یکی از فرآیندهای دیپلماتیک قابل توجه در قفقاز جنوبی در ماه های اخیر، سفر جودت یلماز، معاون رئیس جمهور ترکیه به ایروان بود. این سفر که در چارچوب اجلاس جامعه سیاسی اروپا انجام شد، به عنوان آغاز مرحله جدیدی در روابط ترکیه و ارمنستان ارزیابی می شود.
در این سفر، جودت یلماز با نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان و دیگر مقامات عالی رتبه دیدار کرد. طرفین در مورد ثبات منطقه ای، گشایش خطوط ارتباطی، همکاری اقتصادی و روند عادی سازی تبادل نظر کردند.
یکی از قابل توجه ترین نتایج دیدارهای ایروان، مربوط به پل آنی بود. نمایندگان ترکیه و ارمنستان یادداشت تفاهمی را برای بازسازی مشترک پل تاریخی آنی امضا کردند.
شامیل آیریم، نماینده حزب عدالت و توسعه حاکم در مجلس ملی کبیر ترکیه (TBMM) و رئیس گروه دوستی ترکیه و آذربایجان، در تفسیر سفر جودت یلماز، معاون رئیس جمهور ترکیه به ایروان و توافقات حاصله در آنجا به Modern.az گفت که حوادث اخیر نشان می دهد که روند عادی سازی روابط ترکیه و ارمنستان که سال ها به صورت کنترل شده و محتاطانه ادامه داشت، اکنون وارد مرحله جدیدی شده است:
"به ویژه، دیدارهای جودت یلماز، معاون رئیس جمهور ترکیه، با نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان و دیگر مقامات ارمنی در چارچوب اجلاس جامعه سیاسی اروپا در ایروان، و همچنین اقدامات فنی و نمادین انجام شده در مورد پل آنی، نه تنها به عنوان یک ژست دیپلماتیک، بلکه به عنوان اراده ای برای "دائمی کردن کانال های ارتباطی" ارزیابی می شود.
اما در اینجا یک نکته مهم وجود دارد: رویکرد آنکارا یک مدل "عادی سازی مستقل از آذربایجان" نیست. برعکس، این روند با هماهنگی باکو انجام می شود. برای ترکیه، مسئله فقط گشایش مرز ترکیه و ارمنستان نیست، بلکه ایجاد یک محیط ثبات پایدار در قفقاز جنوبی است. به همین دلیل، آنکارا به ویژه در پس زمینه واقعیت های ژئوپلیتیکی جدیدی که پس از جنگ دوم قره باغ ایجاد شده است، توجه ویژه ای به عدم اتخاذ سیاستی دارد که حساسیت های دولت رئیس جمهور الهام علی اف را در نظر نگیرد.
یکی از تزهای اصلی دیپلماسی ترکیه در سال های اخیر نیز چنین است: "روند عادی سازی بین ترکیه و ارمنستان را نمی توان از روند صلح بین آذربایجان و ارمنستان جدا دانست. آنکارا تاکید می کند که قصد دارد سیاست خود را در جهت تسریع عادی سازی در منطقه، گسترش همکاری های اقتصادی و تقویت تماس ها بین مردم ادامه دهد."

ش. آیریم تاکید کرد که منافع رسمی باکو به ویژه در چندین جهت اصلی در نظر گرفته می شود:
"این جهات شامل مسائلی مانند کریدور زنگزور و گشایش خطوط حمل و نقل منطقه ای، به رسمیت شناختن متقابل مرزها و مسئله تمامیت ارضی، امضای توافقنامه صلح، مسئله آذربایجان غربی و حقوق افراد اخراج شده، و ایجاد یک معماری امنیتی پایدار در منطقه است. توسعه روابط با سازمان کشورهای ترک و به طور کلی جهان ترک بر اساس مبانی محکم تر در چارچوب رویکرد "خانواده ما جهان ترک است" نیز یک نکته کلیدی است."
