اجبار کودکان به اعتقاد به دین ممنوع است.
این موضوع امروز در جلسه کمیته مسائل خانواده، زنان و کودکان مجلس مورد بحث قرار گرفت. بحثها درباره لزوم فرم لباس و رفتار یکسان در مدارس پیش از این نیز وجود داشته است.
Modern.az همواره این موضوع را مورد توجه قرار داده و مطلب بسیار جالبی در این خصوص منتشر کرده است. در آن مطلب به فرمهای یکسان لباس و رفتار در مدارس متوسطه پرداخته شده است.
همه ما میدانیم که مدرسه نباید تنها به عنوان مکانی برای انتقال دانش ارزیابی شود. کسی نیست که این را نداند. مدرسه جایی است که انسانها تربیت میشوند. مکانی است که شخصیت شکل میگیرد، ارزشها نهادینه میشوند و آینده ساخته میشود. به همین دلیل، همه چیز در مدرسه باید سیستماتیک، سنجیده و مسئولانه باشد. آینده انسان از مدرسه آغاز میشود.
بنابراین، فرم لباس و رفتار یکسان یک مفهوم تصادفی محسوب نمیشود. این روی آشکار انضباط، برابری و تربیت است. استانداردها بیهوده ایجاد نشدهاند. آنها نیاز جامعهای هستند که از تجربه سالیان متمادی نشأت گرفته است.
پیش از این، در مدارس معاونان آموزشی و پرورشی وجود داشتند. آنها تنها به برنامه درسی نگاه نمیکردند. به رفتار، پوشش و طرز صحبت دانشآموز توجه میکردند. معلمان راهنما (یا سرپرستان کلاس) وجود داشتند و این عنوان صوری نبود. معلم راهنما تقریباً ریشسفید و بزرگ کلاس بود.
مفاهیمی به نام ادب و نزاکت وجود داشت. همه به آنها عمل میکردند. دانشآموز هم میدانست، والدین هم میدانستند، معلم هم. این قوانین برای محدود کردن کسی نبود، بلکه برای محافظت از همه بود.
حالا نگاه میکنی، یک دانشآموز با ریش به مدرسه آمده است. میگوییم «کار خودش است» و میگذریم. پسر دیگری با گوشواره میآید، طوری برخورد میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. پسر دیگری تقریباً لباس دخترانه پوشیده و میآید، میگوییم «آزادی است» و چشمپوشی میکنیم. اما سؤال نمیکنیم، بعد چه خواهد شد؟
به خدا این آزادی نیست. این بیمسئولیتی است، بیتفاوتی نسبت به آینده است.
گاهی به دخترانمان نگاه میکنی. برخی با لباسهای بسیار کوتاه به کلاس میآیند. لباسهای باز و نامناسب به محیط مدرسه تبدیل میشود. میگوییم «دختر ما نیست» و میگذریم. اما هر دختری که در مدرسه درس میخواند، دختر ماست.
از سوی دیگر، برخی دختران با لباسهای دینی-ایدئولوژیک میآیند. دانشآموزانی هستند که با حجاب، نقاب، چادر به مدرسه میآیند. باز هم «بسیار خب» میگوییم و سکوت میکنیم. اما فکر نمیکنیم که مدرسه باید مکانی سکولار باشد، نه ایدئولوژیک. مدرسه باید کودک را برای جامعه آماده کند، نه برای گروهها. مدرسه باید به دولت و منافع مردم خدمت کند، نه به نیروهای پنهان.
ای مدیران مدارس، شما به کجا نگاه میکنید؟ آن کودکان تنها متعلق به والدینشان نیستند. آنها فرزندان همه ما هستند. آنها آینده آذربایجان هستند. ما باید به هر کودکی مانند فرزند خودمان نگاه کنیم. پسر گوشوارهدار با دختری که حجاب یا نقاب ترویجدهنده ایدئولوژی دینی میپوشد، هیچ تفاوتی ندارد.
ما باید در برابر مواردی که فرم لباس و رفتار یکسان را نقض میکنند، موضعگیری کنیم. سکوت کردن فرار از مسئولیت است. چشمپوشی کردن، بزرگ کردن خطر است. به خدا سوگند که چنین است، به خدا سوگند که چنین است.
والدین عزیز، مسئولیت بزرگی بر عهده شماست. نمیتوان کودک را به مدرسه فرستاد و تمام مسئولیت را بر دوش مدرسه انداخت. کودکی که در خانه تربیت نمیشود، در مدرسه معجزه نمیکند. به پوشش و رفتار فرزندانتان توجه ویژهای داشته باشید. والدین باید در یک جبهه با مدرسه قرار گیرند.
در این مسئله باید در برابر تأثیرات بیگانه نیز هوشیار باشیم. افراط در پوشش نامناسب و فشار ایدئولوژیک دینی راه درستی برای کودکان نیست. فرزندان ما نباید برای ایدئولوژی، بلکه برای وطن رشد کنند.
بیایید همگی از فرزندان گلمان محافظت کنیم. آنها را هم از پوشش نامناسب و هم از فشار پوشش ایدئولوژیک دور نگه داریم. زیرا آینده ما بر دوش آنهاست. با محافظت از آنها، در واقع از آینده خود محافظت میکنیم. هدایت صحیح آنها به معنای محافظت از آینده آذربایجان است.
در مدرسه باید فرم لباس و رفتار یکسان وجود داشته باشد. باور کنید، این ممنوعیت نیست، بلکه دغدغه است؛ محدودیت نیست، بلکه مسئولیت است. و این مسئولیت همه ماست.
زیرا اگر امروز حد و مرز پوشش و رفتار یکسان خود را ندانیم، فردا قادر به تنظیم اعمال خود نخواهیم بود. اگر امروز جلوی این مسائل را نگیریم، فردا دیر خواهد بود.
زمان مسئولیتپذیری است.
النور امیروف