Modern.az

“مستر بین” نمی‌تواند 2 شخصیت من را بازی کند - مصاحبه

“مستر بین” نمی‌تواند 2 شخصیت من را بازی کند - مصاحبه

مصاحبه

23 فوریه 2026, 10:49

جوشقون رحیموف: «هدف کسانی که از ما نوآوری می‌خواهند را نمی‌فهمم»

«روی صحنه نباید دلقک‌بازی کرد

هنرمند مردمی جوشقون رحیموف در 8 دسامبر 1972 در شهر سومقاییت به دنیا آمد. اگرچه او در رشته درام از دانشگاه فرهنگ و هنر فارغ‌التحصیل شد، اما به عنوان یک بازیگر کمدی به شهرت رسید.
در سال 1999، او و همکارش رافائل اسکندروف با کمک کارگردان مهربان علکبرزاده، پروژه "در این شهر" را ایجاد کردند. این بازیگر در فیلم‌های "طبقه ششم خانه پنج طبقه"، "عروس‌ها"، "بمب"، "محله"، "مشدی عباد-94" و "کاملاً محرمانه" ایفای نقش کرده است. 

​استاد کمدی که سال‌هاست به عنوان بازیگر تئاتر "در این شهر" فعالیت می‌کند، با وب‌سایت Modern.az مصاحبه کرده است. گفتگوی او را تقدیم می‌کنیم:

- اگر راز موفقیت پروژه "در این شهر" را در سه کلمه بگویید، آن کلمات چه خواهند بود؟

- فهمیدن، فهمیدن، فهمیدن.

- آیا شده است که فردی که از او تقلید کرده‌اید، واکنش تندی به شما نشان دهد؟ منظور فقط واکنش احساسی نیست، بلکه موارد دیگری مانند شکایت قضایی، برهم خوردن روابط و غیره نیز هست.

- خیر، چنین موردی نبوده است. در طول دوران حرفه‌ای‌ام فقط یک بار اورخان فکرت‌اوغلو درخواست کرده بود و ما نیز با درک متقابل با او برخورد کردیم. ما افرادی را که از آن‌ها تقلید می‌کنیم، به عنوان یک شوخی دوستانه انجام می‌دهیم. آن شخصیت‌ها را به عنوان چهره‌های شناخته‌شده، دوستانه تحلیل می‌کنیم. هدف ما این نیست که جنبه‌های تاریک و ناپسند کسی را بررسی و آشکار کنیم. یعنی گفتید که در سطح جدی نمی‌تواند درگیری وجود داشته باشد، زیرا ما توهین نمی‌کنیم بلکه تقلید می‌کنیم. نمی‌خواهیم برای خود دشمن بتراشیم.


- چنین ادعاهایی وجود دارد که پروژه "در این شهر" دیگر خنده‌دار نیست. آیا ممکن است کنسرت خداحافظی برای این پروژه برگزار شود؟ آیا برنامه‌ای برای تغییر به فرمت جدید دارید؟ یا ممکن است کاملاً پروژه دیگری باشد؟

- از چنین ادعاهایی خبر دارم. می‌دانید چگونه است، پروژه جدید، نفس تازه را جوانان بیاورند. ما قصد داریم استرادای کلاسیک را با زمان کلاسیک در شرایطی ترکیبی حفظ کنیم.

ژانر استرادا چندوجهی است. در اینجا هم تئاتر هست، هم موسیقی، هم تنوع شخصیت‌ها، رقص‌های نمایشی و غیره.

هدف کسانی که از ما نوآوری می‌خواهند را نمی‌فهمم. در ژانر استرادا چه کار جدیدی می‌توان انجام داد؟

تقلید ما به جاست، واکنش ما به مشکلات اجتماعی و موضوعات روز به جاست، روابط سنتی خانوادگی نیز به جاست. کسانی که نمی‌پسندند، یک بار با ما تماس بگیرند و خواسته‌های مشخص خود را بیان کنند. آیا فحش بدهیم، از خط قرمزها عبور کنیم، یا توهین کنیم؟ هرگز، ما به این کار دست نمی‌زنیم!

