۲۶ ژوئن - در روز نیروهای مسلح، همه به ارتش آذربایجان تبریک میگویند. مقدسترین درجه در این ارتش نه ژنرال است، نه سرهنگ، و نه سرباز... والاترین نام در این ارتش شهید است.
شهادت چنان اوجی است که در آن نه سن مهم است و نه درجه. در آن اوج تنها یک آرمان وجود دارد - وطن. عشق به وطن - یک ارزش ملی-معنوی است که قادر است زندگی و منافع شخصی خود را در راه مردم، ملت و خاک فدا کند. هزاران پسر ما که با قلب و روح خود وطن را دوست داشتند، بدون پلک زدن آماده بودند تا جان خود را در راه آذربایجان فدا کنند.
در تاریخ جنگهای اول و دوم قرهباغ، خانوادههایی هستند که نه یک، بلکه دو پسر خود را به خاک سپردند. مادرانی هستند که دو بار روسری سیاه بستند. پدرانی هستند که با همان اشک پشت تابوت دو پسر خود قدم زدند.
آنها کسانی هستند که سنگینترین بار آذربایجان را بر دوش کشیدند.
در جنگ اول قرهباغ، هزاران جوان جان خود را در راه تمامیت ارضی آذربایجان فدا کردند. درد آن دوران سالها ادامه داشت.
در جنگ میهنی سال ۲۰۲۰، فرزندان همان خانوادهها دوباره اسلحه به دست گرفتند.
گویی تاریخ برای بار دوم همان امتحان را به آنها داد...
وبسایت Modern.az مقالهای درباره برادران شهید ارائه میدهد:
برادران قاسموف...

حسنقلی قاسموف (حسن قورخماز)، یکی از فرزندان شجاع قوبادلی، از شهدای قهرمان جنگ اول قرهباغ بود. مسیر نبرد او از شوشا آغاز شد، در لاچین ادامه یافت و در قوبادلی به پایان رسید. مجرد بود. در نوار سبز رنگی که در زمان جنگ قرهباغ به پیشانی خود بسته بود، نوشته شده بود "حسن قورخماز". حسن قورخماز پس از مرگش - در سال ۱۹۹۴ - با نشان "پرچم آذربایجان" مفتخر شد.
پس از شهادت حسنقلی در قوبادلی، برادر کوچکترش فایق عهد کرد که انتقام او را بگیرد. به همین دلیل تصمیم گرفت نظامی شود. فایق نزدیک به ۳۰ سال قبل از جنگ میهنی در ارتش آذربایجان خدمت میکرد. هنگامی که جنگ میهنی آغاز شد، فایق قاسموف که از سمت منطقه فضولی به نبردها پیوست، در شب ۲۷ به ۲۸ سپتامبر در عملیات نظامی برای همان منطقه به شهادت رسید. سرهنگ دوم فایق قاسموف پس از مرگش به عنوان قهرمان جنگ میهنی شناخته شد.
لازم به ذکر است که از خانواده قاسموف، ۵ برادر برای قرهباغ جنگیدند: ۲ نفر شهید شدند، ۳ نفر جانباز...
سه برادر شهید از یک خانواده...

خانواده اصلانوف از جمله خانوادههایی هستند که در تاریخ شهادت آذربایجان کمتر نظیر دارند. حتی میتوان گفت که یکی از نادرترین خانوادههایی است که سه شهید از یک خانواده داده است.
سرنوشت خانواده اصلانوف از روستای شلی آغدام، از دردناکترین صفحات جنگ قرهباغ است. پدر کاظم اصلانوف چهار پسر خود - ودادی، خاقانی، حاصل و صبیق - را برای نبرد در راه وطن فرستاد. از این چهار برادر، سه نفر - ودادی، خاقانی و حاصل - به اوج شهادت رسیدند. خاقانی اصلانوف در ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ در نبردهای نجات غیرنظامیان در خوجالی قهرمانانه به شهادت رسید.
یک سال بعد - در ۲۳ ژوئیه ۱۹۹۳، در روز اشغال آغدام، برادران ودادی و حاصل اصلانوف نیز در دفاع از روستای شلی تا آخرین نفس جنگیدند و به شهادت رسیدند.
برادر چهارم، صبیق اصلانوف، اگرچه در نبردها به شدت مجروح شد، اما زنده ماند و جانباز شد. یک خانواده سه پسر خود را فدای وطن کرد.
نوادگان چوپان خانیش

