حوادث اخیر در خاورمیانه، به ویژه عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، وضعیت را به شدت متشنج کرده است. به دلیل افزایش خطرات امنیتی، بسیاری از کشورها به شهروندان خود توصیه میکنند که به ایران سفر نکنند و برخی پروازها نیز به طور موقت متوقف شدهاند. در پسزمینه وضعیت موجود، خاطرات و برداشتهای شخصی مربوط به سفر به این کشور نیز دوباره مورد توجه قرار میگیرد.
Modern.az در این زمینه، خاطرات و برداشتهای به یاد ماندنی نمایندگان مجلس آذربایجان را که در سالهای مختلف به ایران سفر کردهاند، بررسی کرده است. نمایندگان نکات جالبی را در مورد شهرهای ایران، پارلمان، مراسم مذهبی و تماسهای خود با مردم محلی به اشتراک گذاشتهاند.
المان نصیروف: تاکنون دو بار در جمهوری اسلامی ایران بودهام. هر دو بار مصادف با دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی بود. با روی کار آمدن او، فرآیندهای لیبرال در ایران آغاز شد، شهروندان بسیاری از کشورهای خارجی به ایران میآمدند و کنفرانسهای بینالمللی برگزار میکردند. اگر اشتباه نکنم، آخرین بار در سال ۲۰۰۴ به ایران سفر کردم. یک کنفرانس بینالمللی بود که در تهران برگزار میشد. در آن کنفرانس سخنرانی در مورد مسائل امنیتی داشتم. پس از کنفرانس، هنگام گشت و گذار در دیدنیهای تهران، هر جا که با هیئت نمایندگی میرفتیم، یک "دنباله" پشت سر ما میآمد. همه ما احساس میکردیم که یک نفر هر جا که میرفتیم ما را زیر نظر دارد، اما او خبر نداشت که ما میدانستیم او ما را زیر نظر دارد. به طور مداوم فرصت پیدا میکردیم و میدیدیم که همان شخص پشت سر ما میآید. یک چیز دیگر هم در خاطرم ماند: در زمان استراحت کنفرانس، یک ماهی بزرگ صید شده از خلیج را سرخ کرده بودند. آن ماهی را ۶ نفر روی شانههایشان به رستوران آوردند. در نهایت از آن ماهی فقط اسکلتش باقی مانده بود. وقتی آمدیم، به بازار ایران هم رفتیم تا کمی آجیل و ادویه بخریم و با آذربایجانیهای آنجا صحبت کردیم. آنها از برخی آذربایجانیهای دارای مناصب بالا شکایت کردند. گفتند که آنها بیشتر به ما فشار میآورند. گویی برخی برای نشان دادن شباهت بیشتر به فارسها، بیشتر از فارسها ظلم میکنند. اما در تهران نیز تعداد آذربایجانیها میلیونها نفر بود. بخش بزرگی از آنها آذربایجان را دوست دارند و میگفتند: "قربان اولوم آذربایجانا" (فدای آذربایجان شوم).

آیدین میرزازاده: تاکنون دو بار در ایران بودهام. اولین سفرم به مناسبت افتتاح پرواز باکو–مشهد سازماندهی شده بود. سفارت ایران به همین مناسبت، سفر گروهی از روشنفکران آذربایجانی، از جمله نمایندگان مجلس، را به مشهد ترتیب داده بود. آن روز ابتدا در فرودگاه و سپس در مجموعه مقدس امام رضا بودیم. فرصت داشتیم شهر را عمدتاً هنگام حرکت با خودرو ببینیم و مشهد بیشتر حس یک شهر باستانی شرقی را به من القا کرد. افرادی که با ما در تماس بودند، وقتی میفهمیدند که ما آذربایجانی هستیم، احترام زیادی نشان میدادند و ما را به عنوان نمایندگان یک ملت دوست و برادر استقبال میکردند.
سفر دوم من در سال ۲۰۱۷ به مناسبت مراسم تشییع جنازه رئیس جمهور سابق ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی بود. در آن زمان، گروهی از نمایندگان مجلس ملی برای شرکت در این مراسم به ایران رفته بودند. در مراسم تشییع جنازه، فرصت یافتم رهبر عالی دینی، علی خامنهای را از دور ببینم. در طول این سفر، علاوه بر مراسم، فرصت گشت و گذار جزئی در شهر نیز برای ما فراهم شد.
سپس فرصت یافتیم جلسه پارلمان ایران را از بیرون مشاهده کنیم. پس از معرفی ما توسط رئیس پارلمان، تقریباً تمام اعضای پارلمان با برخاستن و کف زدن از ما استقبال کردند. در طول حضورمان در پارلمان، با نمایندگان گروه دوستی ایران–آذربایجان نیز دیدار کردیم. تعداد زیادی از نمایندگان آذربایجانی در میان آنها بودند. نکته جالب این بود که آن نمایندگان با ما به زبان آذربایجانی صحبت میکردند.