نماینده ترکیه توافق ترکیه و ارمنستان برای ساخت مشترک پل آنی را چنین تفسیر کرد:
"مسئله پل آنی از نظر نمادین توجه ویژه ای را به خود جلب می کند. زیرا این پل تنها یک نقطه عبور فیزیکی نیست، بلکه به معنای بازگشایی حافظه تاریخی، مسیرهای تجاری باستانی و موانع روانی برای بحث است. در قفقاز، گاهی اوقات یک پل می تواند معنای سیاسی بزرگتری نسبت به یک بیانیه دیپلماتیک داشته باشد. در مورد جنبه روسیه و ایران، واضح است که در اینجا محاسبات تعادل ژئوپلیتیکی گسترده تری وجود دارد."
نماینده ترکیه به منافع روسیه و ایران در این فرآیندها نیز اشاره کرد.
"قفقاز جنوبی سال ها تحت تأثیر امنیتی روسیه شکل گرفته است. اما پس از جنگ روسیه و اوکراین، تضعیف نسبی توانایی های مسکو در منطقه، خلاءهای سیاسی جدیدی ایجاد کرده است. ترکیه، اروپا و تا حدی ایالات متحده در تلاشند تا نفوذ دیپلماتیک خود را در منطقه افزایش دهند. ایران نیز به ویژه مذاکرات مربوط به کریدور زنگزور را از منظر خط استراتژیک شمال-جنوب خود با دقت دنبال می کند. زیرا مسیرهای حمل و نقل جدیدی که می توانند در منطقه شکل بگیرند، می توانند مستقیماً بر اهمیت ترانزیتی ایران تأثیر بگذارند. به همین دلیل، تهران با دقت تقویت بیش از حد تاندوم ترکیه و آذربایجان در منطقه را رصد می کند و هر از گاهی پیام های تندی می دهد. با این حال، سیاست فعلی آنکارا مستقیماً با هدف حذف روسیه و ایران از منطقه نیست. همانطور که بارها پس از جنگ دوم قره باغ تاکید شد، ترکیه اعلام می کند که طرفدار حل مشکلات منطقه توسط کشورهای منطقه است. هدف اصلی آنکارا بیشتر این است که سیستم ژئوپلیتیکی در منطقه را از یک مدل تک مرکزی خارج کرده و به یک پلتفرم همکاری چند بازیگری تبدیل کند. ترکیه در این چارچوب خود را به عنوان عضو ناتو، یکی از بازیگران اصلی سیاسی جهان ترک، مرکز اصلی مسیرهای انرژی و لجستیک، قدرتی با قابلیت های گفتگوی منطقه ای، و دولتی که خواهان تقویت بیشتر جهان ترک است، معرفی می کند."
شامیل آیریم خاطرنشان کرد که در مرکز همه این فرآیندها، هماهنگی باکو و آنکارا قرار دارد.
"زیرا برای ترکیه، سازگاری استراتژیک با آذربایجان تنها مسئله سود دیپلماتیک تاکتیکی نیست. اصل "یک ملت، دو دولت" دیگر فقط یک بیان برادری عاطفی نیست، بلکه به یک مدل ژئوپلیتیکی مشخص در سطح امنیت انرژی، حمل و نقل، دفاع و دیپلماسی منطقه ای تبدیل شده است. به طور خلاصه، ترکیه می خواهد سیاست عادی سازی کنترل شده ای را با ارمنستان دنبال کند، اما انجام این کار را بدون در نظر گرفتن حساسیت های امنیتی و سیاسی آذربایجان صحیح نمی داند. در حال حاضر، در قفقاز، همه طرف ها همزمان درها را باز می کنند و شطرنج سیاسی بازی می کنند. صراحتاً، ماهیت منطقه نیز همین است."
لازم به ذکر است که مرز ترکیه و ارمنستان در سال 1993 پس از اشغال اراضی آذربایجان توسط ارمنستان و اشغال کلبجر بسته شد. از آن زمان، روابط دیپلماتیک بین دو کشور عملاً در حالت یخ زده باقی مانده است. پل آنی نیز از لحاظ تاریخی یکی از نقاط مهم عبور و مرور و تجارت بین آناتولی و قفقاز جنوبی محسوب می شده است.