متخصص الهیات و شرقشناس برجسته، سید جمال عظیمبیگلی، نظرات خود را درباره ماه رمضان، روزه، فطریه و زندگی مدرن با Modern.az به اشتراک گذاشته است. او همچنین دیدگاههای خود را در مورد سنتهای دینی، هویت ملی و رویکرد جوانان به دین بیان کرده است.
مصاحبه مفصل با سید جمال را تقدیم میکنیم.
- آقای جمال، چند روز دیگر ماه رمضان آغاز میشود. این باور دیرینه در دوران معاصر در برخی موارد به اشکال متفاوتی نیز تفسیر میشود. در رمضان به چه چیزهایی باید عمل کرد؟
- هر کس که با اصول اساسی اسلام آشنایی نزدیک دارد، میداند که رمضان یکی از 5 حکمی است که خداوند بر ما واجب کرده است. آنچه ماه رمضان را به طور خاص زیبا میکند، نزول کتاب مقدس اسلام، «قرآن»، در این ماه است. ماه رمضان به گونهای است که فضای این ماه، به هر کس، چه مؤمن و چه غیرمؤمن، سرایت میکند. در این ماه، به عنوان نویسنده برنامه «اینام» (باور)، میبینیم که هزاران نفر که روزه نمیگیرند، در رمضان به یکدیگر کمک میکنند. در این ماه، کیسه سخاوت آنها شروع به شعلهور شدن میکند. رمضان مژده و قسمت هر کس است، چه روزهدار و چه غیرروزهدار. طبق حکم خداوند، بر هر کس که عاقل، بالغ و سالم است، واجب است که این 30 روز را روزه بگیرد، زکات فطره بدهد و به یکدیگر کمک کند؛ اینها از احکام اسلام است. فردی که سلامتیاش خوب نیست، پس از بهبودی میتواند قضای روزههایش را پس از عید، روز به روز، ادا کند. اما افراد بیمار کاملاً معذور هستند.
- اگر بدون عذر روزه خود را باطل کنیم، چند روز روزه اضافی باید بگیریم؟
- در چنین حالتی، حکم این است که ما به جای 1 روز، 60 روز روزه بگیریم. در این مسئله، رویکردهای متفاوتی در دیدگاهها (مذاهب - ویراستار) نیز وجود دارد. مردم گاهی سعی میکنند از رحمت خداوند سوءاستفاده کنند و به جای خداوند حکم صادر کنند. دیدگاه من این است که رحمت، رأفت و شفقت خداوند آنقدر گسترده است که اگر به گناهانی که هر روز مرتکب میشویم نگاه کنیم، تا صبح زنده نمیمانیم. در این مسائل نیز باید با حساسیت رفتار کرد: استفاده از عباراتی مانند «اگر روزه نگرفتی، مجازاتت سنگین خواهد بود» در تضاد با اسلام است که دین رحمت، رأفت و محبت است. اگر خداوند بخشنده است، تو کیستی که به جای او فتوا میدهی؟! زیرا خداوند میفرماید که گناهان همه بخشیده خواهد شد، مگر ظالمان و ستمگران و سرکشان. رمضان ماه رحمت، رأفت، شفقت، محبت، صلح و به زبان امروزی، ماه تسامح است. این ماه، ماه عشق و عاشقان است. این ماه، ماه کسانی است که شربت عشق الهی را نوشیدهاند و از این عشق بیخود شدهاند.

اگر برای خدا انجام دهی، خدا تو را به مرتبهای که میخواهی بالا میبرد
- در ماه رمضان، پرداخت فطریه توسط برخی با گندم و خرما و توسط برخی دیگر با مبلغ مشخصی پول سنجیده میشود. شما چه فکر میکنید، در این ماه چه کسانی و چقدر باید فطریه بدهند؟
- زکات فطره بر هر روزهداری که توانایی مالی دارد، واجب است. اما اگر روزه میگیری و توانایی مالیات اجازه نمیدهد که زکات فطره بدهی، پرداخت زکات فطره برای تو گناه است. زیرا تمام احکام خداوند برای منافع مخلوقات محاسبه شده است. باید همهی مخلوقات و خالق را دوست داشته باشی تا پروردگارت آن محبت را به جای زکات، حتی اگر زکات فطره ندهی، قبول کند. کسانی که روزه نمیگیرند نیز میتوانند زکات فطره بدهند. نباید فکر کنند که چون روزه نگرفتهاند، نمیتوانند فطریه بدهند. برعکس، این خود ثواب بزرگی دارد. زکات فطره، کمکرسانی و حق نیازمندان و محتاجان بر گردن ماست. ما باید این حق را ادا کنیم تا رمضان بعدی را بدون قضا و بلا، و با موفقیت عزیزانمان آغاز کنیم. زکات فطره بیمه جان ماست. درست است، افراد جاهلی هستند که وقتی فطریه میدهند، آن پول را دور سر خود میچرخانند و میدهند. این کار وارد شدن به حقالناس است. این رفتاری است که باعث خشم خداوند میشود.
