تورم، کاهش سریع ارزش پول ملی در برابر دلار، و افزایش قیمت مواد غذایی و سوخت ضروری، جرقه اصلی اعتراضات اجتماعی آغاز شده در روزهای پایانی سال گذشته در ایران محسوب میشود.
اگرچه حوادث به مرور زمان از اعتراضات اجتماعی به سرنگونی رژیم ملایان تکامل یافته است، اما موارد خشونت در این اعتراضات با روندی صعودی در حال افزایش است. ادعا میشود که هموطنان ما از آذربایجان جنوبی در حوادثی که دستکم 36 نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند، فعال نبودهاند. اخبار متعددی در این خصوص در شبکههای اجتماعی یافت میشود. از سوی دیگر، اخباری مبنی بر استقرار نیروهای متعدد توسط حکومت ایران در تبریز، اردبیل و سایر شهرهایی که هموطنان ما به طور متراکم در آنجا زندگی میکنند، در حال انتشار است.
در این زمینه، Modern.az با شخصیتهای سیاسی-اجتماعی که مجبور به مهاجرت از آذربایجان جنوبی شدهاند، اما ارتباط نزدیکی با سرزمین مادری خود دارند و از رویکرد مردم محلی آگاه هستند، تماس گرفته است.
مهسا مهدیلی، تحلیلگر سیاسی از آذربایجان جنوبی، اظهار داشت که آذربایجانیهای جنوبی در مرحله کنونی به طور فعال در اعتراضات شرکت نمیکنند. اما به گفته او، ارزیابی این موضع به عنوان انفعال صحیح نیست:
«در این مرحله، موضعی که از بیرون منفعل به نظر میرسد، در واقع یک موضع فعال و آگاهانه است که با عدم پیوستن به اعتراضات تهرانمحور اتخاذ شده است. از زمان انقلاب اسلامی ایران، آذربایجان جنوبی در بسیاری از فرآیندهای اعتراضی در خط مقدم قرار داشته است. اما رویکرد هم اپوزیسیون تهرانمحور و هم رژیم کنونی نسبت به مسئله آذربایجان جنوبی عملاً یکسان است و این امر منجر به یک مشکل جدی اعتماد میشود. دقیقاً به همین دلیل، ارزیابی موضع کنونی به عنوان انفعال صحیح نیست، بلکه برعکس، نشان میدهد که جنبش ملی آذربایجان جنوبی در جای درست و در زمان درست ایستاده است.»
این تحلیلگر سیاسی خاطرنشان کرد که همانطور که رژیم جنبش ملی آذربایجان جنوبی، حقوق و موجودیت آن را انکار میکند، اپوزیسیون تهرانمحور نیز همین رویکرد را نشان میدهد:
«به همین دلیل، آذربایجانیهای جنوبی بر اساس تجربیات تاریخی خود، خط سیاسی تبریزمحور را ترجیح میدهند و این موضع یک ایستادگی اصولی است که از نظر تاریخی شکل گرفته است. دولت مرکزی باید حتماً به صدای اعتراضات گوش دهد. دولت با بستن گوشهای خود نمیتواند به هیچ نتیجهای دست یابد؛ اگر مطالبات و حقوقی وجود دارد که باید تأمین شود، باید در این راستا پلهایی ساخته شود و زمینههای واقعی برای گفتگو ایجاد گردد. در غیر این صورت، اگر وضعیت موجود ادامه یابد، هرج و مرج عمیقتر خواهد شد و عوامل جدید و متفاوتی وارد این فرآیند خواهند شد.»
مهسا مهدیلی در پایان خاطرنشان کرد که در مرحله کنونی، اظهارنظر قطعی درباره نتایج نهایی زود است: «زیرا نه تنها عوامل داخلی، بلکه عوامل خارجی نیز میتوانند بر فرآیندها تأثیر بگذارند. از این منظر، پیگیری دقیق روند حوادث مناسبتر است.»
صادق ایسابهیلی، عضو هیئت مدیره جبهه آزادی ملی آذربایجان جنوبی (CAMAC)، اظهار داشت که دلیل اصلی ادامه اعتراضات گسترده عمدتاً در مناطق فارسنشین و مناطقی که برخی گروههای قومی کوچک زندگی میکنند، گرانی و تورم در کشور است. به گفته او، مردم امید خود را از حکومت سیاسی از دست دادهاند و دیگر قادر به پرداخت هزینههای زندگی نیستند.