سرنوشت برادران الگون و آلتای مولانوف در منطقه لریک، داستانی کاملاً متفاوت است.
الگون در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۰ در نبردهای جهت منطقه مسکونی آغجاکند در منطقه گورانبوی به شهادت رسید. الگون همچنین اولین شهید لریک در جنگ دوم قرهباغ بود.
در آن زمان، آلتای ۲۰ ساله که بیش از مدت خدمت سربازی خود خدمت میکرد، با وجود شنیدن خبر شهادت برادرش، برای تنها نگذاشتن همرزمانش، در مراسم تشییع الگون شرکت نکرد.
اگرچه به او برای تشییع مرخصی دادند، آلتای این پیشنهاد را رد کرد.
یک ماه پس از مرگ برادرش، آلتای نیز خود به اوج شهادت رسید. او در نبردهای برای فضولی به شهادت رسید. هر دو برادر در لریک در کنار هم دفن شدند.
برادران شهید الگون و آلتای مولانوف، نوادگان مرحوم خانیش شاهیاف هستند که از لریک بود و زمانی به دلیل دوستی شخصی با رهبر ملی حیدر علیاف، به عنوان "چوپان خانیش" شناخته میشد.
داستان ایمان و بهرام

یکی از تأثیرگذارترین داستانهای جنگ میهنی مربوط به برادران ایمان و بهرام محمدزاده است. هنگامی که جنگ میهنی آغاز شد، به برادران گفتند که یکی از شما میتواند در جبهه عقب بماند و دیگری به جبهه جلو برود. هر دو برادر این پیشنهاد را رد کردند. سپس به برادران اطلاع داده شد که هر دو میتوانید در جبهه عقب بمانید. آنها این پیشنهاد را نیز رد کردند.
محمدزادهها خط مقدم را انتخاب کردند و گفتند: "یا با هم برمیگردیم، یا با هم شهید میشویم."
برادران به قول خود عمل کردند. هر دو برادر در یک نبرد به شهادت رسیدند.
در ۲ نوامبر، در نبرد در جهت شهرک قرمزیبازار خوجاوند، ۱۱ نفر از ۱۴ نفر پرسنل به شهادت رسیدند و ۳ نفر مجروح شدند... برادران ایمان و بهرام محمدزاده نیز در میان شهدا بودند.
برادران دوقلو – برادران شهید

ناظر و تاجر اللهوردیافها برادران دوقلویی بودند که جان خود را در راه استقلال و تمامیت ارضی آذربایجان فدا کردند. دو پسر از یک خانواده...
دو برادر که با گرمای یک کانون بزرگ شدند، یک نان را تقسیم کردند، با یک آرزو زندگی کردند...
آنها در کودکی شاید در یک حیاط فوتبال بازی کردند، در یک مسیر مدرسه قدم زدند. اگرچه زندگی آنها را در دورههای مختلف به چالش کشید، اما سرنوشت برای هر دو یک مأموریت مقدس نوشت - محافظت از وطن.
برادران دوقلو از منطقه آغدام - ناظر و تاجر اللهوردیافها در اکتبر ۲۰۲۰ به شهادت رسیدند. در ۲۲ اکتبر، یک گلوله خمپاره به آنها اصابت کرد و هر دو جان خود را از دست دادند. به هر دو مدال "برای وطن" و "برای آزادسازی خوجاوند" اهدا شد.
جاوید و چنگیز محمدوفها

سرنوشت برادران جاوید و چنگیز محمدوف از روستای ینیآباد شمکیر نیز از دردناکترین صفحات جنگ میهنی است. هر دو نظامی حرفهای بودند. برادر بزرگتر جاوید در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۰ در نبردهای جهت سوگووشان به شهادت رسید. تنها چند روز بعد، در ۱ اکتبر، برادر کوچکترش چنگیز نیز در نبردهای جهت موروو-سوگووشان قهرمانانه به شهادت رسید.
سخنان فایا محمدووا، مادر شهدا، که گفت: "مرا بیفرزند گذاشتند، اما بیوطن نگذاشتند"، نه تنها درد یک خانواده، بلکه درد و غرور تمام آذربایجان را بیان میکند. هر دو برادر سرپرست خانواده بودند. هر یک از آنها دو فرزند را به وطن امانت گذاشتند.
برادر بزرگتر جاوید با مدالهای "برای وطن"، "برای خدمات نظامی"، "برای آزادسازی سوگووشان" و "برای آزادسازی لاچین"، و برادر کوچکتر چنگیز محمدوف با مدالهای "برای وطن"، "برای خدمات نظامی"، "جنگجوی شجاع" و "برای آزادسازی کلبجر" مفتخر شدند.
در سپتامبر ۲۰۲۳، یک اتفاق بسیار خوشحالکننده رخ داد: خواهر و برادر دوقلوی برادران چنگیز و جاوید محمدوف به دنیا آمدند. نوزادان تازه متولد شده حسین و زهرا نامگذاری شدند.
برادران مینگهچویری