در دوران معاصر، دیدگاهها در مورد پرداخت فطریه متفاوت است. این موضوع بر اساس کشورهای مختلف نیز تغییر میکند. اما کسی هست که افطار خود را با خرمایی به قیمت 100 منات باز میکند، و کسی هم هست که با خرمای 3 مناتی. آن کسی که افطار خود را با خرمای 3 مناتی باز میکند، حتی اگر زکات فطره ندهد، خداوند او را میبخشد. زیرا خداوند میداند که توانایی مالی او برای پرداخت فطریه کافی نیست. کسی هم هست که خرمای 100 مناتی میخرد و افطار میکند. در این صورت، تو فطریه را از خانهات 7-10 منات نده، بلکه 50 منات بده. اگر امکاناتت گسترده است، 200 منات پول فطریه بده. یک چیز را فراموش نکنیم که در درگاه خداوند هیچ عمل صالحی بیجواب نمیماند. اگر دلی را شاد کنی، خداوند هزار بار دل تو را شاد میکند. اگر برای خدا انجام دهی، خداوند تو را به مرتبهای که میخواهی بالا میبرد. اگر دست نوازش بر سر کودکی بیسرپرست بکشی و بگویی «این پول را بگیر، من به پدرت بدهکار بودم»، آن کسی که بالای سر آن کودک میگوید «خدا از تو راضی باشد»، خود خداوند است.
تبدیل افطار به مهمانی گناه است
- در ماه رمضان، مردم نزدیکان خود را به سفرههای افطار دعوت میکنند. این تا چه حد صحیح است؟
- مرا هم به افطار دعوت میکنند، میروم و میبینم که همه دولتمرد، نماینده مجلس، و بازرگان هستند. خدا راضی باشد. مرا هم در صدر مینشانند. میپرسم چند نفر از شما روزه گرفتهاید، میگویند 5-6 نفر. این اسراف است، این گناه است. به آن سفرههای افطار، خانوادههای شهدا، جانبازان قرهباغ، و صاحبان حق را دعوت کنید. زیرا آن یک ضیافت الهی است. ضیافت الهی، مهمانی خداوند است. رمضان را به عنوان فرآیند تکمیل با زکات فطره ندانیم. در این ماه چگونه باید عمل کنیم تا پروردگارمان که ما را کنترل میکند، از احوال و اعمال ما راضی باشد و ما را نه با از دست دادن فرزندان و عزیزانمان و درد جانمان، بلکه با سلامتی و آرامش به رمضان بعدی برساند. رمضان یک معامله است. با خدا معامله خواهی کرد - ای پروردگار، من این را انجام میدهم و از تو میخواهم. در رمضان نه تنها بر نفس خود، بلکه بر اعضا و کلام خود نیز مسلط خواهی شد. اگر به رشوه «نه» بگویی، از دروغ، افترا، و وارد شدن به حقالناس پرهیز کنی، به بهتان «نه» بگویی، و این روند را پس از رمضان نیز ادامه دهی، به همان اندازه که مؤمن کاملی هستی، شهروند کاملی نیز خواهی بود. اگر نتوانستی این کار را پس از ماه رمضان نیز انجام دهی، آنچه در این 1 ماه انجام دادهای، چندان اهمیتی نخواهد داشت.

- آیا در ماه رمضان میتوان روزه را به نیت خاصی گرفت؟
- روزههای نیت و نذر، روزههای پسندیدهای هستند. اینها روزههای حکم الهی نیستند. در روزه رمضان، گفتن «من نیت میکنم که در دانشگاه قبول شوم» صحیح نیست و چنین نیتی شامل روزه رمضان نمیشود. میتوان آن را پس از عید رمضان انجام داد. روز خاصی ندارد. در ماه رمضان «قرآن» نازل شده است و این نشانهای از احترام و علاقه به ماهی است که این کتاب مقدس در آن نازل شده است. وگرنه، «من میخواهم به معشوقم برسم، خانه بخرم» اینها عهدی است که با خدا بسته میشود. این روزه عهد، ذرهای به ماه رمضان ربطی ندارد. روزه گرفتن در رمضان حکم پروردگار است، و دیگری خواست خود توست.
- آیا روزه گرفتن بدون بیدار شدن برای سحری صحیح است؟
- پیامبر عزیزمان میفرمایند که حتی خواب روزهدار نیز عبادت است. اما برخی دینداران سودجو گمان میکنند که معنای آن، خوابیدن در طول مدت روزه است. اما اینطور نیست. پیامبرمان میفرمایند که روزه بگیرید تا سالم بمانید. اگر تمام روز بخوابید، نمیتوانید سالم باشید. شما کار، مشکلات خانوادگی و عبادات دارید. با تمام روز خوابیدن، میتوانید از جامعه منزوی شوید. اسلام مدرن، پویا، دین پیشرفت و تعالی است. خواب ماندن در سحری روزه را باطل نمیکند. اما پیامبرمان میفرمایند که در سحری برکت است.
