کشف گورهای دسته جمعی که گمان می رود متعلق به افراد مفقود شده در جنگ اول قره باغ باشد، در مناطق آزاد شده ادامه دارد.
بر اساس آخرین اطلاعات، تعداد این گورهای دسته جمعی تا 30 اوت 2026 به 32 مورد رسیده است. در نتیجه آزمایشات مولکولی-ژنتیکی بر روی بقایای استخراج شده از گورها، هویت 327 نفر از افراد مفقود شده تا 30 ژوئن 2026 مشخص شده و بقایای 226 نفر از آنها به خانواده هایشان تحویل داده شده است.
یکی از حقایق قابل توجه، گور دسته جمعی کشف شده در روستای ادیلی در منطقه خوجاوند است. در سال 2022، پرونده جنایی در این خصوص در دادستانی نظامی آغاز شد.
اکنون مسئله ای که جامعه را نگران کرده این است که آیا پرونده های جنایی در رابطه با گورهای دسته جمعی کشف شده باز می شود و آیا افراد مرتکب این جنایت می توانند بر اساس کنوانسیون های بین المللی مسئول شناخته شوند.

کامران بایراموف، نماینده مجلس ملی، در اظهاراتی به Modern.az گفت که کشف گورهای دسته جمعی مربوط به جنگ اول قره باغ در مناطق آزاد شده، علاوه بر اینکه یک مسئله بشردوستانه است، یک فرآیند پیچیده است که پیامدهای حقوقی در سطح قوانین ملی و حقوق بین الملل دارد.
به گفته این نماینده، چنین حقایقی را می توان نه به عنوان جنایات خانگی فردی، بلکه به عنوان بخشی از جنایاتی که ماهیت گسترده و سیستماتیک دارند، مورد ارزیابی حقوقی قرار داد.
ک. بایراموف اظهار داشت که مفاد مربوط به جنایات علیه صلح و بشریت و نقض قوانین و آداب جنگ که در قانون جزایی آذربایجان پیش بینی شده است، امکان بررسی موارد مرگ و میر جداگانه را در قالب اپیزودهای مختلف در چارچوب یک پرونده جنایی واحد فراهم می کند.
به گفته این نماینده، هر گور و بقایای انسانی جدیدی که در چارچوب تحقیقات دادستانی کل کشف می شود، می تواند نه به عنوان یک پرونده جنایی جداگانه، بلکه به عنوان یک اپیزود جدید یا مدرک در پرونده جنایی موجود ارزیابی شود.
بایراموف این را با ضرورت بررسی کشته شدن قربانیان در یک دوره تاریخی و شرایط مشابه، و همچنین ارتباطات احتمالی بین حقایق توضیح داد.

تحقیقات در چند مرحله انجام می شود
کامران بایراموف اظهار داشت که بررسی چنین مواردی مستلزم یک رویه چند مرحله ای است.
به گفته وی، در مرحله اول، پس از تامین امنیت منطقه، از جمله پاکسازی مین، محل حادثه با حضور کارکنان دادستانی، کارشناسان پزشکی قانونی، باستان شناسان و ژنتیک شناسان مورد بازرسی قرار می گیرد.
مرزهای گورستان مشخص می شود، لایه های خاک به طور سیستماتیک بررسی می شوند، محل قرارگیری بقایای انسانی کشف شده و سایر شواهد مادی مستند می شود و عکس و فیلم گرفته می شود.
در مرحله دوم، نبش قبر و آزمایشات آزمایشگاهی بقایای انسانی انجام می شود. از طریق آزمایشات فیزیکی-انسان شناسی و سایر آزمایشات، جنسیت، سن تقریبی و سایر شاخص های قربانیان، و همچنین مکانیسم و علل احتمالی مرگ بررسی می شود. به موازات آن، پروفایل های DNA استخراج می شود.
در مرحله سوم، پروفایل های DNA به دست آمده با اطلاعات ژنتیکی که قبلاً از بستگان نزدیک افراد مفقود شده جمع آوری شده بود، مقایسه می شود. در صورت تطابق، هویت تایید می شود.
این نماینده خاطرنشان کرد که به موازات آن، اظهارات شاهدان، اسناد آرشیوی، نقشه های توپوگرافی و اطلاعات به دست آمده از نظامیان سابق نیز با سایر شواهد مقایسه می شود.
به گفته بایراموف، شواهد جمع آوری شده در چارچوب یک تحقیق واحد، از جمله اطلاعات مربوط به محل استقرار واحدهای نظامی مربوطه، افراد صادرکننده دستور و فرماندهان کنترل کننده منطقه، می تواند مبنای حقوقی برای بررسی مسئله مسئولیت کیفری افراد خاص ایجاد کند.
این نماینده معتقد است که در صورت تشکیل مبنای حقوقی و شواهد کافی، این مواد می تواند در آینده مبنایی برای طرح مسئله مسئولیت در دادگاه های ملی یا مراجع حقوقی بین المللی مربوطه باشد.

