Modern.az

ژنرال آذربایجانی شاه ایران: عباس قره‌باغی که سقوط پهلوی را اعلام کرد، که بود؟

ژنرال آذربایجانی شاه ایران: عباس قره‌باغی که سقوط پهلوی را اعلام کرد، که بود؟

Reportaj

امروز, 08:00

ژنرال آذربایجانی‌تبار عباس قره‌باغی یکی از بحث‌برانگیزترین و متناقض‌ترین نظامیان تاریخ ایران در قرن بیستم محسوب می‌شود. او در دوران حکومت محمدرضا پهلوی (۱۹۴۱-۱۹۷۹) به بالاترین رده‌های ارتش ایران رسید، فرمانده کل ژاندارمری، وزیر کشور و در نهایت، آخرین رئیس ستاد کل ارتش سلطنت بود.

عباس قره‌باغی آخرین نظامی در ایران است که درجه ارتشبد (ژنرال چهار ستاره) را داشت.

نام عباس قره‌باغی مستقیماً با اعلام کناره‌گیری ارتش از درگیری‌های سیاسی و اعلام «بی‌طرفی» در آخرین روز سلطنت ایران در فوریه ۱۹۷۹ مرتبط است. این تصمیم یکی از رویدادهای تعیین‌کننده‌ای محسوب می‌شود که عملاً به پایان رژیم شاه منجر شد.  

از یک سو، او به عنوان یک نظامی وفادار به سلطنت شناخته می‌شد، اما از سوی دیگر، با امضای اعلامیه «بی‌طرفی» ارتش، به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی که سقوط سلسله پهلوی را محقق کرد و زمینه را برای به قدرت رسیدن رژیم جدید فراهم آورد، در یادها مانده است. عباس قره‌باغی که هم مورد انتقاد شدید طرفداران شاه و هم انقلابیون اسلامی قرار گرفت، نمونه‌ای از رهبری است که در میان واقعیت‌های قرن بیستم، بین حرفه‌ای‌گری نظامی و هرج و مرج سیاسی گرفتار شده بود.

فرزند خانواده‌ای که از قره‌باغ به تبریز رفت

قابل توجه‌ترین اطلاعات درباره ریشه عباس قره‌باغی در خاطرات خودش است.

قره‌باغی می‌نوشت که اجدادش از منطقه قره‌باغ آذربایجان به تبریز مهاجرت کرده‌اند. به گفته او، این مهاجرت پس از جنگ‌های ایران و روسیه رخ داده و خانواده در تبریز ساکن شده‌اند. خود او در محله قره‌باغی‌های تبریز به دنیا آمده است.

سکونت خانواده در تبریز تصادفی نبود. جنگ‌های روسیه و ایران در قرن نوزدهم و به دنبال آن، الحاق بخش شمالی آذربایجان به امپراتوری روسیه، جریان مهاجرت جمعیت از قفقاز جنوبی به شمال ایران را تسریع کرده بود.

عباس قره‌باغی هرگز ریشه آذربایجانی خود را پنهان نکرد. منابع خارجی نیز اشاره می‌کنند که او فارسی را با لهجه قوی ترکی آذربایجانی صحبت می‌کرد. در مطالبی که بر اساس مطبوعات ایران در مورد وقایع سال ۱۹۷۹ منتشر شده، به طور خاص بر افسر آذربایجانی بودن او تأکید شده است.

پدرش تاجر، برادرانش نظامی

پدر قره‌باغی تاجری به نام میرزا کریم بود. بر اساس اطلاعاتی که از خاطرات خودش گرفته شده، پدرش در سال ۱۹۳۰ درگذشت. عباس یکی از سه پسر خانواده بود.

ورود عباس قره‌باغی به عرصه نظامی تصادفی نبود. در خانواده او، خدمت نظامی به یک سنت جدی تبدیل شده بود. برادر بزرگترش، جواد قره‌باغی، نظامی بود که تا درجه سرلشکری در ارتش ایران پیش رفت. برادر دیگرش، رضا قره‌باغی نیز نظامی بود و در نبردهای با نیروهای بارزانی که کردها در منطقه اشنویه در شمال غرب ایران متحد شده بودند، کشته شد. این اطلاعات در مواد بیوگرافیک خاطرات خود عباس قره‌باغی آمده است.