مردی که در 11 ماه حتی یک بار هم برای همسرش چای نریخته، برای همسرش چای دم میکند و غذا آماده میکند. او میخواهد به خاطر زحمتی که همسرش هر روز میکشد، بخشیده شود. من این را در تجربه خود دیدهام. بسیار زیباست. وقتی اینطور است، چرا برای سحری بیدار نشوی؟ بیدار نشدن برای سحری روزه را باطل نمیکند، اما ممکن است به آن آسیب برساند و بار معنوی روزه را کاهش دهد. ما نباید بار معنوی روزه را کاهش دهیم.
منوهای رستورانها در رمضان، جنگ صلیبی علیه خداست
- آیا با منوهای افطار رستورانها در ماه رمضان آشنا هستید؟ درباره آنها چه میتوانید بگویید؟
- در رمضان، برخی سودجویان، ماه رمضان را فرصتی الهی برای منافع خود میدانند و از آن بهرهبرداری میکنند. رستورانها منوهایی پر از اسراف ارائه میدهند. سال گذشته، منوهایی با قیمت 100-120 منات برای هر نفر ارائه میکردند. این فرصتطلبی، جنگ صلیبی علیه اصول عدالت الهی است، رفتاری است که میتواند باعث خشم خداوند شود و غیرقابل قبول است. در واقع، بازرگانان و صاحبان رستورانها باید در آن زمان قیمتها را کاهش دهند. اگر در رمضان نتوانیم از اسارت نفس خود رها شویم و سفرههایمان را با غذاهای پر اسراف پر کنیم، به حق نیازمندان تجاوز میکنیم. این غیرقابل قبول است.
تمام مسئولیت بر عهده اداره مسلمانان قفقاز است
- در رمضان، میبینیم که زمان نماز عید، حتی روز عید، در اوقات متفاوتی برگزار میشود. این به چه دلیل است؟ ما باید به چه کسی اعتماد کنیم؟
- ما در برنامه «ایمان» خود با افرادی مبارزه کردیم که میخواستند در کشورهای بیگانه برای آذربایجان فتوا صادر کنند و بر محیط دینی آن تأثیر بگذارند. سال گذشته در عید رمضان، به میلیونها بیننده برنامه خود گفتیم که عید رمضان است و روزهها باید افطار شوند. ما شهروندان جمهوری آذربایجان هستیم. بزرگترین خطر، بیدولتی است. اداره مسلمانان قفقاز نیز توسط دولت آذربایجان به رسمیت شناخته شده است. من نماینده یا کارمند اداره مسلمانان قفقاز نیستم. اما از این نظر، تمام مسئولیت بر عهده اداره مسلمانان قفقاز است. این اداره با همکاری رصدخانه شماخی تصمیمگیری میکند. در این مسائل نمیتوان اشتباه کرد. کسوف ماه را میتوان صد سال بعد هم پیشبینی کرد. اما برخی میخواهند از باور مردم آذربایجان سوءاستفاده کنند. آنها خائنان ملی هستند که منافع ملی و دولتی آذربایجان را در نظر نمیگیرند و منافع ملی خود را میفروشند. آنها در شبکههای اجتماعی بسیار فعال هستند. ما آنها را نیز به راه راست دعوت میکنیم. امسال نیز هر روزی که اداره مسلمانان قفقاز عید را تعیین کرده باشد، ما به عنوان ملت و دولت در همان روز عید را برگزار خواهیم کرد.

هویت ملی از هویت دینی مهمتر است
- مذاهب تا چه حد در ایجاد سردرگمی نقش دارند؟
- من این را بر اساس دیدگاهها جدا نمیکنم. در آذربایجان دو دیدگاه سنتی وجود دارد - شیعه، سنی. این دو به یکدیگر آغوش میگشایند، برادر و جان یکدیگرند. سنی جان من است، شیعه خون من است. کسی که اینها را تقسیم میکند، دشمن من است. کسانی که دیدگاهها را تقسیم میکنند، کسانی هستند که میخواهند آذربایجان را به سوریه، یمن، عراق، افغانستان، اوکراین تبدیل کنند. ممکن است کسی که به مذهب سنی تعلق دارد بگوید که شیخ من در عربستان سعودی هنوز فتوا نداده است. کسی هم هست که میگوید اگر فلان آیتالله در ایران فتوا نداده باشد، من روزهام را باز نمیکنم. من با او کاری ندارم، این تصمیم خودش است. اما تو رهبر دینی خودت، کشور خودت، جان و عقیده خودت را داری. یک بار نوشته بودند که سید جمال از دولت آذربایجان تقلید میکند. گفتم که بسیار درست میگویند. به همان اندازه که هویت دینی دارم، به همان اندازه هویت ملی دارم. من از هیچ مذهب یا طریقهای نیستم. من از دولت و ملت آذربایجان هستم. فراخوان من این است که برای حفظ وحدت و برابری ما، هم سنی و هم شیعه که میخواهند این را حفظ کنند، هر زمان که عید در دولت آذربایجان برگزار میشود، همه در همان زمان آن را برگزار کنند که این مطابق با احکام اسلام نیز هست. زیرا در میان ما وحدت، یکپارچگی و برابری وجود دارد.
