جنگ روسیه و اوکراین به عامل اصلی شکل دهنده مجدد معماری امنیت جهانی، تأثیر مستقیم بر سیستم اقتصادی بین المللی، بازارهای انرژی و توازن های ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. تا حد زیادی، دستور کار سیاسی جهان، مسیرهای انرژی، دکترین های دفاعی و اولویت های دیپلماتیک به سرنوشت این جنگ بستگی دارد.
به همین دلیل است که بخش بزرگی از ابتکارات بین المللی برای توقف جنگ بی نتیجه می ماند. دلیل آن این است که منافع ژئوپلیتیکی، مناطق نفوذ و محاسبات استراتژیک قدرت های بزرگ در اینجا با هم برخورد می کنند. در این برخورد، صلح بسیار دور به نظر می رسد. در چنین پیکربندی ژئوپلیتیکی پیچیده ای، تعداد بسترهای بی طرف، قابل اعتماد و مورد اعتماد هر دو طرف بسیار محدود است.
در روزهای اخیر، سفرهای جیحون بایراموف، وزیر امور خارجه آذربایجان، ابتدا به مسکو و سپس به کی یف، در همین زمینه توجه ویژه ای را به خود جلب کرده است. از نظر پروتکل دیپلماتیک، این توالی را می توان به عنوان نمایش دیگری از سیاست خارجی متعادل آذربایجان، دیپلماسی چندوجهی و پتانسیل میانجیگری آن ارزیابی کرد.
موضع آذربایجان اصولی و مبتنی بر حقوق بین الملل است. باکو رسماً به طور مداوم از تمامیت ارضی اوکراین حمایت می کند. در عین حال، روابط مشارکت استراتژیک خود را با روسیه حفظ می کند. حفظ تعادل بین این دو خط یکی از دشوارترین و در عین حال حرفه ای ترین سیاست ها در دیپلماسی مدرن محسوب می شود.
مزیت آذربایجان این است که خود نیز کشوری است که سال ها عواقب سنگین جنگ را تجربه کرده است. این کشور به مدت سی سال با اشغال، فاجعه انسانی، مشکل آوارگان اجباری و اعمال گزینشی حقوق بین الملل روبرو بوده است. آذربایجان که در سال 2020 و مراحل بعدی تمامیت ارضی خود را بازگرداند، مانند همیشه از صلح پایدار حمایت می کند. این موضع یک سرمایه سیاسی مهم است که مشروعیت بین المللی باکو را بیشتر تقویت می کند.
افزایش وزن دیپلماتیک آذربایجان در سال های اخیر را نمی توان یک فرآیند تصادفی دانست. در نتیجه سیاست خارجی عملگرایانه و چندوجهی که تحت رهبری رئیس جمهور الهام علی اف اجرا می شود، باکو موفق شده است به طور همزمان روابط قابل اعتمادی با مراکز ژئوپلیتیکی مختلف برقرار کند. امروز آذربایجان هم متحد ترکیه است، هم گفتگوی استراتژیک خود را با روسیه ادامه می دهد، هم شریک مهمی در امنیت انرژی اتحادیه اروپا است و هم همکاری خود را با ایالات متحده در زمینه های سیاسی و امنیتی توسعه می دهد.
یکی از عوامل مهمی که توانایی های دیپلماتیک آذربایجان را افزایش می دهد، نقش آن به عنوان یک هماهنگ کننده ژئوپلیتیکی بین منطقه ای است. باکو به یکی از مراکز اصلی حمل و نقل و انرژی در کل فضای اوراسیا تبدیل شده است. توسعه کریدور میانی، تقاطع مسیرهای حمل و نقل شرق-غرب و شمال-جنوب، و زنجیره لجستیکی که از طریق خزر شکل می گیرد، اهمیت ژئواستراتژیک آذربایجان را بیشتر افزایش می دهد.