جیهون ممدوف: من در سالهای ۲۰۰۸–۲۰۰۹ در ایران بودهام. در آن دوره در کمیته دولتی امور نهادهای دینی کار میکردم و سفر ما جنبه رسمی داشت. به همین دلیل، اگرچه فرصت برقراری ارتباط گسترده با مردم محلی را نداشتیم، اما در حد امکان سعی میکردیم با محیط اطراف آشنا شویم.
یکی از نکات اصلی که توجه من را جلب کرد، تلاش طرف ایرانی برای ارائه اطلاعات گسترده در مورد فرهنگ و دولت خود به مهمانان از کشورهای مختلف بود. آنها در ارتباط با مهمانان بسیار فعال عمل میکردند و سعی داشتند تا حد امکان اطلاعات جامعی در مورد کشورشان ارائه دهند. در مجموع، مشاهده کردم که زندگی در ایران بسیار پر جنب و جوش است. خیابانهای شهر فوقالعاده شلوغ بودند. اگرچه فرصت زیادی برای گشت و گذار نداشتیم، اما هنگام حرکت در شهر، تعداد بیش از حد زیاد خودروها و موتورسیکلتها توجه من را جلب کرد. به همین دلیل، عبور از خیابانها گاهی اوقات مشکلات زیادی ایجاد میکرد.

رازی نوراللهاف: همیشه دوست داشتم در ایران باشم. دیدن این کشور، آشنایی نزدیک با تاریخ و فرهنگ آن برای من جالب بوده است. اما تاکنون حتی یک بار هم نتوانستهام به ایران سفر کنم. دلیل اصلی این امر، ابراز برخی نظرات انتقادی در مورد ایران در طول زمان است. راستش را بخواهید، به دلیل این موضعگیری، نگرانیهای خاصی در مورد امنیت خود داشتهام و دقیقاً به همین دلیل سفرم تاکنون محقق نشده است.

فضائل ابراهیملی: در سال ۲۰۲۲ در کنفرانسی که از طریق سازمان همکاری اسلامی در تهران برگزار شد، شرکت کردم. این سفر تنها یک روزه بود. اگرچه فرصت گشت و گذار در شهر را نداشتم، اما میتوانم بگویم که از فرودگاه تا هتل، برداشتهای خاصی در مورد شهر در من ایجاد شده بود. در طول مسیر چیز دلنشینی ندیدم. همچنین یک فضای عجیب معنوی-روانی وجود داشت. نمیدانم این احساسات من است یا همه این احساسات را تجربه میکنند. در مورد رفتار دیپلماتها نیز میتوانم اشاره کنم که رئیس پارلمان، باقری، مانند سایر نمایندگان، با سطح بالایی از احترام و با لبخند از ما استقبال کرد. در روابط دیپلماتیک، همه چیز در قلب و ذهن است، اما چهره همیشه خندان است. در طول جلسه، تعداد نمایندگان پارلمان ایران کم بود و چون در مکانهای جداگانه نشسته بودند، هیچ ارتباطی برقرار نشد.

طاهر رضایف: من در جمهوری اسلامی ایران نبودهام، اما تقریباً تصورات اکثر کسانی که بودهاند منفی است. زیرا هر کسی که قدم به خاک ایران میگذارد، تحت نظر است و حرکاتش مشاهده میشود. در بسیاری از موارد، رفتارهای توهینآمیزی نسبت به آنها صورت گرفته و آن افراد دائماً در اضطراب زندگی کردهاند. زیرا میدانند که تحت نظر هستند و در عادیترین حالت مورد بازجویی قرار میگیرند. به همین دلیل، من نیز نخواستهام به ایران بروم.