از مدرسه نظامی تبریز تا حلقه نزدیکان شاه

عباس میرزا کریم اوغلو قره‌باغی در سال ۱۹۱۸ در شهر تبریز به دنیا آمد.

پس از تحصیلات ابتدایی، وارد مدرسه رشدیه در تبریز شد. اما در سال ۱۹۳۴ از آن مدرسه جدا شد و به مدرسه نظامی تبریز رفت و در سال ۱۹۳۶ از آنجا فارغ‌التحصیل شد.

سپس وارد دانشکده افسری در تهران شد.

این مرحله نقطه عطف مهمی در زندگی عباس قره‌باغی بود. زیرا در میان هم‌دوره‌ای‌های او، افرادی بودند که در آینده به مناصب عالی در سیستم امنیتی و نظامی ایران خواهند رسید.

یکی از برجسته‌ترین نام‌ها، حسین فردوست بود.

حسین فردوست که قره‌باغی با او دوستی داشت، بعدها به یکی از افراد مورد اعتماد در حلقه نزدیکان شاه، افسر عالی‌رتبه گارد محافظ شاه و شخصیتی مهم مرتبط با سیستم ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت ملی ایران) - معاون رئیس آن - تبدیل شد.

عباس قره‌باغی دقیقاً در مدرسه نظامی وارد حلقه ولیعهد محمدرضا پهلوی شده بود. در مواد بیوگرافیک او نیز اشاره شده است که او برای مدتی به عنوان منشی مخصوص ولیعهد خدمت کرده است.

این یکی از عواملی بود که نقش مهمی در آینده شغلی او ایفا کرد.

از سال ۱۹۳۸ در صفوف ارتش


عباس قره‌باغی در سال ۱۹۳۸ با درجه ستوان در ارتش ایران شروع به خدمت کرد. آن زمان دورانی بود که ارتش پهلوی در حال بازسازی و متمرکز شدن بود.

در مرحله بعدی، حرفه او به ویژه با گارد شاهنشاهی گره خورد.

در اوایل دهه ۱۹۴۰، او در سازماندهی گارد شاهنشاهی شرکت کرد. سپس به همراه حسین فردوست، یکی از افسران اصلی بود که در تشکیل گارد ویژه برای حفاظت از کاخ‌های شاه شرکت داشت.

این خدمت، نزدیکی او به دربار شاه را بیش از پیش تقویت کرد.

فقط نظامی نبود: تحصیلات حقوقی داشت

یکی از ویژگی‌های متمایز کننده حرفه عباس قره‌باغی این است که او تنها به تحصیلات نظامی اکتفا نکرد.

او علاوه بر خدمت نظامی، در دانشگاه تهران نیز حقوق خواند و مدرک کارشناسی حقوق گرفت.

سپس او را برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستادند.

در فرانسه ابتدا تخصص نظامی را گذراند و سپس در پاریس حقوق خواند. منابع ایرانی گزارش می‌دهند که عباس قره‌باغی در سال ۱۹۵۳ دکترای حقوق خود را از دانشگاه پاریس دریافت کرد. علاوه بر این، او در مؤسسات آموزش نظامی فرانسه در دوره‌های عالی ستاد و جنگ تحصیل کرده بود.

این تحصیلات به او امکان داد تا در آینده هم در مناصب نظامی و هم در مناصب اداری و سیاسی پیشرفت کند.

صعود سریع: از فرماندهی لشکر تا ریاست ستاد کل

حرفه عباس قره‌باغی به ویژه در دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ به سرعت پیشرفت کرد.

او در ساختارهای مختلف ستادی و عملیاتی کار کرد، مناصب رهبری در مؤسسات آموزش نظامی داشت، و فرمانده لشکرهای پیاده و گارد شد.

از اواسط دهه ۱۹۶۰، او دیگر یکی از عالی‌رتبه‌ترین فرماندهان ارتش ایران بود.

