نوشتار اول
مفهوم «سلطه انرژی» (Energy Dominance) دونالد ترامپ اغلب به سادگی به عنوان سیاست نفت، گاز و زغالسنگ معرفی میشود. این در حالی است که در لایههای زیرین این استراتژی، مسئلهای بزرگتر از انرژی – یعنی حاکمیت فناوری – نهفته است. در قرن بیست و یکم، قدرت دیگر تنها با تانکها و موشکها سنجیده نمیشود. قدرت – توان محاسباتی، پردازش دادهها، سرعت هوش مصنوعی و پایداری انرژی است.
ترامپ، یا به عبارت دقیقتر تیم او، از اولین کسانی بودند که این را درک کردند.
هوش مصنوعی = انرژی الکتریکی
شبکههای عصبی امروزی، مدلهای زبان بزرگ، شبیهسازیهای نظامی، و تحلیلهای اطلاعاتی بلادرنگ، حجم باورنکردنی از انرژی الکتریکی را طلب میکنند. مراکز داده اکنون به اندازه شهرها انرژی «مصرف میکنند». هرچه این مراکز بزرگتر باشند، کشور به همان اندازه «هوشمندتر» میشود، اما در عین حال به همان اندازه نیز به انرژی وابسته میگردد.
در این نقطه، خط فکری دولت ایالات متحده ساده، اما قاطع است:
برای پیروزی در رقابت هوش مصنوعی، ابتدا باید در رقابت انرژی پیروز شد.
چرا نفت و گاز و انرژی اتمی؟
انرژیهای تجدیدپذیر فعلاً با مشکل پایداری مواجه هستند. خورشید غروب میکند، باد متوقف میشود. اما هوش مصنوعی متوقف نمیشود. به همین دلیل
– نفت و گاز ستون فقرات دوره گذار هستند؛
– و انرژی هستهای به عنوان پایداری محاسباتی بلندمدت در نظر گرفته میشود.

به همین دلیل، دولت ترامپ:
– فرکینگ را گسترش داد؛
– تولید نفت و گاز را به حداکثر رساند؛
– و انرژی هستهای را نه به عنوان «فناوری قدیمی»، بلکه به عنوان یک سلاح استراتژیک دید.
این بیشتر یک واقعیت فناورانه است تا عشق به محیط زیست یا اهمیتی که به آن داده میشود.
ونزوئلا در این نقشه کجاست؟
حوادث ونزوئلا نه یک اپیزود فرعی، بلکه یک گره پیرامونی این استراتژی است.
ونزوئلا:
– دارای بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت در جهان است؛
– هم بازار انرژی و هم اهرم ژئوپلیتیکی برای ایالات متحده است؛
– و یک نقطه اتکای انرژی جایگزین برای چین و روسیه است.
برای ترامپ، مسئله ونزوئلا، مسئله «دموکراسی» نیست. این سوال است که جریان انرژی به چه کسی خدمت خواهد کرد. هر کس انرژی را در اختیار داشته باشد، زیرساخت هوش مصنوعی نیز در اختیار اوست. هر کس زیرساخت را در اختیار داشته باشد، او قوانین بازی را خواهد نوشت.
رقابت تسلیحاتی هوش مصنوعی = رقابت تسلیحاتی انرژی
امروزه به وضوح مشخص است که،
– مدلهای هوش مصنوعی ← مراکز داده؛
– مراکز داده ← انرژی؛
– انرژی ← کنترل دولتی است.
یعنی هوش مصنوعی هرگز یک «بازی تماماً بخش خصوصی» نخواهد بود. دیر یا زود، به یک مسئله امنیت ملی تبدیل خواهد شد. دولت ایالات متحده این را درک میکند و به همین دلیل استقلال انرژی را مستقیماً به استقلال دیجیتال (رقومی) پیوند میزند.
بنابراین،
استراتژی «سلطه انرژی» ترامپ نه علیه محیط زیست است، نه ناشی از وابستگی به صنعت قدیمی، و نه پوپولیسم. این استراتژی، برنامهای برای حفظ هژمونی در عصر هوش مصنوعی است.
در قرن بیست و یکم، هر کس بر انرژی مسلط باشد، هوش مصنوعی را کنترل میکند، و هر کس هوش مصنوعی را کنترل کند، جهان را نیز کنترل خواهد کرد.
(ادامه دارد)