در دیپلماسی انرژی نیز وزن آذربایجان در سال های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است. آذربایجان به عنوان یکی از شرکای اصلی در تنوع بخشیدن به امنیت انرژی اروپا پذیرفته شده است. به ویژه در بحبوحه بحران جهانی انرژی، کریدور گاز جنوبی به یک پروژه استراتژیک برای اروپا تبدیل شده است. این عامل توانایی های نفوذ سیاسی باکو را نیز گسترش می دهد.
آذربایجان در عین حال به عنوان لوکوموتیو فرآیندهای یکپارچگی در سازمان کشورهای ترک عمل می کند. تعمیق روابط سیاسی، اقتصادی و حمل و نقل با کشورهای آسیای مرکزی، گسترش همکاری های ترانس خزر نشان می دهد که باکو به مرکز هماهنگی ژئوپلیتیکی در جهان ترک تبدیل شده است.
نکته مهم دیگر، اعتمادی است که آذربایجان در دیپلماسی خاورمیانه و جهانی به دست آورده است. در سال های اخیر، ماهیت استراتژیک روابط اسرائیل و آذربایجان، و عقب نشینی مسئله به اصطلاح «نسل کشی ارامنه» از دستور کار محافل سیاسی اسرائیل در بحبوحه تعمیق همکاری های دوجانبه، به عنوان یکی از شاخص های واقعیت های ژئوپلیتیکی در حال تغییر در منطقه ارزیابی می شود. در عین حال، توانایی آذربایجان برای کار موازی با مراکز قدرت مختلف در بحبوحه حفظ گفتگو در خط آنکارا-مسکو، و محدود کردن رویارویی واشنگتن-تهران در مراحل خاص از طریق کانال های دیپلماتیک، انعطاف پذیری دیپلماتیک آن را نشان می دهد.
به همین دلیل، در محافل کارشناسی بین المللی در دوره اخیر، مأموریت میانجیگری بالقوه باکو بیشتر مورد بحث قرار می گیرد. حتی ادعاهایی وجود دارد که این عامل پشت پرده سفرهای رسمی اخیر بایراموف بوده است.
اینکه آذربایجان نه عضو ناتو است و نه در فضای CSTO قرار دارد، و در عین حال سیاست متعادلی بین غرب و شرق دنبال می کند، آن را به یک بستر دیپلماتیک منحصر به فرد تبدیل می کند.
مهمترین نکته این است که اهمیت بالای گفتگوی سیاسی مسکو و کی یف با باکو یک اتفاق تصادفی تلقی نمی شود. هر دو پایتخت تماس های فشرده خود را با رهبری آذربایجان ادامه می دهند. این نشان دهنده بالا بودن شاخص اعتماد بین المللی باکو است. در دیپلماسی، با ارزش ترین منبع اعتماد است و آذربایجان موفق شده است این سرمایه را در طول سالیان متمادی شکل دهد.
از این منظر، احتمال نشست نمایندگان روسیه و اوکراین پشت یک میز در باکو نسبت به سال های گذشته واقعی تر به نظر می رسد. برگزاری چنین دیداری تأییدی بر تبدیل شدن آذربایجان به یک نهاد میانجیگری بین المللی خواهد بود. این می تواند به عنوان یک نتیجه مهم از وزن ژئوپلیتیکی باکو، مکتب سیاست خارجی و مسیر دیپلماتیک مستقل آن در تاریخ ثبت شود.
واقعیت این است که آذربایجان کشوری نیست که حوادث را از بیرون تماشا کند. این کشور به بازیگری تبدیل شده است که توانایی تأثیرگذاری بر فرآیندهای منطقه ای و جهانی را افزایش داده و یک بستر گفتگوی قابل اعتماد بین مراکز قدرت مختلف ایجاد کرده است. اگر یکی از اولین گام های واقعی در مسیر صلح بین روسیه و اوکراین در باکو برداشته شود، این به معنای افزایش نفوذ بین المللی کل منطقه خواهد بود.
از چنین سناریویی، مسکو و کی یف به طور مستقیم، و به طور غیرمستقیم، تمام جهان سود خواهند برد. بزرگترین پیروزی دیپلماسی، توانایی ایجاد اعتماد برای صلح است. امروز، یکی از آدرس های اعتماد بدون شک باکو است.
النور امیروف