در ۲۸ فوریه، ایالات متحده و اسرائیل عملیات نظامی در ایران را آغاز کردند. در نتیجه حملات، رهبر عالی کشور، علی خامنهای، کشته شد. رهبران وزارت دفاع ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ستاد کل نیروهای مسلح و شورای عالی دفاع نیز کشته شدند. در پاسخ، ایران به پایگاههای نظامی ایالات متحده در خلیج فارس حمله کرد.
امروز سومین روز جنگ است. در نتیجه جنگ، ۴ نظامی آمریکایی کشته شدند. علاوه بر این، ۵۵۵ نفر از سوی ایران کشته شدند.
جالب است بدانیم، جنگ چگونه بر مردم عادی ساکن در اسرائیل تأثیر میگذارد؟
Modern.az برای کسب اطلاعات در این باره با روزنامهنگار اسرائیلی ایگور ریتپل تماس گرفت.
این روزنامهنگار در اظهارات خود به وبسایت ما بیان کرد که جنگ اسرائیل و ایران مردم عادی را نگران کرده است:
“درگیری بین ایران و اسرائیل عمدتاً در زندگی روزمره مردم عادی احساس میشود. مردم بیش از محاسبات ژئوپلیتیکی، به امنیت، ثبات و امکان کار کردن، تحصیل و بزرگ کردن خانوادههایشان در صلح میاندیشند. فشار بر زیرساختها نیز افزایش مییابد. اگرچه نهادهای دولتی تلاش میکنند تا برق، آب و ارتباطات را به طور بیوقفه تأمین کنند، اما خطر قطعیهای موقت همچنان باقی است. هرگونه تشدید تنش، طبیعتاً بلافاصله بر حس ثبات تأثیر میگذارد”.

این روزنامهنگار اسرائیلی تأکید کرد که اگر وضعیت بدتر شود، مدارس و دانشگاهها ممکن است به آموزش از راه دور روی آورند:
“این امر بار اضافی برای خانوادهها ایجاد کرده و بر روند آموزش تأثیر میگذارد. اقتصاد نیز به سرعت به وقایع واکنش نشان میدهد. قیمت سوخت و کالاهای وارداتی ممکن است افزایش یابد. با این حال، بازارها محتاطتر عمل میکنند و سرمایهگذاران ممکن است فعالیت خود را کاهش دهند. عدم قطعیت همیشه نوسانات را افزایش میدهد.
در حوزه امنیت، معمولاً حضور نهادهای انتظامی و نیروهای امنیتی تقویت میشود، اقدامات نظارتی اضافی اعمال شده و اطلاعات به طور منظم به عموم مردم ارائه میشود.
روحیه عمومی اغلب علاوه بر نگرانی، حس وحدت را نیز منعکس میکند. برخی از موضع سختگیرانه حمایت میکنند، در حالی که برخی دیگر بر اهمیت راهحلهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش درگیری تأکید دارند.
در مجموع، انتظار مردم یک چیز است: ثبات و بازگشت هرچه سریعتر به زندگی عادی”.
این روزنامهنگار افزود که این مسئله تنها درگیری بین دو کشور نیست، بلکه یک مشکل استراتژیک و بنیادی مربوط به آینده سیستم امنیتی منطقهای گستردهتر است:
“از منظر سطح دولتی و فرآیندهای عمیقتر، این مسئله به سطح امنیت منطقهای میرسد. تعادل در نتیجه سیاستهای ایران به طور جدی مختل شده است.
صحبت از رژیمی است که توسط بخش بزرگی از منطقه و همچنین محافل خاصی از جامعه بینالمللی مدرن پذیرفته نشده است. این عامل مستقیماً بر امنیت عمومی تأثیر میگذارد و اعتماد متقابل را تضعیف میکند.
حمله انجام شده توسط اسرائیل در چارچوب حقوق بینالملل به عنوان یک اقدام پیشگیرانه ارائه میشود. زیرا هنجارهای حقوق بینالملل در مواردی که یک دولت تهدیدی مستقیم و واقعی برای امنیت دیگری ایجاد میکند، اقدامات پیشگیرانه را مجاز میداند.
همانطور که مشخص است، طرف ایرانی بارها به صراحت قصد خود را برای از بین بردن اسرائیل اعلام کرده است. چنین اظهاراتی علاوه بر افزایش تنش در منطقه، تعادل امنیتی را به وضعیتی حساستر میکشاند. بنابراین، این مسئله تنها درگیری بین دو کشور نیست، بلکه به یک مشکل استراتژیک و بنیادی مربوط به آینده سیستم امنیتی منطقهای گستردهتر تبدیل میشود”.