8 آگوست در جریان نشست واشنگتن، پس از پاراف متن توافقنامه صلح توسط آذربایجان و ارمنستان، کارها در جهت اعتمادسازی بین دو کشور تسریع یافته است. پس از نشست در سطح رهبران، دیدارهایی نیز بین وزرای خارجه، نمایندگان مجلس، سازمانهای غیردولتی و روزنامهنگاران برگزار شد.
اما مشخص است که اعتماد تنها با ایجاد آن بین مردم ساکن در هر دو کشور کافی نیست. در عین حال، باید اعتماد و اطمینان متقابل بین آذربایجانیها و ارمنیهای ساکن در سراسر جهان نیز ایجاد شود. در اینجا، بزرگترین وظیفه بر عهده سازمانهای دیاسپورا است. از این منظر، برگزاری دیدارهای نمایندگان دیاسپورا در مرحله بعدی اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
الشاد ایوازلی، مدیر "گروه رسانهای مدرن"، در اظهارات خود به Modern.az، ابتدا به رویکردی که دیاسپوراهای آذربایجانی و ارمنی تاکنون از خود نشان دادهاند، اشاره کرد:
«دیاسپورای آذربایجان همواره فعالیتهای خود را بر اساس ارزشهای مدنی، انسانیت و اصول احترام متقابل بنا نهاده است. آذربایجانیهای مقیم کشورهای خارجی ترجیح دادهاند که در جوامع ادغام شوند، به قوانین احترام بگذارند و نقش مفیدی در زندگی اجتماعی کشورهای محل اقامت خود ایفا کنند. خط اصلی فعالیت دیاسپورا، علاوه بر حفظ هویت ملی، دوری از لفاظیهای مناقشهآمیز بوده است. حتی در طول سالیان متمادی که ارمنستان سرزمینهای آذربایجان را تحت اشغال خود داشت، این خط تغییر نکرد. دیاسپورای آذربایجان از واکنشهای احساسی دوری کرده و صبر و خویشتنداری نشان داده است. آنها تلاش کردهاند مواضع خود را در سطح حقوقی، فرهنگی و اطلاعاتی بیان کنند.»
«برخلاف این، فعالیت دیاسپورای ارمنی بیشتر ماهیت تهاجمی و مخرب داشته است. همواره مبانی ایدئولوژیک سیاست اشغالگری در کشورهای خارجی نیز تبلیغ شده است. جعل حقایق تاریخی به صورت سیستماتیک انجام شده است. تلاشها برای تصاحب میراث فرهنگی متعلق به مردم آذربایجان گسترش یافته است. این تلاشها تنها به حوزه آکادمیک و اطلاعاتی محدود نشده است. رفتارهایی که نظم عمومی را در کشورهای مختلف بر هم میزند نیز مشاهده شده است.»
«به ویژه، در طول جنگ 44 روزه میهنی، این پرخاشگری به وضوح خود را نشان داد. گروههایی که نتوانستند شکست نظامی ارمنستان را بپذیرند، به خشونت فیزیکی متوسل شدند. حملات علیه آذربایجانیها از توجه رسانههای بینالمللی نیز دور نماند. این حوادث ماهیت واقعی دیاسپورای ارمنی را به جامعه جهانی نشان داد. با وجود همه اینها، آذربایجانیهای خارج از کشور با حفظ خویشتنداری، ترجیح دادند موضع خود را در چارچوب قانون بیان کنند.»
«اما امروز یک واقعیت ژئوپلیتیکی کاملاً جدید شکل گرفته است. آذربایجان یک دولت پیروز است و تمامیت ارضی خود را بازگردانده است. این واقعیت بر موقعیت روانی و سیاسی دیاسپورا نیز تأثیر میگذارد. آذربایجانیهای ساکن در کشورهای مختلف جهان احساس غرور میکنند. آنها دیگر در موضع دفاعی نیستند. آنها به عنوان نمایندگان دولتی که به نتیجه رسیده است، عمل میکنند.»

ای. ایوازلی تأکید کرد که در چنین شرایطی، امکان تماس با ارمنیها در پلتفرمهای مختلف طبیعی به نظر میرسد:
«اگر سران کشورها، وزرای امور خارجه، نهادهای اقتصادی، نمایندگان سازمانهای غیردولتی و رسانهها، و نمایندگان مجلس گفتگو میکنند، باید در سطح دیاسپورا نیز ارتباط برقرار شود. البته این دیدارها به معنای پاک کردن گذشته نیست. حافظه تاریخی حفظ میشود، اما آینده رویکردی منطقیتر را میطلبد.»
«بنابراین، من مخالف برگزاری دیدارهای نمایندگان دیاسپورای آذربایجانی و ارمنی در کشورهای مختلف نیستم. اما یک بار دیگر میخواهم تأکید کنم که هرگز نباید گذشته را فراموش کنیم. حتی باید کاری کنیم که دیاسپورای ارمنی خود سیاست اشغالگرانه ارمنستان، اقدامات ضد بشری آن و خصلت نسلکشی آن را محکوم کند. رسانههای ما نیز باید در این راستا تلاش کنند.»