تماشاگران ما خانواده هستند. هر کسی می‌تواند مادر، همسر و خواهر خود را به نمایش ما بفرستد و به دنبال کار خود برود.

- وقتی تماشاگر می‌خندد، شما روی صحنه چه حسی دارید: راحتی، پیروزی، یا مسئولیت بیشتر؟

- می‌دانید، خنداندن تماشاگر چقدر دشوار است؟ وقتی سناریو نوشته می‌شود، وقتی شخصیت‌ها طراحی می‌شوند، چقدر زحمت می‌کشیم. اگرچه از منظر خنده به مسائل می‌پردازیم، اما روی مشکلات کار می‌کنیم، این مشکلات از درون برای ما بسیار سنگین هستند. مانند دشواری‌های زندگی افراد، ما نیز این دشواری‌ها را در درون خود احساس می‌کنیم.
کار ما پیام دادن است. ما در سیرک بازی نمی‌کنیم که فقط برای خنده، بخندانیم، چیزی را بزرگ‌نمایی کنیم یا چیزی را اغراق کنیم. درست است، طنز اغراق را دوست دارد، اما وقتی دقیق و به جا باشد.

- برخی منتقدان می‌گویند که "در این شهر" سال‌هاست نمی‌تواند از همان چارچوب خارج شود و طنز خود را تغییر دهد: آیا فقط نقش‌های زنانه را به نمایش می‌گذارد؟ در این باره چه می‌توانید بگویید؟

- ما در نقش‌های زنانه تلاش می‌کنیم که از سر تا پا در نقش باشیم. این برای ما یک موفقیت است. یعنی، ما نقش زن را در سطح بالایی خلق می‌کنیم. حتی برخی بازیگران زن به ما می‌گویند که به عنوان زن روی صحنه، نمی‌توانیم به اندازه شما بازی کنیم. می‌دانید، شاید به دلیل اینکه این شخصیت را با دقت بازی می‌کنیم، در چشم تماشاگر در نمای بزرگ هستیم. اما نقش‌های مردانه ما نیز به اندازه کافی زیاد است.


- سخت‌ترین نقشی که بازی کرده‌اید کدام است و چرا؟

- اکنون در سنی نیستم که به صحنه‌ای بگویم دشوار است. من در مرحله حرفه‌ای‌گری هستم. مغز کامپیوتری شده است. اینکه کدام شخصیت را چگونه بازی کنم، برای متمایز شدن از یکدیگر چه کاری باید انجام دهم، به صورت خودکار اجرا می‌شود. اگر به سختی باشد، همه مسئولیت‌پذیر هستند، همه باید مورد پسند قرار گیرند.

- آیا در طول نمایش لحظاتی بوده که شما را بخنداند و در نگه داشتن خود روی صحنه دچار مشکل شوید؟

زیاد بوده، خیلی زیاد. چه خوب که ژانر و تماشاگر ما این را می‌پذیرند.

خنده طبیعی بازیگر برای تماشاگر قابل قبول است.

- حتماً در تیم شما هم بحث‌های خلاقانه وجود دارد. تصمیم نهایی را چه کسی می‌گیرد؟

- مخرج مشترک. هر سه نفر ما تصمیم می‌گیریم. به همین دلیل است که ما یک تیم هستیم.

- تئاتر "در این شهر" چند کارمند دارد؟ آیا نارضایتی از حقوق وجود دارد؟

- در طول کنسرت 60-70 نفر کارمند حضور دارند. کارکنان دائمی پروژه 12 نفر هستند. از نظر حقوق، شکر خدا، هنوز کسی روی برگردانده و نرفته است.

این کاری است که گروه از آن لذت می‌برد.

- به نظر شما، امروز تماشاگر آذربایجانی بیشتر به چه چیزی می‌خندد - مشکلات خانوادگی، نقد اجتماعی، یا پوچی؟

- در اینجا کمی اصلاح کنیم. تماشاگر چیز دیگری است، توده چیز دیگری. متأسفانه، ما اغلب نظر توده را در اولویت قرار می‌دهیم. هر بیننده‌ای ممکن است درکی از صحنه سمفونیک نداشته باشد، و مجبور هم نیست.

