هر زمان که قدرت ژئوپلیتیکی آذربایجان در منطقه افزایش یافته، دولت ما اهمیت استراتژیک خود را در عرصه بینالمللی بالا برده و به اهداف ملی تعیینشده خود پی در پی دست یافته است، به موازات آن شاهد افزایش شدید تلاشها برای اعمال فشار، باجگیری و تحریک آشکار علیه کشورمان، رهبر آن و اعضای خانوادهاش بودهایم. این برای ما جدید نیست؛ ما سالهاست که در برابر چنین سناریوهای کثیف، تحریکات سفارشی و حملات اطلاعاتی هماهنگ، مصونیت سیاسی و نهادی پیدا کردهایم.
اما حوادث روزهای اخیر به طور جدی با گذشته متفاوت است. زیرا این بار، نقشههای خائنانه محافل دشمن علیه دولت ما از تمام “خطوط قرمز” عبور کرده و شکلی تهاجمیتر، گستاخانهتر و نفرتانگیزتر به خود گرفته است.
چرا دقیقاً اکنون؟
برای درک پاسخ این سوال، حتی نیازی به بررسی ۵ سال اخیر نیست، تنها نگاهی به حقایق یک ماه گذشته کافی است: آذربایجان به عنوان یکی از اعضای موسس “شورای صلح” که به عنوان یک مکانیسم جدید در سیستم امنیت جهانی شکل گرفته است، ایفای نقش کرد، در فرآیند بازطراحی نقشه ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی و همچنین استراتژی صلح و همکاری به بازیگر اصلی تبدیل شد، منشور مشارکت استراتژیک را با ایالات متحده امضا کرد، به مجازات شایسته جنایتکاران جنگی از جمله روبن واردانیان در دادگاه دست یافت، و رهبر کشور به عنوان صلحساز در سطح بینالمللی مورد تقدیر قرار گرفت.
این سلسله موفقیتها بسیاری از محافل را به شدت نگران کرد. جغرافیای ناراضیان گسترده است – از روسیه گرفته تا فرانسه و برخی محافل سیاسی در ایالات متحده. زیرا برخی به دنبال انتقام از دست دادن حوزه نفوذ خود در قفقاز جنوبی هستند، برخی دیگر به دنبال اهرمهای سیاسی هستند که پس از به قدرت رسیدن ترامپ از دست دادند، و گروهی دیگر نیز به دنبال انتقام از نابودی کامل “آرتساخ” پروژه و یا بسته شدن کانالهای مالی کثیف هستند.
دقیقاً به همین دلیل، این محافل به صورت هماهنگ در شبکه ضد آذربایجان متحد شده و کمپین کلاسیک افترا، باجگیری و ترور اطلاعاتی را آغاز کردند. رویدادهای بینالمللی برگزار شده در مونیخ و واشنگتن نیز به عنوان بستری مناسب برای آنها انتخاب شد.
امین حسیناف، که مدتها در خارج از کشور حمایت میشد، با پرداخت بدهیهای مالیاتی هنگفت برای محافظت از مسئولیت کیفری، با هواپیمای وزیر امور خارجه به سوئیس منتقل و برای این روزها پرورش داده شد، و برادرش مهمان حسیناف که بعداً به او پیوست، به عنوان ابزارهای اجرایی این سناریوی کثیف فعال شدهاند. از طریق آنها، کمپینهای کثیف، هدفمند و برنامهریزی شدهای علیه رئیسجمهور و خانوادهاش، که در واقع ستونهای دولت ما را هدف قرار میدهند، اجرا میشود.
این شبکه، با مشاهده بینتیجه ماندن نمایش سیاسی ارزان و دلقکبازی ابتدایی که امین حسیناف در مونیخ علیه جناب رئیسجمهور و خانم محترم مهربان ترتیب داده بود، در واشنگتن به سناریویی تهاجمیتر و نفرتانگیزتر روی آورد. هنگامی که کاروان رئیسجمهور به محوطه هتل نزدیک میشد، گروهی از افراد تحت عنوان “معترض” تلاش کردند تا به زور از محیط حفاظتی عبور کنند، توهینهای آشکار سر دادند و اقداماتی با ماهیت حمله به خودروی رئیس دولت انجام دادند.
