بورسا: نفس گذشته، ریتم امروز
ترکیه، کشوری است که نه تنها با غنای تاریخی و فرهنگی خود، بلکه با طبیعت باشکوهش نیز گردشگران را جذب میکند. وزارت فرهنگ و گردشگری کشور و آژانس توسعه و تبلیغ گردشگری (TGA) برای معرفی این امکانات در سطح جهانی فعالانه عمل میکنند. به لطف پلتفرم «GoTürkiye» و کمپینهای دیجیتالی آن، گردشگران در هر گوشه از ترکیه – از خیابانهای تاریخی استانبول گرفته تا صخرههای سر به فلک کشیده کاپادوکیا، از سواحل آنتالیا تا تراسهای سفید پاموککاله – لحظات فراموشنشدنی را تجربه میکنند.
چهارمین پل جهان
پس از پایان سفرمان به استانبول با حمایت پلتفرم «GoTürkiye»، به سمت اولین پایتخت عثمانی – بورسا – حرکت میکنیم.
بورسا به عنوان اولین پایتخت امپراتوری عثمانی، از نظر تاریخی و طبیعی یک مرکز جذابیت ویژه است. این شهر در سال 1326 توسط اورخان غازی فتح شد. جمعیت آن 3 میلیون نفر است.
هوای خنک اولوداغ، کاروانسراهای ابریشمی و مساجد باستانی، روح بورسا را زنده نگه میدارند. این شهر با القای حس نفس گذشته و نشان دادن ریتم زندگی مدرن، تجربهای منحصر به فرد به گردشگران ارائه میدهد.
برای رفتن به بورسا باید از پل عثمان غازی عبور کنیم. این پل بسیار باشکوه است.
به گفته برکان تاشان، راهنمای وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه و آژانس توسعه و تبلیغ گردشگری (TGA)، پل عثمان غازی از نظر طول، چهارمین پل جهان است. ساخت این پل
13 میلیارد دلار هزینه داشته است. طول آن 2 کیلومتر و 60 سانتیمتر، ارتفاع آن 250 متر است و عوارضی دارد.
سرزمین خفته شش سلطان - بورسا سبز

برخی شهرها هستند که وقتی به آنجا میرسی، نه تنها به آدرسی جدید، بلکه به زمانی دیگر وارد میشوی. لحظهای که بورسا از میان منظره سرسبز در طول مسیر نمایان میشود، میفهمی که این شهر عجلهای ندارد. او سنگینی قرون را با آرامش حمل میکند.
بورسا، چهارمین شهر بزرگ ترکیه، تنها یک مرکز صنعتی نیست. اینجا سرزمینی است که یک امپراتوری در آن متولد شد. این شهر که اولین پایتخت دولت عثمانی بود، به مدت 130 سال بار تخت و تاج را بر دوش کشید. مقبره شش سلطان در این سرزمین خفته است.
مجسمه عثمان غازی که بر اسب در مرکز شهر برافراشته شده، گویی بین گذشته و امروز نگهبانی میدهد.
آرامگاه عثمان غازی
آرامگاه عثمان غازی — نه تنها یک مقبره، بلکه نقطه آغاز یک دولت است.
هنگام قدم زدن در خیابانهای بورسا، تاریخ از دیوارها سر بر میآورد. هنگام تماشای تابش نور بر مرمر در داخل مسجد جامع اولو، گویی زمان کند میشود. این مسجد باشکوه که در سالهای 1396 تا 1399 ساخته شده، یکی از درخشانترین نمونههای معماری اولیه عثمانی است. نمونههای خوشنویسی روی دیوارها، سالن وسیع و ساختار 20 گنبدی آن، انسان را شگفتزده میکند.
مسجد جامع اولو تاریخچه جالبی در مورد داشتن 20 گنبد دارد. بدین ترتیب، ییلدیریم بایزید قبل از رفتن به یکی از نبردهای بعدی خود، نذر میکند که اگر در جنگ پیروز شود، 20 مسجد بسازد. اما از آنجا که ساخت این تعداد مسجد به مقدار زیادی بودجه نیاز داشت، بایزید تصمیم میگیرد مسجد جامع اولو را با 20 گنبد بسازد.
کمی دورتر از مسجد جامع اولو، مسجد سبز و آرامگاه سبز که با کاشیهای ظریف خود متمایز هستند، شاهکارهای گویای تفکر زیباییشناختی عثمانی هستند.
ایزنیک - صدای تاریخ
شهرستان ایزنیک بورسا نیز با تاریخیت خود جلب توجه میکند. در ایزنیک، بقایای یک کلیسای باستانی در دوران پاندمی کشف شد و این نشاندهنده غنای تاریخی منطقه است. پاپ روم در سفر خود به ترکیه، از شهرستان ایزنیک بورسا نیز بازدید کرده است. این سفر هم اهمیت مذهبی و هم فرهنگی دارد. این مکان که تاریخ و رویدادهای معاصر در آن تلاقی میکنند، واقعاً قابل توجه است.
آرامگاه شاهزاده مصطفی - تاریخ، وفاداری و اندوه