در مورد اینکه به چه چیزی می‌خندند، به نظر من مخاطبان هنوز بیشتر به مشکلات اجتماعی-خانگی می‌خندند.

- آیا روابط شما با بازیگران "پسران باکو" ادامه دارد؟

- پروژه‌های مشترکی در گذشته داشته‌ایم، کار کرده‌ایم و به پایان رسانده‌ایم. اما ما با یکدیگر همکاری دائمی نداشته‌ایم یا توافقی برای تشکیل تئاتر با هم نداشته‌ایم که همیشه با هم باشیم. وقتی صحبت از رابطه می‌شود، اکنون برادر با برادر رابطه ندارد، چه رسد به اینکه یک شرکت تولیدی با شرکت تولیدی دیگر رابطه داشته باشد. هر کس سرگرم کار خود است، امیدوارم کار همه موفق باشد.


- آیا طنز "خط قرمز" دارد؟ کدام موضوعات برای شما غیرقابل لمس هستند؟

- همانطور که قبلاً گفتم، توهین، فحش، شوخی نابجا.

این سبک موجی است که از فیلم‌های ترکی می‌آید. به فیلم‌های ترکی که سال‌ها پیش ساخته شده‌اند، مثلاً شخصیت "شعبان" نگاه کنید. در آنجا هم فحش وجود دارد. اما ویژگی ملی ما متفاوت است.

- جوشقون رحیموف روی صحنه و در زندگی چقدر متفاوت است؟

- آنچه روی صحنه است، روی صحنه می‌ماند. جوشقون در زندگی فردی است که با دغدغه‌های خود زندگی می‌کند. خرید و بازار، بردن و آوردن نوه‌ها به مدرسه، کار و تلاش...

- اگر بازیگر نبودید، چه حرفه‌ای را انتخاب می‌کردید؟

- از کودکی در این کار هستم. تمام شاخه‌های هنر برای من آشنا هستند. سواد موسیقی دارم، در پروژه "در این شهر" بیشتر طرح‌ها را خودم ارائه می‌دهم.

شخصیت زمانی خلق می‌شود که بازیگر بتواند خود را خلق کند، مجسمه‌ساز خود باشد.

- آیا تا به امروز از بازی کردن نقشی یا تقلید از کسی پشیمان شده‌اید؟

- در مورد کونول کریمووا این را بگویم. وقتی از او تقلید می‌کردم، با احتیاط زیادی برخورد کرد. می‌ترسید. این ترس برای من مانع ایجاد کرد.

- آیا انتظار دارید هنرمند مردمی شوید؟

- رسیده است، دیگر وقتش است. تا به حال کارهای زیادی انجام داده‌ام، و ان‌شاءالله بعد از این هم انجام خواهم داد.

- می‌خواستیم در مورد تغییرات در کمدی‌هایمان بپرسیم: اکنون و دهه 90. چه می‌توانید بگویید؟ سطح کمدی آذربایجان امروز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- مخالف کمدی مدرن نیستم. گروه‌های زیادی باشند، اما صمیمیت را از دست ندهند. در تماشاگران انزجار ایجاد نکنند.

همانطور که اشاره کردم، فحش بیشتر مسئله‌ای است که از سانسور داخلی، تربیت و خانه می‌آید.

برای اینکه کمدی، کمدی باشد، لازم نیست به مسائل زیر کمربند اشاره کرد. من و رافائل آنقدر نقش زن و شوهر را بازی کرده‌ایم که... جنبه پاک روابط خانوادگی را به تصویر کشیده‌ایم. در اینجا هیچ اشاره‌ای به موضوعات مبتذل نبوده، اما یک کمدی واقعی خلق شده است.


- سلیقه تماشاگر در 10 سال اخیر چگونه تغییر کرده است؟

- تماشاگران ما همچنان مانند گذشته با سلیقه هستند. همیشه قدر خوب را می‌دانند.