در سال ۱۹۶۸، عباس قره‌باغی رئیس ستاد نیروی زمینی شد و تا سال ۱۹۷۲ در این سمت باقی ماند. در آن دوره، او به درجه سرلشکری ارتقا یافت.

اما در اوایل دهه ۷۰، در حرفه این ژنرال آذربایجانی یک درگیری جدی نیز به وجود آمد.


درگیری با فرمانده و عقب‌نشینی موقت

یک اپیزود جالب در حرفه قره‌باغی، روابط او با غلامعلی اویسی، فرمانده وقت نیروی زمینی است.

در سال‌های ۱۹۷۲-۱۹۷۳، بین این دو ژنرال اختلاف نظر به وجود آمد. در نتیجه، عباس قره‌باغی از سمت معاون فرمانده نیروی زمینی برکنار شد و به فرماندهی سپاه غرب در کرمانشاه منصوب شد. سپس برای مدتی از خدمت نظامی کنار گذاشته شد.

اما روابط قدیمی او دوباره مانع از نابودی کامل حرفه نظامی‌اش شد. بر اساس اطلاعات منابع ایرانی، دقیقاً دخالت حسین فردوست (دوست نزدیک و محرم مورد اعتماد محمدرضا پهلوی، رئیس اداره اطلاعات ویژه شاه) نقش مهمی در بازگشت ژنرال عباس قره‌باغی به سیستم نظامی ایفا کرد.

این حادثه تصویری از شخصیت قره‌باغی نیز ارائه می‌دهد: او نه تنها با استعداد نظامی خود، بلکه با روابط شخصی خود در دربار و میان نظامیان عالی‌رتبه، موقعیت خود را در سیستم حفظ می‌کرد.

فرمانده کل ژاندارمری

در سال ۱۹۷۴، عباس قره‌باغی به فرماندهی کل ژاندارمری ایران منصوب شد.

این یک سمت بسیار مهم بود.

زیرا ژاندارمری ایران تنها یک نیروی پلیس عادی نبود. این نیروها نقش مهمی در تأمین امنیت در مناطق خارج از شهرها، حفاظت از مرزها و حفظ ثبات سیاسی کشور ایفا می‌کردند.

در سال ۱۹۷۵، به او درجه ارتشبد - ژنرال ارتش - که یکی از بالاترین درجات ارتش ایران بود، اعطا شد.

بدین ترتیب، در اواسط دهه ۱۹۷۰، قره‌باغی دیگر یکی از قدرتمندترین چهره‌های نظامی ایران بود.

ژنرال عباس قره‌باغی تا سال ۱۹۷۸ در سمت فرمانده کل ژاندارمری ایران باقی ماند.

نفوذ قره‌باغی: نزدیک به شاه یا...

همانطور که در بالا اشاره کردیم، منابع ایرانی عباس قره‌باغی را به عنوان یک ژنرال بحث‌برانگیز توصیف می‌کنند. منابع در مورد نفوذ او در حکومت ایران کاملاً هم‌نظر نیستند.

از یک سو، او ژنرالی بود که وارد حلقه نزدیکان شاه شده و سال‌ها به دربار خدمت کرده بود.

از سوی دیگر، برخی منابع اشاره می‌کنند که او مانند سایر ژنرال‌ها کورکورانه به دربار وابسته نبود، بلکه افسری با توانایی‌های مانور اداری و سیاسی بیشتری بود.

تصادفی نیست که در مواد دیپلماتیک و اطلاعاتی آمریکا که قبل از انقلاب ۱۹۷۹ منتشر شد، قره‌باغی به عنوان یکی از عالی‌رتبه‌ترین چهره‌های نظامی ایران توصیف شده بود.

در ژانویه ۱۹۷۹، «واشنگتن پست» او را به عنوان «عالی‌رتبه‌ترین مقام نظامی» ایران معرفی کرد. این روزنامه نوشت که قره‌باغی بیانیه‌ای صادر کرده که ارتش از دولت مشروطه - یعنی دولت آخرین نخست‌وزیر، شاپور بختیار - حمایت خواهد کرد.

این واقعیت نشان می‌دهد که قره‌باغی در آن روزها چقدر وزن سیاسی و نظامی بزرگی داشت.