س. ایسابهیلی خاطرنشان کرد که مسئله هدایت اعتراضات به کدام سمت، در حال حاضر موضوع اصلی بحث است و تلاشهایی برای تبدیل نارضایتی اقتصادی-اجتماعی به نارضایتی سیاسی صورت میگیرد:
«برخی جریانهای سیاسی تلاش میکنند تا فرآیندهای جاری را در چارچوب منافع خود مطرح کنند و این ایده منتشر میشود که اعتراضات گسترده به سمت سقوط رژیم و تشکیل یک حکومت جایگزین هدایت میشود. در این زمینه، رضا پهلوی، بازمانده رژیم سابق پهلوی، بیشتر به صحنه آورده میشود و در این راستا در رسانهها تبلیغات صورت میگیرد.
تلاشهایی برای تغییر محتوای شعارهای اعتراضی، هدایت فرآیند به هر سمتی که مطلوب است و به حرکت درآوردن رسانههای فارسیزبان خارج از کشور در یک خط واحد وجود دارد. هدف این است که اعتراضات در مناطق فارسنشین برجسته شود و ملتهای غیرفارس به عنوان بخشی از این فرآیندها معرفی شوند. اما به گفته او، ملتهای غیرفارس، از جمله آذربایجان جنوبی، به این سناریو نمیپیوندند.»
س. ایسابهیلی تأکید کرد که آذربایجان جنوبی و شهرهای اصلی آن با خویشتنداری به فرآیندهای جاری مینگرند و موضع خود را به وضوح بیان کردهاند:
با شعار «آذربایجان شرف است، پهلوی بیشرف است»، آذربایجانیها به وضوح اعلام کردهاند که از خط پهلوی حمایت نخواهند کرد. این موضع بر اساس زبان مادری، خواستههای ملی و سیاسی شکل گرفته است و آذربایجان جنوبی قصد ندارد در فرآیندهای بعدی در چارچوب منافع رژیمهای فارسمحور حرکت کند.
جریانهای درون رژیم و گروههای وابسته به رضا پهلوی، و همچنین رسانهها، تلاش میکنند تا با هدایت آذربایجان جنوبی مطابق با منافع خود، این تصور را ایجاد کنند که «آذربایجان نیز به این فرآیند پیوسته است». عدم پیوستن سایر ملتها به این فرآیندها نیز نشان میدهد که این ملتها با شعارها و مواضع سیاسی خود حرکت خواهند کرد.»
صادق ایسابهیلی اظهار داشت که آذربایجان جنوبی قصد دارد در مسیر استقلال و ثبات خود حرکت کند:
«به گفته او، جنبش سیاسی آذربایجانمحور در آذربایجان جنوبی، استقلال و تأسیس دولت ملی را هدف قرار داده است، قصد ندارد نمایندگی دولت را به تهران واگذار کند و میخواهد مدل دولتی خود را خودش انتخاب کند. او اظهار داشت که آنها بخشی از هیچ بازی سیاسی، ایدئولوژیک و نژادپرستانه فارسمحور نخواهند بود. پیچیدگی فرآیندها، تأثیر نیروهای خارجی، فعالیتهای «سپاه پاسداران» و دستگیری فعالان و رهبران ملی که میتوانند بر آذربایجان جنوبی تأثیر بگذارند، وجود دارد. رژیم ملایان تلاش میکند تا از فعال شدن جنبشهای ملی جلوگیری کند، اما این یک اشتباه جدی است. زیرا جنبشهای ملی آذربایجان جنوبی بر فرآیندها کنترل دارند و مردم اعلام میکنند که تنها با شعارهای خود به خیابانها خواهند آمد. شعار «آزادی، حرکت، حکومت ملی» خط اصلی سیاسی آذربایجان جنوبی است و در آذربایجان جایی برای فارسگرایی نیست. آذربایجانیها اعلام میکنند که در کنار رژیم پهلوی که نسلکشی کرده و رژیم ملایان که از آن حمایت میکند، نخواهند بود. فرآیندهای مشخصی در داخل و خارج در جریان است و آذربایجان جنوبی در زمان مناسب اراده ملی-سیاسی خود را به وضوح نشان خواهد داد.»