- سید، شما یک متخصص الهیات هستید که در محیط قرهباغ بزرگ شدهاید. رویکرد به دین، تسامح بینمذاهب، و حفظ سنتها بر اساس مناطق جنوبی، شمالی و روستاهای باکو تا چه حد تغییر میکند؟
- شوشا امروز پایتخت فرهنگی آذربایجان است. اما این شهر قرنهاست که به عنوان مرکز معنوی آذربایجان شکل گرفته است. نه تنها شوشا، بلکه تمام محیط منطقه قرهباغ کاملاً از افراد معنوی تشکیل شده بود. ما دیدهایم که نمایندگان نسل پیامبر در آنجا زندگی کرده و خلق کردهاند. بخش بزرگی از سادات قرهباغ از سادات لاچین بودهاند. آن افراد قربانی تجارت نذر نشدهاند. آنها اهل علم بودهاند و مساجد را به عنوان مکان تجاری استفاده نکردهاند. در مساجد محیط معنوی ایجاد کردهاند و از آنها به عنوان مدرسه استفاده کردهاند. در قرهباغ، مساجد نه تنها برای عاشقان شربت عشق الهی، بلکه به عنوان محل سوگند جوانانی که عاشق یکدیگر بودند، زندگی کردهاند. در قرهباغ، اکثریت از دوستداران پیامبر و اهل بیت بودهاند. در این منطقه هرگز حامل ذهنیت تکفیری نبوده است. در قرهباغ کسی از دیگری نپرسیده که آیا تو سنی هستی یا شیعه. اکثریت مطلق مردم آذربایجان نیز این سؤال را نمیپرسند. اگر این سؤالات را میپرسیدیم، در سنگر به جای دشمن، به یکدیگر اسلحه میکشیدیم. مذهب و طریقت زیباست، اما مذهبگرایی و طریقتگرایی خطرناک است.

- آیا خانواده شما بر اعتقادات دینیتان تأثیر داشته است؟
- من از خانوادهای سید و دارای شجره در قرهباغ هستم. آنها دین را با زور به من تلقین نکردهاند. با اعمال و رفتار خود، دین را به من دوست داشتهاند. آنها به من اعمال واجب دین را نه به خاطر سید بودنم، بلکه به خاطر مسلمان بودنم گفتهاند. البته، به خاطر سید بودنم، گفتهاند که مسئولیت بیشتری دارم، نماینده کانون ایمانی مردم برای صدها سال هستم و اینها مهم است. یاد همه آنها را با رحمت گرامی میدارم. آنها دین، وطن و خاک را به من دوست داشتهاند. آنها به من توضیح دادهاند که منافع ملی آذربایجان از دین جدا نیست.
اسلام بزرگترین دموکراسی است
- به نظر شما، دین چگونه بر آزادیهای شخصی افراد تأثیر میگذارد، و به طور کلی در اسلام، تعادل بین آزادی فردی و منافع جامعه چگونه باید حفظ شود؟
- بزرگترین دموکراسی در اسلام است. بزرگترین حفظ و حراست از حقوق بشر در اسلام است. بزرگترین حفظ و حراست از حقوق زنان توسط خداوند در «قرآن کریم» است. 1400 سال پیش، هنگامی که دختران تازه متولد شده زنده به گور میشدند، کسی که مانع زنده به گور شدن آنها شد، حقوق زنان را حفظ کرد و اعلام کرد که حفظ این حقوق یکی از احکام واجب و اصول اساسی اسلام است، سلطان دلها، پیامبر محمد (ص) است که اسلام را به ما شناساند و دوست داشتنی کرد. در آخرین خطبه خود، که در اسلام به آن خطبه وداع گفته میشود، پیامبرمان به ما فرمودند که حفظ حقوق زنان را بر شما واجب میکنم. حکم خود را به ما ابلاغ کردند. یعنی هر کس حقوق زنان را حفظ نکند، از این امت نیست. اصول اساسی اسلام، قواعد و رویکردهای آن، هم در احادیث و هم در احکام «قرآن کریم»، شواهدی بر برابری حقوق زنان و مردان وجود دارد. متأسفانه در آذربایجان نیز کسانی هستند که گویی علیه حقوق زنان جنگ صلیبی به راه انداختهاند. این مخالفت با پیامبر است، این مخالفت با اسلام است. زنان امانت شما هستند. حفظ آنها برای شما واجب و حکم است. مخالفت با این حکم، رفتاری است که باعث خشم خداوند میشود. به رسمیت شناختن حقوق برابر زنان توسط مردان در جامعه و احترام گذاشتن به آنها نیز از اصول اساسی اسلام است. کسانی که به این اصول با خشونت رفتار میکنند، رعایت نمیکنند، با زنان با خشونت رفتار میکنند، و حقوق و آزادیهای آنها را به رسمیت نمیشناسند، ذرهای به اسلام تعلق ندارند. به طور خلاصه، حفظ حقوق زنان یکی از احکام «قرآن» است، شاید هم اولین آنها. اینکه چقدر واجب است که مرد حتی پس از طلاق نیز حقوق و رفاه مادی زنان را تأمین کند، از احکام اسلام است. افترا و غیبت در مورد زنان مطلقه توسط خداوند لعنت شده است. امروز در آذربایجان، ضامن ارزشهای دینی، ملی و معنوی، رئیس جمهور سکولار، الهام علیاف است. این نعمتی بزرگ برای آذربایجان است.