- برخی تماشاگران می‌گویند که تئاتر "در این شهر" دیگر به "کمدی‌خانه" می‌بازد. آیا "کمدی‌خانه" را رقیب خود می‌دانید؟

- به طور کلی، هیچ کس را رقیب نمی‌بینم. در کمدی‌خانه جوانان کار می‌کنند، آن‌ها هم تماشاگران خود را دارند. من قرار نیست به آن‌ها معلمی کنم یا درس بدهم. نمی‌خواهم خودمان را با آن‌ها مقایسه کنم. از نظر ژانر و تفکر متفاوت هستیم. البته، آن‌ها را مشاهده می‌کنم، این به جای خود.

اگرچه هر دو پروژه به طنز خدمت می‌کنند، اما پنجره‌های ما متفاوت است.

ما سرمان را پایین می‌اندازیم و سعی می‌کنیم کارمان را انجام دهیم.

رقیب بودن گروه را نابود می‌کند. این لازم نیست. اگر حرفه‌ای هستی، محصول ارائه بده! بگذار تماشاگر رقیب تو را انتخاب کند، کسی که نمی‌تواند از عهده کارش برآید، به دنبال رقیب می‌گردد.

- بازیگر کمدی بودن سخت‌تر است یا آسان‌تر از بازیگر دراماتیک بودن؟

- البته که بازیگری کمدی دشوارتر است. در هر دو جهت باید حرفه‌ای‌گری وجود داشته باشد. تفاوت مهم است. گاهی اوقات می‌بینی که یک بازیگر در تمام نقش‌ها همان شخص است.

- ویژگی اصلی که در کمدین‌های جوان کمبود دارد چیست؟

- به خاطر خنده، خنده‌دار نباشند. من دانش‌آموزانی دارم. به آن‌ها توضیح می‌دهم که هر چقدر کمدی را جدی‌تر بازی کنی، همانقدر خنده‌دارتر است. باید وارد شخصیت شد، نه اینکه روی صحنه دلقک‌بازی کرد. باید صادق بود، طنز این را دوست دارد.


- در چه مواردی با رافائل اسکندروف توافق ندارید؟

- نمی‌گویم که بین ما ناسازگاری وجود دارد. ما مانند "مثبت" و "منفی" باتری هستیم. سلیقه‌ها و دیدگاه‌های ما متفاوت است، به همین دلیل با هم هستیم.

اما روی صحنه، یکدیگر را بسیار خوب درک می‌کنیم.

- در ترکیه به دلیل بیماری سرطان تحت عمل جراحی قرار گرفته بودید. اکنون وضعیت سلامتی شما چگونه است؟ نمی‌خواستیم چنین سؤالی بپرسیم، اما وضعیت فعلی سلامتی شما برای ما جالب است.

- اولین بار در سال 2010 رفتم. در سال 2015 دوباره عمل شدم.

بله، من هم نمی‌خواهم در این باره صحبت کنیم. همه چیز خوب است، تحت نظرم.

- دانشجو تربیت می‌کنید؟ هزینه چقدر است؟ به چه کسانی تخفیف می‌دهید؟

- در حال حاضر در 2 گروه مجموعاً 20 دانشجو دارم. من به مسائل مالی رسیدگی نمی‌کنم، به دوره دعوت شده‌ام.

- به حج رفته‌اید. ظاهراً به دین اسلام بسیار پایبند هستید. روزه می‌گیرید؟

- داروهایم زیاد است، نمی‌توانم روزه بگیرم.

به دین اسلام بسیار پایبند هستم. بله، یک بار به زیارت حج رفتم. انجام آن به عنوان شرط اسلام به جای خود، می‌خواستم آن معجزه را ببینم.

در میان نزدیکانم کسانی هستند که مرا "حاجی" صدا می‌کنند. اما خودم تلاشی برای اینگونه خطاب شدن نمی‌کنم.


- گفته‌های شما درباره روآن اتکینسون، بازیگر نقش "مستر بین"، مورد انتقاد قرار گرفت. می‌گویید او بازیگر نیست. اما او در فیلم "میگرگ" نقش جدی بازی می‌کند.