علی محمد نوریف، وکیل و رئیس بنیاد مطالعات قانون اساسی نیز نظرات خود را در این زمینه به اشتراک گذاشت.
علی محمد نوریف اظهار داشت که در اطلاعات رسمی منتشر شده، آمار کلی در مورد تعداد پرونده های جنایی که تحقیقات مقدماتی در مورد 32 گور دسته جمعی کشف شده انجام شده و اینکه این پرونده ها چند مورد جداگانه را پوشش می دهند، اعلام نشده است.
به گفته وی، به همین دلیل، بیان یک رقم مشخص صحیح نخواهد بود:
"هیچ تطابق مستقیمی بین تعداد گورهای دسته جمعی و تعداد پرونده های جنایی وجود ندارد. گور دسته جمعی محل کشف واقعی است، در حالی که پرونده جنایی یک رویه قضایی است. در یک گورستان ممکن است بقایای چندین یا ده ها نفر کشف شود و شرایط مرگ آنها می تواند در چارچوب یک پرونده جنایی واحد بررسی شود."
این وکیل خاطرنشان کرد که برعکس، یک پرونده جنایی می تواند شامل اقدامات متعددی باشد که در مکان های مختلف و در زمان های متفاوت رخ داده اند، اما از نظر واقعی و حقوقی به یکدیگر مرتبط هستند.
به گفته ا. نوریف، مفهوم "اپیزود جنایی" برای تمایز یک حادثه خاص یا بخش خاصی از اقدامات مرتبط با یکدیگر استفاده می شود و هر اپیزود به معنای یک پرونده جنایی جداگانه نیست.
"یک پرونده جنایی می تواند شامل اپیزودهای متعددی باشد. از اطلاعات منتشر شده توسط دادستانی کل در مورد گورهای دسته جمعی جداگانه، به نظر می رسد که اقدامات رویه ای لازم و آزمایشات کارشناسی در مورد حقایق کشف شده انجام می شود و مواد جمع آوری شده به پرونده های جنایی در حال تحقیق اضافه می شود. در صورت وجود مبانی رویه ای، امکان ادغام پرونده های جنایی در یک رویه یا تفکیک بخش خاصی از آن به یک رویه جداگانه نیز وجود دارد."
علی محمد نوریف معتقد است که انتشار آمار کلی در مورد گورهای دسته جمعی برای عموم مفید خواهد بود.
به گفته وی، ارائه اطلاعات در مورد تعداد پرونده های جنایی که در مورد 32 گور دسته جمعی بررسی شده است، تعداد موارد مرگ که شرایط وقوع آنها مشخص شده است، تعداد افرادی که تحت تعقیب کیفری قرار گرفته اند و اینکه کدام حقایق در پرونده های ارسالی به دادگاه منعکس شده است، از نظر منافع عمومی حائز اهمیت است.
نوریف همچنین اظهار داشت که تحقیقات در این زمینه تحت نظارت ویژه دادستان کل است و یک گروه تحقیقاتی ویژه برای این منظور تشکیل شده است. به گفته وی، تحقیقات در سطح حرفه ای انجام می شود.