سال ۱۹۷۸: ژنرال وارد سیاست می‌شود


در سال ۱۹۷۸، بحران سیاسی در ایران به حدی غیرقابل کنترل رسیده بود.

اعتراضات گسترش می‌یافت، اعتصابات زندگی اقتصادی کشور را فلج می‌کرد، و نارضایتی علیه ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت ملی ایران) و رژیم شاه افزایش می‌یافت.

در این مرحله، ژنرال عباس قره‌باغی دیگر تنها به عنوان یک نظامی، بلکه به عنوان یک چهره مورد استفاده در مدیریت سیاسی نیز تبدیل شد.

در تابستان ۱۹۷۸، او از سمت فرمانده کل ژاندارمری ایران برکنار شد و به عنوان وزیر کشور منصوب شد.

او ابتدا در دولت جعفر شریف‌امامی (۱۹۷۸) و سپس در دولت نظامی ژنرال غلامرضا ازهاری (۱۹۷۸) این سمت را بر عهده داشت.

در این دوره، به عنوان وزیر کشور، قره‌باغی دو وظیفه داشت:
- حفظ نظم عمومی و سیاسی در کشور؛
- جلوگیری از فروپاشی رژیم شاه.

اما سیر حوادث نشان داد که دیگر با اقدامات سرکوبگرانه نمی‌توان وضعیت را تثبیت کرد.

ژنرال قره‌باغی فرماندهی ارتش را بر عهده می‌گیرد 

ژنرال ارتش ایران و سی و نهمین نخست‌وزیر کشور، غلامرضا ازهاری، که از نوامبر تا دسامبر ۱۹۷۸ رهبری دولت نظامی را بر عهده داشت، نتوانست بحران سیاسی را متوقف کند.

در اوایل ژانویه ۱۹۷۹، شاپور بختیار چهل و یکمین نخست‌وزیر ایران شد.

ژنرال عباس قره‌باغی نیز در ژانویه ۱۹۷۹ توسط شاه محمدرضا پهلوی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران - عملاً فرمانده کل ارتش - منصوب شد.

این انتصاب اوج حرفه نظامی یک ترک آذربایجانی بود که به بالاترین سطح در ایران رسیده بود.

او دیگر عالی‌رتبه‌ترین افسری بود که مسئول هماهنگی تمام ساختارهای اصلی نظامی ارتش شاه بود.

انتصاب عباس قره‌باغی به سمت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران همزمان با اوج‌گیری بحران سیاسی در کشور بود. دو مرکز سیاسی برای قدرت شکل گرفته بود: دولت شاپور بختیار که به شاه وفادار بود و جنبش مخالف خمینی.

عباس قره‌باغی بین این دو نیرو گرفتار شده بود.

۲۲ ژانویه: قره‌باغی هنوز از سلطنت دفاع می‌کرد

بسیاری از کارشناسان خارجی می‌گویند که ارزیابی سرنوشت بعدی قره‌باغی تنها با توجه به وقایع ۱۱ فوریه (سقوط شاه) صحیح نیست.

زیرا در ۲۲ ژانویه، او به عنوان فرمانده به صراحت اعلام کرده بود که نیروهای مسلح ایران از دولت مشروطه حمایت خواهند کرد.

«واشنگتن پست» در آن زمان اظهارات او را به عنوان حمایت از دولت شاپور بختیار ارزیابی کرد. در عین حال، ژنرال قره‌باغی تأکید کرده بود که نظامیان کودتا نخواهند کرد.

اما کمی بعد، حوادث به سرعت تغییر کرد و ژنرال قره‌باغی مجبور شد به گونه‌ای دیگر عمل کند.

عامل هایزر

در ژانویه ۱۹۷۹، ژنرال رابرت هایزر آمریکایی به تهران آمد.

مأموریت او بعدها به یکی از بحث‌برانگیزترین مسائل مربوط به انقلاب ایران تبدیل شد.

هایزر با ژنرال‌های عالی‌رتبه ایران دیدار کرد و سعی داشت آنها را از کودتای نظامی منصرف کرده و انتقال سیاسی را مدیریت کند.