- همانطور که میدانیم، در اسلام چندهمسری مجاز است. جالب است که نظر شما را به عنوان یک عالم دینی در این باره بدانیم...
- من به طور قاطع چندهمسری را محکوم میکنم. یکی از نامهای راه به سوی خدا، عشق است. عشق با چند زن چگونه است؟ در آن دوران اسلام، خشونتها، حقوق و آزادیهای زنان، و معنویات آنها تحت چنین فشارهایی قرار داشت. پیامبرمان در آن دوره به چندهمسری اجازه داده بودند. کاملاً قابل درک است. اما وقتی این را بررسی میکنید، میبینید که بزرگان اسلام تنها با 1 نفر از 6-7 زنی که تحت حمایت خود گرفته بودند، ازدواج کردهاند. بقیه را برای حفظ ناموس و شرافتشان تحت حمایت خود گرفته بودند. و کسانی که نمیخواهند این مسائل را بدانند و درک نمیکنند، باید درک کنند.
- آیا اسلام باید با زمان پیش برود؟ مثلاً، چندهمسری نیاز آن دوره بود، اما اکنون ...
- امروز نیز تعداد زیادی از مردم مینویسند که 10 سال است همسرم همسر دیگری نیز دارد. این یک نام دارد، و آن هم خیانت است. من فکر میکنم که ما باید اسلام را همانطور که هست بپذیریم. اگر بتوانیم اسلام را همانطور که هست به جامعه تزریق کنیم، خواهیم دید که آن مرد نیز به همسرش خیانت نخواهد کرد. اسلام دین همه زمانهاست، فقط اشتباه آموخته میشود، اشتباه منتشر میشود. من فکر نمیکنم که دین اسلام هرگز به گونهای متفاوت سرایت کند. این غیرممکن است، زیرا خداوند با پیامبر محمد (ص) نهاد پیامبری را کامل کرد.

صیغه را قبول ندارم
- بر اساس اسلام، آیا ازدواج موقت که به نام صیغه شناخته میشود، مقبول است؟
- میتوانم یک کلمه بگویم که من این را قبول ندارم.
- وقتی از آزادیهای فردی صحبت میکنیم، کودکان نیز به ذهنمان میآیند. ما در مدارس میبینیم که دختران کوچک حجاب میپوشند. این نیز به یک مسئله جدی مورد بحث تبدیل شده است. بسیاری فکر میکنند که چون کودکان در موقعیتی نیستند که بتوانند تصمیمات خود را بگیرند، این درست نیست. به نظر شما، این روند در دوران معاصر چگونه باید تنظیم شود؟
- در خانوادهها، فرزندان نابالغ، دختران، اهمیت و ماهیت حجاب را در سنین پایین درک نمیکنند و نمیتوان آن را با زور انجام داد. من نمیتوانم حجابهایی را که با این تفکر بسته میشوند که «اگر حجاب نپوشی، پدرت سرت را میبرد» تأیید کنم. این مسئله عشق است. در خانواده، فرقی نمیکند همسر باشد یا دختر، ابتدا باید نمونه اخلاقی خود را نشان دهید. اگر شما حجاب بپوشید و در 14-15 سالگی چشمان خود را بر ازدواج زودهنگام دخترتان ببندید، این مخالفت با احکام اسلام است و غیرقابل قبول است. ما در یک کشور سکولار زندگی میکنیم. رعایت قوانین آذربایجان برای همه واجب است. ما به کسانی که میخواهند با شخصیسازی احکام دین و به نام حجاب، جامعه دینی آذربایجان را مورد سوءاستفاده کشورهای بیگانه قرار دهند، اجازه نخواهیم داد. این کار را دولت انجام خواهد داد. افراد زیادی در کشور ما زندگی میکنند که فکر میکنند حفظ دولت آذربایجان، حفظ ناموس خودشان است. ما اکنون میتوانیم با بیان حقایق اسلام، وارد خانههای میلیونها نفر شویم. اسلام دین خشونت نیست، دین دعوت، صلح و محبت است. اسلام را نمیتوان با زور دوست داشت، حجاب را نمیتوان با زور پوشید. سرنوشت زنانی که با زور حجاب میپوشند، با نتایج خوشایندی به پایان نمیرسد. هزاران مادر شهید بدون حجاب هستند که به فرزندان خود آموختند در راه این وطن بمیرند.