بورسا همچنین شهر اندوه است. در آرامگاه شاهزاده مصطفی، تاریخ به گونهای دیگر سخن میگوید. جسد شاهزاده مصطفی که در سال 1553 در قونیه ارغلی درگذشت، بعدها به بورسا آورده و در اینجا دفن شد. در آرامگاه چهار قبر وجود دارد — شاهزاده مصطفی، مادرش ماهیدوران خاتون و اعضای خانواده… اینکه تابوت دیگر به چه کسی تعلق دارد، تا به امروز یک راز باقی مانده است.
وقتی اینجا میایستی، به فکر فرو میروی و میفهمی که امپراتوریها نه تنها با پیروزیها، بلکه با از دست دادنها نیز نوشته میشوند.
نفس جاده ابریشم
بورسا قرنهاست که یک ایستگاه مهم در جاده ابریشم بوده است. کوزا هان هنوز هم نفس آن دوران را حفظ کرده است. صدای فواره در حیاطش، مردمی که در سایه چای مینوشند، مغازههایی که شالهای ابریشمی میفروشند…
گویی کاروانها کمی پیش از اینجا عبور کردهاند.
هنگام قدم زدن در میان دیوارهای سنگی باستانی در منطقه خانها، روح تجاری شهر را حس میکنی. بورسا گذشته را فراموش نکرده است، بورسا تاریخ است و با تاریخ زندگی میکند.
اولوداغ - نماد بورسا

اولوداغ که همواره بر فراز شهر نمایان است، نماد طبیعی بورسا است. این قله که در دوران عثمانی «کوه کشیش» نامیده میشد، امروز یکی از مشهورترین مراکز گردشگری زمستانی ترکیه است. در زمستان مقصد علاقهمندان به اسکی و در تابستان مقصد کسانی است که به دنبال هوای خنک هستند.
بورسا شهری است که هم با آبهای گرم معدنی، هم با صنعت و هم با گردشگری خود زندگی میکند. اما جذابیت اصلی آن در جای دیگری است — در ریتم زندگی. همچنین میخواهم از ایزنیک صحبت کنم.
شب رمضان در بورسا
در ماه رمضان، بورسا لباسی کاملاً متفاوت به تن میکند. نزدیک غروب آفتاب، سکوتی عجیب در خیابانها میپیچد. ثانیههایی قبل از لحظه افطار، شهر گویی نفس خود را حبس میکند. سپس صدای اذان بلند میشود و همه همزمان با یک ریتم شروع به حرکت میکنند.
پس از افطار، خیابانها دوباره زنده میشوند. چایخانهها پر میشوند، خانوادهها به گردش میروند، کودکان با سر و صدا این سو و آن سو میدوند.
کباب اسکندر

کباب اسکندر نیز به اندازه زیباییها، آثار فرهنگی و تاریخی شهر مرا شگفتزده کرد. چشیدن این غذای لذیذ در ماه رمضان، در مکانی که توسط صاحب آن ارائه میشد، لذتی جداگانه داشت. آمدن به بورسا و نچشیدن کباب اسکندر تقریباً گناه محسوب میشد. با هر لقمه و نرمی گوشت آن، این تجربه واقعاً فراموشنشدنی است. این، علاوه بر یک طعم، تجربه غنای فرهنگی و آشپزی نیز هست.
بورسا عزیز، که نفسش را در ریههایم حس کردم
اولین آشنایی من با شهر بورسا به سال 2022 بازمیگردد. در همان سال، این شهر توسط TÜRKSOY به عنوان «پایتخت فرهنگی جهان ترک» اعلام شده بود. در سفر این بارم فهمیدم که بورسا نه تنها با نام و عنوانش، بلکه با احساسات نیز در خاطر میماند.
میگویند، انسان برای بار دوم به عنوان توریست به یک شهر بازنمیگردد. بورسا این را به من ثابت کرد. اولین بار دیده بودم، این بار اما حس کردم. هوایش را به ریههایم کشیدم، تاریخش را قدم زدم، سکوتش را شنیدم.
برخی شهرها در نقشه میمانند. اما بورسا در درون انسان. هنگام جدایی نمیتوان گفت «رفتم». فقط تا دیدار بعدی خداحافظی میکنی. فعلاً، بورسا!