امروز ۳۶ سال تمام از ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ ما را جدا میکند. این رقم برای تاریخ میلیون ساله ممکن است کوچک به نظر برسد، اما برای سرنوشت ملت آذربایجان به طرز غیرقابل اندازهگیری سنگین و پربار است.
هر سال، هر روز، هر لحظه از این ۳۶ سال با ظلم، تاریکی، درد، خون، و از دست دادنها، و در عین حال با مقاومت، مبارزه و پیروزی در حافظه ما حک شد.
گویی زمان کش آمد، سالها سنگینتر شد، تاریخ فشرده شد و این ۳۶ سال برابر با هزار سال شد.
ما در این برهه زمانی هم ظلم را دیدیم و هم خیانت را شناختیم. ناامیدی را تجربه کردیم، مقاومت را آموختیم.
لحظاتی را که دولت متزلزل شد و لحظاتی را که ملت نشکست، مشاهده کردیم.
و در نهایت یک حقیقت را درک کردیم که ملت و دولت را تصادف از گذرگاههای دشوار نجات نمیدهد.
این ملت را تنها یک فرد ملی میتواند نجات دهد.
*****

کسی هست که زندگیاش را تنها آسایش خود میداند، نمیتواند فراتر از سایه خود را ببیند، سرنوشت خود را در منافع شخصیاش میگذراند.
کسی هست که برای نام زندگی میکند، برای مشهور شدن تلاش میکند، با تشویق نفس میکشد.
و کسی هم هست که دلیل زندگی را در خود نمییابد. با سرنوشت ملت خود نفس میکشد، عمر خود را به عمر ملت پیوند میزند. خود را در درد و شادی ملت کشف میکند.
گاهی به نظر میرسد که چنین افرادی حتی وقتی به آینه نگاه میکنند، خود را نمیبینند، به تو نگاه میکنند، به ملت نگاه میکنند، چهره وطن را میبینند.
بزرگترین آذربایجانی ملی جهان بودن به چه معناست؟
هر کس میتواند پاسخ متفاوتی به این سوال داشته باشد و این طبیعی است.
اما آنچه مسلم است این است که ملی بودن با صندلی سنجیده نمیشود. ملی بودن با زبان پروتکل شناخته نمیشود، با سر و صدا و هیاهو ارزشگذاری نمیشود.
بزرگترین آذربایجانی ملی کسی است که باری سنگین، اما شرافتمندانه را بر دوش میکشد.
برای حمل آن بار، نیروی فیزیکی کافی نیست، روح لازم است، وجدان لازم است.
زیرا نیروی فیزیکی نیز از روح سرچشمه میگیرد و پس از آن میآید.
فرد ملی برای خود زندگی نمیکند، میداند که بنا نهادن آسایش خود بر درد ملت، خیانت معنوی است.
فرد ملی از بیرون به درد ملت نگاه نمیکند. او وارد آن درد میشود، آن را به سرنوشت خود تبدیل میکند.
بزرگترین آذربایجانی ملی با احترام عمیق به گذشته خود مینگرد، آن را به عنوان گذشته خود میپذیرد. به تاریخ به عنوان حافظهای زنده نگاه میکند، با آن زندگی میکند.
بدون تکمیل آرزوهای ناتمام بزرگان ملی، آرامش نمییابد، به پایان رساندن کارهای ناتمام تاریخ را وظیفه خود میداند.
احترام به بزرگان در رفتار او نمایان است. سخن ریشسفید را نیمهکاره قطع نمیکند، میداند که در آن سخنان، حکمت قرون و حقایقی که از آزمون زمان سربلند بیرون آمدهاند، نهفته است.
دانش و تجربه خود را صمیمانه با جوانان به اشتراک میگذارد، راه درست را به آنها نشان میدهد. هدایت ایمان جوانان به سمت صحیح را به اندازه دولت مقدس میشمارد.

بزرگترین آذربایجانی ملی ملت خود را بیقید و شرط دوست دارد. این عشق انتظار متقابل ندارد، این فداکاری است، صبر است. این عشق گاهی سکوت است، گاهی تحمل است، و گاهی نیز به تنهایی حمل کردن تمام سنگینیهاست.
بزرگترین آذربایجانی ملی به انسانها به عنوان عدد نگاه نمیکند. به هر فردی فکر میکند، هر کسی را پارهای زنده از وطن میشمارد.
بزرگترین آذربایجانی ملی برای پدر هر شهید، پدر میشود، اشک مادرش را در قلب خود حمل میکند، هر شهیدی را فرزند خود میداند.
بزرگترین آذربایجانی ملی کسی است که بیشترین شادی را از آزادی شوشا دارد. این شادی، ترمیم کمر شکسته تاریخ ما، پایان حسرت قرون است. در اشکهای آن شادی، در کنار پیروزی، روح شهدا، دعای مادران، و نفس خاک سخن میگوید.
هنگامی که دست دختربچهای را که والدینش را در ترور گنجه از دست داده، میگیرد و قدم برمیدارد، آن دست، دست یک کودک را نمیگیرد. آن دست، دست هزاران امید بیسرپرست ملت است، بار سرنوشت آنها را بر دوش خود میگیرد.
بزرگترین آذربایجانی ملی مبارز است، در برابر کسانی که علیه دولتش هستند سکوت نمیکند. به نگه داشتن پرچم بالای سر خود بسنده نمیکند، با آن بازی میکند، مسئولیت آن را بر عهده میگیرد.
زبان خود را چنان حفظ میکند که در گفتارش یک کلمه بیگانه نمیشنوی. به آداب و رسوم به عنوان موجودی دستنخورده و مقدس نگاه میکند. وطن را مانند مردمک چشم خود حفظ میکند.
به نظر شما این شخصیت، این روح، این توان، این قدرت که در بالا ذکر شد، در چه کسی وجود دارد؟
پاسخ این سوال دور نیست، این شخص رهبر آذربایجانیهای جهان، الهام علیاف است.
الهام علیاف بزرگترین آذربایجانی ملی جهان، ملیترین فرد آذربایجان معاصر است.
او تجسم زنده تفکر ملی، رهبری است که مسئولیت تاریخی را بر دوش گرفته است.