- شما به مسئله ازدواج دختران 14 ساله نیز اشاره کردید. از ماه ژوئیه سال گذشته، ازدواج زودهنگام و ازدواج فامیلی با تمام استثنائاتش در کشور ما لغو شد. برخی پس از آن اظهار داشتند که دین به این اجازه میدهد. رویکرد اسلام به ازدواج زودهنگام چگونه است و به طور کلی اگر چنین سنتی وجود داشته، آیا حفظ آن در دوران معاصر ضروری است؟
- در کشور ما دین از دولت جداست. اما دولت نباید محیط دینی را بدون نظارت رها کند. زیرا صدها نفر از پیروان مذاهب و طریقتها، افرادی را که با دیدگاههای آنها موافق نیستند، تشویق میکنند و اگر فرصت پیشرفت بیشتری داشته باشند، کارهای دیگری نیز انجام خواهند داد. دولت به صورت سیستماتیک این مکانیسم نظارتی را انجام میدهد. در اینجا هیچ خشونتی وجود ندارد، بلکه روشنگری است. اگر کسی به نام دین ادعا کند که «من خودم میدانم، دخترم 14 سال دارد، او را شوهر میدهم» و به نام دین از دخترش سوءاستفاده کند، نهادهای امنیتی باید فوراً با او بر اساس مبانی قانونی برخورد کنند و در صورت لزوم، آن والدین باید دستگیر شوند. در این زمینه، کمیته مسائل خانواده، زنان و کودکان، سازمانهای غیردولتی مختلف، و انجمن عمومی ترویج میراث معنوی «افق نو» همسرم خانم سئوینج، دهها فعالیت روشنگرانه دارند. در اینجا چنین زور و اجباری وجود ندارد.
افرادی هستند که از محیط دینی آذربایجان سوءاستفاده میکنند
- در سالهای اخیر، افرادی نیز ظاهر شدهاند که برای جلب توده مردم، رویکردی رمانتیکتر به دین دارند و آن را به صورت مجموعهای از روابط شخصی خود با افراد و حوادث ارائه میدهند. شما درباره آنها چه فکر میکنید؟ در حالی که به این افراد در پلتفرمهای جدی نیز فضا داده میشود...
- این یک واقعیت است که آنها جامعه را در مقابل یکدیگر قرار میدهند. مکانیسم کنترل شبکههای اجتماعی غیرممکن است. آنچه مرا ناراحت میکند این است که افراد مذهبگرا، طریقتگرا، و کسانی که به نام الهیات از محیط دینی کشور سوءاستفاده میکنند و شرایط مساعدی برای ایجاد تفرقه در آذربایجان فراهم میکنند، وجود دارند. آنها با این فکر که با جنجال در کانون توجه بمانند، عمل میکنند. اگرچه زیاد نیستند، اما تا حدی توانستهاند مخاطبانی را جمع کنند. آنچه مرا ناراحت میکند این است که در برخی وبسایتهای خبری و کانالهای تلویزیونی که مورد حمایت دولت هستند، با این افراد به عنوان الهیاتدان مصاحبه میکنند، شرایط فراوانی برای آنها فراهم میکنند و افکارشان را به عنوان افکاری مبتنی بر اصول اسلام منتشر میکنند. به طور قاطع، این وبسایتها و کانالها به دولت آذربایجان خیانت میکنند. نمیتوان در برابر آنها تحمل کرد. کسانی که افکار رادیکال، مذهبگرایی، و طریقتگرایی را ترویج میکنند و منافع ملی دولت را زیر پا میگذارند، پایگاهی را جمعآوری میکنند. آن پایگاه ممکن است روزی علیه آذربایجان جهتگیری کند. نهادهای ذیربط دولتی باید حتماً به این مسائل نیز رسیدگی کنند.
- رویکرد و گرایش جوانان دوران معاصر به دین را چگونه ارزیابی میکنید؟
- مراکز تحقیقاتی گزارشهای متفاوتی دارند. اما سال گذشته در رمضان، ما به عنوان برنامه «ایمان» هر شب نظارت میکردیم. برای این کار سرمایهگذاری نیز کرده بودیم. تنها در شب قدر بیش از 20 هزار پیام صوتی به ما رسید. پیشنهاد کردم که این 20 هزار نفر را رصد کنیم، اینها چه کسانی هستند؟ در میان آنها بیش از 4000 جوان را دیدیم. اما فرصت بررسی همه 20 هزار نفر را نداشتیم. در آذربایجان سه روند در رویکرد جوانان به دین در جریان است. هیچ کس نمیتواند این را پنهان کند. یک گروه از جوانان هستند که بیدینی را ترویج میکنند. آنها طرفدار این تفکر هستند که آیینهای دینی به آذربایجان تعلق ندارد و میگویند حتی نباید علیه دشمن از اسلحه استفاده کرد. گروه دیگری از جوانان نیز هستند (که اکثریت را تشکیل میدهند) که بدون تعصب به هیچ طریقت یا مذهبی، در مذهب و اعتقادات خود هستند و منافع دولتی آذربایجان را بر هر چیز دیگری مقدم میدانند و زندگی شفافی دارند.