"هر مورد قربانی باید به طور جداگانه اثبات شود"
این وکیل تاکید کرد که هویت هر قربانی، واقعیت مرگ، علت و شرایط مرگ باید به صورت فردی مشخص و اثبات شود.
اما این به معنای انجام یک پرونده جنایی جداگانه برای هر قربانی نیست:
"به عنوان مثال، اگر بقایای 20 نفر از یک گور دسته جمعی استخراج شده باشد، این به طور خودکار شروع 20 پرونده جنایی را ایجاب نمی کند. اگر دلایلی وجود داشته باشد که کشته شدن این افراد با یک حادثه، توسط افراد یکسان یا با فعالیت گروه های مسلح مرتبط است، این حقایق می تواند در چارچوب یک پرونده جنایی در مورد قربانیان و اقدامات جداگانه بررسی شود."
به گفته نوریف، مسئله اصلی تعداد پرونده های جنایی نیست، بلکه اثبات جداگانه آنچه برای هر قربانی و هر مورد مرگ اتفاق افتاده است.
در طول تحقیقات، باید مشخص شود که فرد چه زمانی و در چه شرایطی مفقود شده است، آیا اسیر یا گروگان گرفته شده است، کجا نگهداری می شده است، چه زمانی و به چه دلیلی مرده یا کشته شده است.
این وکیل اظهار داشت که وجود یا عدم وجود علائم جنایت در مورد مرگ و در صورت وجود چنین علائمی، چه کسانی می توانند مسئولیت کیفری فردی را بر عهده بگیرند، نیز موضوع تحقیق است.

DNA فقط به سوال "این شخص کیست؟" پاسخ می دهد
علی محمد نوریف کشف گور دسته جمعی را نقطه شروع از نظر تحقیقات نامید.
به گفته وی، در مرحله اول، وضعیت محل حادثه به صورت رویه ای ثبت می شود، محل قرارگیری بقایای انسانی مستند می شود و نبش قبر انجام می شود. لباس ها، وسایل شخصی، قطعات گلوله و پرتابه، وسایل بسته بندی و سایر آثار مادی کشف شده همراه با بقایا جمع آوری و بررسی می شوند.
سپس، آزمایشات پزشکی قانونی، مولکولی-ژنتیکی و بسته به حقایق خاص، سایر آزمایشات انجام می شود. پروفایل های DNA به دست آمده از بقایای انسانی با نمونه های گرفته شده از بستگان نزدیک افراد مفقود شده مقایسه می شود.
"DNA می تواند به سوال "این شخص کیست؟" پاسخ دهد. اما به سوال اینکه چه کسی و در چه شرایطی او را کشته است، تحقیقات باید با شواهد پاسخ دهد. DNA هویت را مشخص می کند، اما نمی تواند به این سوال پاسخ دهد که در چه شرایطی و چگونه کشته شده است.
برای این منظور، بررسی اطلاعات قبلی در مورد مفقود شدن فرد، اسیر یا گروگان گرفته شدن او، محل نگهداری او، زمان و دلیل مرگ یا کشته شدن او، و اینکه کدام واحد نظامی یا گروه مسلح در آن دوره منطقه را کنترل می کرده است، لازم است.
اظهارات اسرای سابق و گروگان ها، اسناد آرشیوی و نظامی، دستورات، لیست ها، مواد عکس و ویدئو، نظرات کارشناسی و سایر شواهد به صورت متقابل بررسی می شوند.
تعیین وجود یا عدم وجود جراحات مختلف و علائم خشونت در بقایا از طریق آزمایش پزشکی قانونی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در صورت کشف چنین حقایقی، باید بر اساس شواهد، ارزیابی حقوقی از عمل انجام شود."

به گفته ا. نوریف، بسته به مبانی حقوقی مربوطه، می توان از قتل عمد، شکنجه، سلب آزادی غیرقانونی و سایر جنایات، و همچنین جنایات جنگی صحبت کرد.
وی افزود که در صورت وجود شواهد کافی، مسئولیت کیفری فردی افرادی که در سازماندهی جنایت شرکت داشته اند، دستور داده اند، کمک کرده اند و به اشکال دیگر شرکت داشته اند نیز باید بررسی شود.
"هر گور جدید نیز منبع جدیدی از شواهد است. می تواند یک واقعیت جنایی ناشناخته قبلی را آشکار کند یا شواهد جدیدی در مورد جنایتی که قبلاً در حال تحقیق است، ارائه دهد."
نوریف اظهار داشت که اگرچه تعیین هویت قربانی پاسخی است که خانواده ها برای دهه ها منتظر آن بوده اند، اما از نظر تحقیقات جنایی، سوالات پیچیده تری به دنبال آن مطرح می شود: اینکه فرد چگونه و توسط چه کسی کشته شده است، و چه کسانی مسئولیت فردی در اعمال جنایتکارانه را بر عهده دارند، باید با شواهد معتبر و قابل بررسی در دادگاه مشخص شود.