در آخرین جلسه کمیته علم و آموزش مجلس ملی، تهیه و ارائه قانون جدید "درباره آموزش" که چالشهای مدرن، دیجیتالیسازی، ادغام در فضای آموزشی بینالمللی و آزادیهای آکادمیک را در نظر میگیرد، به عنوان یکی از اولویتهای اصلی نشست بهار برجسته شده است. مشاهدات در حوزه آموزش نیز نشان میدهد که محیط آموزشی جهانی که به سرعت در حال تغییر است، تأثیر فناوریهای جدید بر فرآیند تدریس، و همچنین انطباق با رقابت بینالمللی، بهروزرسانی قوانین موجود را ضروری میسازد. در این زمینه، یکی از سوالات اصلی این است که قانون جدید "درباره آموزش" چه نوآوریها و تغییرات مشخصی را در خود جای خواهد داد و در کنار آن، چه مکانیسمهایی را در مدیریت سیستم آموزشی و تضمین کیفیت ارائه خواهد کرد.

واسیف قافاروف، عضو کمیته علم و آموزش مجلس ملی که در جلسه این کمیته با ابتکار تهیه و ارائه قانون جدید مذکور سخن میگفت، در اظهاراتی به Modern.az خاطرنشان کرد که قانون موجود عمدتاً بر مدل تدریس سنتی استوار است و مسائلی مانند سازماندهی تحقیقات علمی که به الزامات و چالشهای مدرن پاسخ دهد، به ویژه ماهیت مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا، دیجیتالیسازی، آزادیهای آکادمیک و ادغام در فضای آموزشی بینالمللی را به طور کامل پوشش نمیدهد.
«در شرایط کنونی، آموزش دکترا بیشتر بر رویکردی رسمی بنا شده و مدل نتیجهمحور متناسب با رقابت علمی جهانی شکل نگرفته است. این امر مستقیماً به خلاءها و ابهامات موجود در قانونگذاری مربوط میشود.»
نماینده مجلس خاطرنشان کرد که قانون جدید، در وهله اول، باید رویکرد به آموزش دکترا را به طور اساسی تغییر دهد:
«دکترا نباید تنها به عنوان مرحله درس، امتحان و ارزیابی رسمی شناخته شود، بلکه باید به عنوان یک فعالیت علمی-پژوهشی پاسخگوی چالشهای مدرن تلقی گردد و معیار اصلی ارزیابی آن باید نتایج علمی واقعی، مقالات منتشر شده در مجلات علمی بینالمللی، پروژههای تحقیقاتی و محصولات نوآورانه باشد. در عین حال، آزادیهای آکادمیک باید در سطح قانونگذاری تضمین شود و انتخاب موضوع توسط دانشجویان دکترا، اهمیت آنها، استقلال در انجام تحقیق و مسئولیت نهاد راهنمایی علمی باید به وضوح تنظیم گردد.
ضعف نهاد راهنمایی علمی در سیستم موجود نیز مشکلات جدی ایجاد میکند. راهنمایی همزمان تعداد زیادی دانشجوی دکترا توسط یک استاد راهنما نیز منجر به کاهش کیفیت میشود. قانون جدید باید چارچوب حقوقی مشخصی برای این مسئله ارائه دهد و تضمین کند که استاد راهنما نه تنها به صورت رسمی، بلکه در قبال نتایج علمی نیز مسئولیتپذیر باشد. به موازات آن، معتقدم که استقلال آکادمیک دانشگاهها باید گسترش یابد و وضعیت جداگانهای برای مؤسسات آموزش عالی پژوهشمحور تعیین شود.»
به گفته و. قافاروف، نکته مهم دیگر، ادغام بینالمللی است:
«قانون باید مبانی حقوقی برنامههای مشترک دکترا با دانشگاههای خارجی، دیپلمهای دوگانه و مکانیسمهای پایاننامه مشترک را ایجاد کند. این امر هم دسترسی دانشجویان دکترا به محیط علمی بینالمللی را تسهیل میکند و هم دیدگاه جهانی علم آذربایجان را افزایش میدهد. در حال حاضر، رسمی بودن بیشتر معیارهای کیفیت پایاننامهها و عدم توجه کافی به مسئله شناسایی در پایگاههای علمی بینالمللی نیز از جمله مشکلات اصلی است که باید برطرف شود.»
نماینده مجلس افزود که به طور کلی، تناقضات ایجاد شده در طول سالها در اجرای قانون موجود "درباره آموزش"، عدم قطعیت وضعیت حقوقی دکترا، ضعف مکانیسمهای تضمین کیفیت، عدم تحریک محیط علمی و مدل مدیریت متمرکز باید با قانون جدید برطرف شود:
«قانون باید به جای فرم، بر محتوا، به جای فرآیند، بر نتیجه و به جای رویکرد محلی، بر رقابت جهانی تمرکز کند. تنها در این صورت است که دکترای آذربایجان و به طور کلی سیستم آموزشی میتواند به الزامات دوران مدرن پاسخ دهد و به یک شرکتکننده واقعی در فضای علمی بینالمللی تبدیل شود.» - و. قافاروف خاطرنشان کرد.