گروه دیگری نیز وجود دارد که این گروه خطرناک است. آنها گویی شب و روز خود را همانطور که اربابان، شیوخ و بزرگان دینیشان میگویند، به عنوان حکم خدا میپذیرند. آنها کم هستند. باید دانست که اگر دولت نباشد، دین هم نیست. در سوریه مراکز قدرت رادیکال تشکیل دادند، سر کودکان 12 ساله را بریدند، دختران 12 ساله را مورد سوءاستفاده قرار دادند. نه ناموس خود را حفظ کردند و نه دختران خود را. امروز نیز نمیتوانند شهرهای خود و مساجد خود را دوباره بسازند.

- آذربایجان کشوری بردبار است و هیچ محدودیتی در نمایندگی ادیان مختلف در آن وجود ندارد. آیا تنوع ادیان و جریانهای دینی میتواند مشکلاتی ایجاد کند؟
- برعکس، آذربایجان تنها کشور سکولاری است که در آن نه تنها تسامح بین مذاهب و طریقتها، بلکه تسامح بین ادیان و ملتها نیز به تدریج در حال توسعه است. تسامح نه تنها نمیتواند مشکلی ایجاد کند، بلکه نشانهای از افزایش نفوذ آذربایجان در عرصه بینالمللی برای حفظ دولت آذربایجان است.
- سید، وقتی به شوشا رفتید، کلیسای قازانچی را دیدید؟
- بله.
- در طول 30 سال، آن کلیسا توسط مسیحیان ارمنی ساخته شد. پس از جنگ دوم قرهباغ، توسط آذربایجان بازسازی میشود. در این باره چه فکر میکنید؟
- این خود، چشمزخمی برای دشمن است. ارزشی است که به ارزشها داده میشود. اینکه آذربایجان در سطح دولتی ضامن همه ادیان است، نشان میدهد که ما چه کشوری هستیم.
بلیت بهشت و جهنم را در این دنیا میخرند...
- برخی میگویند که ایده بهشت و جهنم برای مطیع کردن انسانها ساخته شده است. سخن شما به کسانی که مفاهیم بهشت و جهنم را انکار میکنند، چیست؟
- آنها دیگر ایمان نیاوردهاند. بهشت و جهنم وجود دارد. اگر کسی که ایمان آورده به بهشت و جهنم اعتقاد نداشته باشد، ایمانش ناقص است. من به روز آخرت ایمان دارم. من مسلمانی هستم که به آخرت ایمان دارم. اما از کسانی هستم که ایمان دارم بلیت بهشت و جهنم را باید از این دنیا خرید.
- بیشک «قرآن» را خواندهاید. اما از دیگر ادیان آسمانی، کتابهای کدام یک را مطالعه کردهاید؟ و برداشتهای شما چیست؟
- «قرآن» را 40 بار خواندهام. تمام کتابهای دینی را نیز خواندهام. به طور مداوم مطالعه میکنم و ادبیات جهان را نیز دوست دارم. در حال حاضر لئو تولستوی را میخوانم. جهالت در جایی که علم نیست، طغیان میکند. اگر بتوانیم اسلام را با علم دوستداشتنی کنیم، خواهیم دید که آن پویا و مدرن است. به جوانان نیز توصیه میکنم که زیاد مطالعه کنند.
- افرادی نیز هستند که کتاب مقدس اسلام را با آوازی خوش حفظ میکنند. اخیراً ویدئوهایی نیز در مورد تربیت حافظان در مساجد مختلف مناطق به دست ما رسید. شما در مورد این سنت چه فکر میکنید؟
- از همسر پیامبر سؤال کردند که زندگی پیامبر را توصیف کن. زندگی او چگونه بود؟ یک کلمه میگوید که زندگی او «قرآن» است. مهم است که «قرآن» را با توسعه کدام شعور عقلی بخوانی. این شعر نیست که قافیه بگیری. اگر تفسیر «قرآن» را ندانی، اگر آنچه را که خداوند در آن فرموده است، به خودت نسبت دهی، اگر از خودت فتوا دهی، این دلبستگی تو به ارزشهای دینی نیست. این به معنای اسیر ماندن در اسارت جهل است.

- مدتی بود که ارزیابی ملاها انجام میشد. به نظر شما این روند باید ادامه یابد؟
- گذراندن امتحان توسط ملاها و امامان ادامه دارد و باید هم ادامه یابد. آرزو میکنم این مکانیسم فعال باشد.
- به نظر شما، آیا امتحانات تلاشها برای سوءاستفاده از دین را کاهش خواهد داد؟ به طور کلی، آیا فکر میکنید ملاها و دیگر روحانیون از دین اسلام سوءاستفاده میکنند؟
- تعداد کسانی که از دین سوءاستفاده میکنند زیاد است. فکر میکنم در محیط معنوی آذربایجان، افرادی نیز هستند که نتوانستهاند در کمیته دولتی امور دینی از امتحان بگذرند، اما دانش دینی کافی دارند و به منافع ملی و دولتی آذربایجان فکر میکنند. کار با آنها نیز باید حتماً توسط دولت انجام شود.