مینگهچویر نیز شهری است که برادران شهید در آن آرمیدهاند. برادران علی و اسلام احمدوف در اولین روز جنگ میهنی برای یک آرمان مشترک به نبرد پرداختند. اگرچه آنها در جهات مختلف میجنگیدند، اما سرنوشت هر دو را در یک روز - ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۰ - در اوج شهادت به هم رساند. یکی در جهت ترتر-آغدره، و دیگری در جهت سوگووشان تا آخرین نفس برای وطن جنگید. یکی ۲۷ ساله و دیگری ۲۶ ساله بود. یکی نامزد داشت و دیگری مجرد بود.
مادر سوینج که فرزندانش را بدون پدر بزرگ کرده بود، برای عروسی علی آماده میشد. از دست دادن دو پسر در یک روز برای یک مادر شاید دردی نباشد که با کلمات بیان شود. اما مادر سوینج علاوه بر اشک، غرور نیز داشت. زیرا او اگرچه پسرانش را از دست داد، اما با خون آنها دو فرزند قهرمان به تاریخ آزادی وطن بخشید.
آرزوهای ناتمام علی و اسلام امروز در پرچم سه رنگ ما که در آسمان قرهباغ آزاد به اهتزاز درآمده است، زندگی میکند.
برادران نیروهای ویژه

برادران قهرمان ماسالی - نورلان و اینتیقام عسگروفها ثابت کردند که عشق به وطن قویتر از برادری خونی است. آنها در روستای ویلش ماسالی به دنیا آمدند و بزرگ شدند. هر دو گروهبان نیروهای ویژه بودند. برادر کوچکتر نورلان در نبردهای آوریل ۲۰۱۶ در جهت روستای تالیش، تعداد زیادی از نیروهای دشمن را نابود کرد. این جنگجوی ۲۱ ساله در مقابل چشمان برادرش اینتیقام به شهادت رسید. این برادر بزرگتر اینتیقام بود که جسد او را زیر رگبار گلوله از میدان نبرد بر دوش خود بیرون آورد.
اینتیقام آن روز برادرش را به خاک سپرد، اما در قلب خود سوگند یاد کرد - نبرد ناتمام نورلان را ادامه خواهد داد. چهار سال بعد، در جنگ میهنی، در مسیر پیروزی به شوشا، او هم انتقام برادرش و هم تمام شهدای ما را گرفت و خود نیز به اوج شهادت رسید. اکنون نورلان و اینتیقام در سایه یک آرمان، یک پرچم، برای همیشه به هم پیوستهاند.
در خانواده عسگروف، دختر اینتیقام که در ۳۰ سالگی به شهادت رسید، به نام نور بزرگ میشود. به افتخار عمویش نورلان، شهید آوریل، نام او را نور گذاشتند.
این داستانها نه تنها سرنوشت چند خانواده، بلکه سرنوشت ملت آذربایجان است.
امروز هر جا سرباز آذربایجانی را ببینیم، با احترام و تکریم به او نگاه میکنیم.
زیرا میدانیم که پشت یونیفرم سرباز، امانت هزاران شهید ایستاده است.
و در آن امانت، داستانهای برادران شهید نیز وجود دارد.
۲۶ ژوئن - روز نیروهای مسلح همچنین روزی است برای گرامیداشت یاد مقدس ودادی، خاقانی، حاصل، ناظر، تاجر، جاوید، چنگیز، الگون، آلتای، علی، اسلام و تمام برادران شهیدی که جان خود را در راه وطن فدا کردند.
افغان قافارلی