حوادثی که در منطقه خاورمیانه و قفقاز جنوبی رخ میدهد، نشان میدهد که جنگها در سیستم روابط بینالملل اغلب جنبه آشکار فرآیندها هستند. در واقع، دلایل اصلی رویاروییهای ژئوپلیتیکی به عوامل سیاسی، اقتصادی و استراتژیک پنهان مربوط میشود. تنشهای جاری بین ایران، ایالات متحده و اسرائیل نیز محصول چنین بستر ژئوپلیتیکی پیچیدهای است. این رویارویی تنها به مسئله توازن نظامی محدود نمیشود، بلکه به مسیرهای انرژی، مناطق نفوذ منطقهای، رویاروییهای ایدئولوژیک و برنامههای استراتژیک قدرتهای بزرگ نیز مرتبط است.
در نظریه روابط بینالملل معاصر، این فرآیندها اغلب با اصطلاحاتی مانند «پویایی ژئوپلیتیکی پنهان»، «رقابت استراتژیک» و «سازوکارهای تأثیر نامتقارن» توضیح داده میشوند. در جنبه آشکار، موشکها، رزمایشهای نظامی، بیانیههای دیپلماتیک و تحریمها قرار دارند. در جنبه پنهان، برنامههای استراتژیک بلندمدت دولتهای بزرگ، مبارزه برای نفوذ منطقهای و منافع ژئواکونومیک جای میگیرند. رویارویی ایران با ایالات متحده و اسرائیل نیز جزء لاینفک این سیستم پیچیده است.
آذربایجان در این بستر دارای موقعیت ژئوپلیتیکی ویژهای است. آذربایجان، به عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه قفقاز جنوبی، کشوری است که سالها پیامدهای سنگین جنگ را تجربه کرده است. در اوایل دهه 1990، در نتیجه تجاوز نظامی ارمنستان علیه آذربایجان، تقریباً 20 درصد از خاک کشور تحت اشغال قرار گرفت. در طول این دوره اشغال، مناطق قرهباغ و زنگزور شرقی دچار فاجعه جدی انسانی و زیستمحیطی شدند.
سازمانهای بینالمللی، به ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد، در سال 1993 با تصویب قطعنامههای 822، 853، 874 و 884، خروج بیقید و شرط نیروهای ارمنستان از اراضی آذربایجان را خواستار شده بودند. اما برای سالهای طولانی، این قطعنامهها روی کاغذ باقی ماندند. در جنبه آشکار، بسیاری از کشورها حمایت خود را از تمامیت ارضی آذربایجان اعلام میکردند. اما در جنبه پنهان، منافع سیاسی و ژئوپلیتیکی مختلف مانع از حل این مشکل میشد.
آذربایجان با جنگ 44 روزه میهنی که در سال 2020 رخ داد، این وضعیت را به طور اساسی تغییر داد. در نتیجه عملیات نظامی موفقیتآمیز ارتش آذربایجان، سرزمینهای اشغالی آزاد شدند. این جنگ در تاریخ نظامی معاصر به عنوان نمونهای از جنگ با فناوری بالا ارزیابی میشود. به ویژه، استفاده از پهپادها و عملیات شبکهمحور نشاندهنده شکلگیری دکترین نظامی جدید بود.

پس از پیروزی 44 روزه، واقعیتهای ژئوپلیتیکی جدیدی در منطقه پدید آمد. این واقعیتها منجر به تغییراتی در سیاستهای بسیاری از دولتها و قدرتهای منطقهای شد. برخی از بازیگران ژئوپلیتیکی که سالها به صورت پنهان و نامرئی فعالیت میکردند، اکنون شروع به نمایش آشکار مواضع خود کردند. تقویت آذربایجان و ایجاد توازن سیاسی جدید در منطقه برای برخی نیروها غیرمنتظره بود.
از این منظر، قرار گرفتن عامل ایران در کانون توجه ویژه تصادفی نیست. جمهوری اسلامی ایران یکی از قدیمیترین دولتهای منطقه است و دارای جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی بزرگی است. سیستم سیاسی ایران بر مدل جمهوری تئوکراتیک استوار است و نهاد رهبر عالی دینی نقش مهمی در کشور ایفا میکند.
با این حال، روابط ایران با آذربایجان در طول تاریخ یکنواخت نبوده است. رهبر عالی دینی ایران و برخی محافل وابسته به او، سالها در پذیرش آذربایجان به عنوان یک دولت مستقل، به بیان ملایم، با دشواری مواجه بودهاند.
در عین حال، در دورهای که ارمنستان اراضی آذربایجان را اشغال کرده بود، موضع ایران نیز سوالات متعددی را برانگیخته بود. در مناطق اشغالی قرهباغ و زنگزور شرقی، غارت گسترده و فعالیتهای اقتصادی غیرقانونی انجام میشد. بناهای تاریخی و مذهبی تخریب میشدند و مساجد مورد هتک حرمت قرار میگرفتند. حقایق نگهداری خوک در برخی مساجد نیز توسط جامعه بینالمللی ثبت شده بود.
وضعیت متناقض این بود که ایران، که خود را کشوری مسلمان معرفی میکند، نه تنها واکنش جدی به این حوادث نشان نمیداد، بلکه از کنار آن مساجد با چشمپوشی عبور میکرد. همکاری اقتصادی و سیاسی با ارمنستان ادامه داشت. این امر منجر به بحثهای جدی در منطقه در مورد مسائل اصولگرایی دینی و سیاسی شده بود.