الناره آکیموا، عضو کمیته علم و آموزش مجلس ملی، معتقد است که تعیین تهیه قانون جدید "درباره آموزش" به عنوان یکی از اولویتهای اصلی نشست بهار در جلسه کمیته، باید به عنوان گامی کاملاً موجه و به موقع ارزیابی شود.
«اگرچه قانون موجود "درباره آموزش" در زمان تصویب نقش مهمی در شکلگیری سیاست آموزشی کشور ایفا کرد، اما امروز در پاسخگویی به چالشهای مدرن در برخی مسائل با مشکل مواجه است. تغییرات ساختاری در حوزه آموزش، مدلهای جدید تدریس، نوآوریهای فناورانه و الزامات بازار کار، چارچوب حقوقی انعطافپذیرتر، روشنتر و آیندهنگرتری را میطلبد. در این معنا، تهیه قانون جدید تنها یک ضرورت هنجاری نیست، بلکه مسئلهای از توسعه استراتژیک است.»
«قانون جدید "درباره آموزش" در وهله اول باید گسترش آزادیهای آکادمیک و خودمختاری مؤسسات آموزشی را تضمین کند. به ویژه، تقویت استقلال آکادمیک، اداری و مالی مؤسسات آموزش عالی از نظر افزایش رقابتپذیری بینالمللی آنها حائز اهمیت است. شکلدهی انعطافپذیر برنامههای درسی دانشگاهها، تحریک فعالیتهای علمی-پژوهشی و بهکارگیری رویکردهای مدرن در مدیریت باید در سطح قانونگذاری حمایت شود.»
نماینده مجلس همچنین تأکید کرد که مسئله دیجیتالیسازی باید یکی از جهتگیریهای اصلی قانون جدید باشد:
«تعیین وضعیت حقوقی اشکال آموزش آنلاین و ترکیبی به وضوح، و تنظیم مکانیسمهای کیفیت و ارزیابی برای آموزش از راه دور، دیگر اجتنابناپذیر است. دوره پاندمی نشان داد که آموزش دیجیتال یک جایگزین نیست، بلکه جزء جداییناپذیر سیستم آموزشی مدرن است و این واقعیت باید در قانون منعکس شود.»
«ادغام در فضای آموزشی بینالمللی نیز از مسائلی است که نیازمند توجه ویژه است. به رسمیت شناختن متقابل دیپلمها، گسترش مبانی حقوقی برنامههای دیپلم مشترک و دوگانه، و سادهسازی مکانیسمهای همکاری نهادی با مؤسسات آموزش عالی خارجی به افزایش اعتبار بینالمللی آموزش آذربایجان کمک خواهد کرد.»
عضو مجلس ملی همچنین به اهمیت رفع برخی خلاءها و تناقضات ایجاد شده در طول سالها در اجرای قانون موجود در قانون جدید اشاره کرد:
«ناسازگاریها بین اسناد هنجاری-حقوقی، عدم وضوح کافی مکانیسمهای انتقال بین مقاطع تحصیلی، و رسمی بودن بیشتر خودمختاری در آموزش عالی، در عمل مشکلات جدی ایجاد میکند. علاوه بر این، تنظیمات حقوقی برای اشکال آموزش غیررسمی و نامنظم، و همچنین مکانیسمهای توسعه حرفهای معلمان، در سطح کافی نیست.»
«قانون جدید باید رویکرد دانشجو-محور را به عنوان اصل اساسی بپذیرد و شرایطی را برای تقویت وضعیت اجتماعی و حرفهای معلمان و افزایش پاسخگویی در قبال کیفیت آموزش فراهم آورد. تقویت ارتباطات بین سیستم آموزشی و بازار کار، و بهکارگیری مکانیسمهای تأمین مالی نتیجهمحور نیز از جمله نوآوریهای مهم است.»
«در نتیجه، قانون جدید "درباره آموزش" نباید صرفاً بهروزرسانی سند موجود باشد، بلکه باید بیان حقوقی یک رویکرد استراتژیک باشد که توسعه آینده کشور را تعیین میکند. این قانون باید به توسعه سرمایه انسانی، ترویج نوآوریها و کسب جایگاه شایسته آذربایجان در فضای آموزشی جهانی خدمت کند. سرمایهگذاری در آموزش، سرمایهگذاری در آینده است و قانون جدید باید این فلسفه را به طور کامل منعکس کند.»