها، پیشرفت جدی در سیستم بهداشتی و درمانی مشهود است. این امر هم از نظر افزایش امکانات فنی، بهبود خدمات بهداشتی، و هم از نظر تقویت پتانسیل کادر درمانی خود را نشان میدهد.
دقیقاً به عنوان بخشی از این سیاست، در سال 2021 با ابتکار وزیر بهداشت، مرکز سکته مغزی در مرکز سلامت باکو تأسیس شد. در مدت کوتاهی، زیرساختهای مادی و فنی مرکز شکل گرفت. کادر درمانی، پزشکان و پرسنل پزشکی میانی در ترکیه و کشورهای اروپایی آموزشهای عملی دیدند و همزمان در کنفرانسهای علمی شرکت کردند.
علاوه بر این، با مشاوره هموطن ما در خارج از کشور، پروفسور مسعود آشیانا از دانشگاه دانمارک و همراه با او، زازا کاتساراوا، بنیانگذار پروژه سکته مغزی در گرجستان، این کارها به طور فعال در مرکز سلامت باکو انجام میشود.
با ابتکار وزارت بهداشت، اقدامات جدی در راستای بهبود زیرساختهای مادی و فنی تقویت شده است. همچنین کارهای مهمی در جهت شکلگیری اصول کاری و پایه حقوقی مرکز انجام شده است.
یکی از مسائل اصلی نیز کارهایی است که در چارچوب مذاکرات بین وزارت بهداشت و آژانس دولتی بیمه درمانی اجباری، با هدف سازماندهی خدمات پزشکی مطابق با استانداردهای بینالمللی، در راستای شکلگیری بستههای خدمات انجام شده است. امیدواریم که در آینده نزدیک، شهروندان بتوانند از طریق بیمه درمانی اجباری از این خدمات نیز بهرهمند شوند. علاوه بر این، معتقدم که ایجاد مراکز سکته مغزی در سراسر کشور و فعالیت هماهنگ آنها با یکدیگر بسیار مهم است. مدیریت این مراکز از یک پایگاه واحد و کار بر اساس پروتکلهای یکسان، امکان ارائه خدمات با کیفیتتر و عملیاتیتر را فراهم خواهد کرد.»
در مورد اهمیت کنفرانس بینالمللی علمی-عملی چندرشتهای سکته مغزی و در مورد آن که در مرکز سلامت باکو برگزار شد، مصاحبهشونده ما گفت که باید از چند جنبه به این مسئله نگاه کرد:
«در وهله اول، چنین نشستهایی از نظر به اشتراک گذاشتن تجربیات، یادگیری اختراعات و رویکردهای جدید در سطح جهانی، و تبادل متقابل بسیار مهم است. آموزش متخصصان جوان، و نقش آگاهیبخش مسائل مطرح شده در دستور کار کنفرانس در جامعه نیز نشانهای از اهمیت این رویداد است.
معمولاً پس از چنین کنفرانسهایی، ایدهها و پیشنهادات جدیدی نیز مطرح میشود.»