برخلاف این، آذربایجان موضعی وفادار به هنجارهای حقوق بینالملل از خود نشان داد. آذربایجان اجازه نداد که از خاک خود برای هیچ عملیات نظامی ایران استفاده شود. حتی با وجود فشارهای بینالمللی، آذربایجان به اصل همسایگی و ثبات منطقهای وفادار ماند.
دکترین سیاست خارجی آذربایجان بر اصول دیپلماسی متوازن استوار است. این اصل هم بر همکاری منطقهای و هم بر احترام به حقوق بینالملل بنا شده است. آذربایجان از یک سو با متحدان استراتژیک مانند ترکیه و پاکستان همکاری میکند و از سوی دیگر روابط خود را با آمریکا، اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بینالمللی توسعه میدهد.
در حال حاضر، تنش فزاینده بین ایران، ایالات متحده و اسرائیل فرآیندی خارج از اراده آذربایجان است. این رویارویی بیشتر به تغییر توازن استراتژیک در خاورمیانه مربوط میشود. تحریمهای اعمال شده توسط ایالات متحده علیه برنامه هستهای ایران، نگرانیهای امنیتی اسرائیل و سیاست نفوذ منطقهای ایران به عنوان دلایل اصلی این رویارویی ذکر میشوند. در پشت پرده، عوامل اصلی مانند چین و روسیه هنوز دیده نمیشوند.
با وجود همه اینها، آذربایجان در این مسئله همچنان موضعی مسئولانه از خود نشان میدهد. باکو بارها اعلام کرده است که گسترش جنگها در منطقه به نفع هیچکس نیست. اولویت اصلی آذربایجان صلح، ثبات و همکاری اقتصادی در منطقه است.
تاریخ نشان میدهد که سیاست نمونهوار در بلندمدت نتایج مؤثرتری به بار میآورد. آذربایجان در سالهای اخیر دقیقاً چنین نمونهای را شکل داده است. باکو هم در بسترهای دیپلماتیک و هم اقتصادی سیاست سازندهای را دنبال میکند.
شهر تبریز برای آذربایجان اهمیت معنوی و تاریخی ویژهای دارد. تبریز در طول تاریخ یکی از مراکز مهم فرهنگ آذربایجان بوده است. در قرون وسطی، تبریز به عنوان پایتخت دولت صفوی، به مرکز سیاسی و اقتصادی منطقه تبدیل شده بود.

امروزه نیز میلیونها آذربایجانی تبریز را مانند باکو، زادگاه خود میدانند. این شهر جایگاه ویژهای در تاریخ و فرهنگ آذربایجان دارد. نگرش مردم آذربایجان به تبریز نباید به عنوان احساساتگرایی تلقی شود. در اینجا تاریخ، فرهنگ، ایدئولوژی و منافع ژئوپلیتیکی به طور تنگاتنگی به هم مرتبط هستند.
در نتیجه، رویارویی بین ایران، ایالات متحده و اسرائیل تنها شامل فرآیندهای نظامی و دیپلماتیک آشکار نیست. در پشت این فرآیندها، عوامل ژئوپلیتیکی عمیقتر و پیچیدهتری قرار دارند. آذربایجان نیز در این وضعیت پیچیده با موضع متعادل و اصولی خود متمایز میشود.
تاریخ نشان میدهد که جنگها گذرا هستند، اما سیاست نمونهوار دولتها تأثیر بلندمدتی دارد. آذربایجان نیز با دنبال کردن چنین سیاستی، نشان میدهد که طرفدار ثبات و همکاری در منطقه است.
نباید فراموش کرد که آذربایجان با آمریکا متحد است، با اسرائیل دوست است، با ترکیه برادر بر اساس بیانیه شوشا است، و با ایران همسایه دوست است. آذربایجان نمیخواهد در هیچ کجای دنیا جنگی رخ دهد.
آذربایجان همچنین منافع خود را بیش از هر چیز دیگری میخواهد. در آذربایجان، تبریز را مانند باکو دوست دارند.
النور امیروف