قره‌باغی یکی از ژنرال‌های اصلی بود که مستقیماً با هایزر در ارتباط بود. مطبوعات آمریکا در ژانویه ۱۹۷۹ نوشتند که عباس قره‌باغی نقش مهمی در مذاکرات بین نماینده ژنرال هایزر با نخست‌وزیر شاپور بختیار و انقلابیون جنبش خمینی ایفا می‌کند.

اما در اینجا باید به یک نکته اشاره کرد: هیچ مدرکی در منابع وجود ندارد که قره‌باغی از قبل با آمریکا برای به قدرت رسیدن خمینی توافق کرده باشد.

محمدرضا پهلوی بعدها معتقد بود که قره‌باغی در برقراری ارتباط بین هایزر و مهدی بازرگان، نماینده خمینی، شرکت داشته و بر عدم دخالت ارتش در این روند تأثیر گذاشته است.

البته این موضع شاه است و ادعایی است که بحث جدی ایجاد می‌کند.

مهمترین تصمیم زندگی عباس قره‌باغی

سرانجام، ۱۱ فوریه ۱۹۷۹...

در تهران، شکاف بین واحدهای نظامی آشکارا دیده می‌شد.

بخشی از نیروهای نظامی به دولت و بخش دیگر به انقلابیون وابسته بودند. نمایش وفاداری گروهی از پرسنل فنی نیروی هوایی به خمینی و به دنبال آن درگیری‌های مسلحانه، بحران درونی ارتش را عمیق‌تر کرده بود.

در آن روزها، عباس قره‌باغی فرماندهی عالی نظامی را به جلسه فراخواند. مسئله اصلی در جلسه این بود:

آیا ارتش باید به مبارزه در کنار دولت ادامه دهد یا از این روند کناره‌گیری کند؟

در نتیجه، در پایان جلسه‌ای که با حضور ۲۲ نظامی عالی‌رتبه برگزار شد، ژنرال قره‌باغی ارتش را «بی‌طرف» اعلام کرد.

ماهیت این تصمیم، امتناع از دفاع از دولت یا سلطنت بود.

مطبوعات آمریکا در آن روز این را پایان سلطنت ارزیابی کردند. «واشنگتن پست» نوشت که پس از توقف حمایت فرماندهان عالی‌رتبه نظامی از دولت، رژیم شاه عملاً سقوط کرد.

به همین دلیل، در تاریخ‌نگاری ایران چنین دیدگاهی شکل گرفته است:

اعلام «بی‌طرفی» ارتش توسط ژنرال عباس قره‌باغی، آخرین ستون سلطنت ایران را نیز از بین برد.


آیا قره‌باغی به شاه خیانت کرده بود؟

تحلیلگران خارجی می‌نویسند که پاسخ به این سؤال با یک جمله ممکن نیست.

سرسخت‌ترین منتقدان قره‌باغی او را «ژنرالی که به شاه خیانت کرد» می‌دانند.

به ویژه در خاطرات طرفداران شاه، عباس قره‌باغی متهم به عدم استفاده از قدرت ارتش و توقف دفاع از سلطنت است.

اما توضیح خود قره‌باغی کاملاً متفاوت بود.

او بعدها نوشت که درگیر شدن ارتش در درگیری‌های سیاسی در شهرها می‌توانست به خونریزی گسترده منجر شود.

منطق او چنین بود:

- اگر ارتش می‌جنگید، جنگ داخلی می‌توانست آغاز شود.
- اگر ارتش بی‌طرف می‌ماند، انتقال مسالمت‌آمیز قدرت سیاسی ممکن می‌شد.

عباس قره‌باغی در خاطرات خود، خود را نه ژنرالی که به شاه خیانت کرده، بلکه نظامی‌ای معرفی کرده است که از گسترش بیشتر درگیری و خونریزی زیاد جلوگیری کرده است.

او در کتاب خود با عنوان «حقایقی درباره بحران ایران» که در سال ۱۹۸۳ نوشت، دقیقاً از همین موضع دفاع می‌کرد.

برخی از مورخان می‌گویند که دفاع قره‌باغی بر اساس استدلال ضعیفی استوار است.