- بر اساس برخی مشاهدات، در سالهای اخیر زوجهایی که ازدواج میکنند، با وجود ثبت رسمی ازدواج، تمایلی به عقد شرعی (کبین) ندارند. آیا عقد شرعی بسیار مهم است؟
- در آذربایجان اگر ازدواج قانونی (رسمی) وجود نداشته باشد، نمیتوان عقد شرعی بست. اما فکر میکنم تعداد افرادی که این کار را به صورت پنهانی انجام میدهند نیز زیاد است. مواردی نیز وجود دارد که پس از ازدواج رسمی، وارد عقد شرعی نمیشوند. به هر حال، وقتی وارد ازدواج رسمی میشوید، شاهدانی در آنجا حضور دارند. این خود عقد شرعی را معتبر میسازد. صرفاً در کشور ما، عقد شرعی از سنتهای اسلام است. من دوست دارم این سنت ادامه یابد.
- در آذربایجان افرادی هستند که دین خود را تغییر داده و از اسلام به مسیحیت گرویدهاند. همچنین در سالهای اخیر تعداد جوانانی که به مذهب سلفی گرایش پیدا میکنند، در حال افزایش است. آیا شما نیز این را مشاهده میکنید؟ نظر شما چیست؟
- گهگاه در محیط دینی آذربایجان خلأیی ایجاد شده است. این خلأهای موجود در محیط دینی، شرایطی را برای مراکز فکری رادیکال فراهم کرده تا بر محیط دینی آذربایجان تأثیر بگذارند. این نیز از همانجا نشأت میگیرد. اما امروز دولت توانسته است مکانیسم نظارتی را برقرار کند. در کشور هم کمیته دولتی امور دینی و هم اداره مسلمانان قفقاز در این زمینه فعالیت میکنند.
خداوند تو را چگونه آفریده، همانگونه باید بمانی
- در آذربایجان، کمیته دولتی امور دینی به عنوان یک نهاد دولتی، و همچنین اداره مسلمانان قفقاز که از سنتهای دیرینه نشأت گرفته است، در کشور ما فعالیت میکنند. شما فعالیت آنها را چگونه ارزیابی میکنید؟
- اداره مسلمانان قفقاز و کمیته دولتی امور دینی تلاش میکنند وظایف خود را انجام دهند. اما آنچه من بیش از همه میخواهم، فعالیت سیستماتیک هر دو نهاد است. به عنوان کسی که میخواهد از بیرون از این فرآیندها حمایت کند، این را میخواهم.
- در جامعه نیز روندهای ناخوشایندی در حال افزایش است، مانند تغییر جنسیتدهندگان، ترویجکنندگان بیحجابی... در دین، رویکرد به آنها چگونه است، آیا این فرآیندها 1400 سال پیش در اسلام وجود داشته است؟
- در دوران معاصر، علمای اسلام دیدگاههای متفاوتی در این باره دارند. اخیراً در لندن بودم. در آنجا یک عالم دینی میگفت که اگر زندگی آن شخص از طریق تغییر عضو (جنسیت) میگذرد، چرا خداوند باید بر او خشمگین شود؟ اما من فکر میکنم که خداوند تو را چگونه آفریده، همانگونه باید بمانی.

- شما قبلاً نیز به سیاست مشغول بودهاید. به نظر شما، دین و سیاست کجا به هم میپیوندند و کجا از هم جدا میشوند؟ ایدئولوژی سیاسی کنونی شما چگونه است؟
- من از فعالیتهای رئیس جمهور الهام علیاف دفاع میکنم. دین از سیاست جداست. در کشور ما آنقدر افراد ناپاک به سیاست مشغول بودهاند که وقتی کسی به سیاست مشغول میشود، به او نگاه منفی دارند. در آذربایجان، جدایی دین از سیاست باید همیشه به عنوان یک سیستم حفظ شود. اما مکانیسم نظارت دولت بر نهادهای دینی باید فعال باشد.
- آیا از فرزندانتان کسی راه شما را ادامه میدهد؟
- خیر. آنها همه در زمینههای متفاوتی هستند.
- آقای جمال، 55 ساله شدید. در این سن از خدا چه خواستید؟
- من از شما تشکر میکنم. تصادفاً مصاحبه ما در چنین زمانی انجام شد. 55 سالگی بزرگترین احسان پروردگار به من است. 55 سالگی دیدن آزادی قرهباغمان از اشغال است، این سن همچنین مسئولیت است، انتقال کارهای بزرگی که برای دین و دولتم، وطنم، فرزندانم انجام خواهم داد. تا کنون خواسته من از خدا آزادی قرهباغ از اشغال بود. اکنون نیز باقی عمرم خدمت به وطن و دولتم با فرزندان و خانوادهام و شنیدن مژده آذربایجان غربی از رئیس جمهور، رفتن به آنجا و عبادت در سرزمینهای باستانی آذربایجان است.