در سالهای اخیر، تغییر مداوم کادر معلم در مدارس مناطق دورافتاده و روستایی به عنوان یک روند نگرانکننده در سیستم آموزشی خود را نشان میدهد. به این ترتیب، بخش بزرگی از معلمان که با موفقیت از امتحانات استخدام معلم (MİQ) و گواهینامه عبور میکنند، در مرحله اولیه به مدارس منطقهای منصوب میشوند. این امر، از یک سو، به عنوان گامی ضروری از نظر تأمین کادر آموزشی برای مدارس منطقه ارزیابی میشود، اما از سوی دیگر، تلاش اکثر این معلمان برای شرکت مجدد در امتحانات پس از چند سال و انتقال به مدارسی که آنها را مطلوبتر میدانند، مشکلات جدی ایجاد میکند. در نتیجه، کادر معلم در برخی مدارس تقریباً هر سال تجدید میشود که این امر منجر به برهم خوردن ثبات در فرآیند تدریس میشود.
در اظهاراتی به Modern.az، الناره آکیموا، عضو کمیته علم و آموزش مجلس ملی، اظهار داشت که تحقیقات علمی و مشاهدات عملی نشان میدهد که عامل معلم یکی از عوامل اصلی مؤثر بر دستاوردهای تحصیلی دانشآموز است.
«تغییر مکرر معلم، تداوم این تأثیر را تضعیف میکند. هر معلم رویکرد آموزشی، روششناسی، معیارهای ارزیابی و سبک مدیریت کلاس متفاوتی دارد. اجبار دانشآموزان به سازگاری با الزامات جدید و مدلهای آموزشی متفاوت هر سال، کارایی فرآیند یادگیری را کاهش میدهد. به ویژه در مقاطع ابتدایی و آموزش پایه، این تغییرپذیری منجر به ایجاد شکاف در کسب سیستماتیک دانش توسط دانشآموزان میشود.»
نماینده مجلس همچنین به نقش مهم جنبه روانشناختی در این فرآیند اشاره کرد:
«شکلگیری اعتماد و پیوند عاطفی بین دانشآموز و معلم زمانبر است. تغییر معلم میتواند منجر به گسست مکرر این پیوند، کاهش انگیزه دانشآموزان و ایجاد بیتفاوتی نسبت به مدرسه شود. با توجه به اینکه در مدارس روستایی دورافتاده، معلم همزمان حامل نفوذ اجتماعی برای جامعه است، این تغییرات بر روابط والدین و مدرسه نیز تأثیر منفی میگذارد. در صورت عدم شکلگیری همکاری مستمر معلم و والدین، مکانیسمهای نظارت و حمایت از کیفیت آموزش تضعیف میشود.
نتایج بلندمدت این فرآیند خطرات جدیتری ایجاد میکند. بیثباتی در کیفیت تدریس در مدارس منطقه میتواند منجر به عمیقتر شدن تفاوت سطح آموزش بین مدارس شهری و روستایی شود. این امر علاوه بر اینکه با اصل فرصتهای برابر در آموزش مغایرت دارد، زمینه را برای افزایش نابرابری اجتماعی در آینده نیز فراهم میکند. هنگامی که تداوم در سیستم آموزشی مختل میشود، تأمین کادر کوتاهمدت با از دست دادن کیفیت بلندمدت جایگزین میگردد.»
ا. آکیموا افزود که برای کاهش تأثیر منفی تغییر معلم بر فرآیند تدریس، حل مشکل نه تنها در سطح اداری، بلکه با رویکردی جامع، حائز اهمیت است:
«در وهله اول، مکانیسمهای نهادی داخلی مدارس باید تقویت شوند. حفظ یک خط مشی روششناختی واحد در فرآیند تدریس، افزایش هماهنگی درون مدرسهای و شکلگیری حس مسئولیت جمعی در کادر آموزشی میتواند تا حدی تأثیر تغییرپذیری معلم را جبران کند. اجرای سیستم مربیگری برای معلمان جوان و تازه منصوب شده نیز از این نظر ابزاری مؤثر محسوب میشود.»
نماینده مجلس همچنین تأکید کرد که مسئله مهم دیگر، تأمین محیط اجتماعی و حرفهای برای معلمان در مناطق است:
«تجربه نشان میدهد که دلایل اصلی ترک مناطق توسط معلمان تنها حرفهای نیست، بلکه بیشتر جنبه اجتماعی دارد. شرایط زندگی، امکانات حمل و نقل، تأمین اجتماعی اعضای خانواده و محدودیت چشماندازهای توسعه حرفهای، معلمان را به سمت مراکز مطلوبتر سوق میدهد. تا زمانی که این مشکلات برطرف نشوند، انتظار فعالیت بلندمدت معلمان در مناطق واقعبینانه نیست.
بنابراین، اجرای مکانیسمهای تشویقی از اهمیت ویژهای برخوردار است. سیستم حقوق و دستمزد متفاوت، ضرایب منطقهای، پاداشهای اضافی و بستههای اجتماعی برای معلمان شاغل در مناطق دورافتاده میتواند انگیزه واقعی ایجاد کند. در عین حال، اعطای امتیازات در مراحل شغلی آینده برای معلمان با سابقه طولانی در مدارس منطقه، و در نظر گرفتن این عامل در فرآیندهای گواهینامه و سایر انتخابها، علاقه معلمان را برای ماندن در مناطق افزایش خواهد داد. مسکن سازمانی، تخفیفات خدماتی و مکانیسمهای حمایت اجتماعی برای اعضای خانواده نیز باید جزء لاینفک این سیاست باشند.»
الناره آکیموا همچنین خاطرنشان کرد که تغییر مکرر معلمان در مدارس مناطق دورافتاده و روستایی تهدیدی جدی برای تداوم و کیفیت سیستم آموزشی ایجاد میکند:
«این مشکل را میتوان نه تنها با توزیع کادر، بلکه در بستر وضعیت اجتماعی، توسعه حرفهای و انگیزه معلم حل کرد. معلم باید در مدرسه منطقه خود را نه یک کارمند موقت، بلکه ستون فقرات فکری و معنوی آن جامعه بداند. شکلگیری رویکردی ویژه به مناطق در سیاست ملی آموزش، بهبود چارچوب قانونی و اجرای یک استراتژی بلندمدت در این زمینه باید به عنوان گامی ضروری از نظر تضمین فرصتهای برابر در آموزش و ارتقای کیفیت کلی ارزیابی شود»، - نماینده مجلس سخنان خود را به پایان رساند.