یعنی هرچند تصمیم او با انگیزه‌های انسانی توضیح داده شود، اما نتیجه سیاسی آن بسیار روشن بود: سقوط سلطنت پهلوی.

اما بسیاری از کارشناسان نقش قره‌باغی در تاریخ ایران را تنها به عنوان «طرفدار شاه» یا «طرفدار انقلاب» صحیح نمی‌دانند. به استدلال آنها، قره‌باغی بیشتر به عنوان یک نظامی عالی‌رتبه دیده می‌شود که تا آخرین لحظه در رژیم شاه باقی ماند، اما تصمیم گرفت که سیستم دیگر نمی‌تواند از طریق نظامی نجات یابد.


چرا خمینی او را اعدام نکرد؟

این یکی از مرموزترین بخش‌های بیوگرافی عباس قره‌باغی است.

پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از ژنرال‌های عالی‌رتبه رژیم پهلوی دستگیر و اعدام شدند.

اما عباس قره‌باغی برای مدت طولانی بدون دستگیری باقی ماند و سرانجام توانست از ایران فرار کند. زنده ماندن او پس از انقلاب یک واقعیت جالب است. 

برخی از کارشناسان می‌گویند که زنده ماندن قره‌باغی سؤال بسیار جدی ایجاد می‌کند: چرا آخرین رئیس ستاد کل شاه اعدام نشد؟

پاسخ قطعی به این سؤال وجود ندارد.

برخی از کارشناسان توضیح می‌دهند که این به دلیل تضمین بی‌طرفی ارتش توسط او در ۱۱ فوریه است.

به عبارت دیگر، ادعا می‌شود که تصمیم قره‌باغی به حکومت جدید کمک کرد تا تهران را بدون مقاومت نظامی مسلحانه تصرف کند.

در برخی منابع حتی ادعا می‌شود که او با طرف خمینی ارتباط داشته است. اما از آنجا که بخشی از این ادعاها از جدال‌های سیاسی بعدی نشأت می‌گیرد، پذیرش آنها به عنوان یک واقعیت تأیید شده صحیح نخواهد بود.

۱۴ ماه پنهان شد

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، عباس قره‌باغی برای مدتی در تهران پنهان شد.

منابع ایرانی گزارش می‌دهند که او ۱۴ ماه در مکان‌های مختلف پنهان زندگی کرد و سپس با گذرنامه جعلی از فرودگاه مهرآباد کشور را ترک کرد.

بدین ترتیب، عباس قره‌باغی که زمانی یکی از قدرتمندترین ژنرال‌های ایران بود، مجبور شد مخفیانه از کشور خارج شود.

آخرین مقصد او فرانسه بود.

پاریس: زندگی آرام در تبعید و اعضای خانواده

قره‌باغی بقیه عمر خود را در پاریس گذراند.

او در ۱۳ اکتبر ۲۰۰۰ در پاریس بر اثر بیماری سرطان درگذشت. از نوشته روی سنگ قبرش پیداست که او در سن ۸۲ سالگی درگذشته است.


قره‌باغی در گورستان معروف پر-لاشز در پاریس به خاک سپرده شد.

روی سنگ قبر او نوشته شده است که او ژنرال ارتش ایران و افسر بزرگ «نشان لژیون دونور» (Legion d'Honneur) - بالاترین نشان نظامی و مدنی فرانسه - بوده است.

اما خانواده و فرزندان او چه کسانی بودند؟

اطلاعات در این زمینه در منابع اینترنتی بسیار کم است. اما یک منبع بسیار ارزشمند وجود دارد: آگهی ترحیم قره‌باغی که در اکتبر ۲۰۰۰ در روزنامه فرانسوی «لوموند» منتشر شد.

در آن آگهی ترحیم، اعضای خانواده عباس قره‌باغی با نام‌های مشخص ذکر شده‌اند:

همسر - رخشاندا قره‌باغی (۱۹۳۱-۲۰۱۷)؛

دختران - مینو قره‌باغی-بچور؛ نینو قره‌باغی، میترا قره‌باغی-دیلماقانی.

