در سالهای اخیر، بحثها در مورد افزایش کارایی در مدیریت دولتی، بهینهسازی هزینهها و تعمیق اصلاحات نهادی شدت بیشتری یافته است. در این زمینه، مسائل مربوط به ادغام وزارتخانهها و نهادهای مختلف، حذف تکرار وظایف و کاهش بار بودجهای به طور دورهای مطرح میشود. طبیعتاً، این بحثها سایر حوزههای دارای اهمیت استراتژیک برای جامعه، به ویژه حوزه علم و آموزش عالی را نیز در کانون توجه قرار میدهد.
دقیقاً در این زمینه این سوال مطرح میشود: ساختار فعلی مؤسسات آموزش عالی تا چه حد به الزامات روز پاسخ میدهد و آیا سیاست بهینهسازی میتواند شامل دانشگاهها نیز شود؟ مسائلی مانند احتمال کاهش یا ادغام دانشگاهها، تأثیر تعداد زیاد آنها بر بودجه دولتی، کیفیت تربیت کادر و مدیریت کارآمد پتانسیل علمی به موضوع بحثی داغ تبدیل شده است. به ویژه، وجود مؤسسات آموزش عالی با پروفایل یکسان و رشتههای مشابه، آیا منجر به پراکندگی منابع میشود یا محیط رقابتی را تقویت میکند؟ این سوالات نیازمند پاسخی صریح هستند.
در رابطه با این موضوع، الچین میرزابَیلی، عضو کمیته علم و آموزش مجلس ملی، در اظهاراتی به Modern.az خاطرنشان کرد که در حال حاضر، در پسزمینه بحثهای جاری در مورد بهینهسازی و استفاده کارآمد از منابع در مدیریت دولتی، به نظر نمیرسد که حوزه علم و آموزش عالی از این فرآیندها مستثنی بماند.
«اما نکته اصلی در اینجا این است که نباید به معنای مستقیم کلمه "کاهش" به صورت مکانیکی برخورد کرد. آموزش عالی یک حوزه استراتژیک است و هدف نباید کاهش تعداد دانشگاهها باشد، بلکه باید افزایش کیفیت، کارایی و نتایج واقعی آنها باشد. از این منظر، به نظر من، ادغام مؤسسات آموزش عالی که دارای تکرار وظایف، شاخصهای علمی و آکادمیک ضعیف، و زیرساختهای مادی-فنی و پتانسیل کادری ناکافی هستند، میتواند موضوع بحث باشد.
اصلاحات ساختاری در حوزه آموزش عالی عملاً چندین سال است که در دستور کار قرار دارد. این امر نه تنها با هدف کاهش هزینهها، بلکه با هدف چابکسازی مدیریت، تقویت فعالیتهای علمی و افزایش رقابتپذیری بینالمللی صورت میگیرد. به نظر من، به جای کاهش تعداد دانشگاهها، ادغام منطقی و تخصصیسازی آنها سناریویی واقعبینانهتر و مناسبتر به نظر میرسد. فکر میکنم که تبدیل مؤسسات آموزش عالی با پروفایل یکسان، واقع در یک شهر و ارائه برنامههای درسی مشابه به مراکز آکادمیک واحد امکانپذیر است.»
به عقیده این نماینده، در مورد مسئله تعداد دانشگاهها، مشکل در تعداد نیست، بلکه در کارایی است:
«اگر دانشگاهی محصول علمی تولید نمیکند، فارغالتحصیلان آن به نیازهای بازار کار پاسخ نمیدهند و تنها به حفظ ساختار اداری خدمت میکند، این طبیعتاً بار اضافی برای بودجه دولتی است. اما دانشگاههایی که به طور کارآمد مدیریت میشوند، تحقیق میکنند و در پروژههای بینالمللی مشارکت دارند، علاوه بر هزینه، ارزش فکری و اقتصادی نیز ایجاد میکنند. بنابراین، مسئله تعداد زیاد دانشگاهها نیست، بلکه ضریب سودمندی واقعی آنهاست.»
این نماینده مجلس خاطرنشان کرد که امکان برگزاری بحثهایی در سطح پارلمان پیرامون کاهش و ادغام دانشگاهها وجود دارد:
«این میتواند در قالب جلسات استماع عمومی نیز برگزار شود. این یک احتمال ذهنی از جانب من است. مکانیسمی برای اتخاذ تصمیمات در مورد چنین مسائلی وجود دارد و در چارچوب همان مکانیسم، مسائل ذکر شده نیز میتوانند مورد ارزیابی قرار گیرند. زیرا آموزش عالی همزمان مسئله امنیت ملی، توسعه اقتصادی و سرمایه انسانی است. چنین بحثهایی نباید بر اساس احساسات، بلکه بر اساس شاخصهای آماری، تجربیات بینالمللی و اهداف استراتژیک بلندمدت انجام شود. پارلمان میتواند در اینجا نقش مهمی از نظر بهبود چارچوب هنجاری-حقوقی ایفا کند.»
ا. میرزابَیلی معتقد است که بهینهسازی به هیچ وجه نباید به معنای «قطع کردن» یا «بستن» تلقی شود:
«بهینهسازی، سازماندهی فرآیند بر اساس اصول بهینه و مفید است. من فکر میکنم که در وهله اول، دانشگاههای مناطق باید تقویت شوند، مرکزگرایی پایتخت کاهش یابد، ادغام بین مؤسسات آموزش عالی که رشتههای یکسان را تکرار میکنند، انجام شود، و دانشگاهها باید به اصل تخصصیسازی روی آورند، یعنی به عنوان دانشگاههای تحقیقاتی، دانشگاههای کاربردی، و مؤسسات آموزش عالی با پروفایلهای آموزشی و فنی فعالیت کنند. و در وهله اول، ارزیابی کادر آکادمیک و نتایج علمی باید به معیار اصلی تبدیل شود.