تهیهکنندگان این طرح به خوبی میدانستند که در هر کشوری در جهان، مداخله در منطقه حفاظتشده رئیس دولت، یک خطر و تهدید مرگبار محسوب میشود و بلافاصله واکنش شدیدی را در پی دارد. این یک قاعده تغییرناپذیر امنیت بینالمللی است.
واضحترین گواه این امر، حادثهای است که تنها چند روز پیش رخ داد. فردی که تلاش کرده بود وارد منطقه حفاظتشده اقامتگاه مار-آ-لاگو دونالد ترامپ در فلوریدا شود، توسط سرویس مخفی ایالات متحده درجا هدف گلوله قرار گرفت و خنثی شد. یعنی، واقعیت آشکار است، نقض محیط امنیتی یکی از جرایمی است که در جهان به شدیدترین شکل ممکن با آن مقابله میشود.
بنابراین، حادثه واشنگتن یک اقدام خودجوش نبود، بلکه یک تحریک از پیش برنامهریزی شده بود.
ظاهراً، نیروهایی که این سناریوی تحریکآمیز نفرتانگیز و از پیش طراحی شده را با نقاب شعارهای سیاسی آماده کرده بودند، عمداً قصد داشتند کارکنان سرویس امنیتی رئیسجمهور را به یک رویارویی آشکار بکشانند و از آن رویارویی در فضای اطلاعاتی بینالمللی حداکثر بهرهبرداری را ببرند.
تصادفی نیست که لحظه وقوع تحریک به صورت همزمان توسط دیاسپورای ارمنی در ایالات متحده به صورت زنده پخش شد و تصاویر مربوط به حادثه در عرض چند دقیقه به رسانههای بینالمللی ارسال شد و به بخشی از حمله اطلاعاتی تبدیل گشت. این یک فناوری کلاسیک جنگ هیبریدی است. ابتدا ایجاد تحریک، سپس بزرگنمایی آن با روایتهای دستکاری شده “حقوق بشر” و “امنیت” و تبدیل آن به ابزاری برای فشار سیاسی.
علاوه بر این، تهیهکنندگان این طرح میخواستند افکار عمومی منفی درباره کشورمان ایجاد کنند، اقدامات امنیتی مشروع دولت آذربایجان را بیاعتبار سازند و “ماده” جدیدی برای جنگ اطلاعاتی هماهنگ که شبکه ضد آذربایجان سالهاست به راه انداخته است، فراهم آورند.
اما این بار نیز طرح خائنانه آنها مانند طرح خیانت و کودتای زوج مهدیاف-کریملین افشا شد و به شکست انجامید. سناریوی نفرتانگیز شبکه ضد آذربایجان با شکست مواجه شد. این عناصر که نام و نام خانوادگیشان برای ما و روح و هویت ملیشان برای مردم ما بیگانه است، بار دیگر در انجام دستورات مراکزی که به آنها پناه برده بودند، ناتوان ماندند.
افکار عمومی به خوبی درک میکند که پس از آزادسازی سرزمینهای آذربایجان از اشغال و نابودی لانه دو قرنی جداییطلبی ارمنی در قرهباغ، کشورها و محافل سیاسی که این را شکست ژئوپلیتیکی خود میدانند، آشکارا از قدرت شکستناپذیر وحدت مردم و دولت و نفوذ رو به رشد کشورمان نگران هستند. آنها به خوبی میدانند که آذربایجان تحت رهبری جناب الهام علیاف، اکنون به قدرتی دیکتهکننده در منطقه تبدیل شده و تغییر این واقعیت ممکن نیست.
در پایان، میخواهم به همه مانقورتها آشکارا یادآوری کنم: شما با فعالیتهای خائنانهای که علیه این ملت و این دولت انجام میدهید، تنها نفرت مردم و شکست سیاسی خود را عمیقتر میکنید.
مردم آذربایجان کاملاً از تمام این بازیها آگاه هستند، فریب نمایشهای سیاسی ارزان را نمیخورند و آمادهاند تا دولت خود را مانند همیشه و پس از این نیز با قاطعیت محافظت کنند.
اراده شکستناپذیر رئیسجمهورمان، قدرت دولت ما و “مشت آهنین” که همواره بر سر دشمن آماده است، همیشه در جای خود قرار دارد.
آزای قولیاف
نماینده مجلس ملی