روح ملی او از خانواده میآید.
پدرش، رهبر کبیر حیدر علیاف، افتخار به آذربایجانی بودن را موضع زندگی خود میدانست. این موضع از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.
حیدر علیاف بنیانگذار دولت آذربایجان است. و بنا نهادن دولت به معنای بزرگترین ملی بودن است.
مادر الهام علیاف، ظریفه علییوا، معیار شایستگی یک بانوی ملی آذربایجانی بود. علم و عشق به انسان به ستون معنوی این خانواده تبدیل شده بود. در واقع، او همرزم نامرئی حیدر علیاف بود که درد یک ملت را در خود حمل میکرد.
همسر الهام علیاف، مهربان علییوا، بانویی است سرشار از اصالت ملی، با هویت ملی، با تفکر ملی و با روح ملی.
او همرزم فرمانده کل قوا است که در هر لحظه در کنار اوست و زندگی خود را در راه دولت و ملت صرف میکند.
پدر مهربان علییوا، عارف پاشایف، و مادرش، آیدا امامقلییوا، در خانوادههایی با روح ملی بزرگ شدهاند.
فرزندان الهام علیاف جوانان ملی هستند که جهان را به «عدالت برای خوجالی» فرا میخوانند، بنیانگذاران جمهوری را جاودانه میکنند، و فیلمهایی مانند «مأموریت ابدی» و «آخرین جلسه» را میسازند که تاریخ ما را به امروز میرسانند.
شاید خداوند حاملان چنین تفکر ملی را در خانواده الهام علیاف گرد هم آورده است. هم گذشته و هم امروز... آینده نیز با ملیگرایی تضمین شده است.
الهام علیاف تمامیت ارضی آذربایجان را به بهای جان خود بازگرداند. این راه آسان نبود. از یک سو خون و ممنوعیت، و از سوی دیگر فشار کشورهای قدرتمند جهان وجود داشت. اما اراده، صبر و ایمانی که در الهام علیاف بود، سرزمینهای تاریخی ما را به ما بازگرداند. این راه حتی اکنون نیز راه «بودن یا نبودن» بود که بسیاری از ما نمیتوانیم آن را درک کنیم.
جمله الهام علیاف که گفت «وصیت پدر را به جا آوردم»، یک عبارت ساده نبود. این جمله به معنای بر زمین گذاشتن بار سنگینی بود که بر دوش یک ملت آویزان بود.

الهام علیاف حتی یک هزارم کارهایی که انجام داده را نمیگوید.
خدمات خود را بزرگنمایی نمیکند.
بیصدا خدمت میکند.
آنچه معلوم است این است که این سکوت در تاریخ به عنوان رساترین صدا باقی خواهد ماند.
این خدمت تا زمانی که ملت پابرجاست، به یاد آورده خواهد شد و هر روز دوباره کشف خواهد شد.
این خدمت برای نسلهای آینده به درس دولتداری تبدیل خواهد شد.
بله، بزرگترین آذربایجانی ملی جهان بودن مسئولیت بزرگی است، وجدانی پاک است. بازگرداندن تمامیت ارضی دولت خود، گشودن راه به سرزمینهای تاریخی است.
بیرون آوردن کشور از تأثیر ایدئولوژیهای بیگانه است.
اما انجام همه اینها بیصداست.
بزرگترین آذربایجانی ملی کارهایی که انجام داده را نمیگوید، خدمات خود را بزرگنمایی نمیکند.
مانند الهام علیاف...
الهام علیاف بزرگترین آذربایجانی ملی جهان است.
*****

امروز ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ است.
امروز بزرگترین آذربایجانی ملی جهان در داووس سخن میگوید. با جهان سخن میگوید، دیدارهایی برگزار میکند، به عنوان رهبر پیروز یک دولت پیروز سخنرانی میکند.
اما او از خیابان شهدا عبور کرد و به داووس رفت. زیرا برای یک فرد ملی، راه همیشه از یک مکان شروع میشود.
از تاریخ، از روح شهدا، از درد ملت شروع میشود.
و فرد ملی هر کجا که سخن بگوید، در هر تریبونی از جهان که بایستد، همیشه خاک خیابان شهدا در برابر چشمانش است.
این همچنین نتیجه ۳۶ سال است.