Modern.az

"با ما بدتر از خوک رفتار می‌کردند" - اسیر آذربایجانی روسیه را رسوا کرد

جهان

26 ژانویه 2026, 11:10

جنگ اوکراین ساختار واقعی ارتش روسیه و رویکرد آن به منابع انسانی را به وضوح آشکار کرده است. به ویژه، جذب شهروندان خارجی، مهاجران و افراد دارای موقعیت حقوقی ضعیف به ارتش روسیه دیگر از طریق یک مکانیسم ایدئولوژیک انجام نمی‌شود، بلکه از طریق یک مکانیسم اجتماعی و جنایی صورت می‌گیرد. این مکانیسم نه یک مدل ارتش مزدور کلاسیک است و نه یک شکل از خدمت نظامی منظم. این یک سیستم استثمار بدون راه خروج است که تحت عنوان قرارداد ایجاد شده است.

یکی از منابعی که به وضوح نحوه عملکرد این سیستم را نشان می‌دهد، مصاحبه‌های اسیران منتشر شده در نشریه «کی‌یف پست» است. داستان آذر ارزمان احمدوف، شهروند آذربایجانی، عناصر اصلی این مکانیسم را به وضوح نشان می‌دهد.

احمدوف امضای قرارداد با ارتش روسیه را به عنوان یک انتخاب داوطلبانه معرفی نمی‌کند. به گفته او، به دلیل سابقه جنایی‌اش، خانواده‌اش تحت فشار قرار گرفته‌اند، به طور منظم از آنها پول درخواست شده و هنگامی که به پلیس مراجعه کرده، عملاً ارتش به عنوان «راه خروج امن» به او نشان داده شده است. در این مرحله، نهادهای دولتی به بخشی از همان مکانیسم با نهاد نظامی تبدیل می‌شوند.

اولین واقعیتی که یک شهروند خارجی که با ارتش روسیه قرارداد می‌بندد با آن مواجه می‌شود، فقدان تضمین و اخاذی سیستماتیک است. (سرقت از مردم از طریق باج‌گیری)

«They didn’t give us anything. We had to buy food with our own money.» (آنها به ما هیچ چیز نمی‌دادند. مجبور بودیم غذا را با پول خودمان بخریم.)

حتی ابتدایی‌ترین تجهیزات نظامی نیز با پول فروخته می‌شود. «200,000 rubles for a bulletproof vest, 20,000 rubles for a radio.» (200 هزار روبل برای جلیقه ضد گلوله، 20 هزار روبل برای دستگاه ارتباطی.)

این اصل اساسی سیستم مزدور را نشان می‌دهد: ریسک بر عهده دولت است، اما هزینه را سرباز متحمل می‌شود. قرارداد به جای حمایت قانونی، وابستگی کامل ایجاد می‌کند. هیچ مکانیسم خروجی از قرارداد وجود ندارد. در عمل، این قرارداد تنها به دو طریق پایان می‌یابد: مرگ یا اسارت.

وحشیانه‌ترین جنبه این مکانیسم در میدان نبرد آشکار می‌شود. آنچه احمدوف توصیف می‌کند، یک اپیزود تصادفی نیست، بلکه یک رفتار ساختاری است.

«I saw so many young men, around 18–19 years old, all dead, already rotting. No one takes them.» (در جنگل پسران جوان زیادی در حدود 18-19 سال دیدم. همه مرده بودند، از قبل پوسیده بودند. هیچ کس آنها را برنمی‌داشت.)

این عبارت به وضوح بی‌ارزشی زندگی انسان را در ارتش روسیه نشان می‌دهد. عدم جمع‌آوری اجساد کشته‌شدگان تنها یک مشکل لجستیکی نیست. این یک مکانیسم بی‌مسئولیتی و فرار از پاسخگویی است. هرچه تلفات رسمی کمتری ثبت شود، مسئولیت سیاسی کمتری نیز ایجاد می‌شود.

رها شدن احمدوف توسط فرمانده با گفتن «بعداً برمی‌داریم» ویژگی دیگری از این سیستم را نشان می‌دهد: سرباز خارجی و قراردادی یک منبع قابل جایگزینی است. سرنوشت او برای ساختار اهمیتی ندارد.

«They treated us badly, worse than pigs.» (با ما بد رفتار کردند، بدتر از خوک‌ها.)

این جمله یک شکایت احساسی نیست، بلکه اعتراف به تفاوت وضعیت است. در ارتش منظم چنین سلسله مراتبی وجود دارد: پرسنل دائمی، سربازان وظیفه و خارجی‌های قراردادی. دسته آخر عملاً فاقد حقوق هستند.

این مکانیسم تنها به شهروندان آذربایجانی محدود نمی‌شود. همین مدل بر روی افرادی که از بوسنی، آسیای مرکزی، آفریقا و مناطق خود روسیه جذب می‌شوند، اعمال می‌گردد. وجه مشترک یکی است: ضعف اجتماعی، انزوای حقوقی و عدم وجود جایگزین.

پوشش ایدئولوژیک مکانیسم مزدور نیز جعلی است. در اینجا نه مفهوم «دنیای روس» و نه «دفاع از وطن» نقش واقعی ایفا نمی‌کند. احمدوف این را به وضوح اعتراف می‌کند.

«This war is wrong, a mistake. Boys, don’t come; everyone here is deceived.» (این جنگ اشتباه است، یک خطا است. بچه‌ها، نیایید؛ اینجا همه فریب خورده‌اند.)

این اعتراف ماهیت مکانیسم را خلاصه می‌کند: جذب با فریب، نگهداری با اجبار، نابودی با بی‌تفاوتی.

از نظر حقوقی، این افراد در وضعیت دشوارتری قرار می‌گیرند. طبق قوانین آذربایجان، شرکت در درگیری‌های مسلحانه خارجی یک جرم سنگین است و برای فعالیت مزدورانه، مجازات حبس طولانی‌مدت و در برخی موارد حبس ابد در نظر گرفته شده است. یعنی فردی که به ارتش روسیه می‌پیوندد، در یک خلاء حقوقی قرار می‌گیرد: برای روسیه یک منبع قابل جایگزینی است، اما برای آذربایجان یک مجرم.

بنابراین، مکانیسم مزدور در ارتش روسیه یک مدل نظامی کلاسیک نیست. این روشی برای مدیریت جنگ با استفاده از مواد انسانی است. در اینجا زندگی انسان ارزشی ندارد، تنها حساب تداوم وجود دارد. آنچه برای سیستم مهم است، ادامه نبرد است، نه سرنوشت رزمنده.

خطرناک‌ترین جنبه این مکانیسم این است که جنگ را از جبهه خارج کرده و به محیط اجتماعی گسترش می‌دهد. فقر، ترس و بی‌حقوقی به سلاح تبدیل می‌شوند. و این سلاح بیش از همه به ضعیف‌ترین‌ها ضربه می‌زند.

البای حسنلی،
زوریخ

Sizə yeni x var
Keçid et
Putin kəşfiyyata təcili ƏMR VERDİ - Türkiyəni kimlər qarışdırır?