به گمان من، ماهیت اصلاحات آموزشی که در کشور ما اجرا میشود، شامل نکاتی است که من ذکر کردم. طبیعتاً، همه اینها نظرات ذهنی من است و بر اساس مشاهداتم به چنین نتیجهای رسیدهام.»، نماینده مجلس سخنان خود را به پایان رساند.
اما الچین افندی، کارشناس آموزش، اظهار داشت که در حال حاضر، تغییرات ساختاری در برخی وزارتخانهها، کمیتهها، شهرداریها و نهادهای اجرایی محلی عمدتاً با هدف بهینهسازی صورت میگیرد.
«اگر به مکانیسم تأثیر این فرآیند بر دانشگاهها نگاه کنیم، میتوان گفت که چنین تأثیری تنها در موارد خاصی امکانپذیر است. به عنوان مثال، اگر رشتههای یک دانشگاه توسط آژانس تضمین کیفیت در آموزش اعتباربخشی نشوند، یعنی صلاحیت اعطا نشود و آن رشتهها مجوز نگیرند، در این صورت ممکن است محدودیتهایی بر فعالیت دانشگاه اعمال شود. در چنین مواردی، دانشجویان مشغول به تحصیل در آن رشتهها میتوانند به دانشگاههای دیگر منتقل شوند.»
به گفته این کارشناس، در مورد ادغام مستقیم دانشگاهها، این امر تحت شرایط خاصی امکانپذیر است:
«اولاً، دانشگاههایی که قرار است ادغام شوند باید از نظر جغرافیایی به یکدیگر نزدیک باشند. به عنوان مثال، ادغام دانشگاه معماری و ساختمان آذربایجان با دانشگاه فنی آذربایجان ممکن است از نظر نظری امکانپذیر به نظر برسد. اما در حال حاضر چنین گزینهای در دستور کار نیست و نیازی واقعی به آن وجود ندارد. زیرا هر یک از این مؤسسات آموزش عالی پروفایل خاص خود را دارند. اگرچه رشتههای مشابهی وجود دارد، اما جهتگیریهای کلی فعالیت آنها متفاوت است.
در عین حال، هر دانشگاه دارای تعداد کافی دانشجو و کادر هیئت علمی-استادی است و خطر تعطیلی هیچ مؤسسه آموزش عالی وجود ندارد. همه اینها دانشگاههای دولتی هستند. اگر به مناطق نگاه کنیم، تقریباً در هر منطقه یک دانشگاه فعالیت میکند. در برخی موارد نیز، علاوه بر دانشگاهی که با نام آن منطقه مطابقت دارد، شعبهای از دانشگاه پداگوژی (تربیت معلم) نیز وجود دارد. اگر تعداد دانشجویان در چنین شعبههایی کم باشد، از نظر نظری امکان ادغام آنها با دانشگاههای منطقهای وجود دارد. اما تا آنجا که من میدانم، در حال حاضر چنین واقعیتی وجود ندارد.»
ا. افندی افزود که تنها در جمهوری خودمختار نخجوان، احتمال ادغام دانشگاه دولتی نخجوان و مؤسسه معلمان نخجوان میتواند مورد بحث قرار گیرد:
اما در مرحله کنونی، این نیز واقعبینانه به نظر نمیرسد. در مجموع، من فکر نمیکنم که فرآیند بهینهسازی موجود تأثیر جدی بر دانشگاهها بگذارد.
در مورد تأثیر ادغام دانشگاهها بر کیفیت آموزش، این به وضعیت خاص بستگی دارد. اگر دانشگاهی با کیفیت آموزشی بالاتر با دانشگاه دیگری ادغام شود و برنامههای درسی دانشگاه با کیفیت برتر به کار گرفته شود، این میتواند منجر به افزایش کیفیت کلی آموزش شود. چنین نمونههایی در تجربه بینالمللی نیز وجود دارد. به این ترتیب، در برخی موارد، دانشجویان یک دانشگاه به دانشگاه دیگر منتقل میشوند، و خود دانشگاه فعالیتش را متوقف میکند و در نتیجه، تربیت کادر با کیفیتتر تضمین میشود.»
کارشناس آموزش اظهار داشت که مسئله ادغام یا تعطیلی دانشگاهها در چارچوب بهینهسازی، بیشتر میتواند مربوط به برخی دانشگاههای خصوصی باشد:
«به این ترتیب، دانشجویان میتوانستند به دانشگاههای دولتی منتقل شوند و بهینهسازی در سیستم کلی انجام شود. اما در اینجا نیز نکته مهمی وجود دارد: دانشگاههای خصوصی به عنوان نهادهای کارآفرینی خصوصی فعالیت میکنند و دارای تعداد دانشجو و کادر هیئت علمی-استادی هستند. به همین دلیل، تعطیلی آنها بیشتر به فعالیت بخش خصوصی مربوط میشود و صراحتاً، دیدن مکانیسم واقعی آن دشوار است.
در مرحله کنونی، اولویت اصلی افزایش تعداد دانشگاهها و تضمین دسترسی شهروندان کشور به آموزش عالی است. به همین منظور، ایجاد مؤسسات آموزش عالی جدید، از اهمیت بیشتری برخوردار است. دقیقاً به همین دلیل، در حال حاضر تعطیلی یا ادغام هیچ دانشگاهی را واقعی و ممکن نمیدانم.»