در زمان انتشار آگهی ترحیم، نام یک نوه نیز ذکر شده است - کیارش بچور.
همچنین نام همسران دو دختر، رؤوف بچور و هرمز دیلماقانی نیز ذکر شده است.

این یک سند آرشیوی جدی است که تأیید می‌کند قره‌باغی حداقل سه دختر داشته است.

اطلاعات گسترده‌ای درباره محل زندگی و فعالیت‌های عمومی فرزندان عباس قره‌باغی در حال حاضر وجود ندارد، زیرا اعضای خانواده او عمدتاً شخصیت‌های عمومی-سیاسی نیستند و به همین دلیل، اطلاعات دیگری در منابع باز یافت نمی‌شود.

وضعیت ویژه قره‌باغی در فرانسه و دو کتاب او

نکته جالب این است که قره‌باغی در فرانسه به عنوان یک ژنرال سابق تبعیدی عادی زندگی نکرد.

او افسر بزرگ «نشان لژیون دونور» عالی‌رتبه دولت فرانسه بود. در آرشیو گورستان پر-لاشز نیز این وضعیت او ذکر شده است.

یکی از ارزشمندترین میراث‌های عباس قره‌باغی برای مورخان، خاطرات اوست.

کتاب او با عنوان «حقایقی درباره بحران ایران» که در سال ۱۹۸۳ نوشت، دیدگاه او درباره وقایع سال‌های ۱۹۷۸-۱۹۷۹ است.

مهمترین ویژگی این کتاب این است که قره‌باغی در آن سقوط شاه، شکاف در ارتش، اختلافات بین ژنرال‌های عالی‌رتبه، موضع دولت آخرین نخست‌وزیر شاپور بختیار، مذاکرات با نمایندگان جنبش خمینی، و بی‌طرفی ارتش را از دیدگاه خود توضیح می‌دهد.

او به ویژه شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر رژیم شاه را به عنوان یکی از افراد مسئول اصلی در سقوط سلطنت معرفی می‌کند.

در کتاب دوم خود با عنوان «چه شد که چنین شد؟» که در سال ۱۹۹۹ نوشت، قره‌باغی سعی کرده است به وقایع سال ۱۹۷۹ از زاویه دید گسترده‌تری نگاه کند.

این دو اثر به این دلیل بسیار ارزشمند هستند که صحبت از خاطرات شخصی است که در بطن حوادث بوده و در آن دوره در بالاترین رده ارتش قرار داشته است.


اما مورخان اشاره می‌کنند که خاطرات قره‌باغی نیز مانند سایر خاطرات، موضع شخصی نویسنده است و ممکن است تمام واقعیت را منعکس نکند.

عباس قره‌باغی افسری حرفه‌ای بود که به بالاترین لایه‌های نخبگان نظامی-بوروکراتیک دولت پهلوی ایران رسید. نام او مستقیماً با واقعه ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ مرتبط است. در این تاریخ، ارتش ایران بی‌طرفی خود را در درگیری سیاسی اعلام کرد. در نتیجه، سلطنت پهلوی عملاً سقوط کرد.

به همین دلیل، دو ارزیابی کاملاً متضاد درباره قره‌باغی وجود دارد.

از دیدگاه طرفداران شاه، او «عالی‌رتبه‌ترین ژنرال رژیم پهلوی بود، اما در لحظه آخر از سلطنت دفاع نکرد».

از دیدگاه خود قره‌باغی، «ارتش دیگر نمی‌توانست کشور را نجات دهد؛ بی‌طرفی از یک جنگ داخلی بزرگتر جلوگیری کرد».

پارادوکس اصلی که بیوگرافی عباس قره‌باغی را جالب می‌کند، دقیقاً همین است: ارتشی که توسط ژنرال وفادار شاه رهبری می‌شد، از دفاع از سلطنت کناره‌گیری کرد.

بدین ترتیب، اوج حرفه شخصی او به نقطه اوج سقوط سیاسی دولت پهلوی تبدیل شد.

ا. قفارلی

Telegram
Hadisələri anında izləyin!
Keçid et
Ukraynadan ard-arda ağır ZƏRBƏLƏR - Moskva vuruldu