آذر اللهوردیاف، نماینده مجلس ملی، نیز خاطرنشان کرد که در نگاه اول میتوان پیشبینی کرد که تماسهای بین دیاسپوراها به ایجاد، تشدید و توسعه روابط بین بخشهای مختلف جوامع رنگ و بوی تازهای خواهد بخشید:
«نظراتی که رئیسجمهور الهام علیاف و نخستوزیر ارمنستان، نیکول پاشینیان، در ابوظبی بیان کردند، ایجاد و توسعه روابط بین بخشهای مختلف جامعه را ضروری میسازد. اظهارات رهبران دو کشور در مورد عادیسازی روابط، فراخوانی برای بسیج تلاشها به منظور ایجاد یک فضای کاملاً مثبت است. البته، تشدید روابط بین نهادهای جامعه مدنی که آقای الهام علیاف به آن اشاره کرد، و همچنین نظرات وی در مورد اعتمادسازی که در مصاحبهها و سخنرانیهای قبلی خود به طور خاص بر آن تأکید کرده بود، انجام کارهای مشخصی را در جهت ایجاد، تشدید و توسعه روابط بین بخشهای مختلف جوامع هر دو کشور ضروری میسازد. از این منظر، در نگاه اول میتوان پیشبینی کرد که تماسهای بین نهادهای دیاسپورا نیز میتواند به این روند رنگ و بوی تازهای ببخشد. اما در اینجا یک نکته بسیار حساس وجود دارد. انگلیسیها ضربالمثلی دارند: "آسیب نرسان". در حال حاضر، روند صلحسازی بین دو دولت کاملاً شکننده است. در اینجا نکات حساس بسیاری وجود دارد که باید همه آنها را در نظر گرفت. به ویژه، در جامعه ارمنی، این نوع تماسها به طور یکسان مورد استقبال قرار نمیگیرد. هنوز هم نیروهایی با روحیات انتقامجویانه در جامعه وجود دارند که از طریق کانالهای مختلف برای فشار و تأثیرگذاری بر حاکمیت سیاسی ارمنستان استفاده میشوند. حتی نیکول پاشینیان را به دلیل این گونه مسائل به خیانت به دولت متهم میکنند. این نشان میدهد که با در نظر گرفتن برخی از پیامدهای منفی احتمالی، نیاز به برداشتن این گامها وجود دارد. دیاسپورا نیز یکی از همین نکات حساس است. برای مدت طولانی، سازمانهای دیاسپورای ارمنی نوعی حامی سیاست اشغالگرانه ارمنستان علیه آذربایجان و مجری مؤثر این سیاست بودهاند. حتی امروز نیز سازمانهای دیاسپورای ارمنی فعال در کشورهای مختلف، موضع یکسانی در قبال ارمنستان ندارند. سازمانهای دیاسپورای ارمنی بیشتر رویکردی را از خود نشان میدهند که به دشمنی با آذربایجان و اقدامات فشار بر کشورهای همسایه دامن میزند و تلاش میکنند با سختترین موضع به نیکول پاشینیان حمله کنند. درست است که نخستوزیر ارمنستان تلاش میکند از ضربات احتمالی دوری کند. نخستوزیر در فرانسه و ابوظبی با سازمانهای دیاسپورای ارمنی دیدار کرده است. حداقل در مورد منافع و کارهای مشخص دولت در روند صلحسازی با آذربایجان صحبت میکند. اما باز هم، این نیروها حتی یک قدم از اهداف خود عقبنشینی نمیکنند. به ویژه، آنها علاوه بر اینکه فعالیتهای خود را بر اساس ایدههای آرمانگرایانه مانند "ارمنستان بزرگ، از دریا تا دریا" که هسته اصلی خط ایدئولوژیک ارمنستان را تشکیل میدهد، بنا نهادهاند، تلاش میکنند ارمنستان را به یک پرتگاه سیاسی دیگر بکشانند.»

آ. اللهوردیاف اظهار داشت که از این منظر، اگر مشارکت دیاسپورا در روند اعتمادسازی با نیتی والا امکانپذیر باشد، میتواند بر روند کلی تأثیر بگذارد:
«اما در مورد دیاسپوراهای ارمنی در اکثر کشورها نمیتوان این را گفت. بنابراین، فکر میکنم هنگام صحبت از برقراری ارتباط با سازمانهای دیاسپورای فعال در برخی کشورها و برگزاری آن دیدارها، دستیابی به موفقیتهای بسیار جدی در جهت عادیسازی روابط بین دو دولت ضروری است. تنها پس از آن میتوان به انتقال این موفقیتها به سایر حوزهها در مرحله بعدی دست یافت. به ویژه، با تبدیل این موفقیتها به روابط بین جوامع دو کشور و با گسترش کمی جغرافیا، بین سازمانهای دیاسپورای فعال در کشورهای مختلف، میتوان تأثیر مثبتی بر روند کلی گذاشت. برای این منظور، سازمانهای دیاسپورای فعال در خارج از کشور، علاوه بر اینکه فعالیتهای خود را به صورت هماهنگ و موازی با حاکمیت سیاسی ارمنستان سازماندهی میکنند، باید فعالیتهای خود را مطابق با مسیر استراتژیک تعیین شده توسط ارمنستان در مورد صلحسازی نیز تنظیم کنند. در این صورت، دیدارهایی بین دیاسپوراها ممکن است. اما راه رسیدن به این هدف هنوز بسیار دور است. فکر میکنم تا آن زمان، باید تلاش کرد تا گامهای بسیار مهم بعدی در جهت عادیسازی روابط بین دو دولت برداشته شود و دستاوردهای مشترکی حاصل شود.»