- من هم نقش‌های جدی او را دیده‌ام، هم کمدی‌اش را. این حرف را همین‌طوری نگفته‌ام. هنر بازیگری یک حرفه پربار است.

اگر بازیگر صحنه‌ای را خلق می‌کند، باید بر واقعیت استوار باشد، در حالی که موقعیت‌هایی که او در آن قرار می‌گیرد، محیطی فانتزی است، و در عین حال میمیک صورتش تغییرناپذیر است، با همان حالات چهره در تمام نقش‌هایش می‌خنداند.

این فقط "طعمه‌ای" برای روزنامه‌نگاران و بینندگان شد. هر کس هر چه در دل داشت، خالی کرد و آرام شد. اما من همچنان بر حرف خود هستم.

آیا بازیگر "مستر بین" می‌تواند بیاید و 2 شخصیتی را که من بازی کرده‌ام، به تصویر بکشد؟ نه، البته که نه.

- برخی افراد به محض شناخته شدن به سمت تجارت می‌روند. شما هم کاری در این زمینه انجام داده‌اید؟

- هر کس که به سمت تجارت می‌رود، هدفش از آمدن به هنر همین است. تا زمانی که فرصت و وقت دارد، فریب دهد و پول درآورد. من از تجارت دور هستم.

- آیا حساب کاربری در شبکه‌های اجتماعی دارید؟

- خیر، اما اخیراً یک حساب "اینستاگرام" باز کردم.

در مورد کامنت‌ها، نگاه نمی‌کنم. اما از پیام‌هایی که برای شخص من می‌نویسند، پیداست که بینندگان نظر مثبتی درباره من دارند.

- به جوشقون روی صحنه به عنوان یک تماشاگر نگاه می‌کنید؟

- وقتی تنها هستم نگاه می‌کنم. هدفم مشاهده و اصلاح اشتباهاتم است.

- اگر راز نیست، درآمد مادی شما از چه منابعی تشکیل می‌شود؟

- وقتی از مادیات صحبت می‌شود، خودم را کوچک می‌بینم، نمی‌خواهم به این سؤال پاسخ دهم. اگر هنرم را دوست دارم، وقت و انرژی‌ام را صرف آن می‌کنم، طبیعتاً چیزی هم به دست می‌آورم، درست است؟

هیچ کس از گرسنگی نمی‌میرد.

- چرا در کشور ما تقلید سیاسی وجود ندارد؟

- ما در کنسرت‌هایمان به آن می‌پردازیم.

می‌دانید، تغییرات شغلی در کشور ما آنقدر سریع اتفاق می‌افتد که فرصت یادگیری و تقلید از آن‌ها را نداریم.


- در آینده "در این شهر" را در چه جهتی می‌خواهید ببینید؟

- قصد داریم یک فیلم دراماتیک به عنوان محصول "در این شهر" بسازیم. سناریو نیز قبلاً نوشته شده است.

- بزرگترین آرزوی جوشقون رحیموف چیست؟

- دغدغه‌هایم زیاد باشد، اما زندگی‌ام بدون مشکل باشد.

- مهربان علکبرزاده در پروژه شما سهمی دارد. آیا اکنون با او در ارتباط هستید؟

- وقتی در کانال "اسپیس" کار می‌کرد، به ما گوش داد و ما را پذیرفت. با وجود اینکه یک پروژه آزمایشی بود، آن را پخش کرد. ضمناً، نام پروژه‌مان را نیز مهربان علکبرزاده انتخاب کرده است. پیشنهاداتی مانند "تز بازار" (بازار سریع) و "این ما هستیم" برای نام وجود داشت، اما پیشنهاد او مورد پسند قرار گرفت.

برای او آرزوی موفقیت دارم، او فردی بسیار خلاق و عالی است. به دلیل کار از هم دور شده‌ایم. اما هر وقت فرصتی پیش بیاید،   ملاقات می‌کنیم و تشکر خود را نیز ابراز می‌داریم.

Instagram
Gündəmdən xəbəriniz olsun!
Keçid et
Xameneiyə qarşı gizli plan - Şok detallar üzə çıxdı