در جلسه امروز کمیته مسائل خانواده، زنان و کودکان مجلس ملی، مسئله ممنوعیت اجبار کودکان به اعتقاد دینی مورد بحث قرار گرفت. این موضوع که بازتاب گستردهای در جامعه داشته است، به ویژه سوالاتی را در مورد جایگاه و دامنه تأثیر عناصر دینی در محیط آموزشی دوباره مطرح کرده است. اینکه نمادهای دینی، همچنین سبکهای پوشش و الگوهای رفتاری در مدارس چگونه بر جهانبینی کودکان تأثیر میگذارد، و همچنین اینکه این تأثیر تا چه حد با اصل داوطلبانه بودن سازگار است، به موضوع بحث تبدیل شده است.

کارشناس آموزشی الچین افندی در اظهارات خود به Modern.az با تأسف خاطرنشان کرد که در جامعه ما به محض شنیدن مفهوم «دین»، به طور خودکار تنها دین اسلام مد نظر قرار میگیرد:
«در حالی که صحبت فقط از اسلام نیست، بلکه همزمان از مسیحیت، یهودیت، بودیسم و سایر ادیان است. یعنی این مسئله شامل تمام اعتقادات دینی میشود.
به طور کلی، تلقین اجباری هرگونه اعتقاد دینی به کودکان در سنین اولیه یا سنین مدرسه، اعمال فشار در این راستا، قرار دادن آنها در معرض آزار و اذیت گروهی (مابینگ) یا قلدری (بولینگ) غیرقابل قبول است. فرد پس از رسیدن به سنی که بتواند زندگی خود را درک کند، باید خودش تصمیم بگیرد که آیا اعتقاد دینی خاصی را میپذیرد یا اصلاً با اعتقاد دینی زندگی خواهد کرد یا خیر.»
کارشناس آموزشی همچنین خاطرنشان کرد که آزادی اعتقاد دینی در قانون اساسی جمهوری آذربایجان تثبیت شده است و این حق باید برای کودکان و دانشآموزان نیز به رسمیت شناخته شود:
«آنها باید در این زمینه حق انتخاب آزاد داشته باشند. این اصل در مؤسسات آموزشی نیز رعایت میشود: صرف نظر از اینکه خردسالان به کدام دین تعلق دارند، چه اسلام، چه مسیحیت، چه دین دیگری - تبعیض، طرد یا رفتار مغرضانه نسبت به آنها مشاهده نمیشود.
اما باید به صراحت در قانونگذاری ذکر شود که هرگونه ارائه یا اعمال اجباری مرتبط با اعتقاد دینی برای کودکان تا سن معینی غیرقابل قبول است. معتقدم که به ویژه برای کودکان تا سن 16 سالگی، هیچ گونه مکانیسم تأثیرگذاری خشونتآمیز مرتبط با دین نباید مجاز باشد. هدایت آنها به سمت هر جریان دینی از طریق خشونت، فشار یا تأثیر روانی باید ممنوع شود. این مقررات حتماً باید در قانونگذاری منعکس شود.»
ا. افندی افزود که در سالهای گذشته، حدود 8-10 سال پیش، در رسانههای جمعی اطلاعاتی در مورد جذب دانشآموزان به جریانهای دینی خاص توسط برخی جوامع دینی یافت میشد. اما در سالهای اخیر، تقریباً چنین مواردی مشاهده نمیشود.
«به طور کلی، عناصر دینی در مؤسسات آموزشی عمدتاً میتوانند در سبک پوشش و رفتارهای دانشآموزان خود را نشان دهند. اما این نباید به معنای دور نگه داشتن کودکان از دین باشد. این بدان معنا نیست که دانشآموزان تمایل به رفتارهای منفی یا نامطلوب خواهند داشت. در مؤسسات آموزشی، قوانین رفتار اخلاقی، رشد روانی و مهارتهای اجتماعی آنها در چارچوب فرآیند آموزشی شکل میگیرد.
در نتیجه، در مورد عامل دین، به کودکان تا سن معینی - که میتواند 16 یا 18 سال باشد - باید امکان تصمیمگیری آزادانه داده شود. دقیقاً پس از رسیدن به آن سن، آنها باید خودشان تصمیم بگیرند که به کدام دین اعتقاد خواهند داشت یا اصلاً با اعتقاد دینی زندگی خواهند کرد یا خیر.»، کارشناس خاطرنشان کرد.

رامین نورعلیاف، دیگر کارشناس آموزشی نیز معتقد است که اجبار شهروندان، به ویژه خردسالان، به پذیرش اجباری هر دین یا فرقه دینی، و وادار کردن آنها به تعلق به آن از طریق فشار، از سوی دولت مطلقاً غیرقابل قبول است و مسئولیت مربوطه برای چنین مواردی پیشبینی شده است:
«دین تنها زمانی معنادار و ارزشمند است که انسان آن را داوطلبانه بپذیرد، دوست داشته باشد و خودش بخواهد که جزئی از آن باشد. مفهوم دینی که بر اجبار بنا شده باشد، صحیح نیست. اگر دین تبلیغ میشود، این باید به شکلی صحیح، کامل و قابل فهم انجام شود تا انسان ارزشهای آن دین را درک کند و سعی کند مطابق با این ارزشها زندگی کند. به ویژه، اجرای مناسک دینی در نتیجه فشارهای فیزیکی یا روانی اعمال شده بر کودکان در خانوادهها، به نظر من رویکرد درستی نیست.
ر. نورعلیاف همچنین خاطرنشان کرد که در مورد مسئله اجبار دانشآموزان به پوشیدن لباسهای دینی یا تلقین اجباری سبک زندگی دینی در مدارس متوسطه اجباری، خود دین اسلام چنین اجباری را نمیپذیرد.
«درک صحیح این ارزشها و زندگی داوطلبانه بر اساس آنها، صحیحترین راه است. اما اعمال اجباری هر قاعده دینی، چه به صورت پوشش و چه به صورت رفتار، میتواند بعدها به عواقب منفی جدیتری منجر شود. به عنوان مثال، اگر دانشآموزی که در سنین مدرسه با فشار والدین روسری میپوشد، ارزشهای دینی را آگاهانه درونی نکرده باشد، ممکن است در مقاطع بالاتر با مقایسه خود با جامعه، از این پوشش امتناع کند و این میتواند ناراحتی روانی ایجاد کند.»
کارشناس همچنین تأکید کرد که دین هم در خانواده و هم در جامعه باید بر روابط سالم بنا شود، و در روابط والدین و فرزندان نباید جایی برای خشونت و فشار باشد.