اکنون همه با نارضایتی و عصبانیت از آنها صحبت می کنند. همه تیم ملی ترکیه را مانند تیم ملی آذربایجان می پذیرفتند. سال هاست که اینگونه است. در اینجا حس برادری بیش از عشق به فوتبال حاکم بود.
تیم ملی ترکیه این عشق و این اعتماد را در آمریکا از دست داد. البته، شکست صاحب ندارد. اگر پیروز می شدند، امروز صحبت های کاملاً متفاوتی در جریان بود. مسئله در باختن نیست، بلکه در چگونگی باختن و آنچه در زمین نشان می دهند است.
تیم ملی ترکیه نتوانست در آمریکا فوتبال بازی کند. با ظاهری مانند ضعیف ترین تیم، با سرافکندگی خارج شد و مانند عروسی که سرش تراشیده شده به خانه فرستاده شد. این یک ناامیدی بزرگ برای همه ماست. تیم ملی ترکیه انتظارات ما را در اقیانوس آرام غرق کرد.
![]()
آذربایجان سال هاست که طرفدار تیم ملی ترکیه است. به همین دلیل حق اعتراض داریم. ما از بیرون به تیم ملی ترکیه نگاه نمی کنیم، ما مردمی هستیم که به این تیم دل داده ایم. به همین دلیل از اینکه تیم ملی ترکیه نتوانست در آمریکا بازی کند، بسیار ناامیدیم.
جام جهانی اکنون در حال داغ شدن است. رقابت واقعی فوتبال اکنون آغاز می شود. در چنین لحظه ای ترکیه در خانه است. تیم ملی ترکیه مانند ما جلوی تلویزیون خواهد نشست. در حالی که میلیون ها نفر می خواستند آن را در زمین ببینند.
وقتی این ناکارآمدی را می بینیم، ناخودآگاه به یاد تیم ملی ترکیه سال ها پیش می افتیم. به یاد تیمی که شینول گونش رهبری می کرد. در آن تیم سیستم و انضباط وجود داشت. هر فوتبالیست می دانست چه کاری باید انجام دهد. هوش جمعی وجود داشت، تیم از افراد قوی تر بود. احساسات، شخصیت، مبارزه مرگ و زندگی وجود داشت.
دقیقاً تحت رهبری شینول گونش، تیم ملی ترکیه در جام جهانی 2002 با کسب مقام سوم، یکی از بزرگترین موفقیت های تاریخ خود را به دست آورد.
![]()
جای شینول گونش خالی است. اکنون در تیم ملی ترکیه مدیریت تیمی واحد در زمین دیده نمی شود. متأسفانه، امروز به جای آن حملات تصادفی، بازی بدون برنامه و دفاع پراکنده دیدیم. فوتبال علاوه بر استعداد، به عقل نیز نیاز دارد. فوتبال ترکیه به شینول گونش نیاز دارد.
سرمربی تیم ملی ترکیه وینچنزو مونتلا ایتالیایی است. به خدا او را در زمین فوتبال ندیدیم. اثری از او، چهره تیم، و سبک بازی او وجود ندارد. حتی فلسفه فوتبالی که تیم ملی ترکیه بازی می کند نیز مشخص نیست.
خطرناک ترین نکته در جای دیگری است. فوتبال ترکیه در سال های اخیر شروع به پنهان شدن پشت استعدادهای فردی کرده است. همه از آردا گولر و یکی دو فوتبالیست دیگر صحبت می کنند. اما فوتبال بازی افراد نیست. فوتبال یک بازی جمعی است. وقتی تیم نباشد، استعدادها دیده نمی شوند. همانطور که همراه با تیم ملی ترکیه، آردا گولر و یکی دو فوتبالیست خوب دیگر نیز شرمنده شدند.
نمی خواهم روی بازیکنان خاصی تمرکز کنم. در فوتبال، نتیجه به افراد نوشته نمی شود، مهر خود را بر تیم می زند. مسئولیت این شکست تنها بر عهده بازیکنان در زمین نبود، بلکه بر عهده مدیریت، کادر فنی و برنامه ریزی بود.
فوتبال بزرگترین سیاست است. فوتبال ویترین کشور محسوب می شود. در جهان، مردم اغلب کشورها را با تیم های فوتبالشان می شناسند. بنابراین، ناکامی تیم ملی ترکیه در داخل استادیوم نماند، بلکه وجهه کشور را پایین آورد.
بازی ترکیه در آمریکا یک شکست عادی نبود. ترکیه به اعتبار فوتبالی خود ضربه زد. نتوانست انتظارات بزرگی را که در جامعه ورزشی جهان ایجاد کرده بود، برآورده کند. این سنگین ترین شکست است.
![]()
در هر شکست درسی نیز وجود دارد. فوتبال ترکیه باید دوباره به خود بازگردد. دخالت های سیاسی در فوتبال باید متوقف شود. دوباره باید سیستم ایجاد شود، روح تیمی باید ایجاد شود. فوتبال تصادفات را نمی بخشد.
پیراهن فوتبالیست امید، شادی و غرور میلیون ها نفر است. کسانی که آن پیراهن را می پوشند باید این را درک کنند.
وقتی ترکیه می بازد، چهره میلیون ها نفر در آذربایجان نیز خندان نیست.
دردناک ترین قسمت را می دانید چیست، روح ترکیه، روح ترک در زمین دیده نشد. ما بیشتر از این ناراحتیم.
نتیجه می تواند تغییر کند، اما بازگشت روح از دست رفته بسیار دشوار است.