سفر مورد انتظار جیمز دیوید (جی دی) ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا به قفقاز جنوبی، به عنوان یک "بازگشت ژئوپلیتیکی" جدی در سیاست خارجی واشنگتن ارزیابی میشود. سردی نسبی و رویکردهای جانبدارانه مشاهده شده در دوران دولت بایدن، با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، جای خود را به مدلی جدید، عملگرایانهتر، با محوریت اقتصادی و مبتنی بر اتحاد استراتژیک میدهد.
سفر برنامهریزی شده جی دی ونس به منطقه در تاریخ ۹-۱۰ فوریه، تنها یک اقدام دیپلماتیک نیست، بلکه به معنای بازتعریف منافع ایالات متحده در منطقه است. واشنگتن دیگر قفقاز جنوبی را در سطح ایدئولوژیک نمیبیند، بلکه آن را از طریق اصل "صلح از طریق سازندگی" (Peace through Construction)، یعنی از طریق پروژههای اقتصادی و حملونقل، مشاهده میکند.
روابط بین رئیسجمهور آذربایجان، الهام علیاف، و دولت دونالد ترامپ وارد فاز "گرم" مبتنی بر احترام متقابل و نتایج ملموس شده است. این روابط دارای چندین ستون است:
همدردی شخصی بین رهبران: سیاست قاطع و مستقل رئیسجمهور الهام علیاف کاملاً با مفهوم "رهبر قوی و منافع روشن" دولت ترامپ همخوانی دارد. دیدار ماه ژانویه در داووس، این اعتماد شخصی را بار دیگر تقویت کرد.
از سوی دیگر، با روی کار آمدن ترامپ، توقف عملی اجرای اصلاحیه ۹۰۷ که ماهیت تبعیضآمیز برای آذربایجان داشت، از سوی باکو به عنوان "پایان ۳۳ سال بیعدالتی" ارزیابی میشود.
آغاز مذاکرات در مورد خرید تجهیزات دفاعی مدرن توسط آذربایجان از ایالات متحده، نشاندهنده ارتقاء مشارکت استراتژیک بین دو کشور به سطح جدیدی است.

خط اصلی روابط بر دستاورد تاریخی حاصل شده در ۸ اوت ۲۰۲۵ در واشنگتن استوار است. در دیدار سهجانبهای که با میانجیگری دونالد ترامپ بین الهام علیاف و نیکول پاشینیان برگزار شد، متن توافقنامه صلح پاراف و اعلامیه صلح امضا گردید. در مرکز این توافق، "مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی" (TRIPP) قرار دارد. این یک کریدور حملونقل و انرژی است که بخش اصلی آذربایجان را به نخجوان (در بستر دالان زنگزور) متصل میکند. هدف اصلی این سفر، تسریع در اجرای این مسیر و تقویت یک شریان جدید "شرق-غرب" مستقل از روسیه در منطقه است.
این پروژه نماد دیدگاه جدید ایالات متحده در منطقه است. واشنگتن دیگر نمیخواهد تنها یک "میانجی" در منطقه باشد، بلکه میخواهد به عنوان مدیر و ضامن زیرساختهای استراتژیک عمل کند.تحلیلگران خاطرنشان میکنند که روابط شخصی (دیپلماسی شخصی) نقش تعیینکنندهای در سیاست خارجی ترامپ ایفا میکند. ترامپ، الهام علیاف را به عنوان رهبری قدرتمند و وفادار به قول خود در منطقه میپذیرد. دیدار برگزار شده در ژانویه ۲۰۲۶ در داووس، بار دیگر تأیید کرد که این "شیمی" چقدر قوی است. در این دیدار، ترامپ آذربایجان را "شریک استراتژیک" نامید و تأکید کرد که کشور ما ضامن صلح در منطقه است. هر دو رهبر به "معاملاتی" که به دور از چارچوبهای ایدئولوژیک، بر منافع اقتصادی و امنیت واقعی بنا شدهاند، اولویت میدهند.
جالب اینجاست که گرجستان در مسیر سفر ونس گنجانده نشده است. این نشاندهنده تغییر اولویتهای واشنگتن در قفقاز جنوبی است. ایالات متحده اکنون "کلید" منطقه را در باکو میبیند. منابع انرژی آذربایجان (از جمله صادرات گاز به ارمنستان) و قابلیتهای لجستیکی آن، این کشور را به شریکی بیبدیل برای واشنگتن تبدیل میکند.
بازگشت ایالات متحده به قفقاز جنوبی، علاوه بر ایجاد تعادل در نفوذ روسیه و ایران در منطقه، به معنای به رسمیت شناختن وضعیت موجود جدید پس از تضمین کامل تمامیت ارضی آذربایجان است. سیاست متوازن رئیسجمهور الهام علیاف و تماسهای مستقیم برقرار شده با دولت ترامپ، آذربایجان را به برنده و بازیگر اصلی این بازی ژئوپلیتیکی جدید تبدیل کرده است.